صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow عترت arrow این بلا را به کس عطا نکنند
این بلا را به کس عطا نکنند چاپ ايميل
08 شهريور 1387
اين بلا را به كس عطا نكنند        تا كه نامش ز اولياء نكنند
امام صادق ( صلوات الله و سلام عليه ) مي فرمايد : « إن الله عزوجل عباداً في الارض مِن خالص عباد... » . خداوند عزوجل بندگان خالص و نابي در زمين دارد كه يك معامله ويژه با ايشان مي كند . آن بندگان كساني هستند كه با غير خدا آميزش و آميختگي ندارند . در فكر و عمل ورفتار و گفتارشان ، خدا متجلي است . چيزي غير خدا در مرتبه اي از مراتب وجودشان نيست . خداي متعال با اين اولياء صافي و خالص خود چه مي كند ؟ حضرت در ادامه روايت مي فرمايند : « ما ينزل مِن السماء تحفة الي الارض الا صرفها عنهم الي غيرهم ... » . خداوند هيچ نعمتي، تحفه اي و مايه روشني چشمي از آسمان ( و نه از زمين ) نمي فرستد، مگر اينكه آن را از ايشان باز مي دارد و به ديگران مي دهد .
با اين وصف، نبايد بر سر داشته ها و نداشته هاي دنيا اندوهگين شد و در امكانات مادي مردم به چشم حسرت نگريست، كه چرا خداوند به بعضي رو مي كند و ايشان را بهره مند مي سازد. روي خدا را نمي توان برگرداند مگر اينكه انسان خود را در جهتي كه روي خداست قرار دهد. آن جهت نيز « فأينما تولوا فثم وجه الله ... » است. هر نعمتي كه خداوند از آسمان نازل مي كند، از بندگان خالص خود باز مي گيرد و دور مي كند « إلي غيرهم ... » و به كساني عطا مي كد كه خالص و پاك نيستند و از سوي ديگر « ... و لا بليةٌ الا صرفها اليهم ... » . هيچ بلايي، رنجي و مصيبتي از آسمان فرو نمي آيد مگر اينكه مستقيماً به ايشان مي رسد.
به عبارت ديگر بندگان خالص و ناب خداوند در زمين، بلاگردان خلق خدا هستند. ايشان رحمةٌ للعالمين اند كه مصداق تام و تمام آن  وجود اقدس حضرت ختمي مرتبت، محمد مصطفي ( صلوات الله عليه واله اجمعين ) است .
در درجات پايين تر محبان خاندان پيامبر قرار مي گيرند، رنجها و دردها و گرفتاريها در خانه ايشان مي رود. ديگر خلق خدا، بايد اين بندگان خاص و خالص حق تعالي را قدر بدانند. ايشان بلاهاي آسماني را به خود جلب مي كنند و ديگر مردم در آسايش و راحتي به سر مي برند . اگر قرار باشد خلق خدا، به شكرانه بلا گرداني اولياء و بندگان خالص خداوند تمام عمر در خدمتگذاري ايشان باشند كم است و عمل ايشان را جبران نمي كند حتي عشري از اعشارش را .


ايمان در آميخته با محبت خاندان پيامبر چگونه ايماني است ؟
گاه چنين است كه بندگان خدا ايمان دارند اما اين ايمان را براي آسايش خود مي خواهند. محبت خاندان پيامبر در دل دارند اما ايشان ومحبت ايشان را براي آسايش و راحتي خود مي خواهند. اين محبت، محبت حقيقي نيست. سود است و تجارت .
