حدیث روز

امام سجاد (ع) :
يا فارج الهم، و كاشف الغم، يا رحمن الدنيا و الاخرة و رحيمهما، صل علي محمد و آل محمد، و افرج همي، و اكشف غمي.
 اي بردارنده غم و دور كننده اندوه، اي بي اندازه بخشاينده در دنيا و آخرت و بسيار مهربان در آن دو سرا، بر محمدو آل محمد درود فرست، و غم من را بردار، و اندوهم را دور ساز...
صحيفه سجاديه
صفحه اصلی arrow عترت
عترت


فسخ عزائم بهترین راه شناخت توحید چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
 بر اساس مضمون سخني از حضرت امیرمؤمنان (صلوات الله و سلامه علیه)، فسخ عزائم بهترین راه شناختن و رسیدن به توحید است، زیرا انسان مؤمن و موحدّ و صاحب معرفت می‌فهمد که تصمیم‌ها در دست او نیست و ضعف و حقارت و فقر شایستۀ اوست. اگر آن‌چه که ولّی خدا می‌خواست انجام شود، انجام می‌شد، توحید حاصل نمی‌گشت، زیرا کسی در جای خدا قرار می‌گرفت و به‌جاي وي در تکوين و تشريع حکم مي‌راند در حالي که خداي متعال جاي‌گزين‌پذير نيست و حکم‌راني از ان اوست. انبیا و اولیا آمده‌اند تا همه را از میان بردارند و خدا را در جای خویش به مردم معرّفی کنند تا در این بین جز خدا نباشد همان‌گونه که در واقع و حقيقت جز او نبود و نيست. انبیا پیام‌آور نفی همۀ خلق هستند و براي بيان نفي حقيقي آن‌ها و عيان ساختن آن آمده‌اند، پس خود نیز باید از جهت و حيثيت خلقي که چون ساير خلق هستند، نفي گردند. وچون نفي ان‌ها تنها به وسيله خدا انجام مي‌شود و چنين في و سلبي براي خلق عيان نيست و خلق توانايي مشاهد دستان خدا را در لسب و نفي انبيائ و اوليائ ندارند، بايد خود منتفي شوند تا توحيد استوار گردد و در واقع، آنان بايد به‌ظاهر بلغزند تا منتفی گردند و از ميان برداشته شوند و کنار روند.
ادامه مطلب...
 
مشاهده اعمال توسط خدا و رسول خدا- صلوات الله وسلامه علیه و آله- و مؤ چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
«وقل اعملوا وسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنین» یعنی عمل کنید که به زودی خداوند، رسول خدا و مؤمنان عمل شما را می بینند. این دیدن با دیدنی که ثمره و نتیجۀ عمل است، متفاوت است. زیرا دیدن ثمرۀ عمل، اختصاص به خدا و رسول و مؤمنان ندارد و همۀ عالم آن را می بینند. گویی باکی از دیدن ثمرۀ عمل توسط همه عالم نیست و آنچه باید مراقبت شود آنی است که خدا و رسول خدا و مؤمنان می بینند و آن حقیقت عمل است. البته به نظر شارح، حقیقت عمل در آخرت مشهود همگان است، مگر عمل توام با اخلاص باشد. زیرا آنجا«تبلی السرائر» است. پس آنچه خدا و رسول خدا و مؤمنان می بینند، مربوط به همین دنیا است.
در مورد«الله» در کلمۀ«فسیری الله» باید گفت تأخیر و تأنّی در دیدن مربوط به خدا و رسول خدا نیست، زیرا حیّ و حاضرند و زمانمند کردن دیدن در «سَیری» مربوط به مؤمنان است. زیرا مؤمنان، بالفعل نمی بینند و اگر اندکی بجنبند و پرده از چشمان خویش بردارند تا چشمانشان تیز شود، خواهند دید. پس می توان گفت در این آیه،«تقلیب» به کار رفته است؛ مانند شمسین که منظور شمس و قمر و یا زینبین که منظور زینب و ام کلثوم است بنا به تقلیب، ضمیر باید به یکی برگردد و این که در این آیه، به مؤمنان برگشته است، شاید، مربوط به کثرت مؤمنان و یا حاکی از عظمت مؤمن و تشویق و تکریم او باشد.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند           آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
ادامه مطلب...
 
