صداي سخن عشق

آلُ محمد أئمّتُنَا فبِهِم نَأتَمُّ و إيَّاهُم نُوَالِي وَ عدوَّهُم عدُوَّ الله نُعَادِي

آل محمد امامان ما هستند؛ ما هم به آنها اقتدا كرده و آنها را دوست داريم و دشمن آنان را كه دشمن خدا است، دشمن داريم.
بخشي از دعاي روز عيد غدير
صفحه اصلی arrow کلام
کلام


تفاوت كلام با فلسفه دين چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387
با اشاره به تفاوت‌هاي كلام با فلسفه دين، مي‌توان به جايگاه هر كدام و نيز به ماهيت خاص هريك از آن دو پي برد. مهم‌ترين تفاوت‌هاي آن دو از اين قرار است:
1ـ كلام هميشه به‌صورت مقيد به‌كار مي‌رود و دست‌كم بدون قيد و پسوند، بيان‌گر چيستي خود نيست. آن‌گاه مقصود و محتواي آن آشكار مي‌شود كه قيد آن نيز بيان شود. به تعبير ديگر، كلام به‌صورت مطلق، نشان‌دهنده ديدگاه معيني كه از آن انتظار مي‌رود، نيست. به همين خاطر است كه به‌صورت مقيد به‌كار مي‌رود. مثلاً گفته مي‌شود: كلام مسيحي، كلام يهودي، كلام اسلامي و مانند آن. ولي فلسفه دين نه‌تنها بدون قيد به‌كار مي‌رود، بلكه اصولاً قيد و پسوندي ندارد. چيزي به‌عنوان فلسفه دين مسيحي يا يهودي و مانند آن نداريم.
2ـ متكلم هميشه به دين معيني اعتقاد دارد، بلكه به همان ديني كه در كلام آن صاحب‌نظر است، باور دارد، زيرا بدون اعتقاد به دين نمي‌توان از آن دفاع نمود و بر فرض كه چنين كاري ممكن باشد، خود ناباوري به آن بدترين هجوم به ديني است كه متكلم قصد دفاع از آن را دارد. به همين جهت است كه متكلمي كه به هيچ ديني اعتقاد و باور نداشته باشد، بلكه متكلمي كه به ديني كه موضوع تخصصي اوست، اعتقاد نداشته باشد، وجود ندارد. مثلاً متكلم مسيحي كه مسيحي نباشد و يا به‌طور كلي متدين نباشد، وجود ندارد، ولي فيلسوف دين اين‌گونه نيست؛ چون به دفاع از دين برنخاسته است. فيلسوف دين مي‌تواند متدين باشد، چنان‌كه مي‌تواند متدين نباشد؛ حتي ممكن است، ملحد باشد.
ادامه مطلب...
 
تعارض علم و دين چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387

يكي ديگر از مسايل برون ديني، راه حلّ تعارض ميان علم و دين است. اين مسأله كه آيا ميان علم و دين تعارضي وجود دارد يا نه، پرسشي است كه پاسخ‌هاي متعددي بدان داده شده است.
به‌عنوان نمونه، به نظر برخي پاسخ آن مثبت است و واقعاً ميان علم و دين تعارض وجود دارد.
به نظر برخي ديگر، ميان علم و دين تعارض ظاهري وجود دارد و نه تعارض واقعي. اين تعارض ظاهري نيز به آساني قابل حلّ است.
به نظري ديگر، اگر هريك از علم و دين در موضوع خود اظهار نظر كنند، تعارض ظاهري نيز وجود نخواهد داشت.
به نظري ديگر، اگر گزاره‌هاي ديني انشايي يا نمادين باشند، ميان علم و دين تعارضي نيست، ولي اگر گزاره‌هاي ديني نيز اخباري باشد، ميان آن دو تعارض هست.
به نظري ديگر، ميان برخي از تفسيرها و سطوح دين و برخي از نظريه‌هاي ديني تعارض هست، ولي ميان حقيقت دين و حقيقت علم تعارض نيست.
هريك از اين نظرات نيز مي‌توانند حوزه ويژه‌اي براي تعارض ياد شده مطرح نمايند كه در مجلدات ديگر همين مجموعه به شرح آن مي‌پردازيم.

