صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه
نهج البلاغه
چگونگي پيدايش صور خياليه و وهميه در ذهن چاپ ايميل
31 ارديبهشت 1387
الاشراق التاسع
فی ذکر نمط الهامی ینکشف به کیفیة وجود الکلیات فی الذهن.........


در تببيين كيفيت به وجود آمدن صور جسمي و خيالي و وهمي چند نظريه وجود دارد.نظريه مؤلف بيان گرديد و آن اينكه نفس نسبت به صور علميه يا صور خياليه سمت فاعليت دارد. به عبارتي نفس خالق اين صور است نه قابل.يعني براي اشيايي كه قبلاً مشاهده كرده،صور تهايي در ذهن ايجاد مي كند و آنها را مي نگرد.
نظريه ديگر كه در مقابل نظر مؤلف است اين است كه نفس،سمت فاعليت و قابليت ندارد.طبق اين نظر،نفس به خاطر قابليت خويش و در ارتباط با اشياء خارجي،صور آن اشياءرا در خويش نمي پذيرد.اين مسئله خود به دو شاخه تقسيم مي شود:
نظريه اول اين است كه اشياء خارجي اين صورتها را در نفس ايجاد مي كنند.نظريه ديگر اين است كه اين ايجاد صورجسمي،خيالي و وهمي مربوط به فاعل هاي مجرد است.
ادامه مطلب...
 
اشکالی بر وجود ذهنی چاپ ايميل
31 ارديبهشت 1387
الاشراق الثامن :
فی التخلص عن الزوم کون شیء واحد جوهراً و کیفاً.......


از جمله اشکالات وجود ذهنی اندراج شی ء واحد یا مفهوم واحد تحت دو مقوله است . با این توضیح که هنگام تعقل انواع جوهری یکی شیء واحد یعنی یک نوع جوهری ، هم جوهر است چون یک نوع جوهری است و هم کیف است بدین خاطر که آنچه که در ذهن است ، صورت علمی است و صور علمی از مقوله کیف یا کیف نفساني است . البته قابل توجه است که این اشکال بنابر نظر رسمی رایج بین حكماست که علم را کیف نفسانی می دانند ، اما به نظر متاخرین كه علم را تحت هیچ مقوله ای نمی دانند و قائلند که علم وجود است و فوق مقوله این اشکال مطرح نمی شود .
ادامه مطلب...
 
گذری بر معرفت شناسی در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب چاپ ايميل
31 ارديبهشت 1387
بحث معرفت شناسي يا شناخت ، شامل : «مسأله علم ، علم به علم ، كيفيت علم ، راه رسيدن به علم ، ويژگي ها ، حدود ، موانع ، استعدادات ، زمينه ها ، نتايج علم و شناخت» مي باشد.
اين مباحث بطور غير مستقل در فلسفه اسلامي در بحث مقولات «وجود ذهني» مطرح شده است و جايگاه خاص و مستقلي در فلسفه اسلامي به عنوان بحث معرفت شناسي وجود ندارد.
در غرب عمده بحث در فلسفه ، مبحث شناخت و معرفت شناسي است كه غالباً همان مباحث مقولات ارسطويي است كه اساس و تعبيرهاي ديگري را به عنوان مباحث شناخت برايش مطرح نموده اند. بعضي از فلسفه هاي مغرب زمين جز بحث معرفت شناسي هيچ مبحث ديگري ندارند. مانند فلسفه هاي «تحليل زباني» كه در برخي از اين فلسفه ها مبحث الفاظ فلسفه و منطق ، يك فلسفه را تشكيل مي دهد. «فلسفه پوزيتويستي» نمونه ديگري از اسن فلسفه هاست. عمده بحث فلسفه پوزيتويستي بحث شناخت و انكار شناخت يا اعضار شناخت در شناخت پوزيتويستي يا تجربي و حسي است.
«هيوم» و «كانت» دو فيلسوف بزرگ مغرب، مباحث معرفت شناسي را آنقدر توسعه داده اند كه گويي از ديدگاه آنان نقطه مبهمي جز معرفت شناسي وجود ندارد و شرح و توضيح آنها بر اين مبحث ، فلسفه كاملي را به وجود آورده است. به خاطر اين توجه و دقت نظري كه غرب به مسأله معرفت شناسي و شناخت دارد ، بسياري از بحث هايي كه در فلسفه اسلامي وجود دارد در فلسفه مغرب زمين يا وجود ندارد يا آنقدر مختصر و كوتاه است كه هيچ به حساب نمي آيد ؛ مانند بحث «عليت». اين بحث در بعضي فلسفه هاي مغرب زمين ، از شش سطر بيشتر نمي شود .مبحث وجود شناسي از نمونه هاي ديگر است. اين بحث در فلسفه فيلسوفي همچو كانت از شش – هفت صفحه بيشتر نيست.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 111 112 113 114 115 116 117 118 بعد > پايان >>

صفحه 792 - 798 از 823

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.