صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی
صفحه اصلی
باب عرش و كرسى چاپ ايميل
25 اسفند 1397

بَابُ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِّ

باب عرش و كرسى(باب نوزدهم از کتاب توحید که 7 حدیث دارد)

الحديث الاول و هو الثالث و الثلاثون و ثلاث مائة

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: سَأَلَ الْجَاثَلِيقُ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ(ع) فَقَالَ: أَخْبِرْنِي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَحْمِلُ الْعَرْشَ أَمِ الْعَرْشُ يَحْمِلُهُ؟ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَامِلُ الْعَرْشِ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا فِيهِمَا وَ مَا بَيْنَهُمَا، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً.

قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ فَكَيْفَ قَالَ ذَلِكَ؟ وَ قُلْتَ إِنَّهُ يَحْمِلُ الْعَرْشَ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ.

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): إِنَّ الْعَرْشَ خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ أَنْوَارٍ أَرْبَعَةٍ: نُورٍ أَحْمَرَ، مِنْهُ احْمَرَّتِ الْحُمْرَةُ؛ وَ نُورٍ أَخْضَرَ، مِنْهُ اخْضَرَّتِ الْخُضْرَةُ؛ وَ نُورٍ أَصْفَرَ، مِنْهُ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَةُ؛ وَ نُورٍ أَبْيَضَ، مِنْهُ ابْيَضَّ الْبَيَاضُ وَ هُوَ الْعِلْمُ الَّذِي حَمَّلَهُ اللَّهُ الْحَمَلَةَ، وَ ذَلِكَ نُورٌ مِنْ عَظَمَتِهِ؛

فَبِعَظَمَتِهِ وَ نُورِهِ أَبْصَرَ قُلُوبُ الْمُؤْمِنِينَ؛

وَ بِعَظَمَتِهِ وَ نُورِهِ عَادَاهُ الْجَاهِلُونَ؛

وَ بِعَظَمَتِهِ وَ نُورِهِ ابْتَغَى مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ جَمِيعِ خَلائِقِهِ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ بِالْأَعْمَالِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ الْأَدْيَانِ الْمُشْتَبِهَةِ؛

فَكُلُّ مَحْمُولٍ يَحْمِلُهُ اللَّهُ بِنُورِهِ وَ عَظَمَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ لا يَسْتَطِيعُ لِنَفْسِهِ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَيَاةً وَ لا نُشُوراً؛

فَكُلُّ شَئ مَحْمُولٌ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْمُمْسِكُ لَهُمَا أَنْ تَزُولا وَ الْمُحِيطُ بِهِمَا مِنْ شَئ وَ هُوَ حَيَاةُ كُلِّ شَئ وَ نُورُ كُلِّ شَئ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبِيراً.

قَالَ لَهُ فَأَخْبِرْنِي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْنَ هُوَ؟ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) هُوَ هَاهُنَا وَ هَاهُنَا وَ فَوْقُ وَ تَحْتُ وَ مُحِيطٌ بِنَا وَ مَعَنَا وَ هُوَ قَوْلُهُ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا؛ فَالْكُرْسِيُّ مُحِيطٌ بِالسَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ مَا تَحْتَ الثَّرَى؛ وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ؛

فَالَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ هُمُ الْعُلَمَاءُ الَّذِينَ حَمَّلَهُمُ اللَّهُ عِلْمَهُ؛ وَ لَيْسَ يَخْرُجُ عَنْ هَذِهِ الْأَرْبَعَةِ شَيْ‏ءٌ خَلَقَ اللَّهُ فِي مَلَكُوتِهِ الَّذِي أَرَاهُ اللَّهُ أَصْفِيَاءَهُ وَ أَرَاهُ خَلِيلَهُ(ع)، فَقَالَ: وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ وَ كَيْفَ يَحْمِلُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ اللَّهَ وَ بِحَيَاتِهِ حَيِيَتْ قُلُوبُهُمْ وَ بِنُورِهِ اهْتَدَوْا إِلَى مَعْرِفَتِهِ.