اشاره ای به سیره حضرت پیامبر- صلوات الله و سلامه علیه و آله- چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
انبیاء و اولیا به گونه ای زندگی می کردند که مورد اعجاب مخاطبان قرار نگیرند. حضرت پیامبر- صلوات الله و سلامه علیه و آله- نیز چون سایر انبیاء بود. «لا یرفع علی عبیده و امائه فی مأکل و لا ملبس» غذا و لباسش، همچون غذا و لباس بردگان بود. همه امکانات و وسایلی که در زندگی شریفش به کار می برد نیز، چنین بود. اقتضای مقام نبوّت، همانند مقام ریاست اجتماعی و سر پرستی جامعه، بسیار ساده زیستن است. میانه روی، هم زیستن و در سطح دیگران زیستن، خُلق و روش انبیاءست. گر چه این گونه زندگی کردن برای انبیاء واجب است، برای دیگران واجب نیست. اما این بدان معنی نیست که متعلّق حب الهی هم قرار نگرفته باشد. پس امری که محبوب ومطلوب خداست، برای دیگران هم مستحب است.
سخنی در باره شأن افراد
انسان مؤمن و پارسا باید با میانه روی در جایگاه ویژه خود قرار گیرد. هر کس باید متناسب با شأن و موقعیت خودش زندگی کند. شأن به چند گونه معنا می شود:
1-     هر کس امکانات بیشتری دارد، شأن بالاتری دارد. اهل ظاهر شأن را چنین معنا کرده اند و گفته اند، اسراف برای طبقات مختلف متفاوت است و کسی که از طبقه ضعیف جامعه است است، باید کمتر بخورد و بپوشد و آن که از طبقه ماست، باید زینت و تجمّلاتش بیشتر باشد.
ادامه مطلب...
 
قدر و منزلت تقوی پیشگان چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
هر گاه انسان به تقوی آن گونه که شایسته است و کریمه « اتقوا الله خق تقاته ولا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون » ( آل عمران،102) بدان اشاره نموده است، دست یابد و به وظایف مربوط به آن بپردازد و از قلب خویش حجاب کثرت و تفرقه را بزداید و به صفت پاکی تام برسد، حق تعالی نور خویش را بر او می تاباند که در نتیجه آن چشم بصیرت بنده گشوده می گردد و عالم ملکوت و جبروت بر او آشکار می شود و از آسمان جود و عنایت او، حکمت و معارف و علوم و حقایق بر دل او خواهد بارید؛ چنان که رسول خدا – صلوات الله وسلامه علیه- فرمود: «من اخلص لله تعالی اربعین صباحاً ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه» (در جوامع الاخبار با اندک تغییری آمده است. به عنوان نمونه در عیون اخبار الرضا2، 67، به جای «من اخلص» ما اخلص عبد و به جای ظهرت، جرت آمده است و در بحار الانوار،70 ،242 به نقل از عدة الداعی، به جای ظهرت، فجّرالله آمده است.) و کریمه «یوت الحکمته من یشاء و من یوتی الحکمته» فقد اوتی خیراً کثیراً و ما یذکّر الاّ اولوالالباب (بقره، 269) بدان اشاره کرده است.(رک تفسیرالمحیط، 1، 3- 262)
ادامه مطلب...
 
