صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی
صفحه اصلی
بداء- تعدد اجل و مراتب علم حق تعالی چاپ ايميل
02 ارديبهشت 1398

الحديث الرابع و هو الرابع و ستون و ثلاث مائة

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ: مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً حَتَّى يَأْخُذَ عَلَيْهِ ثَلاثَ خِصَالٍ: الْإِقْرَارَ لَهُ بِالْعُبُودِيَّةِ، وَ خَلْعَ الْأَنْدَادِ، وَ أَنَّ اللَّهَ يُقَدِّمُ مَا يَشَاءُ وَ يُؤَخِّرُ مَا يَشَاءُ.

ترجمه: امام صادق علیه‌السلام فرمود: خدا هیچ پیامبرى را مبعوث نفرمود جز این‌كه سه خصلت را از او پیمان گرفت: 1- اقرار به بندگى خدا 2 كنار زدن شریك‌ها و مانندها براى خدا 3- اقرار به این‌كه خدا هر چه را خواهد مقدم دارد و هر چه را خواهد به تأخیر اندازد (و همین است معنى بدا و از این روایت اهمیت موضوع «بدا» معلوم مى‌شود، زیرا در ردیف خداپرستى و توحید قرار گرفته است.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب بداء چاپ ايميل
28 فروردين 1398

باب البداء

باب بداء، باب بیست و سوم از کتاب توحید که 17 حدیث دارد

و هو الباب الثالث و العشرون من كتاب التوحيد و فيه سبعة عشر حديثا

الحديث الاول و هو الحادى و الستون و ثلاث مائة

عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَحَدِهِمَا(ع) قَالَ: مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَئ مِثْلِ الْبَدَاءِ

ترجمه: زراة از یكى از دو امام (پنجم یا ششم) نقل می‌كند كه فرمود: خدا به چیزى چون بداء پرستش نشده است.

شرح مترجم: چنان‌که از ابواب سابق معلوم شد صفاتى را كه به خدای تعالى نسبت مى‌دهیم از لحاظ مفهوم و معنى با صفات مخلوق فرق دارد. علم خدا غیر از علم مخلوق است، دیدن و شنیدن و یكتا بودن و لطیف بودن و ظاهر بودن و قاهر بودن خدا غیر از این صفات مخلوقات است چنان‌که تمام این‌ها در ابواب گذشته خصوصاً در حدیث 317 توضیح داده شد، اكنون مى‌گوئیم بدا نیز چنین است، بدا نسبت به خدا غیر از بداى نسبت به مخلوق است و در هر یك معنى جداگانه اى دارد: بدا نسبت به مخلوق عبارت از این است كه شخصى نزد خود نقشه كارى را طرح كند و سود و زیان آن را بسنجد و چون جانب سود را ترجیح دهد در آن كار وارد شود و اقدام كند، ناگاه در وسط كار یا جلوتر و دنبال‌تر به جهتى متوجه شود كه قبلاً آن را نمى‌دانست و آن جهت زیان و آسیبى باشد كه از ناحیه آن كار وارد شود و چند برابر سودى باشد كه او خیال كرده بود، در آن‌جا دست از كار بكشد و بگوید: برایم بدا حاصل شد، پیداست كه چنین بدائى نسبت به خداى تبارك و تعالى محال است، خدا پیش از آفرینش مخلوق همه چیز را مى‌دانسته و سود و زیان هر چیز نزدش هویدا و آشكار بوده است، او هرگز چیزى خلق نمی‌كند و فرمانى نمی‌دهد كه بعداً پشیمان شود و منصرف گردد. چنان‌که امام صادق علیه‌السلام در حدیث 9 و 10 این باب به این معنى تصریح مى‌فرماید و اما بداء نسبت به خدا به این معنى است كه خدا چیزى را مطابق اوضاع و شرایطى مقرر دارد و سپس به‌واسطه تغییر اوضاع و شرایط آن را تغییر دهد و چون ما خدا را فعال مایشاء می‌دانیم و می‌دانیم كه او چه را مصلحت داند مى‌كند و هر روز در كار تازه‌ایست و او دست بسته و كنار نشسته نیست باید این تغییر را بدهد و از این جهت است كه عقیده به بدا در در روایت 3 و 12 و 13 این باب با اهمیت تلقى شده است.

دانشمندان اسلامى در معنى بداى خدا نسبت به مقام ثبوت نظرهاى مختلفى دارند:

میرداماد (ره) گوید: بدا در مقام قضا و جناب قدس حق و مفارقات محضه و متن دهر نیست بلكه در قدر و امتداد زمان است و شاگردش ملاصدرا (ره) هم از او تبعیت كرده است.