ترجمه: جاثلیق از امیرالمؤمنین علیه‌السلام پرسید و گفت: به من بگو آیا خداى عز و جل عرش را حمل می‌كند یا عرش او را حمل مى‌نماید؟ حضرت فرمود: خداى عز و جل حامل عرش و آسمان‌ها و زمین و آن‌چه در آن‌ها و میان آن‌هاست می‌باشد و این گفتار خود خداى عز و جل است: «خدا آسمان‌ها و زمین را نگه مى‌دارد كه نیفتد جز او هیچ‌كس نگهشان نمى‌دارد و او بردبار و آمرزنده است. جاثلیق گفت: پس چگونه خدا می‌فرماید: «در آن روز هشت نفر عرش پروردگار تو را در بالایشان حمل كنند» و شما گفتى خدا عرش و آسمان‌ها و زمین را حمل كند؟ حضرت فرمود: همانا خداى تعالى عرش را از چهار نور آفرید: نور سرخى كه هر سرخى از آن سرخى گرفت و نور سبزی كه هر سبزى از آن سبزى یافت و نور زردی كه هر زردى از آن زردى گرفت و نور سفیدی كه هر سفیدى از آن سفید شد و آن دانشى است كه خدا به حاملان عطا فرموده است و آن نوری است از عظمت او، پس خدا به سبب عظمت و نورش دل‌هاى مؤمنان را بینا كرده و به همان سبب نادانان با او دشمنى كرده و به همان سبب تمام مخلوق او كه در آسمان‌ها و زمینند با اعمال مختلف و دین‌هاى همانند به سویش وسیله جویند آن‌ها كه از طریقی كه خود او تعیین كرده رفتند به حق رسیدند و كسانی‌كه به فكر خود و تقلید گمراهان تكیه كردند گمراه شدند و بت و خورشید و ماه و ستاره و امثال آن را پرستیدند بنابراین همگى محمولند و خدا آن‌ها را به سبب نور و عظمت و قدرتش حمل كند و آن‌ها بر زیان و سود و مرگ و زندگى و برخاستن از گور خود توانائى ندارند، همه چیز محمول است و خداى تبارك و تعالى آسمان و زمین و آن‌چه را به آن‌ها احاطه دارد از افتادن نگهدارد و خداست زندگى هر چیز و روشنى هر چیز، منزه است و برترى بزرگى دارد از آن‌چه بنا حق گویند. جاثلیق گفت: به من خبر ده كه خدا در كجاست؟ امیرالمؤمنین فرمود، او این‌جاست و این‌جا و بالا و پائین و محیط بر ما و همراه ما چنان‌كه فرماید «رازگوئى میان سه نفر نباشد جز این كه خدا چهارمین آن‌ها و نه میان پنج نفر جز این‌كه او ششمین آن‌ها و نه كم‌تر از این و نه بیش‌تر باشد جز این‌كه هر كجا باشند خدا با آن‌هاست» بنابراین كرسى به آسمان‌ها و زمین و فضا و زیر خاك احاطه دارد و اگر به گفتارت آواز بردارى او راز و پنهان تو را از آن را مى‌داند و همین است معنى آیه «كرسى خدا آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته و نگهداشتن بر او سنگینى نمی‌كند و او والا و بزرگ است»، پس كسانی‌كه عرش را حمل كنند دانشمندانى هستند كه خدا علم خود را به آن‌ها عطا فرموده و آن‌چه خدا در ملكوتش آفریده و به برگزیدگان و خلیلش ابراهیم علیه‌السلام نموده از این چهار نور بیرون نیست چنان‌كه فرموده است: «بدینسان ملكوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نمودیم و براى این‌كه از اهل یقین باشد «چگونه ممكن است حاملین عرش خدا را حمل كنند با آن‌كه به سبب زندگى او دل‌هاى ایشان زنده گشته و به سبب نور او به معرفتش راهنمائى شده‌اند.

توضیح: عرش در لغت به معنى سایبان و تخت است و در زبان اخبار گاهى به معنى فلك بزرگ محیط بر همه افلاك و گاهى به معنى آن‌چه غیر خداست از عقل و روح و جسم و گاهى به معنى علم خدا به‌طور كلى یا علمی كه ب رسولان و ائمه می‌دهد به‌كار می‌رود كه در این حدیث و حدیث بعد معنى اخیر مناسب است ولى سائل گمان كرده است كه عرش به معنى تخت است و خدا العیاذ بالله روى آن نشسته است و چون عرش را هشت نفر حمل كنند خدا هم حمل شده است پس او محمول خواهد بود.

شرح‏

 

ادامه مطلب...
 
