صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه
نهج البلاغه
عینیت هر یک از صفات با دیگری چاپ ايميل
18 اسفند 1397

بَابٌ آخَرُ وَ هُوَ مِنَ الْبَابِ الْأَوَّلِ

باب دیگرى كه بخشی از باب قبلی است(باب سیزدهم از کتاب توحید که دو حدیث دارد)

این باب هم درباره صفات خدای متعال است. باب نخست درباره این بود که صفات خدای متعال پیش از وجود اشیاء موجود بود. باب دوم در این است هر یک از صفات حقیقی عین دیگری است و میان آن‌ها مغایرت و کثرت وجود ندارد.

و هو الباب الثالث عشر من كتاب التوحيد و فيه حديثان

82- الحديث الاول و هو الثالث و التسعون و المائتان‏

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) أَنَّهُ قَالَ فِي صِفَةِ الْقَدِيمِ: إِنَّهُ وَاحِدٌ، صَمَدٌ، أَحَدِيُّ الْمَعْنَى، لَيْسَ بِمَعَانِي كَثِيرَةٍ مُخْتَلِفَةٍ. قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ أَنَّهُ يَسْمَعُ بِغَيْرِ الَّذِي يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ بِغَيْرِ الَّذِي يَسْمَعُ

قَالَ: فَقَالَ: كَذَبُوا وَ أَلْحَدُوا وَ شَبَّهُوا تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ إِنَّهُ سَمِيعٌ بَصِيرٌ يَسْمَعُ بِمَا يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ بِمَا يَسْمَعُ

قَالَ: قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ بَصِيرٌ عَلَى مَا يَعْقِلُونَهُ

قَالَ: فَقَالَ تَعَالَى اللَّهُ إِنَّمَا يَعْقِلُ مَا كَانَ بِصِفَةِ الْمَخْلُوقِ وَ لَيْسَ اللَّهُ كَذَلِكَ

 ترجمه: محمدبن مسلم گوید: امام باقر علیه‌السلام در باره صفت خداى قدیم فرمود: همانا او یگانه و تو پر است؛ یكتا معنى است، معانى زیاد و مختلفى ندارد (علم و قدرت و سایر صفاتش همه بذاتش بر مى‌گردند بلكه عین ذاتند). عرض كردم مردمى از اهل عراق معتقدند كه او مى‌شنود با غیر آن‌چه مى‌بیند و مى‌بیند با غیر آن‌چه مى‌شنود، فرمود: دروغ گفتند و از دین منحرف شدند و خدا را تشبیه كردند. خدا برتر از آن است. خدا شنوا و بیناست، مى‌شنود به آن‌چه مى‌بیند و مى‌بیند به آن‌چه مى‌شنود، عرض كردم: آن‌ها عقیده دارند كه خدا بیناست به همان معنائی‌كه آن‌ها از بینائى تعقل مى‌كنند فرمود: خداى برتر است، چیزی تعقل می‌کند كه صفت مخلوق داشته باشد و خدا چنین نیست (معنائی كه آن‌ها از بینائى تعقل مى‌كنند این است كه دیدن با عضوى مانند چشم صورت گیرد و قوه بینائى انسان غیر از خود انسان است ولى بینائى خدا این‌گونه نیست، زیرا اولاً خدا از عضو و تركیب منزه است و ثانیاً قوه بینائى او هم عین خود اوست).

شرح‏

ادامه مطلب...
 
باب صفات ذات چاپ ايميل
17 اسفند 1397

بَابُ صِفَاتِ الذَّاتِ

باب صفات ذات (باب دوازدهم از کتاب توحید که شش حدیث دارد)

