صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow عترت arrow تعبیر قرآن در باره حسنه مطلق
تعبیر قرآن در باره حسنه مطلق چاپ ايميل
08 شهريور 1387
حسن بی پایان او چندان که عاشق می کشد           زمره ای دیگر به عشق از غیب سر بر می کنند
حسن مطلق و یا به تعبیر قرآن حسنه مطلق عبارت است از زیبایی تام، زیبایی که هیچ گونه حد و اندازه ای ندارد و با هدف ها و برآیندهای خود، با مبدأها و علتها و زمینه های خود و با ابزارها و امکانات موجود، سازگاری دارد. کیست که هیچ گونه سیئه ای ندارد و هیچ گونه عدم تعادل در وجود، صفات و افعالش نیست؟ برای پاسخ این سؤال، به شرح آیاتی از قرآن کریم می پردازیم.
«انا فتحنا لک فتحاً مبیناً  لیغفر لک الله ما تَقَدَّمَ من ذنبک و ما تأخر و یُتِمَ نعمته علیک و یهدیک صراطاً مستقیماً»(فتح/1و2)
ما برای تو فتح و گشایش آشکار پدید آوردیم و آن فتح آشکار، برای این است که خداوند گناهان گذشته ات را از بین ببرد و گناهان آینده ات را نیز ببخشاید و ما به وسیله این فتح آشکار نعمت را بر تو تمام می کنیم و راه مستقیم را به تو نشان خواهیم داد.
در آیه کریمه فوق، کلمه فتح به معنای پیروزی نیست، بلکه به معنای گشایش و گشودن است. فتح یعنی پیدا کردن راه عبور و راه خروج. انسان برای خارج شدن از دنیا و رسیدن به آسمان که درجه اول آن ملکوت است، باید راه خروج و نفوذی بیابد، نوری بیابد تا بتواند از ظلمتکده عالم ماده و طبع خارج شود و عبور کند. مخاطب اصلی این آیه کریمه، وجود مبارک حضرت پیامبر اکرم- صلی الله و علیه و آله و سلم- است و اصالتاً شامل کس دیگری نمی شود، مگر اینکه در رتبه آن حضرت و هم شأن ایشان باشد؛ یعنی خاندان پیامبر.


معنای آمرزش گناه برای وجود مبارک و مطهر پیامبر و خاندان آن حضرت
می دانیم که حداقل، به نظر متکلمین شیعه، پیامبران الهی معصوم هستند. از انجام گناه و سیئه و نیز مکروهات و حتی به گفته برخی، مباهات دور هستند. ایشان از هر گونه نقصی، پاک و پالوده اند لذا، آنچه که انجام می دهند عبارت است از واجبات و مستحبات. یعنی تنها اعمالی را انجام می دهند که مورد حب الهی قرار گرفته باشد. بنابراین، از این دیدگاه پیامبران الهی و به ویژه پیامبر اسلام و خاندان پاک آن حضرت – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین- هیچ گونه گناهی نداشته و نخواهند داشت و عصمت محض در مورد اینان صادق است.
با توجه به سخنان فوق، دو سؤال طرح می شود:
 1- چگونه کسی که گناهی ندارد، مورد عفو و بخشایش گناهان واقع می شود.
 2- این آمرزش گناه، در مقابل چه رفتار و عملی صورت گرفته است.

معانی فتح و ارتباط آن با آمرزش گناه معصوم
اینکه پیروزی در جنگ، سبب آمرزش گناهان گذشته و آینده کسی شود، دور از ذهن به نظر می رسد. ابتدا باید گفت که منظور از گناه چیست. در تفاسیر آمده است که منظور از گناهی که به وسیله فتح و غلبه بر دشمن، آفریده می شود، عبارت است از ذهنیات دشمنان پیامبر – صلوات الله و سلامه علیه- و قوم مغلوب در جنگ نسبت به وجود مبارک پیامبر. این قبیل تصورات مانند ساحر و مجنون دانستن پیامبر که پس از پیروزی در جنگ و فتح بزرگی که در نبرد نصیب سپاه اسلام شد؛ خود به خود از بین رفت. این گونه تفسیر، به عنوان وجهی از وجوه قرآن قابل پذیرش است. اما این آیات، تفسیر دقیق تری نیز دارد که برای شرح آن، توجه به نکات زیر لازم است.
الف) «فتح» در قرآن، با اوصاف متفاوتی آمده است: فتح قریب، فتح مبین، فتح مطلق این مطلب نشانگر آن است که کلمه فتح، به معنای غلبه بر جمعیتی، مانند قوم قریش و کشتن و محاصره کردن و شکست دادن ایشان نیست، بلکه به معنای دیگری است که شرح آن خواهد آمد.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت            به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد

