صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه
نهج البلاغه
ثارالله (قسمت اول) چاپ ايميل
03 آذر 1392
128

استاد گرامی در دهه اول محرم امسال طی چند جلسه به شرح و تفسیر تعبیر ثارالله درباره امام حسین (علیه السلام) پرداختند که در چند قسمت تقدیم علاقه‌مندان می‌شود:

چکیده قسمت  (1) ـ 92/8/21 ـ شب تاسوعا، محرم 1435
دریافت صوت (با حجم 16.8 مگابایت)
امام حسین (صلوات الله و سلامه علیه) را ثارالله و ابن ثاره نامیده‌اند. یعنی پدر او نیز ثارالله است. البته همه این خاندان ثارالله هستند.
در ابتدا اشاره‌ای به معنای لغوی و فقه الحدیثی ثار، ثور، اثاره، مثیر و ... می‌شود. ثار و تعابیر مشابه آن به معنای انگیختن، ایجاد کردن و تحریک کردن، تحول ایجاد کردن، جایی را شخم زدن و زیر و رو کردن و مانند آن است و اگر این معنا را با لوازم عقلانی‌اش در نظر بگیریم، آفرینش نیز یکی از مصادیق اثاره است؛ یعنی شخم زدن دار عدم (البته نه عدم به معنای فلسفی)
ادامه مطلب...
 
[آواهنگ] سنت روضه‌خواني؛ يادگار امامان معصوم چاپ ايميل
03 آذر 1392
AZ

 
[صوت] انا ابن من قتل صبرا چاپ ايميل
03 آذر 1392
j2

[صوت] انا ابن من قتل صبرا

ثُمَّ إِنَّ زَيْنَ الْعَابِدِينَ (سلام الله عليه) أَوْمَأَ إِلَى النَّاسِ أَنِ اسْكُتُوا فَسَكَتُوا فَقَامَ قَائِماً فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ النَّبِيَّ ص ثُمَّ صَلَّى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ
أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَنِي فَقَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي فَأَنَا أُعَرِّفُهُ بِنَفْسِي
أَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ
أَنَا ابْنُ مَنِ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهُ وَ سُلِبَتْ نِعْمَتُهُ وَ انْتُهِبَ مَالُهُ وَ سُبِيَ عِيَالُهُ
أَنَا ابْنُ الْمَذْبُوحِ بِشَطِّ الْفُرَاتِ مِنْ غَيْرِ ذَحْلٍ وَ لَا تِرَاتٍ
أَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً وَ كَفَى بِذَلِكَ فَخْراً
أَيُّهَا النَّاسُ فَأَنْشُدُكُمُ اللَّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ أَنَّكُمْ كَتَبْتُمْ إِلَى أَبِي وَ خَدَعْتُمُوهُ وَ أَعْطَيْتُمُوهُ مِنْ أَنْفُسِكُمُ الْعَهْدَ وَ الْمِيثَاقَ وَ الْبَيْعَةَ وَ قَاتَلْتُمُوهُ
فَتَبّاً لِمَا قَدَّمْتُمْ لأنْفُسِكُمْ وَ سَوْأَةً لِرَأْيِكُمْ
بِأَيَّةِ عَيْنٍ تَنْظُرُونَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) إِذْ يَقُولُ لَكُمْ قَتَلْتُمْ عِتْرَتِي وَ انْتَهَكْتُمْ حُرْمَتِي فَلَسْتُمْ مِنْ أُمَّتِي
سپس زين العابدين (سلام الله عليه) اشاره فرمود كه ساكت شويد. همه ساكت شدند. بپا خواست و خداى را سپاس گفت و ثنا خواند و نام پيغمبر برد و بر وى درود فرستاد سپس گفت:
اى مردم هر كه مرا شناخت كه شناخته است و هر كه نشناخت من خود را باو معرّفى مي‌كنم.
من علىّ فرزند حسين فرزند علىّ بن ابى طالبم
من فرزند كسى هستم كه احترامش هتك شد و اموالش ربوده شد و ثروتش بتاراج رفت و اهل و عيالش اسير شد
من فرزند كسى هستم كه او را در كنار رود فرات بى‏سابقه كينه و عداوت سر بريدند
من فرزند كسى هستم كه او را با شكنجه كشتند و همين فخر او را بس
اى مردم شما را بخدا سوگند مي‌دانيد كه شما بوديد بر پدرم نامه نوشتيد و فريبش داديد؟
و با او پيمان بستيد و بيعت نموديد و بجنگش پرداختيد
مرگ بر شما با اين كردارى كه از پيش براى خود فرستاديد
و رسوائى بر اين رأى شما
با چه ديده‏اى به رسول خدا نگاه خواهيد كرد؟ هنگامى كه به شما بگويد: چون عترت مرا كشته‏ايد و احترام مرا هتك كرده‏ايد، از امّت من نيستيد.
اللهوف على قتلى الطفوف، ص: 157
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 43 - 49 از 768

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.