صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه
نهج البلاغه
شباهت ائمه به پیشینیان و نفی نبوت از آن‌ها چاپ ايميل
03 تير 1398

بَابٌ فِي أَنَّ الْأَئِمَّةَ به من يُشْبِهُونَ مِمَّنْ مَضَى وَ كَرَاهِيَةِ الْقَوْلِ فِيهِمْ بِالنُّبُوَّةِ

در حدیث نخست، اهل پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به ذوالقرنین، آصف بن برخیا و حضرت خضر تشبیه شده‌اند.

در حدیث دوم، علم به حلال و حرام برای آن‌ها اثبات شد و نبوت نفی گردید.

در حدیث سوم با تصریح به این‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم خاتم پیامبران علیهم‌السلام است، به‌اشاره و به‌طور ضمنی به نفی نبوت از آن خاندان مطهر اشاره شد و به اشاره دیگر و این‌که در قرآن همه علوم و حقایق وجود دارد، علم فراگیر آن خاندان مطهر را تایید کرد.

حدیث چهارم و پنجم مانند حدیث نخست است

در حدیث ششم به نفی الوهیت و نبوت از آن خاندان مطهر تصریح نموده است و برائت آن‌ها از هر که چنین عقیده‌ای داشته باشد، به روشنی مطرح شده است.

در حدیث هفتم به نفی نبوت و احکام خاص آن از اهل بیت علیهم‌السلام و اثبات همه کمالات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم برای آن‌ها تصریح شده است تفصیل آن در شرح حدیث هفتم خواهد آمد.

271- الحديث الاول و هو السابع و التسعون و ستة مائة

عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي‌جَعْفَرٍ(ع): مَا مَوْضِعُ الْعُلَمَاءِ؟ قَالَ مِثْلُ ذِي‌الْقَرْنَيْنِ وَ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ وَ صَاحِبِ مُوسَى(ع).

ترجمه: حمران بن اعين گويد: از امام باقر عليه‌السلام پرسیدم: جای‌گاه علماء چیست؟ فرمود: مانند ذوالقرنين و یار سليمان (آصف بن برخيا) و یار موسى عليهم‌السلام هستند.

شرح
ادامه مطلب...
 
باب واگداری امر دین به پیامبر و امامان چاپ ايميل
02 تير 1398

بَابُ التَّفْوِيضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ(ع) فِي أَمْرِ الدِّينِ

در این باب روایاتی مطرح می‌شود که نشان‌دهنده نقش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و امام علیه‌السلام در تقدیر و تعیین وظایف مومنان در سه حوزه عقیده، اخلاق و رفتار است. این پرسش از گذشته به‌ویژه در عرفان مطرح بوده که آیا نقش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تنها آوردن پیام از سوی خدای متعال است همانند پیام‌آوران عرفی که پیام و نامه را به مقصد می‌رسانند و در نتیجه نقش آن‌ها به رسالت به معنی عرفی آن محدود می‌شود یا آن حضرت علاوه بر نقش رسالت نقش ولایت و امامت هم دارد به‌گونه‌ای که تمام حقیقت در قالب پیام الهی در اختیار آن حضرت قرار گرفته است و آن حضرت است که بر اساس حکمت‌ها و مصلحت‌ها تصمیم می‌گیرد پیام را چه‌اندازه و چه‌گونه در اختیار مخاطب‌های مختلف قرار دهد.

البته در این‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هر چه دارد از خدای متعال دارد و خود مانند همه بندگان خدای متعال، عین فقر و وابستگی است، تردیدی نیست؛ هر که هر چه دارد از او دارد و آن‌چه از داشته‌های خود را که اظهار می‌کند به معدات درونی و بیرونی و تصمیم و اختیار آن‌ها هم مربوط است.

احادیث این باب، برای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و امام علیه‌السلام نه تنها در تفسیر و موقعیت‌شناسی بلکه حق دخالت در همه امور و از همه جهات را بیان می‌کند.

261- الحديث الاول و هو السابع و الثمانون و ستة مائة

عَنْ أَبِي‌إِسْحَاقَ النَّحْوِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ، فَقَالَ: وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ، ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا، وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ. قَالَ: ثُمَّ قَالَ: وَ إِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ فَوَّضَ إِلَى عَلِيٍّ وَ ائْتَمَنَهُ، فَسَلَّمْتُمْ، وَ جَحَدَ النَّاسُ فَوَ اللَّهِ لَنُحِبُّكُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ أَنْ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا، وَ نَحْنُ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ خَيْراً فِي خِلافِ أَمْرِنَا.

ترجمه: ابواسحاق نحوى گويد: بر امام صادق عليه‌السلام وارد شدم و شنيدم مي‌فرمود: خداى عز و جل پيامبرش را به محبت خود تربيت كرد و سپس فرمود: «تو داراى خُلق عظيم هستى» و آن‌گاه کار تادیب و تربیت را به او واگذار كرد و فرمود «هر چه را پيامبر براى شما آورد بگيريد و از هر چه نهی كرد پرهیز کنید» و باز فرمود: «هر كه از رسول خدا اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده است» سپس امام صادق فرمود: پيامبر خدا كار تادیب و تربیت را به على واگذار كرد و او را امين قرار داد، شما (شيعيان) تسليم شديد و بقیه مردم انكار كردند. به‌خدا ما شما را دوست داريم كه هر گاه بگوئيم بگوئيد و هر گاه سكوت كنيم، سكوت كنيد و ما واسطه ميان شما و خداى عز و جل هستيم. خدا براى هيچ كس در مخالفت امر ما خيرى قرار نداده است.

شرح
ادامه مطلب...
 
باب عالم بودن ائمه علیهم‌السلام به همه امور پوشیده و پنهان چاپ ايميل
01 تير 1398

بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ(ع) لَوْ سُتِرَ عَلَيْهِمْ لاخْبَرُوا كُلَّ امْرِئٍ بِمَا لَهُ وَ عَلَيْهِ

259- الحديث الاول و هو الخامس و الثمانون و ستة مائة

عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ قَالَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ(ع) لَوْ كَانَ لِأَلْسِنَتِكُمْ أَوْكِيَةٌ لَحَدَّثْتُ كُلَّ امْرِئٍ بِمَا لَهُ وَ عَلَيْهِ

ترجمه: امام باقر عليه‌السّلام فرمود: اگر زبان شما قفل و بندى داشت به هر كدام از شما هر چه به سود و زيانش بود، خبر مى‌دادم.

شرح
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 15 - 21 از 983

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.