علم بی واسطه و به واسطه تقوی الهی چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
 یکی از مهمترین راههای دستیابی به علوم حقیقی، مطالعه کتاب صغیر است، ولی باید توجه داشت که اگر چه مطالعه کتاب صغیر و نفس انسان و شناخت آن با مطالعه ي کتاب کبیر و شناخت آن، بلکه با معرفت حق تعالی برابر است، امّا یاد آوری این نکته لازم است که مطالعه این کتاب آسان نیست؛ زیرا مطالعه آن نه به وسیله علوم ظاهری انجام می شود، نه به وسیله علوم باطنی، بلکه به عنایت ویژه الهی با تجلّی انوار قدس او بر بنده و گشوده شدن چشم بصیرت او به وسیلۀ عنایت ازلی حق تعالی، استعداد مطالعه این کتاب به صورت تدریجی فراهم می شود. تجلّی این عنایت ویژه حق تعالی بر بنده به دو صورت انجام می شود: ا- بی واسطه  2- با واسطه   ( رک ، تفسیر المحیط،1، 257).
حصول فیض از جانب حق تعالی بر بنده بدون واسطه، سلوک محبوبی نیز خوانده می شود. (همان، 261). این نوع سلوک و نیز تجلّی و نزول فیض همان است که نسبت به انبیاء و اولیاء انجام شده است. نزول فیض بر دلهای انبیا و اولیای الهی بدون واسطه پیشین و بدون علّت است، بلکه صرفاً به خاطر عنایت حق تعالی است. به عنوان نمونه:
1- در باره حضرت ختمی مرتبت – صلوات الله وسلامه علیه – می فرماید: «وَ اََنزَلَ اللهُ عَلیکَ الکِتاب وَ الحِکمَته وَ علّمک مَا لَم تَکُن تَعلَمُ وَ کانَ فَضلَ اللهُ عَلیکَ عَظیماً» (نساء 113).
           
 نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت                  به غمزه مسأله آموز صد مدرّس شد
ادامه مطلب...
 
«مرتبه عارف کامل» چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
چنان که پیش از این گفته شد، توحید دارای سه مرتبه است: ذاتی، وصفی و فعلی. عارف کامل کسی است که به این مراتب سه گانه با کشف و ذوق دست یابد و اعتقاد و قول و فعل او مطابق آن باشد.(ر.ک جامع الاسرار،291). آنکه با استعداد و نظر به توحید رسیده است، عارف نیست، چه رسد که کامل باشد و نیز آن که باور و گفتار و رفتارش با مراتب یاد شده، موافق نباشد، عارف نیست، تا چه رسد به کمال عرفان.
عارف کامل کسی است که حقیقت توحید را مشاهده کرده باشد، هم از آن چشیده باشد و هم در گفتار و رفتارش ظهور داشته باشد، به گونه ای که همه ذات ها و صفت ها و افعال در مشاهده او، جلوه ای از ذات و صفت و فعل حق تعالی باشد و در آن فانی باشد و خود نیز به همراه آنان متلاشی شده باشد و در نتیجه خود را ظهور حق و حق را ظاهر خود و مدّبر خود بیابد. (همان،293).
کمترین مقام عارف کامل، مقام احسان است که همان مقام مشاهده است؛ چنان که حضرت ختمی مرتبت- صلوات الله و سلامه علیه – در پاسخ به پرسش از احسان فرمود: «الاحسان ان تعبد الله کانّک تراه فان لم تکن تراه فهو یراک.» (بحارالانوار،69، 203) اگر به حقیقت مراتب توحید را نمی بیند، باور و گفتار و رفتارش به گونه ای است که گویی می بیند. (ر.ک جامع الاسرار، 300). تفاوت میان «انّه» و«کانّه» بسیار است.
ادامه مطلب...
 
