حدیث روز

امام سجاد (ع) :
يا فارج الهم، و كاشف الغم، يا رحمن الدنيا و الاخرة و رحيمهما، صل علي محمد و آل محمد، و افرج همي، و اكشف غمي.
 اي بردارنده غم و دور كننده اندوه، اي بي اندازه بخشاينده در دنيا و آخرت و بسيار مهربان در آن دو سرا، بر محمدو آل محمد درود فرست، و غم من را بردار، و اندوهم را دور ساز...
صحيفه سجاديه
صفحه اصلی arrow عرفان
عرفان


عرفان چيست چاپ ايميل
عرفان اسلامی
13 تير 1387
بزرگترين كمال آدمي، بلكه تنها كمال ويژه‏ او، شناخت ذات اقدس الله و اسماء و صفات اوست كه سبب غرق شدن در درياي بي‏كرانه‏ عبوديت است.  محتواي اصلي و اساسي و پيام‏هاي آسماني ابنياء الهي و ديگر رهنمون‏هاي دروني و بيروني، علمي و عملي ايشان براي رسيدن به همين امر مهم بوده است.
بزرگترين كمال انسان علم و معرفت است و به يك بيان هدف از آفرينش او همين است.  به فرموده‏ حضرت دوست: «و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون» [1] .  به گفته برخي از مفسران «ليعبدون» يعني ليعرفون.  زيرا بي علم و معرفت عبادت انجام نمي‏پذيرد.  بدين خاطر كه اولاً عبادتي را مي‏توان حقيقتاً عبادت ناميد كه انسان را از خانه‏ي انانيت و هستي خود خارج ساخته و به هجرتش وا دارد و از فرعون نفس او عبد سازد و نشان عبد آن است كه نخست مولاي خويش را شناسد.  آن‏گاه در برابر او زانو زده و تسليم محض باشد.  چنين عبادتي جز از صاحب معرفت نشايد.  حتي كساني كه در عمل نيز استقامت مي‏ورزند اهل معرفتند.

گـوهــر معرفت آمـوز كـه بـا خـود بــبــري                       كه نصيب دگران است نصاب زر و سيم
دام سخت است مگر يار شود لطف خدا                      ورنـه آدم نـبـرد صرفه ز شيـطان رجيـم

ثانياً تا كسي عبد بودن خويش را نيابد عبادت نكند اگر چه لب و زبانش به «ورد» در جنبد.  بسيار كه زيرك باشد و فهيم، معامله كند.  عابد آن نيست كه كنجي گزيند و دست و زبان جنباند، او زاهد است نه عابد در حاليكه مقصد آفرينش عبادت است نه زهد.
زاهـد تاب تحمل رخ پـري گونـه‏اش نـداشت            كنـجي گـرفت، يـاد خـدا را بهـانه سـاخت

پرستش مجهول، ناشدني است؛ چنان‏كه تا طاغوت (غير خدا) شناخته نشود، پرهيز از او انجام نشود.  «ان اعبدوا الله و اجتيبوا الطاغوت» [2]
ادامه مطلب...
 
درس نهم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
در جلسه گذشته ضمن اشاره به مقام و موقعيت انسان، به مهمترين قدمهايي كه براي دستيابي به فعليت رساندن استعدادهاي آن مقام لازم بود اشاره شد كه نخستين گام، بدست آوردن باورها و عقايد يقيني و مطابق با واقع ، به گونه‌اي كه از جهل مركب و شك و ترديد پيراسته باشد.
بخش بعد، دستيابي به صفات نفساني و ويژگي‌هاي او بود كه بر حسب ظاهر شريعت و تاييد عقل ، هويت و حقيقت واپسين ما خواهد بود و در بخش عمل توضيح آن خواهد آمد.
ادامه مطلب...
 