گاه آدمي ايمان به خدا و اولياء خدا دارد اما آسايش و راحتي خود را نمي طلبد و اصالتاً آسايش خود را براي ديگران مي خواهد. محبت خاندان پيامبر را براي خود ايشان مي خواهد و در دل دارد، نه براي خود و خواسته هاي خود. به عبارتي ديگر در اينگونه محبت، فرد حاضر است تمام مشكلات و رنجها و سختيها را به جان بخرد، اما رنج و ضرري به ايشان نرسد. كاري كه رضا وسرور خاندان پيامبر در آن نباشد، انجام نمي دهد. يعني تمام اعمال و رفتار و گفتارش، چنان است كه محبت و رضايت خاندان پيامبر ( صلوات الله وسلامه عليهم اجمعين) در آن به چشم مي خورد. ائمه معصومين مي فرمايند: «شيعتُنا كالأترجه» شيعيان و محبان ايشان مانند گياه معطري هستند كه هركس از نزديك ايشان بگذرد، از عطر و بوي خاندان پيامبر، مشام جانش پر مي شود. و از رفتار و سلوك و منش وي، انديشه شيعه و محبت به اهل بيت عصمت و طهارت مشخص مي شود .
از آن بزرگواران مكرر روايت شده است كه « كونوا لنا زيناً و لا تكونوا لنا شيناً » ، ( سعي كنيد كه مايه افتخار و آبروي ما باشيد ، نه مايه بدنامي ما ) كسي كه در اعمال و رفتار خود، به گونه اي عمل كند كه خاندان پيامبر از وي راضي و خشنود باشند. اين چنين فردي ايمان خود را به محبت خاندان پاك پيامبر درآميخته است و مي تواند اميد نجات وسعادت داشته باشد .

طاعت من گرچه از مستي خرابم رد مكن          كندرين شغلم به اميد ثواب انداختي 

بعضي از مؤمنان، اعمال عبادي خود، از قبيل حج، ختم قرآن كريم يا نمازهاي خاص را به قصد ونيت خاندان پيامبر( صلوات الله وسلامه عليهم اجمعين) انجام مي دهند. برعكس، گروهي ديگر معتقدند كه خاندان پيامبر، احتياجي به اعمال و عبادات ما ندارند، هرچند كه به نام ونيت ايشان انجام شود. بايد گفت، اين دو نگاه از هم جدا و متفاوت نيست، بلكه هردو مكمل يكديگرند.
اگر كسي به اين نيت عملي را انجام دهد كه ثوابي به خاندان مطهر پيامبر ( صلوات الله وسلامه عليهم اجمعين) برسد، نيتش نادرست و نشانه عدم فهم و معرفت نسبت به جايگاه اهل بيت عصمت و طهارت است. زيرا تمام ثوابهاي عالم را خاندان پيامبر تقسيم مي كنند، آنگاه ديگران مي خواهند با انجام عبادات و اعمالي مملو از عيب و نقص و كاستي به مقام و مرتبه ايشان بيفزايند !
اين نهايت كج انديشي است. ايشان خود، مقسم بهشت اند و هرآنچه از نعمات وبركات الهي در عوالم بالا، بهشت و قيامت به انسانها مي رسد، از سايه دست آنهاست. اما اگر كسي عملي را به اين نيت انجام دهد كه مايه سرور و رضايت خاندان پيامبر رافراهم كند و لبخندي بر لب ايشان بنشاند، اين عمل مطلوب و پسنديده و مايه تقرب به نزد ايشان و رضايت حق تعالي است. يك لبخند پيامبر ( صلوات الله وسلامه عليه ) آن قدر ارزش دارد كه انسان جان خود و عالمي را فدا كند تا بدان دست يابد.

 بر شيعيان واجب است كه شبيه امام خود باشند
انتساب به اهل بيت و عترت پيامبر گرامي اسلام، داراي ويژگي و عظمت خاصي است. هركس با اين خاندان پاك، نسبت و اتصالي دارد ( حتي اگر در حد يك نام باشد )مقام و شأنيتش، والاتر و مرتبه و طبقه اجتماعي اش بالاتر است. بدين معني كه آنچه براي ديگر خلق خدا، ممكن است مطلوب و پسنديده باشد، براي وي زشت و نارواست. اين انتساب به دو گونه است: يك انتساب صوري، ديگري انتساب معنوي. انتساب صوري همين است كه سادات و ذريه پيامبر دارند و در سلسلة النسب خود، به يكي از فرزندان پاك پيامبر ختم مي شوند و در بين مردم و عرف جامعه « سيد » خطاب مي شوند .
