صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه
نهج البلاغه
باب دیگری در مرجعیت علمی ائمه علیهم‌السلام (راسخون در علم) چاپ ايميل
02 خرداد 1398

بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ(ع)

راسخون در علم همان ائمه علیهم‌السلام مى‌باشند (باب بیست و سوم از کتاب حجت که 3 حدیث دارد)

و هو الباب الثانی و العشرون من كتاب الحجة و فيه ثلاثة احادیث

125- الحديث الاول و هو الثانی و الخمسون و خمس مائة

عَنْ أَبِي‌بَصِيرٍ عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ

ترجمه: امام صادق علیه‌السلام فرمود: مائیم راسخون در علم و ما تأویل قرآن را مى‌دانیم.

ترجمه بسنده است.

126- الحديث الثانی و هو الثالث و الخمسون و خمس مائة

بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ فَرَسُولُ اللَّهِ(ص) أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ تَأْوِيلَهُ إِذَا قَالَ الْعَالِمُ فِيهِمْ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ بِقَوْلِهِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الْقُرْآنُ خَاصٌّ وَ عَامٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ فَالرَّاسِخُونُ فِي الْعِلْمِ يَعْلَمُونَهُ

ترجمه: یكى از دو امام باقر یا صادق (علیهما‌السلام) درباره سخن خداى عزوجل (6 سوره 3) «و جز خدا و راسخون در علم تأویل قرآن را نمی‌دانند» فرمود: پیامبر(ص) بهترین راسخ در علم است.

خداى عزوجل همه آن‌چه را از تنزیل (معنى مطابقى) و تأویل (معنى التزامى) نازل فرمود به او آموخته است، چیزى را كه خدا تأویلش را به او نیاموخت بر او نازل نفرمود و اوصیاء پس از وى هم تمام آن را مى‌دانند و كسانی كه تأویل نمی‌دانند (شیطان) هرگاه عالمان چیزى از روى علم بفرمایند (ایمان مى‌آورند و مى‌پذیرند) چنان‌که خدا ایشان را پذیرفته و فرموده است «می‌گویند ایمان آوردیم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست» و قرآن خاص و عام و محكم و تشابه و ناسخ و منسوخ دارد و راسخون در علم همه را می‌دانند.

ترجمه بسنده است.

127- الحديث الثالث و هو الرابع و الخمسون و خمس مائة

عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ(ع)

ترجمه: امام صادق علیه‌السلام فرمود: راسخون در علم امیرالمؤمنین و امامان پس از وى علیهم‌السلام می‌باشند.
شرح: آیه شریفه (6سوره 3) تمامش چنین است: «خداست كه این كتاب را بر تو نازل كرده قسمتى از آن آیاتى است محكم كه آن‌ها اصل و پایه قرآن است و قسمتى از آن آیاتى است متشابه. كسانی كه در دلشان خللى است، از قرآن آن‌چه را متشابه است، در طلب فتنه و به قصد تأویل پیروى می‌كنند، در صورتی كه جز خدا تأویل آن را نداند و راسخون در علم گویند: ایمان آوردیم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان اندرز نگیرند».

مفسران و دانشمندان اسلامى درباره محكم و متشابه به تفصیل بحث كرده و كتاب‌هاى جداگانه در این موضوع نوشته‌اند كه معروف‌ترین آن‌ها رساله سید مرتضى است، این دانشمندان در رسائل خود اقوال مختلفى را كه درباره معنى محكم و متشابه و تعیین مصداق آن‌ها و علت آمدن آیات متشابه در قرآن است، بحث می‌كنند ولى آن‌چه مسلم است، آیات متشابه معنى واضح و روشنى چون آیات محكم ندارد، بلكه چند معنى شبیه به هم از آن‌ها استفاده می‌شود و بحكم آیه شریفه، مردمی كه در دل خود خللى دارند، براى آشوبگرى و گمراه كردن مردم و تباهى دین، آیات متشابه را دست آویز خود قرار داده، طبق رأى و سلیقه خویش تأویل می‌كنند، در صورتی كه جز خدا كسى تأویل آن را نداند و طبق این سه روایت، خداى عزوجل تأویل قرآن را به پیامبر و امام (ص) آموخته است و اگر به آن‌ها نمى‌آموخت، فایده‌اى نداشت كه كلام مبهم و نامعلومى را بر آن‌ها نازل كند و این منافات ندارد با این‌كه بگوئیم: جز خدا كسى تأویل قرآن نمى‌داند، زیرا كه ایشان هم شاگرد مكتب خدایند و علم ایشان همان علم خداست.