سید مرتصى (ره) فرموده است بدا همان نسخ در احكام است.

مجلسى (ره( قائل به لوح محفوظ و لوح محو و اثبات شده است.

ولى تمام این بزرگان این معنى را قبول دارند كه خدا آن‌چه را تغییر مى‌دهد پیش از آن‌كه چیزی را بیافریند مى‌دانسته است، یعنى او مى‌دانسته كه مثلاً در هزار سال بعد كودكى متولد مى‌شود كه عمرش را 50 سال مقرر مى‌دارد ولى آن كودك بزرگ مى‌شود و گناهانی كه موجب كوتاهى عمر است مانند قطع رحم انجام مى‌دهد و او عمرش را از 50 به 40 مى‌آورد و در آن سن مى‌میرد و جز خدا كسى این را نداند و این بزرگان چون به این مطلب عقیده دارند ناچار مى‌شوند كه در مقام ثبوت بدا دو مرحله قائل شوند و شاید بیان مرحوم مجلسى مطابق اخبار باشد، خلاصه تمام دانشمندان شیعه باور دارند كه بدا به این معنى اولاً وقوع دارد و ثانیاً خدای تعالى از اول به آن عالم بوده است و اما علت این‌كه خداوند از اول چیزى را مقرر مى‌دارد و سپس تغییر مى‌دهد چند وجه است: اول این‌كه بندگان به كارهاى نیك چون صله رحم و احسان به فقرا راغب باشند. دوم امتحان حسن اطاعت بندگان است كه خدا ببیند آیا در موقع تغییر بندگان تمرد و سرپیچى مى‌كنند و در مقام اعتراض و اشكال بر می‌آیند چنان‌چه درباره تغییر قبله برخى به اعتراض برخاستند یا آن‌كه تسلیم و منقاد حكم خدا مى‌شوند. سوم چون بندگان بدانند كه ممكن است شخصی كه نزد خدا شقى بوده برگردد و سعید شود از دعا و تضرع به پیشگاه حضرت احدیت رونگردانند و همیشه به حالتى میان خوف و رجا باشند. مرحوم مجلسى سه جهت دیگر غیر از آن‌چه گفتیم در مرآت صفحه 100 بیان كرده است. برخى از دانشمندان سنى كه معنى بدا را به مذاق شیعه نفهمیده و خیال كرده‌اند شیعه بداى نسبت به خدا را به همان معنى بدا نسبت به انسان مى‌داند به آن‌ها اعتراض كرده و سخنان زشتى نسبت داده است: مجلسى (ره) مى‌فرماید: این سخنان ناشى از عصبیت بی‌جاست، زیرا كه در اخبار آن‌ها مطالبی كه بدا را تصدیق مى‌كند بسیار است ولى چون آن‌ها نسبت به خدا مطالب ناروائى مى‌گویند كه شیعه آن‌ها را باطل مى‌كند و خدا را از آن‌ها با دلیل روشن منزه مى‌سازد و آن‌ها سر افكنده مى‌شوند و نمى‌توانند جواب گویند به بهتان و افترا كه شیوه ناتوانان است متمسك مى‌شوند.

شرح
ادامه مطلب...
 
قرب فرائض چاپ ايميل
27 فروردين 1398

قرب فرائض

الحديث السابع و هو السادس و الخمسون و ثلاث مائة

عَنْ أَسْوَدَ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) فَأَنْشَأَ يَقُولُ ابْتِدَاءً مِنْهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ: نَحْنُ حُجَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ لِسَانُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ عَيْنُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وُلاةُ أَمْرِ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ

ترجمه: اسودبن سعید گوید خدمت امام باقر(ع) بودم كه خود حضرت بدون آن‌كه من چیزى بپرسم شروع كرد و فرمود: ما حجت خدائیم ما باب خدائیم، ما زبان خدائیم، ما وجه خدائیم، ما چشم خدا در میان خلقش هستیم، مائیم سرپرستان امر خدا در میان بندگانش (امر خدا همان فرمان‌هاى خداست نسبت به بندگانش و یا به معنى مطلق كار و مطلب خدائى است مانند امر توحید و معاد و نبوت و عبادات و معاملات از نظر شرع و معانى سایر جملات در دو حدیث قبل بیان شد).

شرح‏ آن گذشت.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 1 - 3 از 127

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.