ب) پیامبر – صلوات الله و سلامه علیه- نیز مانند سایر انسانها در طبیعت خلق شده است و وجودی مادی – طبیعی و نفسانی دارد و تحت تأثیر کششها، آلام و سختی های طبیعت قرار می گیرد.
لذا قرآن کریم چنین می فرماید: «قل انما انا بشر مثلکم ...» (کهف/110 )، به همین سبب می تواند اسوه و الگوی سایر انسانها باشد. نقش مهم پیامبر، نقش تربیتی است. یعنی معلمی است که در ضمن تعلیم باید تربیت کند و این در صورتی امکان پذیر است که وجود معلم نسبت به شاگردانش یک پارچه آتش باشد، شعله ور باشد و بسوزد. معلمی می تواند در نقش تربیتی خویش، موفق باشد که دیگران را از وجود و هستی خود بداند. وجود مبارک پیامبر – صلوات الله و سلامه علیه- این گونه است. آیات متعددی در قرآن، بر این امر دلالت می کند که خلق خدا به سختی می افتند و پیامبر رنج می کشد، ایشان کفر می ورزند و گناه می کنند، وجود نازنین پیامبر می سوزد.

من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه          قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

ج) پیامبر – صلوات الله و سلامه علیه و آله- «رحمة للعالمین» است، همان گونه که خداوند، بدون نیاز به خلق خود، ایشان را می آفریند، هستی و رزق و روزی می بخشد، حرکت و هدایت خلق را بر عهده می گیرد؛ پیامبرش نیز چنین است. وجود نورانی آن حضرت، رحمت را بر همه عالم بسط می دهد، بدون اینکه سود و منفعتی متوجه او باشد.
د) در این عالم، هر کس عملی را انجام می دهد، برای خود انجام می دهدو هیچ کس بالذات برای دیگران کاری را انجام نمی دهد. اعمال ظاهراً به قصد «قربه الی الله» انجام می شود، اما معنای اصلی آن این است که خدایا من این کار را انجام می دهم که در بهشت راحت باشم و تو از من حمایت کنی. عبارت «قربه الی الله» مربوط به مقامی است که آدمی خود را در او ببیند، یا به تعبیر دقیق تر به مقام روح دست پیدا کند. در این مقام، هر ادعایی که حکایت از وحدت و توحید داشته باشد، برای او مجاز است. اگر بگوید : «انی انا الله رب العالمین» رواست، آن چنان که این سخن از درختی جاری شده است.
و) تربیت به لفظ و کلام نیست، تربیت به نفس است. یعنی نفسی باید بر نفسی دیگر، تأثیر بگذارد. لذا اگر کسی بخواهد سمت تربیتی داشته باشد، باید صاحب نفسی باشد که بر دیگران احاطه و غلبه داشته باشد. یعنی از درجه اسفل السافلین ارتقاء یافته باشد.
توان هدایت خلق در گرو خروج از عالم ماده است.
از نکات ذکر شده چنین بر می آید که حضرت پیامبر – صلوات الله و سلامه علیه- باید از زمین خارج شود، از ملکوت و جبروت نیز بگذرد و عوالم را یکی پس از دیگری، پشت سر بگذارد و به کمال نهایی خویش برسد تا قابلیت هدایت دیگران را پیدا کند، برای کسی که به این مقام رسیده است، گناه کردن معنایی ندارد. او واصل است و امکان لغزش، بلکه ترک اولی نیز، ندارد.