این در صورتى كه در مقام قرائت بر كلمه «الله » وقف كنیم و «الراسخون» را مبتدا بگیریم ولى بنابر قرائت دیگر كه «والراسخون » را عطف بر الله دانسته‌اند اشكالى در میان نیست و راسخ در علم، كسى است كه در علم ریشه دارد و آن را خوب ضبط كرده و در آن استاد است كه افراد كاملش همان پیامبر و امامان هدى (ص) می‌باشند و بنا بر روایت دوم شیعیان پاك و مخلص كه تأویل قرآن را نمى‌دانند تصدیق اجمالى نموده و می‌گویند: ما می‌دانیم كه همه قرآن، چه محكم و چه متشابهش را پروردگار ما نازل كرده است و على علیه‌السلام هم در اول خطبه 89 نهج البلاغه این موضوع را بیان می‌كند.

ترجمه بسنده است.
 
باب دیگری در مرجعیت علمی ائمه علیهم‌السلام چاپ ايميل
02 خرداد 1398

بَابُ أَنَّ مَنْ وَصَفَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ بِالْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ(ع)

كسانى را كه خداى تعالى در قرآنش عالم نامیده ائمه مى‌باشند (باب بیست و یکم از کتاب حجت که 2 حدیث دارد)

123- الحديث الاول و هو الخمسون و خمس مائة

عَنْ سَعْدٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ، قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ(ع): إِنَّمَا نَحْنُ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ عَدُوُّنَا وَ شِيعَتُنَا أُولُو الْأَلْبَابِ

ترجمه: امام باقر علیه‌السلام درباره سخن خداى عزوجل (9- سوره 39) «آیا كسانى كه دانند با كسانی كه ندانند یك‌سانند، تنها خردمندان به‌یاد مى‌گیرند» فرمود: ما هستیم كسانى كه مى‌دانند و آن‌ها كه نمى‌دانند دشمنان مایند و شیعیان ما خردمندانند.

ترجمه بسنده است.

124- الحديث الثانی و هو الواحد و الخمسون و خمس مائة

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ، قَالَ: نَحْنُ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ عَدُوُّنَا الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ وَ شِيعَتُنَا أُولُو الْأَلْبَابِ.

ترجمه: و درباره این آیه فرموده است: ما هستیم كسانى كه می‌دانند و دشمنان ما نادانانند و شیعیان ما خردمندان.

شرح: درباره آیه شریفه دو تفسیر گفته‌اند كه با یك‌دیگر منافات ندارد و ممكن است هر دو مقصود باشد: اول دانا با نادان برابر نیست و این مطلب را هر خردمندى می‌فهمد بنابراین سیاق آیه درباره تشویق به تحصیل علم و مجالست با علما و استفاده از محضر ایشان و كناره‌گیرى از جاهلان است. دوم كسانی كه همه چیز را مى‌دانند با آن‌ها كه همه چیز را نمى‌دانند یك‌سان نیستند، در این‌صورت دانایان منحصر مى‌شود به ائمه هدى علیهم‌السلام، زیرا تنها ایشانند كه گنجینه علمشان به خزانه علم خدا متصل است و براى تعلیم مردم انتخاب شده‌اند و مردم دیگر از دسته دوم مى‌باشند كه همه چیز را نمى‌دانند و این مطلب را خردمندان و صاحبان عقل سالم درك مى‌كنند و مصداق آن شیعیان مى‌باشند، زیرا ایشان اعلم امت را امام می‌دانند و او را بر دیگران تفضیل می‌دهند، پس این آیه دلالت دارد بر امامت ائمه دوازده گانه ما، زیرا كه ایشان در هر عصرى از مدعیان خلافت و بلكه از همه مردم اعلم بوده‌اند و آیه هم دلالت دارد بر این‌كه مناط امامت رجحان علم و دانش است.