ادامه مطلب...
 
حَكَم ميان اديان چيست؟ چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387

با اين نگاه كوتاه به پيش زمينه طرح حكميت، اينك به اصل بحث ميپردازيم و آن اين است كه در صورت تعارض ميان اديان يا تعارض و ناسازگاري برخي از گزاره هاي اديان با يكديگر و دعوي انحصار صدق، چه كسي ميتواند داوري كند؟
آيا داوري امري درون ديني است يا برون ديني؟ آيا مي توان با رجوع به يكي از اديان، درباره موارد تعارض داوري كرد؟
نخست بايد موارد داوري و انگيزه آن را كه در تبيين جايگاه حكميت نقش به سزايي دارد، نشان دهيم، آنگاه برون ديني يا درون ديني بودن آن را بررسي نماييم.

انواع حكميت
با توجه به هدف از حكميت، مي توان آن را به دو نوع تقسيم نمود:
1ـ حكميت درباره صدق دين يا گزاره هاي ديني به منظور شناسايي دين حق و پذيرش آن.
2ـ حكميت درباره صدق دين يا گزاره هاي ديني به منظور نشان دادن نقاط قوت و ضعف اديان، خواه مقصود از آشكار ساختن نقاط قوت و ضعف يك دين، به پذيرش يا رد آن ارتباط داشته باشد و خواه صرفاً انجام كاري علمي و پژوهشي باشد.
اين دو نوع حكميت را نمي توان همانند دانست و بنابراين نمي توان گفت كه حكميت به طور كلي امري درون ديني است يا مسأله هاي برون ديني. با دقت در موارد كاربرد آن دو، مي توان قايل به تفصيل شد.
گاهي مقصود از داوري ميان گزاره هاي متعارض اديان، نشان دادن ميزان سازگاري دروني يك دين است. به عنوان نمونه، كسي كه دستورات يك دين درباره حقوق پدر و مادر بر فرزند را مورد مطالعه قرار ميدهد و آن را با ساير دستورات و معارف آن دين مقايسه ميكند، مي تواند داوري درون ديني داشته باشد و حق پدر يا مادر بر فرزند را با تكليف آنها نسبت به فرزند بسنجد و در نتيجه يا به سازگاري دروني آن دين حكم كند يا به ناسازگاري آن. اين داوري امري درون ديني است، نه برون ديني. در واقع پژوهشگر با مباني عقلي يا فراعقلي نظامي كه آن دين معرفي ميكند، سر و كار ندارد و در نتيجه داوري برون ديني ندارد، بلكه به انسجام دروني آن نظر دارد و بر آن اساس داوري ميكند.

ادامه مطلب...
 
نمونه‌هايي از مسايل درون ديني وبرون دینی فلسفه دين چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387

1‌ـ واحد يا احد                                                       
همة اديان سنتي (آسماني و بشري) به وجودي فراتر از ماده، بلكه فراتر از هرگونه كثرت كه محيط بر همه مراتب عالم هستي است، عقيده دارند. تفاوت آن‌ها در جزئياتي است كه مهم‌ترين عامل آن، دخالت فهم محدود بشري در شناسايي آن وجودي است كه به‌خاطر حد نداشتن آن، در قالب‌هاي ذهن انساني نمي‌گنجد. آن‌چه كه دربارة آن وجود بي‌حدّ و اندازه در متن اديان به‌ويژه در متن اديان پالودة از فكر و فهم بشر وجود دارد، تقريباً يكسان است و از اين جهت اديان با يك‌ديگر تفاوت جدّي ندارند. ولي تفسيرهاي بشري گريزناپذير از متن دين، در اين موضوع به تفاوت مي‌انجامد.
اگرچه اديان (آسماني و بشري) نام‌هاي متعدد و متفاوتي بر آن نهاده‌اند و مثلاً اسلام او را خدا؛ يهوديت، يهوه؛ مسيحيت، پدر آسماني؛ هندوييزم، روح كلي و زرتشت، اهورامزدا ناميده است، ولي اوصافي كه براي او معرفي كرده‌اند، همانند است. اگر تفاوتي وجود دارد، به‌خاطر تفاوت‌هاي فهم انساني و تأثير آن بر تفسيرهاي ديني است، نه به‌خاطر تفاوت ذاتي اديان.

