صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی
صفحه اصلی
باب انتساب و خویشى و باب نهی از سخن گفتن درباره کیفیت خدا چاپ ايميل
19 آبان 1398

بَابُ النِّسْبَةِ

باب انتساب و خویشى

اي باب نفي النسب عنه تعالى، و بهذا المعنى يقال لسورة التوحيد سورة النّسبة و هو الباب السابع من كتاب التوحيد و فيه أربعة أحاديث

31- الحديث الاول و هو الحادي و الاربعون و المائتان‏

عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ إِنَّ الْيَهُودَ سَأَلُوا رسول‌اللّه(ص) فَقَالُوا انْسِبْ لَنَا رَبَّكَ فَلَبِثَ ثَلاثاً لا يُجِيبُهُمْ ثُمَّ نَزَلَتْ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِلَى آخِرِهَا

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمود: یهود از رسول‌خدا (صلى‌الله‌علیه‌وآله) سؤال كرد و گفتند نژاد پروردگار تو را براى ما بیان كن، حضرت سه روز درنگ كرد و پاسخشان نداد سپس سوره «قل هو والله احد) تا آخرش نازل شد.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب معبود و باب زمان و مکان چاپ ايميل
18 آبان 1398

باب المعبود

و هو الباب الخامس من أبواب كتاب التوحيد: ان المعبود هل هو مفهومات الأسماء الحسنى التي امور كلية عقلية او هو الذات المسمى‌بها و فيه ثلاثة احاديث

20- الحديث الاول و هو الثلاثون و المائتان‏

عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ مَنْ عبداللّه بِالتَّوَهُّمِ فَقَدْ كَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ دُونَ الْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ عَبَدَ الْمَعْنَى بِإِيقَاعِ الْأَسْمَاءِ عَلَيْهِ بِصِفَاتِهِ الَّتِي وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ فَعَقَدَ عَلَيْهِ قَلْبَهُ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُهُ فِي سَرَائِرِهِ وَ عَلانِيَتِهِ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ اميرالمؤمنين(ع) حَقّاً وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه خدا از روى خیال خود پرستد كافر است، كسى كه تنها نام خدا را بدون صاحب نام پرستد كافر است كسى كه نام و صاحب نام را با هم پرستد مشرك است، كسى كه صاحب نام پرستد و با صفاتى كه خود را به آن ستوده نام‌ها را هم بر آن تطبیق كند و دل بدان محكم كند و در نهان و آشكارش به زبان آورد این‌ها اصحاب حقیقى امیرالمؤمنین علیه السلام مى‌باشند.

و در حدیث دیگر است: ایشان مؤمنین حقیقى مى‌باشند.

شرح
ادامه مطلب...
 
باب آن‌كه خدا را جز به خودش نتوان شناخت و باب کمترین حد شناخت چاپ ايميل
17 آبان 1398

بَابُ أَنَّهُ لا يُعْرَفُ إِلا بِهِ

باب آن‌كه خدا را جز به خودش نتوان شناخت

و هو الباب الثالث من كتاب التوحيد و فيه ثلاثة احاديث

14- الحديث الاول و هو الرابع و العشرون و المائتان‏

عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع) اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولَ بِالرِّسَالَةِ وَ أُولِي الْأَمْرِ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ

وَ مَعْنَى قَوْلِهِ(ع) اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ يَعْنِي أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْأَشْخَاصَ وَ الْأَنْوَارَ وَ الْجَوَاهِرَ وَ الْأَعْيَانَ فَالْأَعْيَانُ الْأَبْدَانُ وَ الْجَوَاهِرُ الْأَرْوَاحُ وَ هُوَ جَلَّ وَ عَزَّ لا يُشْبِهُ جِسْماً وَ لا رُوحاً وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِي خَلْقِ الرُّوحِ الْحَسَّاسِ الدَّرَّاكِ أَمْرٌ وَ لا سَبَبٌ هُوَ الْمُتَفَرِّدُ بِخَلْقِ الْأَرْوَاحِ وَ الْأَجْسَامِ فَإِذَا نَفَى عَنْهُ الشَّبَهَيْنِ شَبَهَ الْأَبْدَانِ وَ شَبَهَ الْأَرْوَاحِ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ بِاللَّهِ وَ إِذَا شَبَّهَهُ بِالرُّوحِ أَوِ الْبَدَنِ أَوِ النُّورِ فَلَمْ يَعْرِفِ اللَّهَ بِاللَّهِ

