صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه
نهج البلاغه
قرب فرائض چاپ ايميل
25 فروردين 1398

الحديث الثالث و هو الثانى و الخمسون و ثلاث مائة

عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: نَحْنُ الْمَثَانِي الَّذِي أَعْطَاهُ اللَّهُ نَبِيَّنَا مُحَمَّداً(ص) وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ نَتَقَلَّبُ فِي الْأَرْضِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ؛ وَ نَحْنُ عَيْنُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ؛ وَ يَدُهُ الْمَبْسُوطَةُ بِالرَّحْمَةِ عَلَى عِبَادِهِ؛ عَرَفَنَا مَنْ عَرَفَنَا وَ جَهِلَنَا مَنْ جَهِلَنَا وَ إِمَامَةَ الْمُتَّقِينَ

ترجمه: امام صادق علیه‌السلام فرمود: مائیم آن مثانى كه خدا به پیامبر ما محمد صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم عطا فرموده است (یعنى همدوش قرآنیم كه پیامبر فرموده: و چیز سنگین میان شما گذاشته‌ام) و مائیم وجه خدا كه در زمین میان شما رفت و آمد می‌كنیم؛ مائیم دیده خدا میان خلقش (ناظر و شاهد كردار مخلوقیم) و درب گشوده و رحمت بر بندگانش؛ شناخت هر كه ما را شناخت (و خوشا به حالش) و پیشوائى پرهیزكاران را نشناخت هر كه ما را نشناخت (و چه زیان بزرگى كرد كه مرگش در پیش است وآن‌گاه زیان خود در یابد).

شرح‏
ادامه مطلب...
 
باب نوادر توحیدی چاپ ايميل
24 فروردين 1398

باب بیست و دوم از کتاب توحید که 11 حدیث دارد

الحديث الاوّل‏

عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّصْرِيِّ قَالَ: سُئِلَ أَبوعَبْدِاللَّهِ(ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كُلُّ شَئ هالِكٌ إِلا وَجْهَهُ؟ فَقَالَ: مَا يَقُولُونَ فِيهِ: قُلْتُ يَقُولُونَ يَهْلِكُ كُلُّ شَئ إِلا وَجْهَ اللَّهِ. فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ لَقَدْ قَالُوا قَوْلًا عَظِيماً إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ وَجْهَ اللَّهِ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ.

ترجمه: حارث بن مغیره گوید: از امام صادق علیه‌السلام درباره قول خداى تبارك و تعالى (88 سوره 28) «همه چیز نابود است جز وجه خدا» پرسش شد. حضرت فرمود: در این‌باره چه می‌گویند؟ عرض كردم می‌گویند همه چیز هلاك شود جز وجه خدا، فرمود: منزه است خدا، سخن درشتى گفتند مقصود، وجهى است كه از آن می‌آیند.

شرح‏
ادامه مطلب...
 
توحید: شاید ادامه خطبه ذکر شده چاپ ايميل
22 فروردين 1398

گویی این خطبه دیگری است که حضرت در همان روز ایراد نمودند:

الْحَمْدُ لِلَّهِ اللابِسِ الْكِبْرِيَاءِ بِلا تَجْسِيدٍ، وَ الْمُرْتَدِي بِالْجَلالِ بِلا تَمْثِيلٍ، وَ الْمُسْتَوِي عَلَى الْعَرْشِ بِغَيْرِ زَوَالٍ، وَ الْمُتَعَالِي عَلَى الْخَلْقِ بِلا تَبَاعُدٍ مِنْهُمْ وَ لا مُلامَسَةٍ مِنْهُ لَهُمْ؛ لَيْسَ لَهُ حَدٌّ يُنْتَهَى إِلَى حَدِّهِ، وَ لا لَهُ مِثْلٌ فَيُعْرَفَ بِمِثْلِهِ؛ ذَلَّ مَنْ تَجَبَّرَ غَيْرَهُ، وَ صَغُرَ مَنْ تَكَبَّرَ دُونَهُ، وَ تَوَاضَعَتِ الْأَشْيَاءُ لِعَظَمَتِهِ وَ انْقَادَتْ لِسُلْطَانِهِ وَ عِزَّتِهِ؛ وَ كَلَّتْ عَنْ إِدْرَاكِهِ طُرُوفُ الْعُيُونِ، وَ قَصُرَتْ دُونَ بُلُوغِ صِفَتِهِ أَوْهَامُ الْخَلائِقِ.

الْأَوَّلِ قَبْلَ كُلِّ شَئ وَ لا قَبْلَ لَهُ، وَ الْآخِرِ بَعْدَ كُلِّ شَئ وَ لا بَعْدَ لَهُ؛ الظَّاهِرِ عَلَى كُلِّ شَئ بِالْقَهْرِ لَهُ، وَ الْمُشَاهِدِ لِجَمِيعِ الْأَمَاكِنِ بِلا انْتِقَالٍ إِلَيْهَا؛ لا تَلْمِسُهُ لامِسَةٌ وَ لا تَحُسُّهُ حَاسَّةٌ؛ هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلَهٌ، وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ؛ أَتْقَنَ مَا أَرَادَ مِنْ خَلْقِهِ مِنَ الْأَشْبَاحِ كُلِّهَا، لا بِمِثَالٍ سَبَقَ إِلَيْهِ وَ لا لُغُوبٍ دَخَلَ عَلَيْهِ فِي خَلْقِ مَا خَلَقَ لَدَيْهِ؛ ابْتَدَأَ مَا أَرَادَ ابْتِدَاءَهُ وَ أَنْشَأَ مَا أَرَادَ إِنْشَاءَهُ عَلَى مَا أَرَادَ مِنَ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ، وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ.