ادامه مطلب...
 
علوم مربوط به دين‌پژوهي چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387
 به‌طور كلي مي‌توان علومي را كه به دين‌پژوهي سر و كار دارد به دو دسته تقسيم كرد:
1ـ علومي كه به جنبه‌هاي عقلاني دين مي‌پردازند، مثلاً به صدق و كذب و سازگاري دروني و بيّنات ترديدناپذير دين مي‌پردازند و از ديدگاه عقلي سهم آن را از واقعيت و صدق و خردپذيري معين مي‌سازند، مانند علم كلام و فلسفة دين.
2ـ علومي كه به جنبه‌هاي ياد شده به‌طور مستقيم نمي‌پردازند، بلكه به جنبه‌هاي فروتر از عقلِ اديان توجه دارند؛ مثلاً دين را همچون يك نهاد اجتماعي مورد مطالعه قرار مي‌دهند و در پي تحليل واقعيت‌هاي تاريخي، اجتماعي، رواني، ادبي و هنري دين هستند. اين علوم را مي‌توان تحليل‌گر جايگاه و برآيندهاي دين دانست.
اگر دين را يك نهاد اجتماعي(Institution) بدانيم، (مقصود از نهاد اجتماعي، سازمان يا ارگان يا انديشة منظمي است كه از زندگي انسان جدايي‌پذير نباشد و هرگاه و هرجا كه زندگي انسان وجود داشته باشد، آن نيز وجود دارد، مانند خانواده، حكومت، اقتصاد، آموزش و پرورش و مانند آن) مطالعه دربارة علل و چگونگي پيدايش آن، آثار و برآيندهاي آن و مقايسة آن‌ها با نمونه‌هاي جايگزين، به دسته‌اي از علوم ارتباط پيدا مي‌كند كه مي‌توان مجموعة آن‌ها را «جهان‌بيني‌كاوي»(World wiew analysis) يا «مطالعة تحليلي كليت دين» ناميد.
مطالعة ياد شده، پژوهشي تطبيقي، تاريخي و درون‌نگر است. يعني نخست اين‌كه نهاد ياد شده را با ساير نهادها مقايسه مي‌كند و آثار و برآيندهاي هر كدام را از طريق سنجش با يك‌ديگر تحليل مي‌كند و نيز امكان جايگزيني آن را به‌وسيلة ساير نهادها مورد مطالعه قرار مي‌دهد و در واقع ناديده انگاشتن آن را ارزيابي مي‌كند و بالاخره اين نهاد را با همتاهاي خود در ساير جوامع انساني مقايسه مي‌كند و با بررسي آثار و برآيندهاي مثلاً اديان متعدد در جوامع مختلف، نقاط قوت و ضعف آن را ارزيابي مي‌كند. با توجه به اين جنبة علوم ياد شده، اين پژوهش تطبيقي است.
ادامه مطلب...
 
اقسام دين‌پژوهي چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387

  دست‌كم دو بخش دين‌پژوهي را مي‌توان از هم جدا ساخت و نتايج و برآيندهاي ويژه‌اي را از هر كدام انتظار داشت:
1ـ پژوهش و مطالعه حقانيت و صدق اديان يا كذب و بطلان آن
در اين‌باره دو نكته را مي‌توان يادآوري كرد:
أـ تقريباً همة اديان دعوي هدايت انسان و رساندن او به سعادت را (هرچه كه باشد) دارند. بحث و مطالعه دربارة صدق اين دعوي، بخشي از قسم اول پژوهش ديني است. مطالعات عقلي دربارة نشانه‌ها و دلايل آن و سازواري راهبردهاي آن، مهم‌ترين جنبة اثبات يا ابطال صدق اين دعوي است.
ب‌ـ اديان علاوه بر دعوي ياد شده، دعوي انحصار صدق نيز دارند. يعني هر ديني علاوه بر اين‌كه مدعي نجات و سعادت انسان است، اين‌ ادعا را نيز دارد كه تنها راه نجات و سعادت بشر، همان است كه اين دين ارايه كرده است.
پژوهش دربارة صدق اين ادعا، غير از آن چيزي است كه دربارة ادعاي پيشين گفته شد. اين پژوهش عبارت است از:
أـ مطالعة مباني نظري و عملي ساير اديان
ب‌ـ تحقيق دربارة جنبه‌هاي متفاوت اديان
ج‌ـ به‌دست آوردن نقش جنبه‌هاي متفاوت آن در حيات انسان
دـ پژوهش تاريخي پيرامون خاستگاه اديان
ه‌ـ مطالعه دربارة سهم دخالت‌ها يا معرفت‌هاي بشري در دين
مجموعه اين مطالعات به‌ويژه دو بخش اخير، مي‌تواند زمينة آگاهي ما را از صدق اديان در ادعاي انحصار فراهم سازد.