تعابیر مربوط به حقیقت انسان 2 چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
کتاب
   عوالم هستی خواه کلّی، خواه جزیی، کتابهای الهی هستند؛ بدین جهت که دارای کلمات تاّم هستند. کلیّات عوالم هستی، کتابهای کلّی و اصلی هستند امّا کتابهای جزیی و فرعی آن بی شمار است. زیرا هر چه در عالم هستی وجود دارد، کتابی است از کتابهای الهی. بدین جهت که در این موجودات، احکام خود یا دیگر موجودات ثبت و ضبط می گردد؛ از این جهت، هر کدام از آن ها کتاب است. (ر.ک قیصری شرح مخصوص الحکم، 28).
   دلیل براینکه آفاق و انفس دو کتاب هستند که شامل آیات، کلمات و حروف الهی می باشند، بسیاراست ؛ بزرگترین آنها شهادت حق تعالی بر این امر است که آفاق و انفس، شامل آیات و کلمات و حروف است و مطالعه آن سبب مشاهده او و مشاهده انوار وجه او می گردد و چون از سویی جهان دارای آیات است و از دیگر سو، آیات با کتاب نسبت ویژه ای دارند، زیرا کتاب عبارت است از صورت و ترکیب جامعی که شامل آیات وکلمات باشد. پس آفاق و انفس به حکم دارا بودن آیات و کلمات، هر کدام کتابی از کتابهای حق تعالی هستند. چنان که فرمود: «قل فأتوا بکتاب من عندالله هو اهدی مِنهُما اتَّبعهُ ان کنتم صادقین» (قصص،49). چه کتابی است که از آن دو کتاب (آفاق و انفس) هدایت کننده تر باشد. (ر.ک تفسیرالمحیط، 2 ،16) و نیز فرمود: «لو کان البحر مداداً لکلمات ربّی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربّی و لو جئنا بمثله مدداً» (کهف،109). و نیز فرمود: «و لو انّ ما فی الارض من شجرة اقلام و البحر یمُدّه من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله انّ الله عزیز حکیم» (لقمان،27)
ادامه مطلب...
 
تعابیر مربوط به حقیقت انسان چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
تعابیر مختلف انسان در مراتب مختلف وجودی وی ( جدای از تعیّن نخست) در سخنان عرفا عبارت است از: کتاب الله، کتاب صغیر، کتاب کبیر، امّ الکتاب، کتاب مبین، کتاب محو و اثبات، کتاب مسطور، کلمه تامّ ، عالم صغیر، عالم کبیر، آینیه حق، عین الله، عین الحیاة، خلیفة الله؛ به طوری که هریک معرّف جنبه ای از جوانب متعّدد وجود انسان است.

« کلمه »
کلمه عبارت است از یکایک ماهیّات و اعیان و حقایق و موجودات خارجی و به طور کلّی هر امر متعّینی، کلمه نام دارد. عرفا موجودات معقول و علمی همانند ماهیّات وحقایق را کلمات معنوی و موجودات خارجی را کلمات وجودی  و موجودات مجرّد را کلمات تام می خوانند. مقصود از آیه کریمه « ولوانّما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله انّ الله عزیز حکیم» (لقمان،27) به معنی گفته شده در باره کلمه، اشاره دارد. یعنی، کلمات آفاقی نه قرآنی؛ زیرا چنانچه گفته شد، اگرمقصود کلمات قرآنی باشد، پایان نپذیرفتن آن این گونه نیست، زیرا کلمات قرآنی به حسب صورت به یک دوات مرکّب پایان می پذیرد، چه رسد به یک دریا و بیش از آن. چنان که کریمه «تمّت کلمه ربّک صدقاً و عدلاً  لامبدّل لکلماته و هو السمیع العلیم» (انعام،115) نیز به همین معنی اشاره دارد. از این گذشته، اگر کلمه و آیه و حروف بر موجودات خارجی اطلاق نمی شد، حق تعالی از انسان به کلمه و آیه و حروف تعبیر نمی کرد و حال آنکه چنین کرده است. به عنوان نمونه حضرت حبیبش را به عنوان «طه»، «یس» و مانند آن نامیده است. (ر.ک تفسیر المحیط،1 ،3 -212 ). چنان که ثفیان ثوری از امام صادق – صلوات الله و سلامه علیه- پرسید: «معنی کلمه طه و یس چیست؟»، آن حضرت فرمود: «طه نامی از نامهای پیامبر است به معنی طالب حق و معادی به سوی آن و یس نام دیگری ازآن حضرت به معنی یا ایها السامع الوحی.» (صدوق – معانی الاخبار،22 ؛ تفسیر المیزان، 14، 127).
ادامه مطلب...
 