درس هشتم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
در روايتی، ابوبصير از ياران و اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهما‌السلام) نقل كرده‌است كه روزي در مسجد نشسته بوديم و درباره احاديث و رواياتي كه از امام صادق (علیه‌السلام) شنيده بوديم ، بحث مي‌كرديم كه به توضيح و تفسير يكي از آيات قرآن كه مربوط به حج بود، رسيديم. هر كسي چيزي گفت تا نوبت به ذريح محاربي رسيد. او جمله‌اي گفت كه سبب شگفتي من شد. به او گفتم : «اي ذريح ! تو از اصحاب امام صادق هستي. چرا اين حرف ها را مي‌زني؟ مراقب باش كه تو بايد زينت خاندان پيامبر باشي». ذريح گفت: «آنچه را كه گفتم، از مولايم امام صادق (علیه‌السلام) شنيده‌ام». ابوبصير خود نقل مي‌كند كه وقتي اين سخن را شنيدم، خيلي برافروخته شدم كه چرا او روز روشن و در حضور ياران امام صادق (علیه‌السلام) دروغ مي گويد. به اصحاب گفتم: «براي اينكه بحث و نزاع تمام شود، بنشينيد تا من خبر بياورم». به خانه امام صادق (علیه‌السلام) رفتم بدون ‌اينكه خود را معرفي‌ كنم و اجازه گرفته باشم. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود كه چه خبر است ابوبصير، چه مي خواهي؟ عرض كردم كه مولاي من، چرا نشسته‌اي؟ بيا به مسجد و ببين چه اتفاقي رخ داده است. حضرت فرمود كه چه شده است؟ عرض كردم كه ذريح چيزها مي‌گويد و نسبت‌ها به شما مي‌دهد. ابوبصير مي‌گويد، به محض اينكه اسم ذريح را بردم و بدون اينكه امام صادق بفرمايد كه ذريح چه گفته است، فقط گفت: «مهلا یا ابابصير» یعنی آرام‌تر، چقدر عصباني هستي، به خدا قسم كه ذريح جز از ما نگفته‌ است. آنچه كه ذريح بر شما گفته است، من به او گفتم. این خيلي مهم است كه شخص به حدي از كمال برسد كه هر سخني بگويد، سخن امام معصوم باشد. ابوبصير تا اين سخن را از امام صادق (علیه‌السلام) شنيد، بسيار شگفت‌زده شد و عرض كرد: «مولاي من! چرا به ما نگفتي كه باعث اختلاف بين ما نشود»؟ حضرت فرمود: «كجاست فهمي مانند فهم ذريح تا بر او بگويم آن چه را كه بر ذريح گفتم. ابوبصير! دلها همانند ظرف هستند. بعضي از آنها آبگير كم دارند و برخي آبگيرش بيشتر است، تا به حدي كه بعضي دريا هستند. قلب ها را بايد تغيير داد.
ادامه مطلب...
 
درس هفتم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
امام سجاد – صلوات الله و سلامه عليه – فرمود : " سلمان چيزهایی مي‌دانست كه اگر ابوذر بدان علم پيدا مي‌كرد، سلمان را به خاطر اين دانسته‌ها و عقايد به قتل مي‌رساند "  اين دو صحابه پيامبر (ص) به گونه ‌ای بودند كه به خاطر نزديكي، قرب و شباهت بسيار به يکديگر، پيامبر صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم ميان آن دو عقد اخوت و پيمان برادري ايجاد كرد. زماني‌كه ابوذر و سلمان كه دو يار پيامبر بودند و پيامبر عقد اخوت بين آن دو ايجاد كرده است تا اين حد تفاوت داشته باشند، ساير خلق چگونه خواهند بود؟ سلمان چيزها مي‌دانست كه اگر ابوذر مي‌دانست، او را به جرم كفر، ارتداد و خروج از دين به قتل مي‌رساند. البته سلمان بايد اين گونه باشد. سلمان – رحمت و رضوان الهي بر او باد – به درجه‌اي رسيده است كه عضوي از اعضاء خاندان پيامبر شده است و اين عضويت اعتباري نيست، بلكه عضويت حقيقي است، به اين معنا كه تا كسي شباهت تام و تمام به خاندان پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم) پيدا نكند  عضو آن خاندان نخواهد بود. اگر چه به ظاهر عضو اين خاندان باشد ولي عضويت حقيقي، عضويت معنوي است نه عضويت صوري. به قصه حضرت نوح و فرزندش بنگريد. امام سجاد ( علیه السلام) فرمود : "به خدا قسم، چيزها از دو لب جدم شنيدم كه اگر بخشي از آن‌ها را بر شما بگويم، شما مردم كه بدترين گناهان را تحمل مي‌كتيد، مرا به جرم خروج از دين جدم به قتل مي‌رسانيد." مردم، دزدي‌ها، زشتي‌ها، فساد‌ها و مانند آن‌ها را ناديده مي‌گيرند، ولي امام سجاد ( علیه السلام) مي‌فرمايد كه من چيزها مي‌دانم كه اگر بدانيد، مرا به قتل مي‌رسانيد و براي شما قابل تحمل نيست. تعبير ديگر از اين علم و معرفت، در روايات وارد شده است كه قرآن ظاهر و باطني دارد. باطنش نيز باطني ديگر دارد و به همين صورت ادامه دارد، به‌گونه‌اي كه آخر ندارد.
ادامه مطلب...
 