ادامه مطلب...
 
ابعاد دین چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387
  با توجه به نقش مهم دين، اين پرسش را مي‌توان مطرح كرد كه چرا دين اين اندازه اهميت دارد و هدف آن چيست؟ از آن‌جا كه دين يكي از بزرگ‌ترين عوامل محرك و تبيين رفتار انسان است، اين‌گونه امور، اولين حوزه دل‌بستگي همه ديدگاه‌هاي نظري به‌منظور مطالعه پيرامون دين است.
«نينيان اسمارت»(Ninian Smart) در كتاب «تجربه ديني بشر»[1]، اين امور را اين‌گونه تعريف كرده است:
ابعاد دين عبارت است از:
1ـ بُعد آموزه‌اي، عقيدتي يا فلسفي (به اضافه امور مربوط به آخرت) ( "Doctrinal or philosophical  "including eschatological)
2ـ بُعد اسطوره‌اي يا داستاني (Mythic or narrative)
3ـ بُعد اخلاقي يا حقوقي (فقهي) (Ethical or legal )
4ـ بُعد شعاير يا عملي (Ritual or practical)
5ـ بُعد تجربي يا احساسي (Experiential or emotional)
6ـ بُعد تشكيلاتي يا اجتماعي (Organizational or social)
7ـ بُعد نماد‌هاي مادي يا هنري (Material or artistic/symbolic)
8ـ بُعد سياسي و اقتصادي (cf.Wallace Jr.'W.J'Political and economic)
اين عناوين نشان‌دهنده مهم‌ترين بُعد دين است كه برخي از دانشمندان بر آن تأكيد كرده‌اند.
ادامه مطلب...
 
عوامل دین پژوهی در مغرب زمین چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387

اگرچه عوامل بسياري را مي ‌ توان براي تبيين پيدايش و رشد پژوهش‌هاي كلامي جديد مطرح كرد، ولي پرداختن به همه آن‌ها ما را از بررسي مسايل كلامي جديد باز خواهد داشت. از اين‌رو به مهم‌ترين آن‌ها به‌طور مختصر مي‌پردازيم.
 
1‌ـ آشنايي مغرب زمين با مشرق زمين
به دلايلي كه در تاريخ سياسي گفته مي‌شود، در قرن هجدهم و نوزدهم، اروپا به كشورگشايي همه‌جانبه و گسترش نفوذ استعماري خود در مشرق ‌زمين پرداخت. بيشتر فتوحات استعماري كشورهاي اروپايي مانند انگلستان، ايتاليا و فرانسه در قرن نوزدهم انجام شده است و پيشتر از آن‌ها نيز كشورهايي مانند هلند و پرتغال به چنين نتايجي دست يافته بودند. اگرچه كشورگشايي به‌ظاهر با گسترش پژوهش‌هاي ديني ارتباطي ندارد، ولي از آن‌جا كه يكي از مهم‌ترين راه‌هاي تسخير ممالك ديگر و سلطه بر آن‌ها و نيز تحكيم و استمرار آن، نفوذ در انديشه‌هاي ديني و فرهنگي آن‌هاست، اين فتوحات، پيامدها و نتايج مهمي را به دنبال داشت كه نمونه ‌ هايي از آن‌ها از اين قرار است:

ادامه مطلب...
 
