صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه
نهج البلاغه
تفاوت انوار یا عقول چاپ ايميل
07 خرداد 1387
در مسأله تفاوت عقول یا انوار دو پاسخ داده شده است:
1ـ آن‌چه كه از علت صادر مي‌شود، وجود معلول است و اين جنبه‌هاي عدمي صادر شدني نيست، بلكه از لوازم معلوليت شئ است. چيزي از علت صادر شده است كه به‌خاطر اندازه داشتن و محدوديت، آميخته به عدم است.
2ـ تعبير دقيق‌تر این است كه هر مرتبه ضعيفي واجد همه كمالات مرتبه شديد است ولي به‌صورت رقيقت و هر مرتبه شديد واجد همه كمالات مرتبه ضعيف هست ولي به‌صورت حقيقت. به تعبير ديگر، تفاوت ميان معلول ضعيف با علت غني در اين است كه آن‌چه را علت دارد، رقيقه‌اش را معلول دارد و آن‌چه را معلول دارد، حقيقتش را علت دارد. به تعبير ديگر، معلول عبارت است از مرتبه اجمالي علت و علت عبارت است از مرتبه تفصيلي معلول.
نفوس و عقول از ديدگاه اشراق، يك جوهر واحد دارند. همه آن‌ها نور صرف يا نور مجرد هستند اگرچه همه اين انوار مجرد، مي‌توانند ترتيب داشته باشند. ترتيب ميان آن‌ها انكار نمي‌شود. ولي ذات نفس با ذات عقل در نورانيت با هم تفاوتي ندارد، هر دو نور محض‌اند كه در آن ظلمت وجود ندارد.
يك واحد محض از خدا صادر شده است. اين واحد محض دو وجهي است، وجهي رو به حق تعالي دارد وجهي رو به فروتر از خود. از جهت وجه فروتر از خود ، سبب پيدايش امر ديگر مي‌شود.
ادامه مطلب...
 
قاعده الواحد چاپ ايميل
07 خرداد 1387
المقالة الثانية: في ترتيب الوجود
و فيها فصول
الفصل الاول: في انّ الواحد الحقيقي لايصدر عنه من حيث هو كذلك اكثر من معلول واحد لايجوز ان يحصل من نورالانوار نور و غير نور من الظلمات..............
ادامه مطلب...
 
نفی استفاده از نورالانوار چاپ ايميل
07 خرداد 1387
آيا ممکن است نورالانوار مستفيد باشد ؟ فرض مستفيد بودن، با محض نبودن مستفيد برابر است. اگر چيزي را فرض كرديم كه به هر دليلي مي‌تواند نوراني‌تر شود. لازمه‌اش آن است كه آن چيز نور محض نباشد بلكه نور آميخته به ظلمت باشد تا با تابيده شدن نوري بر آن، از ظلمت آن كاسته شده و بر نورش افزوده گردد. افزون شدن نور محض، از محالات است.
بر فرض كه بپذيريم صفت نوري زائد بر نور محض وجود داشته باشد و اين صفت نوري زائد سبب استفاده ذات نورالانوار شده باشد، اين صفت كه باعث نوراني‌تر شدن ذات نورالانوار شده است يا نور مستقل ديگري همانند نورالانوار است يا فعل نورالانوار است. دليل توحيد، كه پيشتر گفته شد، وجود نور مستقل ديگر در طول یا عرض نورالانوار را محال مي‌داند، پس آن نور، نورالانوار نيست. فعل نورالانوار هم نيست، زيرا دراين‌صورت، لازمه‌اش آن است كه نورالانوار از فعلش متأثر باشد و فعلش بر او مؤثّر باشد و حال آن‌كه اين امر ممكن نيست.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 بعد > پايان >>

صفحه 890 - 896 از 983

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.