انتساب معنوي، متعلق به كساني است كه اولاً سهمي از علوم و معارف خاندان پاك پيامبر دارند و ثانياً مدعي نزديكي و پيوند به خاندان پيامبر، از لحاظ علمي معرفتي و خلقي و رفتاري اند. به تعبير ديگر نام ايشان « شيعه » اهل بيت است. ائمه هدي ( صلوات الله وسلامه عليهم اجمعين) بارها فرموده اند: « كونوا لنا زيناً و لا تكونوا لنا شيناً » . اين امري است كه از مقام عالي رسيده است و اطاعت آن واجب عيني است. زينت و مايه افتخار خاندان پيامبر شدن از واجبات دين است كه بر آن دلايل قرآني اقامه مي شود. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: « پيامبر و خاندان پيامبر را آزار ندهيد كه آنان كه پيامبر را اذيت مي كنند ، خدا را اذيت مي كنند . ايشان به جنگ با خدا آمده اند و غضب الهي را بر خود خريده اند . » اگر كسي در راه و مسير زندگي خود، به گونه اي عمل كند كه مايه ننگ و تأسف خاندان پيامبر باشد، باعث رنجش و آزار ايشان شده است. گويي ائمه هدايت در اين كلام خود، از پيروان خويش تقاضا مي كنند يا منسوب به ايشان نباشند و نامي از آنها نبرند ، يا اگر نسبتي به اين خاندان پاك ومطهر دارند ، خود را به طهارت و پاكي شبيه ايشان كنند .
نام شيعه و محب خاندان پيامبر براي كسي ، بدين معناست كه او ستاره اي درخشان ، در هدايت مردم به سوي شاهراه سعادت و نجات ـ ائمه عليهم السلام ـ است .
پس بايد شيعيان به گونه اي زندگي كنند كه انديشه و عملشان ، گفتار و كردارشان بويي از خاندان پيامبر داشته باشد و هركس در ايشان بنگرد، نشان از آنان بيابد .
نكند شيعيان و منسوبين به اهل بيت پيامبر ( عليهم السلام ) به گونه اي رفتار كنند كه ديگران به طعنه بگويند: « اينها ثمره تربيت خاندان پيامبرند ». بايد متعلم نشاني از معلم داشته باشد. امام ومأموم، محب و محبوب و معلم و شاگرد بايد با هم تناسب و شباهت داشته باشند. هركسي امام هركسي نمي شود و محبت هر محبوبي در دل هر محبي جاي نمي گيرد .
حتي مسلمانان سني مذهب كه ادعاي محبت به خانواده واهل بيت پيامبر اسلام رادارند، مخاطب اين امر امام معصوم قرار مي گيرند كه : « زينت و مايه افتخار و سرور ما باشيد ، نه مايه زشتي و ننگ ما » .