76- الحديث الاوّل و هو السابع و الثمانون و المائتان‏

عَنْ أَبِي‌بَصِيرٍ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع) يَقُولُ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَبَّنَا وَ الْعِلْمُ ذَاتُهُ وَ لا مَعْلُومَ وَ السَّمْعُ ذَاتُهُ وَ لا مَسْمُوعَ وَ الْبَصَرُ ذَاتُهُ وَ لا مُبْصَرَ وَ الْقُدْرَةُ ذَاتُهُ وَ لا مَقْدُورَ فَلَمَّا أَحْدَثَ الْأَشْيَاءَ وَ كَانَ الْمَعْلُومُ، وَقَعَ الْعِلْمُ مِنْهُ عَلَى الْمَعْلُومِ وَ السَّمْعُ عَلَى الْمَسْمُوعِ وَ الْبَصَرُ عَلَى الْمُبْصَرِ وَ الْقُدْرَةُ عَلَى الْمَقْدُورِ

قُلْتُ فَلَمْ يَزَلِ اللَّهُ مُتَحَرِّكاً؟

فَقَالَ تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ إِنَّ الْحَرَكَةَ صِفَةٌ مُحْدَثَةٌ بِالْفِعْلِ

قُلْتُ فَلَمْ يَزَلِ اللَّهُ مُتَكَلِّماً؟

فَقَالَ: إِنَّ الْكَلامَ صِفَةٌ مُحْدَثَةٌ لَيْسَتْ بِأَزَلِيَّةٍ كَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا مُتَكَلِّمَ

 ترجمه: ابوبصیر گوید: شنیدم كه امام صادق علیه‌السلام مى‌فرمود خداى عزوجل همیشه پروردگار ما و علم عین ذاتش بود آن‌گاه كه معلومى وجود نداشت و شنیدن عین ذاتش بود زمانی‌كه شنیده شده‌اى وجود نداشت و بینائى عین ذاتش بود آن‌گاه كه دیده شده‌اى وجود نداشت و قدرت عین ذاتش بود زمانی‌كه مقدورى نبود، پس چون اشیاء را پدید آورد و معلوم موجود شد علمش بر معلوم منطبق گشت و شنیدنش بر شنیده شد و بینائیش بر دیده شده و قدرتش بر مقدور. ابوبصیر گوید: عرض كردم: پس خدا همیشه متكلم است؟ فرمود: كلام صفتى است حادث (پدیده) ازلى و قدیم نیست، خداى بود و متكلم نبود.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب نفى جسم و صورت درباره خدا چاپ ايميل
15 اسفند 1397

بَابُ النَّهْيِ عَنِ الْجِسْمِ وَ الصُّورَةِ

باب نهى از جسم و صورت درباره خدا(باب یازدهم از کتاب توحید که 8 حدیث دارد)

و هو الباب الحادي عشر من كتاب التوحيد و فيه ثمانية احاديث

68- الحديث الاول و هو التاسع و السبعون و المائتان‏

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي‌حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع): سَمِعْتُ هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ يَرْوِي عَنْكُمْ: أَنَّ اللَّهَ جِسْمٌ صَمَدِيٌّ نُورِيٌّ مَعْرِفَتُهُ ضَرُورَةٌ يَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ خَلْقِهِ؟ فَقَالَ(ع) سُبْحَانَ مَنْ لا يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ إِلا هُوَ، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ لا يُحَدُّ وَ لا يُحَسُّ وَ لا يُجَسُّ وَ لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ لا الْحَوَاسُّ وَ لا يُحِيطُ بِهِ شَيْ‏ءٌ وَ لا جِسْمٌ وَ لا صُورَةٌ وَ لا تَخْطِيطٌ وَ لا تَحْدِيدٌ

 ترجمه: ابن ابى‌حمزه گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض كردم: من از هشام بن حكم شنیدم كه از شما روایت می‌كرد كه: خدا جسمى است، توپر، نورانى، شناختنش ضرورى، به هر كس از مخلوش كه خواهد منت نهد. حضرت فرمود: منزه باد، آن‌كه كسى جز او نداند كه او چگونه است، چیزى مانندش نیست و او شنوا و بیناست. محدود نگردد، به حس در نیاید، سوده نشود، حواس دركش نكنند، چیزى بر او احاطه نكند نه جسم است و نه صورت و نه ترسیم و نه محدود.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 29 - 35 از 896

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.