درس ششم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
انسان موجودی، بی مثل ومانند
به راستی می توان گفت که انسان مثل و مانند ندارد، به همین دلیل، همه عالم هستی برای انسان، به واسطه انسان و مجرای او آفریده شد، بلکه همه در بقا و دوام شان به وجود انسان نیازمند هستند و سر بقا و دوام آنها نیز خدمت کردن به انسان بوده، هست و خواهد بود. ولی اکنون ما با آن انتخاب بزرگ و اساسی روبرو هستیم . انتخابی که برخی گمان برده اند ریشه در خودخواهی انسان و به نظر درست تر، ریشه در طلب، محبت و عشق انسان به خدا و رب خویش دارد. انتخاب فرود آمدن در جهان طبیعت و در زندان گرفتار شدن، انتخاب بزرگی بود که با صفاتی مانند جهول بودن و ظلوم  همراه است و اینکه، به خویش ستم می کند ولی این ستم کردن به خویش، از کمالات انسان به حساب می آید و از نقائص و ضعف های او نیست. اگر چه این انتخاب نشان دهنده جهل بلکه جهول بودن انسان است ولی مقصود از این جهل، جهل به خود، به اعمال خود و یا جهل به کمالات و سعادت خود نیست. باید معنای دیگری داشته باشد که آن نیز کمالی از کمالات انسان باشد، در غیر اینصورت، واگذار کردن امانت الهی که ملائک تاب تحمل آن را نداشتند، به انسان جهول (یعنی بسیار نادان) کار حکیمانه ای نبود. در حال حاضر با گذشته ای که داشتیم و شرایط فعلی که استعدادها و استحقاق های بسیاری داریم که اگر به فعلیت برسند به جایگاه نخستین خود که افضل از همه ملائک و موجودات بوده است، می رسیم بلکه به مقامی فراتر از آن – که مثل و مانند ندارد بلکه قابل تصور نیست- خواهیم رسید.
ادامه مطلب...
 
درس پنجم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
نصیحت شیطان
در درس قبل گفته شد که شیطان به آدم گفت که من از تو بهترم و دلیل دارم.  دلیل من این است که در جهان طبیعت بودم، شهوت، غضب و شیطنت داشتم، در حلال و حرام و وسوسه ها بودم و از همه اینها خودم را نجات دادم و از طبیعت بیرون آمدم، از ملکوت و جبروت عبور کردم و معلم ملائک شدم.  من امتحان دادم، قبول شدم و به نتیجه رسیده ام.  تو هم اگر می خواهی مسجود ملائک و فرشتگان باشی، باید در این رقابت شرکت کنی و در زمین با همه وسوسه ها و تمایلات گوناگون مبارزه کنی و اگر پیروز شدی، هنوز مثل من شده ای و اکنون زمان مبارزه جدی ماست.  در این زمان خداوند فرمود که او عدو مبین است و بعد شیطان گفت که «انی لکما لمن الناصحین» (من برای شما دلسوزی می کنم) بنابراین از این درخت بخور.
ادامه مطلب...
 
