صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی
صفحه اصلی
باب امتحان و آزمایش حدیث 1 و 2 چاپ ايميل
26 آذر 1398

بَابُ الِابْتِلاءِ وَ الِاخْتِبَارِ

باب امتحان و آزمایش

و هو الباب السادس و العشرون من كتاب التوحيد و فيه حديثان:

176- الحديث الاول و هو السادس و الثمانون و ثلاث مائة

عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع): مَا مِنْ قَبْضٍ وَ لا بَسْطٍ إِلا وَ لِلَّهِ فِيهِ مَشِيئَةٌ وَ قَضَاءٌ وَ ابْتِلاءٌ

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ قبض و بسطى (تنگى و فراخى، بستن و گشودنى) نباشد جز آن‌كه براى خدا نسبت به آن خواست و حكم و آزمایش است.

177- الحديث الثانى و هو السابع و الثمانون و ثلاث مائة

عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع): إِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ فِيهِ قَبْضٌ أَوْ بَسْطٌ مِمَّا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَوْ نَهَى عَنْهُ إِلا وَ فِيهِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ابْتِلاءٌ وَ قَضَاءٌ

ترجمه: و فرمود: از آن‌چه خدا به آن امر كرده یا از آن نهى فرموده چیزی كه در آن قبض و بسطى باشد نیست مگر آن‌كه براى خداى عزوجل نسبت به آن آزمایش و حكمى است.

شرح مترجم: قبض و بسط تقریباً مانند حركت و سكون است و داراى معنى عامى است كه بیش‌تر اوضاع و احوال خلق را شامل مى‌شود، زیرا قبض و بسط خدا نسبت به دارائى مردم فقر و غناى آن‌هاست و نسبت به نفسشان غم و شادى آن‌ها و نسبت به بدنشان مرض و تندرستى آن‌ها و نسبت به كردارشان خذلان و توفیق ایشان و نسبت به دعایشان اجابت و عدم اجابت آن است و هم‌چنین سایر جهات انسان از معنى قبض و بسط خارج نیست ولى چون در روایت دوم این قبض و بسط مقید بامر و نهى خدا شده است مختص مى‌شود به اموریكه مربوط بشرع و دین باشد و خدا در آن فرمان یا نهیى داشته باشد مانند فقر و غنى و صحت و مرض، كه انسان در حالت فقر و مرض امر بصبر و شكیبائى دارد و در حال صحت و ثروت امر به پرداخت حقوق واجب و به دستگیرى از فقرا وصله رحم و مانند آن دارد پس تمامى این گونه احوال بندگان اولا به خواست و حكم خداست و ثانیاً خدا به وسیله همین امور بندگانش را آزمایش و امتحان مى‌كند نه براى آن‌كه خودش از حال خودش از حال آن‌ها با خبر شود، زیرا او علام الغیوب است بلكه براى آن‌كه استحقاق ثواب یا عقاب را به خود آن‌ها بفهماند و حجت را بر آن‌ها تمام كند.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب مشیت و اراده حدیث 6 چاپ ايميل
26 آذر 1398

175- الحديث السادس و هو الخامس و الثمانون و ثلاث مائة

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي‌نَصْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُوالْحَسَنِ الرِّضَا(ع): قَالَ اللَّهُ: يَا ابْنَ آدَمَ بِمَشِيئَتِي كُنْتَ أَنْتَ الَّذِي تَشَاءُ لِنَفْسِكَ مَا تَشَاءُ، وَ بِقُوَّتِي أَدَّيْتَ فَرَائِضِي، وَ بِنِعْمَتِي قَوِيتَ عَلَى مَعْصِيَتِي، جَعَلْتُكَ سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً؛ مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ، وَ مَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ، وَ ذَاكَ أَنِّي أَوْلَى بِحَسَنَاتِكَ مِنْكَ، وَ أَنْتَ أَوْلَى بِسَيِّئَاتِكَ مِنِّي، وَ ذَاكَ أَنَّنِي لا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ.

ترجمه: اما رضا علیه السلام فرمود: خداى تعالى فرماید: اى پسر آدم به خواست من است كه تو هر چه براى خودخواهى توانى خواست و به نیروى من است كه واجبات می‌دهى و به نعمت من است كه بر نافرمانیم توانا می‌شوى. من تو را شنوا، بینا، توانا ساختم، هر نیكى كه به تو رسد از جانب خداست و هر بدى كه به تو رسد از خدا تو است و این براى آن است كه من به كارهاى نیك تو از خودت سزاوارتر و تو به كارهاى زشت از من سزاوارترى و علت این آن است كه من از آن‌چه می‌كنم باز خواست نشوم ولى مردم بازخواست شوند.

شرح مترجم: انسان با نیرو و نعمتی كه خدا به او عطا فرمود راه مى‌رود و مى‌بیند و مى‌شنود ولى با اختیار خود گاهى راه مسجد و زمانى طریق میخانه مى‌سپارد و در هر صورت نیروى گام بر داشتنش از خداست ولى باید انسان رفتنش را به‌خدا نسبت دهد و میخانه رفتنش از نظر این‌كه نیرو و قدرت از خداست و آن نیرو را براى صرف در راه طاعت به او داده و بدان امر فرموده است ولى بنده آن را از راه مستقیم خود منحرف كرده و در راه طاعت به او داده و بدان امر فرموده است ولى بنده آن را از راه مستقیم خود منحرف كرده و در راهی كه او نهى فرموده مصرف كرده است پس سزاوار است كه به خود او انتساب یابد سپس به‌طور تفریع یا تعطیل مى‌فرماید «من از آن‌چه مى‌كنم باز خواست نمى‌شوم و مردم بازخواست شوند»، زیرا آن‌چه او كرده خلقت بنده و اعطاء قدرت و اختیار است نسبت به وى كه همه خیر است و احسان و نباید از آن بازخواست نمود ولى آن‌چه بنده نافرمان بجا آورده صبركردن نعمت منعم و خالق خویش است در راه خلاف رضاى او و ناسپاسى كفران نسبت به وى كه عقلا موجب بازخواست و سؤال است.

شرح
ادامه مطلب...
 
باب مشیت و اراده حدیث 5 چاپ ايميل
26 آذر 1398

174- الحديث الخامس و هو الرابع و الثمانون و ثلاث مائة

عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع) يَقُولُ: شَاءَ وَ أَرَادَ وَ لَمْ يُحِبَّ وَ لَمْ يَرْضَ؛‏ شَاءَ أَنْ لا يَكُونَ شَيْ‏ءٌ إِلا بِعِلْمِهِ وَ أَرَادَ مِثْلَ ذَلِكَ وَ لَمْ يُحِبَّ أَنْ يُقَالَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ وَ لَمْ يَرْضَ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ.

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمود: خدا خواسته و اراده كرده ولى دوست نداشته و نپسندیده، خواسته است كه چیزى نباشد مگر این‌كه او بداند و هم‌چنین هم اراده كرده و دوست نداشته كه او را سوم سه خدا گویند و كفر را براى بندگان خود نپسندیده است.

شرح مترجم: راده و خواست خدا تعلق گرفته است كه آن‌چه در عالم واقع می‌شود از كوچكت‌رین و بزرگ چنان‌كه هست بداند و حتى می‌داند كه نصارى او را خداى سوم دانند ولى آن را دوست ندارد و می‌داند كه بعضى از بندگانش به او كافر شوند ولى او كفر را براى بندگانش نمى‌پسندد.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 13 - 15 از 84

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.