 مسرور و شاد كردن رسول خدا( صلوات الله وسلامه عليه وآله ) افضل عبادات است
اسماء بنت عمير ، قرب و نزديكي ويژه اي با خاندان پيامبر دارد . اگر در ظواهر امر ، بيان نشده كه از خاندان پيامبر است اما مقام و منزلتي خاص دارد . او نقل مي كند : « كنت عند فاطمه عليها السلام اذ دَخَل عليها رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم ) و في عُنُقها قلادةٌ مِن الذَهَب ... » مي گويد : « در خدمت حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) بودم كه پيامبر وارد شدند . در حاليكه گردنبند طلايي در گردن حضرت فاطمه بود. حضرت امير مؤمنان علي ( عليه السلام ) از پول خود كه از بيت المال دريافت كرده بود براي همسرش گردنبندي تهيه كرده است. خاندان پيامبر بسيار كم هزينه زندگي مي كردند. در مورد شخص پيامبر تصريح شده است كه عمده هزينه ايشان عطر، نظافت و رعايت بهداشت بوده و از لحاظ خوراك و پوشاك، هزينه عمده اي نداشتند و در آخر ماه، پس از خرج و هزينه هاي شخصي، مقداري اضافه مي ماند كه صرف انفاق و ... مي شد. حضرت علي با چنين پولي براي همسرش گردنبندي خريده است . در دنباله روايت « فقال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم ) يا فاطمه لا يقول الناس إن فاطمة بنت محمد تلبس لباس الجبابره ... » فاطمه جان نكند مردم بگويند فاطمه دختر رسول خدا لباس جبارين وسلاطين را پوشيده است ! به ذيگر مردم شهر نگاه كن وببين آيا متوسط مردم مي توانند چنين گردن بندي داشته باشند؟اما اگر ديگران چنين زينتي ندارند، حتماً در باره تو سخني خواهند گفت و يا اگر به زبان نياورند، مورد شبهه و شك وترديد است .
بايد گفت رعايت كردن موارد شبهه براي عامه مردم ضرورتي ندارد. همين قدر كه واجبات و محرمات قطعي را رعايت كنند و در صورت تاب و توان به مستحبات و دوري از مكروهات بپردازند كفايت مي كند. اما آنان كه اهل پرهيز از شبهات هستند ، بنا به فرض و احتمال نيز از امري دوري مي كنند . يعني اگر استفاده از امكاناتي سبب مي شود كه ديگران او را به زندگي شاهانه متهم كنند، همين براي پرهيز از آن كفايت مي كند. بخصوص اينكه پرهيز از در معرض اتهام خلق قرار گرفتن، نكته اي است كه مورد توجه ائمه معصومين بوده و فرموده اند: « اتقوا من مواضع التهم ... » بنابراين مؤمن بايد از هر سخن، عمل، مجلس و گفتگويي كه باعث شود در معرض تهمت و گمان نادرست ديگران قرار بگيرد ، پرهيز داشته باشد . كساني كه مورد توجه ودر معرض نقد و نگاه همه قرار دارند ( الگوهاي اجتماعي ومذهبي ) ، بايد به دقت موارد شبهه را رعايت كنند. كساني كه مدعي محبت و نزديكي به خاندان پيامبرند يا عنوان شيعه امير المؤمنين را با خود دارند، در موضع تهمت اند .
محبت تنها اين نيست كه انسان مهر كسي را در دل داشته باشد و با زبان بدان اعتراف كند، بلكه محبت تبعيت است. به تعبير ديگر، صدقه محبت پيروي است. صدقه محبت، تحمل بلاها و سختي هاست بلكه شكر كردن رنجها وگرفتاري هاست. كساني كه مدعي محبت خاندان پيامبرند، بايد سختي ها و شدايد را تحمل كنند و الا ديگران نيز مي توانند اين ادعا را داشته باشند .
هنگامي كه حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) اين سخن رسول خدا را شنيد ( فقطعتها و باعتها و اشترت بها رقبة ... ) بلافاصله گردنبند را باز كرد و فرمود تا برايش بفروشند و از پول آن برده اي خريد و در راه خدا آزاد كرد . فَسَرَ رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم ) و پيامبر شاد شد. شادي رسول خدا چه قدر مي ارزد؟ اين متاع گرانبها را با چه مي توان خريد؟ براي كساني كه محبت نمي دانند وانس شادي اولياء خدا را نمي توانند بفهمند، ارزش و قيمت آن مجهول است . اما كساني كه اهل محبت و انس اند، مي دانند كه تمام عالم هستي يك طرف و يك لبخند رسول خدا يك طرف. همه عالم هستي در برابر شادي و رضايت رسول خدا هيچ است. نه اينكه قابل مقايه باشد و كم باشد، بلكه اصلاً در حساب نمي آيد. اين است كاري كه حضرت زهراي مرضيه ( سلام الله عليها ) انجام داده است. يعني امام معصوم گردنبندي را مي خرد ، ولي معصوم آنرا به گردن مي آويزد و پيامبر و رسول خدا بر او خرده مي گيرد. ثمره كار اين سه معصوم چيست ؟ « فسر رسول الله » .