كــلام چيست؟ چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387
در قلمرو هر ديني به منظور دفاع عقلاني از مباني و اركان فكري و اعتقادي آن دين و نيز تبين خرد‏پذير باورهاي كلي آن، همچنين فراهم ساختن زمينه‏ گسترش حوزه‏ و قلمرو آن، شا خه ای از دانش بشري پديد آمده است كه «كلام» نام گرفته است.
كلام در مغرب زمين همان «تئولوژي» است كه مركب از دو كلمه‏ «تئو» و «لوژي» است.  تئو كلمه‏اي يوناني و به معني «خداست» و لوژي به معني «شناخت» است و معادل آن عناويني مانند: علم الربوبيات، معرفه الربوبيات و الهيات است.

 وظايف علم كلام
1- تفسير و تبيين خردپذير دين مورد نظر
 نخستين وظيفه‏ اين علم كه يكي از مهم‏ترين شاخه‏هاي علوم عقلي به معني عام آن است، اين بوده كه با تبيين و نفسير خرد‏پذير دين مورد نظر، زمينه استحكام اركان اجتماعي، سياسي و فرهنگي جديد را كه ارمغان دين جديد است، فراهم سازد.  دين جديد، نظامي متفاوت از نظام‏هاي پيشين ارائه مي‏كند كه بر اصول و مباني ويژه‏اي استوار است.  تبيين اين اصول به منظور تثبيت آن نظام فرهنگي ـ اجتماعي، در علم كلام انجام مي‏پذيرد و از آنجا كه مهم‏ترين جنبه‏ اديان كه بر همه جنبه‏هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي آن غلبه دارد، مبدأ پيدايش آن دين و در واقع الهي بودن آن است.  الهيات نيز ناميده شده است.
ادامه مطلب...
 
حَكَم ميان اديان چاپ ايميل
کلام جدید
09 مهر 1387
يكي ديگر از مسايل برون ديني، مسأله حكميت و داوري ميان اديان است. پيش از پرداختن به آن، نخست به چند نكته اشاره مي‌كنم:
أـ بدون استثناء همه اديان دعوي صدق دارند و حتي اگر بدان تصريح هم نكرده باشند. مي‌توان گفت كه اين دعوي در مورد اديان آسماني از بديهيات مسايل درون ديني است؛ زيرا اديان آسماني، پيام الهي و وحي آسماني است. در اين‌گونه حقايق، دروغ و خلاف واقع ممكن نيست و بنابراين تكذيب‌پذير نمي‌باشد، چون ارايه امور خلاف واقع و كاذب، يا به‌خاطر جهل و ناداني صاحب سخن است، يا عجز و ناتواني او و يا اميال و غرايز او. چنين چيزي درباره خداي عليم و قدير و خير مطلق قابل تصور نيست.
كسي كه امري را خلاف واقع (دروغ) ارايه مي‌كند، يا به اين دليل است كه خود هم نمي‌داند كه سخنش خلاف واقع است و نسبت به واقعيت مسأله آگاهي ندارد، مانند كسي كه فهم نادرست خود را به‌عنوان واقعيت براي ديگران مطرح مي‌كند؛ مثلاً در تاريكي شب، سگي ديده است ولي گمان برده، آنچه كه ديده، گرگ بوده است و بدين‌خاطر اعلام مي‌كند كه در اين محلّه گرگ وجود دارد. اگرچه گزاره وي نادرست است، ولي خودش نيز بدان آگاهي ندارد. علت بيان گزاره نادرست در چنين مواردي، ناداني مخبر است.
ممكن است علت ارايه گزاره نادرست در مواردي، چيزي غير از ناداني باشد. ممكن است علت آن ناتواني باشد، مانند اين‌كه مخبر بخواهد مصلحت خود يا ديگران را تأمين كند ولي نتواند با راست‌گويي آن را فراهم سازد، از اين‌ر‌و، به اغراق يا دروغ متوسل مي‌شود. هيچ‌يك از احتمال‌هاي ياد شده درباره خداي متعال روا نيست؛ زيرا خدا عالم مطلق و به همه‌چيز آگاه است؛ عيان و نهان عالم هستي را مي‌داند و اين امري مدلّل و برهاني است.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پايان >>

صفحه 21 - 30 از 30

امکانات

نقشه سایت

آمار سايت

بازديدکنندگان: 2116667
حاضرين در سايت : 23 نفر مهمان

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.