سخنی در فتوح سه گانه: فتح قریب، فتح مبین، فتح مطلق
مقام« دنی فتدلی و کان قاب قوسین او ادنی»(نجم/9) اوج بعثت پیامبر نیست. و در این جایگاه هیچ یک از فتوح سه گانه برای پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم- حاصل نشده است. ایشان نیز مانند تمام افرادی که در مسیر سلوک حرکت می کنند، در قدم اول، باید از مقام نفس عبور کند. یعنی تسلط بر نفس داشته باشد، به گونه ای که میل ها و کشش ها و غرایز، جز به تدبیر صاحبشان تقاضایی نکنند، در این صورت به «فتح قریب» دست می یابد. پس حسن مطلق، عبارت است از موجودی حقیقی که حداقل از این جهان طبیعت عبور کرده باشد و نشانه ها و رنگهای طبیعی بر او حاکم نباشد و به تعبیر حضرت ختمی مرتبت – صلوات الله و سلامه علیه و آله- کسی که نفس در وجود او رام شده باشد. روایتی از آن حضرت نقل می کند که می فرماید: «همه آدمیان شیطانی دارند.» از ایشان سؤال شد: «حتی شما؟» وپاسخ فرمود: «بلی، من نیز شیطانی دارم، ولی در آغاز، شیطان من به من ایمان آورد و تسلیم من شد.»
هرگاه شیطان کسی تسلیم و انقاد وی شد، به فتح رسیده است و هرگاه کسی به فتح دست پیدا کرد، به حسنه مطلق خواهد رسید، البته به صورت طفیلی و بالتبع. اما اگر کسی تمام مراتب راطی کرد و به جایی رسید که اگر ناظر بی طرف و آگاه به این موجود بنگرد، بتواند بگوید: «لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک» اصالتاً به حسنه مطلق رسیده است. فتح مطلق یا مغفرت مطلق عبارت است از : زدوده شدن همه سیئات. پس کسی که همه گناهانش بخشیده شود، حسنه مطلق است. و آن نیست مگر وجود نازنین و نورانی خاندان پاک پیامبر – صلوات الله و سلامه علیهم-

دعای ویژه خاندان پیامبر – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین- : «الهم ارنی الاشیاء کما هی»
خداوند، تبارک و تعالی، فوق نامتناهی است. فوق نامتناهی یعنی چه؟ حکیم سبزواری چنین می گوید: «فوق لا یتناهی بما لا یتناهی»یعنی ذات خداوند متعال، نه فقط از نامتناهی ها بالاتر است، بلکه این بالاتر بودن او نیز، نامتناهی است.
وجود و انوار مقدس خاندان پاک پیامبر – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین- نیز نامتناهی است. اما نامتناهی ای که جلوه آن نامتناهی اصیل است. وجود مبارک ایشان فیض و عطیه نامتناهی الهی است. فیض الهی، حد و اندازه ندارد. اگر چه در این عالم ماده، با توجه به قابلیتها و استعدادها، یکی سنگ است و دیگری چوب ؛ در صورتی که پوسته ظاهر از روی همه اینها برداشته شود، حقیقتی آشکار خواهد شد که مضمون دعا و خواسته حبیب خداست که می فرماید:«الهم ارنی الاشیاء کما هی.»
این دعا بدین معنا نیست که وجود نازنین اش، مشتاق دیدن حقیقت اشیاء و باطن عالم است، زیرا این امور بر او ، آشکار و عیان است . هنگامی که با جبرئیل امین در سفر معراج همراه می شود، این مظهر علم الهی، توانایی همپایی و همراهی با حبیب خدا را در مراتب مافوق از کف می دهد و ایشان به تنهایی به مجلس انس ره می یابد.
معنای سخن حضرت حبیب ، چنین است که «بارالها غیب الغیوب و کنه ذات خود را بر من آشکار بگردان!» چندین درجه پایین تر از ذات مقدس الهی، مفاتیح غیب قرار دارند که «لا یعلمها الاهو» و آنها کلیدهایی است که ابواب عالم امکان بدان گشوده می گردد.
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.