صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی
صفحه اصلی
باب بداء چاپ ايميل
20 آذر 1398

باب بداء

و هو الباب الثالث و العشرون من كتاب التوحيد و فيه سبعة عشر حديثا:

151- الحديث الاول و هو الحادى و الستون و ثلاث مائة

عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَحَدِهِمَا(ع) قَالَ مَا عبداللّه بِشَئ مِثْلِ الْبَدَاءِ

ترجمه: زراة از یكى از دو امام (پنجم یا ششم) نقل می‌كند كه فرمود: خدا به چیزى چون بداء پرستش نشده است و در روایت ابن ابى‌عمیر از هشام بن سالم است كه امام صادق علیه السلام فرمود: خدا به چیزى چون بداء بزرگ شمرده نشده است.

شرح مترجم: چنان‌که از ابواب سابق معلوم شد صفاتى را كه نسبت به‌خدای متعال مى‌دهیم از لحاظ مفهوم و معنى با صفات مخلوق فرق دارد علم خدا غیر از علم مخلوق است، دیدن و شنیدن و یكتا بودن و لطیف بودن و ظاهر بودن و قاهر بودن خدا غیر از این صفاتست در مخلوق چنان‌که تمام این‌ها در ابواب گذشته خصوصاً در حدیث 317 توضیح داده شد، اكنون مى‌گوئیم بدا هم نیز چنین است، بدا نسبت به‌خدا غیر از بداى نسبت به مخلوق است و در هر یك معنى جداگانه‌اى دارد: بدا نسبت به مخلوق عبارت از این است كه شخصى نزد حود نقشه كارى را طرح كند و سود و زیان آن را بسنجد و چون جانب سود را ترجیح دهد در آن كار وارد شود و اقدام كند، ناگاه در وسط كار یا جلوتر و دنبال‌تر به جهتى متوجه شود كه قبلاً آن را نمى‌دانست و آن‌جهت زیان و آسیبى باشد كه از ناحیه آن كار وارد شود و چند برابر سودى باشد كه او خیال كرده بود، در آن‌جا دست از كار بكشد و بگوید: برایم بدا حاصل شد، پیداست كه چنین بدائى نسبت به‌خداى تبارك و تعالى محال است، خدا پیش از آفرینش مخلوق همه چیز را مى‌دانسته و سود و زیان هر چیز نزدش هویدا و آشكار بوده است، او هرگز چیزى خلق نكند و فرمانى ندهد كه بعداً پشیمان شود و منصرف گردد. چنان‌که امام صادق علیه السلام در حدیث 9 و 10 این باب به این معنى تصریح مى‌فرماید، و اما بداء نسبت به‌خدا به این معنى ست كه خدا چیزى را مطابق اوضاع و شرایطى مقرر دارد و سپس به‌واسطه  تغییر اوضاع و شرایط آن را تغییر دهد و چون ما خدا را فعال مایشاء می‌دانیم و می‌دانیم كه او چه را مصلحت داند مى‌كند و هر روز در كار تازه‌ایست و او دست بسته و كنار نشسته نیست باید این تغییر را بدهد و از این جهت است كه عقیده به بدا در در روایت 3 و 12 و 13 این باب با اهمیت تلقى شده است علما اسلامى اگر چه در معنى بداى خدا نسبت به مقام ثبوت نظرهاى مختلفى دارند، میرداماد (ره) گوید بدا در مقام قضا و جناب قدس حق و مفارقات محضه و متن دهر نیست بلكه در قدر و امتداد زمان است و شاگردش ملاصدرا هم از او تبعیت كرده، سید مرتصى فرموده است بدا همان نسخ در احكام است، مجلسى (ره) قائل بلوح محفوظ و لوح محو و اثبات شده است ولى تمام این بزرگان این معنى را قبول دارند كه خدا آن‌چه را تغییر مى‌دهد پیش از آن‌كه چیزی را بیافریند مى‌دانسته است یعنى او مى‌دانسته كه مثلاً در هزار سال بعد كودكى متولد مى‌شود كه عمرش را 50 سال مقرر مى‌دارد ولى آن كودك بزرگ مى‌شود و گناهانی‌كه موجب كوتاهى عمر است مانند زنا و قطع رحم انجام مى‌دهد و او عمرش را از 50 به 40 مى‌آورد و در آن سن مى‌میرد و جز خدا كسى این را نداند و این بزرگان چون به این مطلب عقیده دارند ناچار مى‌شوند كه در مقام ثبوت بدا دو مرحله قائل شوند و شاید بیان مرحوم مجلسى مطابق اخبار باشد، خلاصه تمام علما شیعه باور دارند كه بدا به این معنى اولاً وقوع دارد و ثانیاً خدای متعال از اول به آن عالم بوده است و اما علت این‌كه خداوند از اول چیزى را مقرر مى‌دارد و سپس تغییر مى‌دهد چند وجه است: اول این‌كه بندگان به كارهاى نیك چون صله رحم و احسان به فقرا راغب باشند. دوم امتحان حسن اطاعت بندگان است كه خدا ببیند آیا در موقع تغییر بندگان تمرد و سرپیچى مى‌كنند و در مقام اعتراض و اشكال بر می‌آیند چنان‌که درباره تغییر قبله بعضى به اعتراض برخاستند یا آن‌كه تسلیم و منقاد حكم خدا مى‌شوند. سوم چون بندگان بدانند كه ممكن است شخصی كه نزد خدا شقى بوده بر گردد و سعید شود از دعا و تضرع به پیشگاه حضرت احدیت رونگردانند و همیشه به حالتى میان خوف و رجا باشند. مرحوم مجلسى (ره) سه جهت دیگر غیر از آن‌چه ما گفتیم در مرآت صفحه 100 بیان كرده است، بعضى از علما سنى كه معنى بدا را به مذاق شیعه نفهمیده و خیال كرده است شیعه بداى نسبت به‌خدا را به همان معنى بدا نسبت به انسان مى‌داند به آن‌ها اعتراض كرده و سخنان زشتى نسبت داده است: مجلسى (ره) مى‌فرماید این سخنان ناشى از عصبیت بی‌جاست، زیرا كه در اخبار آن‌ها مطالبی كه بدا را تصدیق مى‌كند بسیار است ولى چون آن‌ها نسبت به‌خدا مطالب ناروائى مى‌گویند كه شیعه آن‌ها را باطل مى‌كند و خدا را از آن‌ها با دلیل روشن منزه مى‌سازد و آن‌ها سر افكنده مى‌شوند و نمى‌توانند جواب گویند به بهتان و افترا كه شیوه ناتوانان است متمسك مى‌شوند.

