حدیث روز

امام سجاد (ع) :
يا فارج الهم، و كاشف الغم، يا رحمن الدنيا و الاخرة و رحيمهما، صل علي محمد و آل محمد، و افرج همي، و اكشف غمي.
 اي بردارنده غم و دور كننده اندوه، اي بي اندازه بخشاينده در دنيا و آخرت و بسيار مهربان در آن دو سرا، بر محمدو آل محمد درود فرست، و غم من را بردار، و اندوهم را دور ساز...
صحيفه سجاديه
صفحه اصلی arrow فلسفه
فلسفه


وحدت واجب تعالی چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
30 ارديبهشت 1387
الاشراق الثانی
فی وحدانیة الواجب تعالی......


مقدمه اول : واجب تعالی مقصد و منتهای همه حاجات وتعلقات است .
اثبات مقدمه اول در برهان صدیقین بیان شد . با اندک تفاوتی که در آنجا گفته شد همه نیازمندیها به وسیله او رفع نیاز می کند . این جمله بیان کننده مبدا بودن واجب تعالی است .ولی در این مقدمه گفته می شود واجب تعالی مقصود و منتهای همه نیاز مندی هاست که بیان کننده معاد است.
مقدمه دوم که مبتنی بر مقدمه اول است این است که واجب تعالی جامع تمام کمالات و اوصاف وجودی است. بدین خاطر که اگر جامع تمام کمالات نباشد ،حکایت دارد که نقص دارد و اگر نقص داشته باشد تمام نیازمندیها به او رفع نمی شود.
مقدمه سوم که مبتنی بر مقدمه دوم است این است که واجب تعالی بسیط حقیقی و وجود صرف است بدین خاطر که اگر بسیط حقیقی نباشد باید مرکب باشد و اگر مرکب بود ،یا از وجود و وجود ترکیب یافته است که محال است یا از وجود و عدم که در اینصورت لازمه اش این است که مقدمه دوم که واجب تعالی جامع جمیع کمالات باشد ،نفی شود ،بدین خاطر که ترکیب از عدم حکایت از نبود کمالی دارد.
و اگر چنین باشد مقدمه اول رفع می شود چرا که واجب تعالی عامل رفع و منتهای همه حاجات نخواهد بود و اگر مقدمه اول نفی شود ، برهان صدیقین بر اثبات واجب نفی خواهد شد.
ادامه مطلب...
 
الهیات بالمعنی الاخص :دلائل اثبات وجود واجب تعالی چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
30 ارديبهشت 1387
الشاهد الثالث
فی الاشارة الی واجب الوجود و ما یلیق بجلاله و مرتبته و .......


1- اولین دلیل برای اثبات واجب تعالی مبتنی بر یک  پیش فرض است که آن نفی ایده آلیست یا قبول موجود یا موجوداتی در عالم است.
بیان این دلیل بدین قرار است که موجود به لحاظ ذهنی به دو قسم تقسیم می شود:
وجود واجب و وجود ممکن .
وجود واجب موجودی مستقل است که وابسته به شیء دیگری نیست و وجود ممکن وجودی وابسته و متعلق به غیر است .
در بیان ملاک وابستگی موجود به غیر چهار احتمال بیان شده است .
احتمال اول این است که موجود بدین خاطر وابسته به غیر است که "حادث" است یعنی وجودش بعد از عدمش است .به عبارتی سابقه عدمی دارد و همیشگی وقدیم نیست .بنابراین اولین ملاک وابستگی به غیر "حدوث" است.
احتمال دوم این است که وابستگی این موجود به غیر ، امکان ماهوی است . یعنی اینکه "ماهیت" دارد  و  نسبت ماهیت  به وجود و عدم یکسان است و برای خروج از حد استواء و وجود یافتن نیاز به علت دارد .
اینکه ملاک وابستگی به غیر "ماهیت " باشد خود به دو قسم تقسیم میشود . اول آنکه یک موجود به خاطر ماهیت داشتن محتاج به علت باشد و دیگر آنکه موجود به خاطر "امکان" ذاتی خود نیازمند به غیر باشد . گرچه در خارج همه موجودات ماهیت دار ممکن اند و همه موجودات ممکن ماهیت دارند و از جهت مصداقشان یکی هستند ولی در تحلیل ذهنی میتوان دو قسم در نظر گرفت .
احتمال سوم وابستگی موجود به غیر خود «وجود» آن است که  صدرا در کتابهای دیگرش  از آن به عنوان «امکان فقری» یا «فقر وجودی» یاد می کند.
ادامه مطلب...
 
