|
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
|
|
04 خرداد 1387 |
|
الاشراق السابع
نکتهای که در اشراق هفتم مطرح میشود درباره محبت خدا به همه هستی است. خداوند به همه موجودات هستی محبت میورزد بلکه عشق میورزد، آنها را میخواهد و به همین خاطر است که عنایت ازلی و ابدیاش شامل حال آنها میشود. اگر یک لحظه عنایت الهی نباشد هیچ موجودی بقاء نخواهد داشت و هیچ و نابود خواهد شد. ضعیف و کمرنگ نمیشود، بلکه هیچ میشود. عنایت ازلی و ابدی خداوند به موجودات را میتوان در مقام تشبیه و تمثیل به صورتهای ذهنی نسبت به ذهن در نظر گرفت. همچنان که اگر ما به صورت ذهنیمان توجه کنیم آن صورت وجود دارد و هست و اگر لحظهای به آن توجه نکنیم نیست و از آنجایی که موجودات هستند یعنی عنایت خدا همیشه از ازل تا ابد هست. به تعبیر دقیقتر این توجه، توجه سرمدی است و نشان محبت ازلی و ابدی و سرمدی خداست. حتی مواردی که در ظاهر و به سبب مخالفت با ظاهر شرع به نظر میرسد که با محبت خدا سازگاری ندارد، نيز همینگونه است. به عبارت ديگر، همان اندازه بهشت مورد توجه خداست که جهنم مورد توجه خداست که هر دو اینها ظهورات صفات اوهستند. همان اندازه که جمال الهی زیباست جلال او زیباست، هرچند که آنان که در پرده جمال باشند خوش خواهند بود و آنان که در پرده جلالند ناخوش، اما برای خدا تفاوتی ندارد. یعنی او به هر دو دائما توجه و عنایت دارد و اینگونه نیست که به خاطر لحظهای بيتوجهي خدا به دوزخ، آتش آن خاموش شود. بلکه همان گونه که در بهشت به خاطر توجه دم به دم و لحظه به لحظه خدا نعمتهای بهشت پیوسته و رنگارنگ است و نو ميگردد در جهنم نیز به خاطر عنایت ازلی و ابدی خدا به بندگانش نقمتهای آن متلون و متفاوت خواهد بود و لحظه به لحظه نو ميشود. بالاخره اینکه هر دو بر سر سفره الهی هستند یکی از نعماتش میخورد و یکی از نقماتش و البته برای خدا تفاوتی ندارد که بندگان از کدام سفره بخورند، زيرا هر دو سفره از آنِ اوست. |
|
ادامه مطلب...
|