جامعیت انسان در طبیعت چاپ ايميل
عترت
20 شهريور 1387
ویژگی های انسان در عوالم پیش از طبیعت گفته شد. اینک این پرسش مطرح می شود که آیا انسان در طبیعت نیز از ویژگی های یاد شده سهمی دارد یا خیر؟ اگر چه ممکن نیست که آنچه را که در عوالم پیشین دقیقاً داشته است در عالم طبیعت نیز دارا باشد، زیرا در این صورت تفاوتی میان طبیعت و پیش از طبیعت نخواهد بود؛ ولی در عین حال از آنها بی بهره نیز نمی باشد این مسأله را شرح می باید که از این قرار است:
چرا بر عهد الست پایبند نماندیم! ؟
انسان هر چه به تجرّد و وحدت نزدیکتر باشد، از تعلّقات پیراسته تر و در نتیجه برای فهم حقایق و دریافت معارف الهی آماده تر است؛ و هر چه به کثرت و مادیّت نزدیکترباشد، به تعلّقات آمیخته تر و در نتیجه از فهم معارف و حقایق الهی دورتر است، به همین خاطر است که وی در عوالم نزدیک به وحدت، احکام و آثاری دارد که در مراتب پایین تر فاقد آن است. به عنوان نمونه، در عالم وجود جمعی به خاطر تعلّق اندک، در پاسخ به «الست بربّکم» ( اعراف،172 ) «بلی» گفتند، امّا آنگاه که به عالم شهادت و کثرت که منزل تعلّق است، پای نهادند، اقرار پیشین و ربّ و صاحب خویش را فراموش کردند، آیه کریمه «و لقد عهدنا الی آدم من قبل نفسی و لم نجد له عرفاً » ( طه،115 )، اشاره به همین امراست. مقصود از فقدان عزم برای آدم و ذریّه او، این است که او در عالم کثرت و تعلّقات، عزم و همّت و توجه به حق تعالی و مشاهده او در مظاهر غیب و شهادت یا آفاق و انفس را ندارد. (ر.ک جامع الاسرار،611 )
ادامه مطلب...
 
«ربوبیّت انسان» چاپ ايميل
عترت
19 شهريور 1387
در ابتدا، باید اشاره داشت که ربوبیّت بر دو قسم است: ربوبیّت کبری و ربوبیّت صغری. ربوبیّت کبری ویژه حق تعالی است و او ربّ الارباب است. ربوبیّت صغری، ویژه خلیفه اعظم است که نام دیگر او عقل و رحمن است. رحمن، اگر چه نسبت به حق تعالی مربوب است، ولی نسبت به تعينات پس از خود و سایر موجودات، ربّ است. البتّه هر اسمی نیز نسبت به مظهر خود، ربّ و خالق است. در غیر این صورت حق تعالی رب الارباب و احسن الخالقین نخواهد بود.(ر.ک .جامع الاسرار،3-1172). این دوقسم به ربّ اعلی و ربّ ادنی نیز نام برده شده است. عارفان انسان را به آینه تشبیه کرده اند. پیداست که تشبیه انسان به آینه به این معناست که همه هستی در او منعکس می گردد. هستی نزد او (در او) و نه در برابر دیدگان او، حاضر است. حضور با این ویژگی، یعنی حضور در نزد او، که با احاطه و مالکیت او بر آن همراه است؛ بنابراین انسان، بر همه آنچه در وجودش منعکس می شود، احاطه دارد. این احاطه، احاطه مادی و جسمانی نیست؛ مانند آب در کوزه یا گلاب در گل؛ بلکه احاطه او، قیّومی است، یعنی آنچه که در نزد او حاضر است، وابسته و متعلّق به اوست و به او قوام دارد؛ به همین خاطر است که انسان، ربّ و صاحب و مالک زمین است و همین گونه است انسان در همه مراتب هستی.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > پايان >>

صفحه 1 - 10 از 39

امکانات

نقشه سایت

آمار سايت

بازديدکنندگان: 1043072
حاضرين در سايت : 9 نفر مهمان

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.