درس چهارم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
مشاهده حقیقت انسان
موجودات حقیقتی دارند که مشاهده این حقیقت، مطلوب حبیب خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاک او(علیهم الصلوة و السلام) است.
خداوند عالم طبیعت و نیز ماوراء طبیعت را برای ما آفرید. این جمله دو تعبیر دارد که تعبیر مشهور آن، این است که خدا این جهان را آفرید که ما از آن برخوردار شویم، لذت ببریم و استفاده کنیم، بنابراین همه جهان طبیعت باید در خدمت ما باشند تا ما آنها را در جهت مقاصد خویش بکار بریم.  تعبیر دیگر این است که خدا، موجودی آفریده است که آن چنان صاحب کمال و جمال است که خود در شگفت است بنابراین «تبارک الله احسن الخالقین» گفته است. خدا، این عالم هستی را نیافریده که ما آنها را بکار بگیریم بلکه آفريده است كه آنها به حسن و جمال ما بنگرند.
ادامه مطلب...
 
درس سوم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
آیا رسیدن به صفات اخلاقی رمز دستیابی به مخزن اسرار الهی است؟
مجموعه بحثهایی را که در این چند جلسه به آنها خواهیم پرداخت، درپاسخ به این سه سؤال خواهد بود: آیا گشودن خزائن غیب الهی ممکن است؟ اگر ممکن است آیا انسان توانایی گشودن آنها را دارد؟ و اگر توانایی دارد راهش چیست؟ بنابراین ما از این دیدگاه به بحث اخلاق می پردازیم. شایان ذکر است که ما به بحث اخلاق متعارف که در کتابها و گفته ها رواج دارد و اخلاق را آراستن نفس به صفات پسندیده تعریف کرده اند، نمی پردازیم. در اینجا، این سؤال مطرح می شود که آیا رسیدن به این صفات، آخر خط است و اگر کسی به این صفات برسد، به کمال شایسته خویش رسیده است؟ اگر دانستن به تنهایی، سبب دستیابی به کمال ویژه یا به تعبیر بنده، سبب دستیابی به مخزن اسرار الهی شود، چرا عالمان، قاریان قرآن و شب زنده داران نیز چراگاه شیطان هستند؟ در میان آنها عالم، قدرتمندترین قدرتمندان است به این معنا که تیغ دو لبه بران در دست دارد. گاهی ممکن است که هوس کند و تیغ اش را در هوا بچرخاند که این کار موجب به بندگی گرفتن خلق خدا می شود. این فرد نه فقط توانایی دستیابی به اسرار الهی را ندارد بلکه توانایی دستیابی به معارف سطحی و ظاهری الهی را نیز ندارد.
ادامه مطلب...
 
درس دوم چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
24 ارديبهشت 1387
 علم اخلاق راهکار بازگشت انسان از اجمال به تفصیل
برای بازگشت انسان از اجمال به تفصیل نیاز به ابزاری است تا کمالات نهفته در وجودش، آشکار شود که این ابزارهمان علم اخلاق است. چونهدف اخلاق این است که جمال، جلال و کمال مجمل آدمی را که نقد و بالفعل در وجود آدمی نهفته است، آشکار کند.

ادامه مطلب...
 
درس اول چاپ ايميل
اخلاق عرفانی
22 ارديبهشت 1387
در مبحث اخلاق نخست توضیح مختصری درباره چیستی انسان و مراتب وجود او مطرح می شود که این موارد مقدمه ای برای تبیین ضرورت اخلاق می باشد .و در پایان به پاسخ این سؤالات،پرداخته می شودکه: قصه اخلاق چیست؟ یا هدف ما از مباحث اخلاقی چیست؟ و چه چیزی را می خواهیم از این راه بدست بیاوریم؟
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 بعد > پايان >>

صفحه 51 - 60 از 60

امکانات

نقشه سایت

آمار سايت

بازديدکنندگان: 1043078
حاضرين در سايت : 19 نفر مهمان

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.