چگونگي پيدايش صور خياليه و وهميه در ذهن چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
30 ارديبهشت 1387
الاشراق التاسع
فی ذکر نمط الهامی ینکشف به کیفیة وجود الکلیات فی الذهن.........


در تببيين كيفيت به وجود آمدن صور جسمي و خيالي و وهمي چند نظريه وجود دارد.نظريه مؤلف بيان گرديد و آن اينكه نفس نسبت به صور علميه يا صور خياليه سمت فاعليت دارد. به عبارتي نفس خالق اين صور است نه قابل.يعني براي اشيايي كه قبلاً مشاهده كرده،صور تهايي در ذهن ايجاد مي كند و آنها را مي نگرد.
نظريه ديگر كه در مقابل نظر مؤلف است اين است كه نفس،سمت فاعليت و قابليت ندارد.طبق اين نظر،نفس به خاطر قابليت خويش و در ارتباط با اشياء خارجي،صور آن اشياءرا در خويش نمي پذيرد.اين مسئله خود به دو شاخه تقسيم مي شود:
نظريه اول اين است كه اشياء خارجي اين صورتها را در نفس ايجاد مي كنند.نظريه ديگر اين است كه اين ايجاد صورجسمي،خيالي و وهمي مربوط به فاعل هاي مجرد است.
ادامه مطلب...
 
اشکالی بر وجود ذهنی چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
30 ارديبهشت 1387
الاشراق الثامن :
فی التخلص عن الزوم کون شیء واحد جوهراً و کیفاً.......


از جمله اشکالات وجود ذهنی اندراج شی ء واحد یا مفهوم واحد تحت دو مقوله است . با این توضیح که هنگام تعقل انواع جوهری یکی شیء واحد یعنی یک نوع جوهری ، هم جوهر است چون یک نوع جوهری است و هم کیف است بدین خاطر که آنچه که در ذهن است ، صورت علمی است و صور علمی از مقوله کیف یا کیف نفساني است . البته قابل توجه است که این اشکال بنابر نظر رسمی رایج بین حكماست که علم را کیف نفسانی می دانند ، اما به نظر متاخرین كه علم را تحت هیچ مقوله ای نمی دانند و قائلند که علم وجود است و فوق مقوله این اشکال مطرح نمی شود .
ادامه مطلب...
 
گذری بر معرفت شناسی در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
30 ارديبهشت 1387
بحث معرفت شناسي يا شناخت ، شامل : «مسأله علم ، علم به علم ، كيفيت علم ، راه رسيدن به علم ، ويژگي ها ، حدود ، موانع ، استعدادات ، زمينه ها ، نتايج علم و شناخت» مي باشد.
اين مباحث بطور غير مستقل در فلسفه اسلامي در بحث مقولات «وجود ذهني» مطرح شده است و جايگاه خاص و مستقلي در فلسفه اسلامي به عنوان بحث معرفت شناسي وجود ندارد.
در غرب عمده بحث در فلسفه ، مبحث شناخت و معرفت شناسي است كه غالباً همان مباحث مقولات ارسطويي است كه اساس و تعبيرهاي ديگري را به عنوان مباحث شناخت برايش مطرح نموده اند. بعضي از فلسفه هاي مغرب زمين جز بحث معرفت شناسي هيچ مبحث ديگري ندارند. مانند فلسفه هاي «تحليل زباني» كه در برخي از اين فلسفه ها مبحث الفاظ فلسفه و منطق ، يك فلسفه را تشكيل مي دهد. «فلسفه پوزيتويستي» نمونه ديگري از اسن فلسفه هاست. عمده بحث فلسفه پوزيتويستي بحث شناخت و انكار شناخت يا اعضار شناخت در شناخت پوزيتويستي يا تجربي و حسي است.
«هيوم» و «كانت» دو فيلسوف بزرگ مغرب، مباحث معرفت شناسي را آنقدر توسعه داده اند كه گويي از ديدگاه آنان نقطه مبهمي جز معرفت شناسي وجود ندارد و شرح و توضيح آنها بر اين مبحث ، فلسفه كاملي را به وجود آورده است. به خاطر اين توجه و دقت نظري كه غرب به مسأله معرفت شناسي و شناخت دارد ، بسياري از بحث هايي كه در فلسفه اسلامي وجود دارد در فلسفه مغرب زمين يا وجود ندارد يا آنقدر مختصر و كوتاه است كه هيچ به حساب نمي آيد ؛ مانند بحث «عليت». اين بحث در بعضي فلسفه هاي مغرب زمين ، از شش سطر بيشتر نمي شود .مبحث وجود شناسي از نمونه هاي ديگر است. اين بحث در فلسفه فيلسوفي همچو كانت از شش – هفت صفحه بيشتر نيست.
ادامه مطلب...
 