باب نفی حركت و انتقال چاپ ايميل
24 اسفند 1397

باب نفی حركت و انتقال(باب هجدهم از کتاب توحید که 10 حدیث دارد)

بَابُ الْحَرَكَةِ وَ الِانْتِقَالِ

نفی حرکت از حق تعالی

الحديث الاول و هو الثاني و العشرون و ثلاث مائة

يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي‌إِبْرَاهِيمَ(ع) قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَهُ قَوْمٌ يَزْعُمُونَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَنْزِلُ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا، فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ لا يَنْزِلُ وَ لا يَحْتَاجُ إِلَى أَنْ يَنْزِلَ، إِنَّمَا مَنْظَرُهُ فِي الْقُرْبِ وَ الْبُعْدِ سَوَاءٌ، لَمْ يَبْعُدْ مِنْهُ قَرِيبٌ وَ لَمْ يَقْرُبْ مِنْهُ بَعِيدٌ، وَ لَمْ يَحْتَجْ إِلَى شَئ بَلْ يُحْتَاجُ إِلَيْهِ، وَ هُوَ ذُو الطَّوْلِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.

أَمَّا قَوْلُ الْوَاصِفِينَ إِنَّهُ يَنْزِلُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: فَإِنَّمَا يَقُولُ ذَلِكَ مَنْ يَنْسُبُهُ إِلَى نَقْصٍ أَوْ زِيَادَةٍ، وَ كُلُّ مُتَحَرِّكٍ مُحْتَاجٌ إِلَى مَنْ يُحَرِّكُهُ أَوْ يَتَحَرَّكُ بِهِ؛ فَمَنْ ظَنَّ بِاللَّهِ الظُّنُونَ هَلَكَ، فَاحْذَرُوا فِي صِفَاتِهِ مِنْ أَنْ تَقِفُوا لَهُ عَلَى حَدٍّ تَحُدُّونَهُ بِنَقْصٍ أَوْ زِيَادَةٍ أَوْ تَحْرِيكٍ أَوْ تَحَرُّكٍ أَوْ زَوَالٍ أَوِ اسْتِنْزَالٍ أَوْ نُهُوضٍ أَوْ قُعُودٍ، فَإِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عَنْ صِفَةِ الْوَاصِفِينَ وَ نَعْتِ النَّاعِتِينَ وَ تَوَهُّمِ الْمُتَوَهِّمِينَ؛ وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ

ترجمه: جعفرى گوید، در خدمت حضرت موسى بن جعفر علیه‌السلام گفته شد: مردمى عقیده دارند خداى تبارك و تعالى به آسمان پائین فرود آید حضرت فرمود: خدا فرود نیاید و نیازى به فرود آمدن ندارد: دیدگاه او نسبت به نزدیك و دور برابر است، هیچ نزدیكى از او دور نشده و هیچ دورى از به او نزدیك نگشته، او به چیزى نیاز ندارد بلكه نیاز همه به اوست، او عطا كننده است، شایسته پرستشى جز او نیست عزیز و حكیم است، اما گفته وصف‌كنندگانى كه گویند خداى تبارك و تعالى فرود آید (درست نیست) و این سخن را كسى گوید كه خدا را به كاهش فزونى نسبت دهد (زیرا جسم محدود است و هر محدودى كم و زیاد مى‌شود) به‌علاوه هر متحركى احتیاج به محرك یا وسیله حركت دارد، كسی‌كه این گمان‌ها را به خدا برد، هلاك گردد، بپرهیزید از این‌كه درباره صفات خدا در حد معین بایستید و او را به كاهش و یا فزونى یا تحریك یا تحرك یا انتقال یا فرود آمدن یا برخاستن یا نشستن محدود كنید، خداى از توصیف واصفان و ستایش و ستایندگان و توهم متوهمان والا و گرامى‌تر است بر خداى عزیز مهربانى كه تو را هنگام ایستادن و گشتنت میان سجده‌كنان مى‌بیند توكل نما.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب معناى كلمه صمد چاپ ايميل
23 اسفند 1397

باب تأويل الصمد

باب معناى كلمه صمد، باب هفدهم از کتاب توحید که دو حدیث دارد

و هو الباب السابع عشر من كتاب التوحيد و فيه حديثان‏

الحديث الاول و هو العشرون و ثلاث مائة

عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي‌جَعْفَرٍ الثَّانِي(ع) جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الصَّمَدُ؟ قَالَ: السَّيِّدُ الْمَصْمُودُ إِلَيْهِ فِي الْقَلِيلِ وَ الْكَثِيرِ

ترجمه: جعفرى گوید: به امام جواد علیه‌السلام عرض كردم: فدایت گردم، معنى صمد چیست؟ فرمود: آقائی‌كه در هر كم و زیادس تنها به او توجه می‌شود.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 4 - 6 از 111

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.