نَحْمَدُهُ بِجَمِيعِ مَحَامِدِهِ كُلِّهَا عَلَى جَمِيعِ نَعْمَائِهِ كُلِّهَا، وَ نَسْتَهْدِيهِ لِمَرَاشِدِ أُمُورِنَا، وَ نَعُوذُ بِهِ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، وَ نَسْتَغْفِرُهُ لِلذُّنُوبِ الَّتِي سَبَقَتْ مِنَّا، وَ نَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ؛ بَعَثَهُ بِالْحَقِّ نَبِيّاً دَالًّا عَلَيْهِ وَ هَادِياً إِلَيْهِ، فَهَدَى بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ وَ اسْتَنْقَذَنَا بِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ؛ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً وَ نَالَ ثَوَاباً جَزِيلًا؛ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً وَ اسْتَحَقَّ عَذَاباً أَلِيماً.

فَأَنْجِعُوا بِمَا يَحِقُّ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ وَ إِخْلاصِ النَّصِيحَةِ وَ حُسْنِ الْمُؤَازَرَةِ، وَ أَعِينُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ بِلُزُومِ الطَّرِيقَةِ الْمُسْتَقِيمَةِ وَ هَجْرِ الْأُمُورِ الْمَكْرُوهَةِ، وَ تَعَاطَوُا الْحَقَّ بَيْنَكُمْ وَ تَعَاوَنُوا بِهِ دُونِي، وَ خُذُوا عَلَى يَدِ الظَّالِمِ السَّفِيهِ وَ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ؛ وَ اعْرِفُوا لِذَوِي الْفَضْلِ فَضْلَهُمْ؛ عَصَمَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ بِالْهُدَى وَ ثَبَّتَنَا وَ إِيَّاكُمْ عَلَى التَّقْوَى؛ وَ أسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِي وَ لَكُمْ

ترجمه:ستایش خداى را كه لباس كبریائى در بر كرده بى‌آن‌كه مجسم باشد و رداى شكوه پوشیده بى‌آن‌كه او را مثل باشد و بدون نابودى بر عرش مسلط گشته، بر مخلوقش فراز گرفته بدون دورى از ایشان و بدون تماس با ایشان، براى او حدى نیست كه به آن حد پایان یابد و مانندى ندارد تا بمانندش شناخته شود، جز او هر كه جبارى كند، خوار است و جز او هر كه گردن فرازى نماید، خرد و ناچیز است، همه چیز در برابر عظمتش فروتنى كرده و در دربار سلطنت و عزتش رام و زبون گشته، حركت چشم‌ها از دركش وامانده و اوهام مخلوق از رسیدن به صفتش كوتاه شده، او آغاز است و پیش از همه چیز و پیش از او چیزى نیست و آخر است و بعد از همه چیز و پس از او چیزى نیست با قهر و سلطه خود بر همه چیز غلبه جسته و همه جا را بدون انتقال به سوى آن دیده و حاضر شده، هیچ لامسه‌اى او را نسوده و هیچ حسى دركش ننموده، اوست كه در آسمان معبود است و در زمین معبود و او فرزانه و داناست، از میان آن‌چه دورنمائى مى‌كرد (قابلیت آفرینش داشت) آن‌چه را كه اراده فرمود، بیافریند بدون نقشه و نمونه قبلى، محكم و متقن آفرید بى‌آن‌كه در آفرینش آن خستگى عارضش شود، آن‌چه را اراده كرد آغاز باشد، اول آفرید و آن‌چه را خواست از دو ثقل هستى كه جن و انس باشند چنان‌كه خواست ایجاد كرد تا ربوبیتش بشناسد و اطاعتش در میان آن‌ها جایگزین گردد. او را به‌بالاترین درجه ستایش بر تمام نعمتش می‌ستائیم و براى اصلاح امور خود از او راهنمائى می‌جوئیم و از كردارهاى زشت خود به او پناه می‌بریم و نسبت به گناهانی كه از ما سر زده از او آمرزش می‌طلبیم و گواهى دهیم كه شایان پرستشى جز خدا نیست و محمد بنده و فرستاده اوست، او را به‌درستى برانگیخت تا نشانش دهد و به سویش رهنما باشد، خدا به بركت آن حضرت از گمراهى به راهمان آورد و از نادانى نجاتمان بخشید، هر كه اطاعت خدا و رسولش كند به كامیابى بزرگى رسد و ثواب نیكى دریابد و هر كه نافرمانى خدا و رسولش كند زیان آشكارى برد و سزاوار عذابى دردناك گردد. در انجام وظیفه خود كه شنیدن و فرمان بردن و خیرخواهى مخلصانه و حسن مساعدت است، جداً بكوشید و با جدا نشدن از راه راست و بر كنارى از كارهاى زشت، خود را یارى كنید، حق را میان خود بگردانید و نزد من با آن یكدیگر را كمك دهید، دست ستمگر نادان را ببندید، به كار نیك دستور دهید و از كار زشت جلوگیرى كنید، اهل فضل را قدر شناسید، خدا ما و شما را به راه هدایت نگه دارد و بر جاده تقوى پابرجایمان دارد، براى خود و شما از خدا آمرزش مى‌طلبیم.
شرح
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>

صفحه 8 - 14 از 896

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.