تعريف حلول چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
29 ارديبهشت 1387
« وقد عرف الحلول بالاختصاص الناعت و التابعيه في الاشاره و اللزوم في الحركه و غير ذلك و الكل فاسد..... »

از آنجا كه برخي از جواهر «حال» هستند و برخي «محل» مي باشند ، لازم است تعريف حلول مورد بررسي قرار گيرد.
بايد اذعان نمود كه تعريف حلول ، تعريف حقيقي نبوده و تعريف شرح الاسمي مي باشد.
در باب حلول ، سه تعريف رايج وجود دارد كه صدرالمتألهين بر هر سه تعريف اشكال وارد نموده و تعريف جديدي براي حلول بيان مي دارد.
ادامه مطلب...
 
مقولات چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
29 ارديبهشت 1387
الاشراق الثاني عشر
في الاشاره الي المقولات واحوالها .


بحث مقولات از جهتي اهميت دارد و از جهتي با حكمت متعاليه سنخيت و سازگاري تام ندارد .
اهميت بحث مقولات بدين خاطر است كه مسأله علم ‏، معرفت و شناسايي در فلسفه غالباً علم حصولي و از طريق ذهن است . از اين رو بحث مقولات اهميت دارد و از آنجا كه مقولات عبارت است از :
«قالبهاي ذهني كه نفس يا انسان در مواجهه با اشياء عيني و خارجي به وسيله آن قالبها شناخت و معرفت كسب مي كند ، به گونه اي كه اگر اين قالبهاي ذهني نبود ، مواجهه و روبرويي با اشياء خارجي به معرفت نمي انجاميد.»
پس اين قالبها از لوازم جدايي ناپذير ذهن آدمي و وسيله كسب معرفت است . و از اين رو بحث مقولات در فلسفه اهميت دارد.
ادامه مطلب...
 
بیان شبهه اي در موضوعات ديگر علوم و رفع آن چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
29 ارديبهشت 1387
شبهه وحل
و مثل هذاالتحير و الاشتباه وقع سهو في موضوعات سايرالعلوم . بيانه … .


در بحث امور عامه در پاسخ گويي به اعتراض محقق دواني بر تعريف امور عامه به مفهومي كه با مقابل خود شامل همه موجودات شود ، بسياري خود را به تكلف انداخته بودند تا اشكال محقق دواني را بر اين تعریف پاسخ گويند . اين تكلف ها در بحث هاي ديگري نيز مطرح شده . از آن جمله درباره موضوعات ساير علوم است . با اين توضيح كه موضوع هر علمي عبارت است از آنچه در آن از عوارض ذاتي موضوع آن علم بحث مي شود :«موضوع كل علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتيه»
از طرفي معناي عرض ذاتي را خارج محمول دانسته كه به خاطر ذات يك شيء يا به خاطر يك امر مساوي ( نه اعم و نه اخص ) بر يك شيء عارض شود .
ادامه مطلب...
 
تعاریف دیگری بر امور عامه و نقد آنها چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
29 ارديبهشت 1387
ثم وقع لبعضهم الاعتراض علیه بانه: ان ارید بالمقابله ...

از جمله اشکالاتی که بر تعریف اخیر امور عامه وارد است، اشکالات زیر می باشد:

1) اولین اشکال ، اشکال محقق دوانی است. اشکال وی بر مفهوم مقابل است. وی می پرسد منظور از مقابل یک مفهوم ، چیست؟ اگر منظور از مقابل ، تقابل های چهار گانه است یعنی نقیض ، ضد، تضایف و عدم ملکه، وجوب و امکان اینگونه تقابل ها را ندارند و در عین حال از امور عامه اند و اگر منظور ، مطلق تقابل است، مستلزم محذوری است. با این توضیح که گفته شد هر مفهومی با مقابل خود از امور عامه است، بنابراین وجوب به تنهایی شامل همه موجودات نمی شود، بلکه وجوب و امکان شامل همه موجودات و از امور عامه است.
اما باید توجه داشت که امکان، مقابل وجوب نیست. بدین خاطر که وجوب یعنی ضرورت جانب موافق. مقابل ضرورت جانب موافق، عدم ضرورت جانب موافق است و از آنجا که بر عدم ضرورت جانب موافق ، غرض علمی بار نمی شود، امکان در منطق به معنای سلب ضرورت جانب موافق نیست بلکه یا به معنای سلب و عدم ضرورت جانب مخالف است که به آن امکان عام گویند، یا عدم جانب موافق و مخالف است که به آن امکان خاص گفته می شود. در هر دو صورت چه امکان عام و چه امکان خاص، امکان نقیض ، ضد، عدم ملکه یا تضایف با وجود نیست.