152- الحديث الثانى و هو الثانى و الستون و ثلاث مائة

عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) مَا عُظِّمَ اللَّهُ بِمِثْلِ الْبَدَاءِ

ترجمه: به چیزی چون بدا خدا تعظیم نشده است.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب نوادر از کتاب توحید حدیث 5-11 چاپ ايميل
17 آذر 1398

144- الحديث الخامس و هو الرابع و الخمسون و ثلاث مائة

عن أَبی‌عَبْدِاللَّهِ(ع) إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا فَأَحْسَنَ خَلْقَنَا وَ صَوَّرَنَا فَأَحْسَنَ صُوَرَنَا وَ جَعَلَنَا عَيْنَهُ فِي عِبَادِهِ وَ لِسَانَهُ النَّاطِقَ فِي خَلْقِهِ وَ يَدَهُ الْمَبْسُوطَةَ عَلَى عِبَادِهِ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ وَجْهَهُ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ وَ بَابَهُ الَّذِي يَدُلُّ عَلَيْهِ وَ خُزَّانَهُ فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ، بِنَا أَثْمَرَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ جَرَتِ الْأَنْهَارُ، وَ بِنَا يَنْزِلُ غَيْثُ السَّمَاءِ وَ يَنْبُتُ عُشْبُ الْأَرْضِ، وَ بِعِبَادَتِنَا عبداللّه وَ لَوْ لا نَحْنُ مَا عبداللّه.

ترجمه: امام صادق فرمود: خدا ما را آفرید و آفرینش ما را نیكو ساخت (زیرا طینت ما را از علیین قرار داد و استعداد كمالات را در ما فوق العاده ساخت) و ما را صورت‌گرى كرد و نیكو صورت‌گرى كرد (اخلاق حمیده و صفات فاضله را در سرشت ما گذاشت) و ما را در میان بندگان دیده خویش قرار داد (تا كردار آن‌ها را بنگریم و نزد او گواهى دهیم) و در میان خلقش زبان گویا قرار داد (تا معارف و حلال و حرام او را براى آن‌ها بیان كنیم) و دست مهر و رحمت گشوده بر سر بندگانش ساخت و وجه خود قرار داد كه از آن سوى به او گرایند (به حدیث دوم رجوع شود) و ما در دری كه او را نشان دهد قرار داد (پس هر كه از در وارد شود به معرفت و اطاعت او رسد) و گنجینه دار میان آسمان و زمینش نمود (تا معارف و بلكه تمام خیرات او از بركت ما به مردم رسد) و از بركت وجود ما درختان بارور گردند و میوه‌ها برسند و نهرها جارى شوند و از بركت ما باران از آسمان ببارد و گیاه از زمین بروید (زیرا شناختن و پرستش خداى یكتا و ظهور كمالات نفسانى مخلوق میوه‌ایست كه از درخت وجود انسان مطلوب است و به دست آمدن این میوه شرایط و معداتى لازم دارد كه در اثر تبلیغات فرستادگان و برگزیدگان خدا حاصل آید) و به وسیله عبادت ما خدا پرستش شد و اگر ما نبودیم خدا پرستش نمى‌گشت (زیرا پرستش كامل و واجد تمام شرایطى كه خدا مى‌خواهد، ما می‌دانیم و می‌گوئیم و انجام می‌دهیم).

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب نوادر توحید حدیث 1-4 چاپ ايميل
16 آذر 1398

باب نوادر

و هو الباب الثانى و العشرون من كتاب التوحيد و فيه احد عشر حديثا

140- الحديث الاوّل‏ و هو الخمسون و ثلاث مائة

عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّصْرِيِّ قَالَ سُئِلَ أَبوعَبْدِاللَّهِ(ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كُلُّ شَئ هالِكٌ إِلا وَجْهَهُ؟ فَقَالَ: مَا يَقُولُونَ فِيهِ: قُلْتُ يَقُولُونَ يَهْلِكُ كُلُّ شَئ إِلا وَجْهَ اللَّهِ. فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ لَقَدْ قَالُوا قَوْلًا عَظِيماً إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ وَجْهَ اللَّهِ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ

ترجمه: حارث بن مغیره گوید از امام صادق علیه السلام درباره قول خداى تبارك و تعالى (88 سوره 28) «همه چیز نابود است جز وجه خدا» پرستش شد حضرت فرمود: در این باره چه می‌گویند؟ عرض كردم می‌گویند همه چیز هلاك شود جز وجه خدا، فرمود منزه است خدا، سخن درشتى گفتند مقصود از وجه راهى است كه به سوى خدا روند.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 19 - 21 از 84

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.