گويي از ابتدا قرار بر اين بوده است كه رسول خدا شاد شود. ايشان خود از خاندان حبيب خدا و متعلق ذاتي حب الهي اند و نيك مي دانند كه چه كنند تا حبيب خدا را شاد كنند و قدر و قيمت اين سرور و رضايت را درمي يابند .
امري كه نتيجه آن رضايت و سرور رسول خدا باشد، تمام مقدمات آن مستحب مؤكد، بلكه افضل عبادات است. يعني تمام اين مقدمات، از خريدن طلا، آويختن آن و ديدار پيامبر همه و همه زمينه اي براي تحقق افضل عبادات بوده است . اگر دختر پيامبر بخواهد پدرش را شاد كند ، چه بايد بكند ؟
آيا نماز خواندن و روزه داري، عبادت شب وانفاق در راه خدا اين منظور را برآورده مي سازد؟ خير، اينها همه جزء وظايف و تكاليف خاندان پيامبر است كه بر غير ايشان واجب نيست .

 شفاعت رسول خدا( صلوات الله و سلامه عليه) اميد نجات همگان در قيامت  
حضرت سيد الساجدين ( صلوات الله و سلامه عليه ) در روايتي بدين مضمون مي فرمايد: « خدايا ! اگر مرا در قيامت به آتش دوزخ ببري وعذاب كني، دشمنان تو شاد شده و اما حبيب تو و خاندانش غمگبن مي شوند ، اما اگر مرا به بهشت بري ،دشمنان تو خشمگين شده ، حبيب تو شاد مي شود و من يقين دارم كه سرور نبي تو از هر كار نيك و شايسته اي كه تحقق پيدا مي كند، افضل و بالاتر است .
بعضي از اهل رجاء، به اين سخن دل بسته اند كه خداوند براي رضايت و شادي حبيب خود، آتش دوزخ را خاموش مي كند. ( البته رجايي كه در آن خوف نباش، خطر دارد زيرا مقدمات آن ، رجاء را كلاً از بين مي برد. )
در روايتي ديگر، نقل است كه فردي در محضر امام صادق (عليه السلام) سؤال كرد كه اميدوار كننده ترين آيه قرآن كدام است ؟ حضرت فرمود : « مردم چه مي گويند ؟ ( يعني مخالفان و دشمنان ما چه مي گويند ؟ ) آن شخص پاسخ داد : اين آيه « يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعاً»
به قول آن بنده حق كه عريان سخن مي گفت : « اگر لا تقنطوا دستم نگيره ... » معلوم مي شود كه به وسيله «لاتقنطوا» انجام اموري خطير ممكن مي شود. اما مخاطب اين كلام، امت حبيب خدا نيست بلكه همه انسانها وهمه بندگان شامل اين خطاب هستند .
در پاسخ صادق آل محمد ( صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين ) مي فرمايد : خير، اين گونه نيست .بلكه باعث اميد همگان اين آيه كريمه است كه خطاب به پيامبر مي فرمايد: « و مِن الليل فتجهد عسي ربك أن يبعثك ربك مقاماً محموداً » . اي حبيب من ! شبها را به عبادت و راز و نياز با من مشغول باش كه به وسيله بيداري شب به مقام محمود مي رسي. آن مقام شفاعت عظمي كه حتي شيطان لعين نيز از آن اميد شفاعت و بخشش پيدا مي كند
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.