ادامه مطلب...
 
امور عامه چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
29 ارديبهشت 1387
شاهد اول– مشهد اول- اشراق يازدهم الاشراق الحادي عشر.
في تعريف الامور العامه …


در بحث گذشته موضوع علم حكمت الهي ، موجود بما هو موجود دانسته شد. در موضوع هر علمي از عوارض ذاتي آن علم سخن مي گويند. به اين عوارض ذاتي در فلسفه امور عامه گفته مي شود.
منظور از عوارض ذاتي علم حكمت الهي يا امور عامه فلسفه امور ذيل است:
1-ذوات مجرد از ماده كه نه در ذات خود و نه در فعلشان ماده ندارند و نيازمند ماده نيستند . مانند : ذات واجب الوجود تبارك و تعالي و عقول مجرده.
در يونان ، علمي كه درباره ذات واجب و معقول مجرده بحث مي كند « اثولوجيا» نام گرفته بود، يعني علم ربوبي يا الهيات.
2-صفات موجود بما هو موجود يا وجود بما هو وجود كه عبارت است از معاني و مفاهيم كلي كه شامل طبايع مادي مي شود ولي نه به خاطر مادي بودن آنها بلكه به اين خاطر كه آنها موجودند.
ادامه مطلب...
 
پاسخ ابن سینا بر اشکال وارده بر مبادی وجود چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
29 ارديبهشت 1387
ولا یحتاج الی ما اعتذر عنه الشیخ اخیراً فی الشفاء... .
ابن سینا بر این اشکال که چگونه می شود مسائل و مبادی در حکمت الهی با هم جمع شوند ، اینگونه پاسخ می دهد که مبادی یاد شده مبدء برای همه وجود نیست .زیرا اگر مبادی اولی مبدء برای همه وجود باشد ، لازمه اش این است که آن مبادی مبدء برای خودش باشد و این محال است . بنابر این منظور از مبادی اولی یعنی مبادی وجودات معلول نه مبادی حقیقت وجود.
ادامه مطلب...
 
مسائل و مطالب حکمت الهی چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
29 ارديبهشت 1387
اشراق دهم-شاهد اول – مشهد اول
فاما مسائله ومطالبه... .


مطالب جمع مطلب است . یعنی آنچه طلب شده ولی اثبات نشده است . اگر امر مطلوب اثبات شود ، نتیجه است. بنابر این تفاوت مطلب و نتیجه در اثبات شدن یا نشدن آن است .قبل از اثبات مطلوب است و بعد از اثبات نتیجه .
منظور از مطالب حکمت الهی چند امر است:
تمام حقایق وجودی که به واجب تعالی ، وحدت او ، اسماء و صفات و افعال و مراتب افعال او ارتباط داشته باشد ، می باشد .
نکته قابل توجه این است که اثبات این مطالب در علم فلسفه ، تنها پرده بردای مفهومی از این مفاهیم است نه آشکاری حقیقت آنها .بدین خاطر که حقیقت وجودی این امور در قالب ذهن نمی گنجد و آنچه قابل تصور و فهم است ، مفهوم آنها ست .
مطلب دوم در علم حکمت الهی ، اثبات امور عامه مانند واحد و کثیر ، قوه وفعل ، علت ومعلول و مانند آن است .
مطلب سوم در حکمت الهی اثبات مقولات است . منظور از مقولات دستگاه شناسایی انسان است . بنابراين اثبات مقولات به بیان کمیت وکیفیت دستگاه شناسایی انسان می پردازد.
مطلب چهارم اثبات مبادی اولی یا مبادی اولیه چهارگانه موجودات یعنی اثبات فاعل ، اثبات غایت ، اثبات ماده و اثبات صورت است.
ادامه مطلب...
 