ترجمه بسنده است.
 
باب مرجعیت علمی ائمه علیهم‌السلام چاپ ايميل
02 خرداد 1398

بَابُ أَنَّ أَهْلَ الذِّكْرِ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ الْخَلْقَ بِسُؤَالِهِمْ هُمُ الْأَئِمَّةُ(ع) (باب بیستم از کتاب حجت که 9 حدیث دارد)

114- الحديث الاول و هو الواحد و الاربعون و خمس مائة

عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَجْلانَ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): الذِّكْرُ أَنَا وَ الْأَئِمَّةُ أَهْلُ الذِّكْرِ؛ وَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ، قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ(ع): نَحْنُ قَوْمُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ.

ترجمه: امام باقر (علیه‌السلام) درباره سخن خداى عزوجل (43 سوره 16) «اگر خودتان نمى‌دانید از اهل ذكر بپرسید» از قول پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وآله مى‌فرماید: مقصود از ذكر من هستم و امامان اهل ذكر می‌باشند و درباره سخن خداى عزوجل (44 سوره 43) «همانا قرآن براى تو و قوم تو ذكر است و به زودى از آن سوال مى‌شوید» امام فرمود: مائیم قول او و مائیم سؤال شوندگان.

شرح: مرحوم طبرسى در مجمع البیان اهل ذكر را سه‌گونه تفسیر كرده است: 1- دانشمندان به اخبار امت‌هاى گذشته، مؤمن باشند یا كافر 2- اهل كتاب (یهود و نصارى) و مقصود از آیه این است كه: اى مشركین مكه اگر شما نبوت این پیامبر را قبول نمى‌كنید، از اهل تورات و انجیل بپرسید، زیرا مشركین اخبارى را كه یهود و نصارى از كتاب‌هاى خود نقل مى‌كردند؛ تصدیق مى‌نمودند. 3- اهل قرآن و ائمه هدى علیهم‌السلام و اما درباره آیه دوم (44 سوره 43) مرحوم طبرسى گوید: یعنى قرآنی كه بتو وحى شده، مایه شرف تو و دودمان قریش است و مقصود از بازخواست شدن، بازخواست از شكر این نعمت شرف است و بعضى گفته‌اند مقصود بازخواست از مردم است نسبت به احترام قرآن و اداء حق آن كه بر مردم لازم مى‌باشد و مرحوم مجلسى(ره) گوید: معنى این است كه اى پیامبر تو و قوم تو تا آخرالزمان، از معنى آیات قرآن پرسش مى‌شوید، یعنى مردم از شما تفسیر قرآن را مى‌پرسند و خود قرآن مذكر (به یاد آورنده) شماست و این معنى با خطابى كه خدا در كلمه «تسألون» مى‌فرماید، مناسب‌تر است پایان كلام مجلسى(ره).

ما در سابق بیان كردیم كه از معجزات قرآن این است كه آیات آن در قالبى ریخته شده است كه تحمل معانى متعددى را دارد و بسا باشد كه هر كسى به مقدار فهم و استعداد خویش، معنائى از آن مى‌فهمد و غالباً آن معانى مختلف، با هم منافاتى هم ندارند و همین است معنى ظهر و بطن قرآن.

شرح
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 50 - 56 از 983

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.