ترجمه: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: خدا را بخدا بشناسید و رسول را با رسالتش و صاحبان فرمان را با امر به معروف و دادگرى و نیكوكارى.

(مؤلف كتاب مرحوم كلینى ره فرماید): معنى سخن حضرت كه «خدا را به خدا بشناسید، این است كه: خدا اشخاص و انوار و جواهر و اعیان را خلق فرمود، اعیان، پیكرها (موجودات جسمانى) و جواهر، روح‌هاست و خداى عزوجل شباهتى با جسم و روح ندارد هیچ كس را در آفریدن روح حساس دراك، دستور و وسیله‌اى نبوده، خدا در خلقت ارواح و اجسام یكتا بوده، پس چون كسى شباهت خدا را با موجودات جسمانى و روحانى از میان برد خدا را بخدا شناخته و چون او را به روح یا جسم یا نور تشبیه كند خدا را به خدا نشناخته است.
شرحی از مترجم: مراد ازاولى الامر (صاحبان فرمان) ائمه معصومین(ص) است و مراد از جمله «اعرفوا الله بالله، به قرینه دو جمله بعد، «اعرفوا الله بالالوهیة» مى‌باشد، پس مقصود از جمله اول این است كه خدا را به سبب شؤون و امتیازات خدائى بشناسید یعنى چون شأن الوهیت این است كه قدیم وحى و عالم و قادر و بى‌مانند باشد و جسم و شریكدار و محتاج و مركب نباشد، اگر خدا را این‌گونه شناختید او را به الوهیت شناخته‌اید و برگشت این معنى به كلام مرحوم كلینى(ره) مى‌باشد و از این معنى مى‌توان نتیجه گرفت كه خدا را با معرفى خودش كه توسط پیامبران و كتب آسمانى نموده، بشناسید، خدا را با استحسان و عقل ناقص خود نشناسید، خدا را با نور خدائى كه در دل بندگان شایسته‌اش پرتو افكند بشناسید، یا با اطاعت و تضرع در خانه او شناسائیش را بخواهید، چون كسى خدا را بغیر این صفات معرفى كرد نپذیرید همه این‌ها از لوازم معنائى است كه از كلام مرحوم كلینى(ره) استفاده مى‌شود.

اما جمله دوم یعنى پیامبر را بشؤن و امتیازات پیامبرى بشناسید چون شأن پیامبر آوردن معجزه و شریعت مستقیم و دین و كتابى است كه با موازین عقلى و قوانین فطرى و عدالت و حكمت موافق باشد پس پیامبر را باید از روى این امور شناخت و لازمه این سخن آن است كه درباره پیامبر علو نشود و خدایش ندانند و نیز از مقام واقعیش نكاهد و هم‌چنین شأن امام علیه السلام امر بمعروف و اقامه عدل و احسان است كه باید امام را به وسیله آن‌ها شناخت پس كسی كه ادعاى امامت كند و اقامه عدل و احسان نكند دروغ‌گو است، با این معنى كه براى حدیث شریف گفتیم لازم نیست كه هر یك از نتائچ و لوازمى را كه بیان كردیم احتمالى جداگانه براى معنى حدیث دانست چنان‌كه مرحوم مجلسى (ره) قرار داده است بلكه ارجاع همه احتمالات به همان یك معناست ولى مرحوم صدوق و فیض و ملاصدرا هر یك معانى جدا غیر از آن‌چه گفتیم گفته‌اند كه این مختصر مناسب ذكرش نیست.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 16 - 18 از 63

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.