رفع اشکالات اصالت وجود چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
27 ارديبهشت 1387
اشراق نهم - شاهد اول - مشهد اول.
التاسع :فی الاشارة الی حل الاشکالات الواردة علی کون الوجود متحققاً فی الاعیان .
ان للقائلین باعتباریة الوجود و کونه من المعقولات الانّیة و الاعتبارات الذهنیة حججاً قویّة سیّّما ما ذکره الشیخ الاشراقی فی حکمة الاشراق و التلویحات و المطارحات فانها عسیر الدفع دقیق المسلک و قد هدانا الله سبحانه الی کنه الامر و نوّر قلوبنا بشهود الحق فی هذا المقام و یسّر لنا بالهامه و تسدیده دفع هذه الشکوک کلها وقمع ظلمات هذه الوساوس و الاوهام برمّتها «الحمد الله الذی هدینا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا ان هدینا الله » و من اراد الاطلاع علیها فلیرجع الی اوایل سفرنا الاول من اسفار الاربعة وفیه کفایة لطالب الهدایة .و الحق ان الجهل بمسألة الوجود للانسان یوجب له الجهل بجمیع الاصول المعارف و الارکان لان بالوجود یعرف کل شیء و هو اول کل تصور و اعرف من کل متصور فاذا جهل ، جهل ماعداه و عرفناه لا یحصل الا بالکشف والشهود کما مرّ. و لهذا قیل «من لا کشف له لا علم له».
ثم من العجب ان هذا الشیخ العظیم بعد ما اقام حججاً کثیرة فی التلویحات علی ان الوجود اعتباری لا صورة و حقیقة له فی الاعیان صرح فی اواخر هذا الکتاب بان النفوس الانسانیة و ما فوقها کلها وجودات بسیطة بلا ماهیة و هل هذا الا تناقض صریح وقع منه ؟


بیشتر اشکات وارد بر اصالت وجود را اشراقیون که قائل به اصالت ماهیتند بیان نموده اند . اشکالات وارد بر اصالت وجود در کتاب شواهد الربوبیة آورده نشده است ، اما شارح محترم به خاطر تقریب به ذهن مخاطب به دو مورد از اشکالات اشاره نموده و طبق نظر ملاصدرا آنها را پاسخ می دهد.
ادامه مطلب...
 
تعبیر فروع اصالت وجود در حکمت متعاليه تعبير عرفی است چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
27 ارديبهشت 1387
نکته قابل توجه در مورد بحث فروع اصالت وجود اين است که اين بحث به صورت عرفی وبه تبع شيوه متداول ديگر مکاتب فلسفی مطرح می گردد ، بدين خاطر که حکمت متعاليه قائل به وحدت وجود است وتعدد مصاديق وجود را نمی پذيرد .اگر مصاديق وجود متعدد نباشد ،طبيعتاً بحث از يک معنايی يا چند معنايی وجود(اشتراک لفظی ومعنوی) مطرح نمی شود، در نتيجه لفظ وجود کاربردهای متعدد پيدا نمی کند واگر چنين شد ،بحث از تفاوت وتشکيک وجود نيز مطرح نمی شود ،بدين خاطر که تشکيک وجود در جايی مطرح می شود که اولاً مصاديق متعدد برای وجود فرض نمی شود وثانياً اين مصاديق متعدد ،باید مشخصات و مميزاتی داشته باشند و تمايز آنها نیز باید در وجود باشد .و از آنجا که حکمت متعاليه قائل به وحدت وجود است طرح اين گونه مباحث به عنوان فروع اصالت وجود ،جنبه عرفی وتبعی خواهد داشت. البته به خاطر شيوه خاص ملاصدرا در طرح نظرات خويش که نظر خود را صريحاً بيان نمی دارد ، چنين روشی مورد انتظار است.
ادامه مطلب...
 
وجود و ماهیت رابطه لزومی دارند نه اتفاقی چاپ ايميل
حکمت متعالیه (شواهد الربوبیه)
27 ارديبهشت 1387
 اشراق پنجم - شاهد اول - مشهد اول

الخامس: ان بین الوجود والماهیةالموجودة به ملازمة عقلیّة لا صحابة بحسب الاتفاق فقط بل بمعنی المعهود بین الحکماء ولابدّ ان یکون احد المتلازمین تلازماً عقلیاً متحقاً بالاخر او هما متحققین جمیعاً بامر ثالث موقع الارتباط بینهما و الشق الثانی غیر الصحیح لان احدهما وهو الماهیة غیر مجعولة ولا موجودة فی نفسها لنفسها کما اقمنا البراهین علیه فی مقامه فیبقی الشق الاول .ثم لا یجوز أن یکون الماهیة مقتضیة للوجود والاّ لکانت قبل الوجود موجودة هذا محال.


هر گاه دو شیء تلازم داشته با شند ، باید یکی مستقل باشد ویکی وابسته ؛یکی اصل باشد ودیگری فرع واگر هر دو اصل باشند یا رابطه امکان بالقیاس - که حکایت از عدم رابطه بین دو شیء است - داشته باشند ، تلازم نخواهد بود.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 بعد > پايان >>

صفحه 76 - 90 از 94

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.