صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow عترت arrow صبر بالله
صبر بالله چاپ ايميل
08 شهريور 1387
صبر بالله، مقام خاندان پيامبر - صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين-
يكي از اقسام صبر، صبر« بالله» است. اين صبر ، مختص به وجود مبارك حضرت ختمي مرتبت – صلوات الله و سلامه عليه – مي باشد.این مقام صبر، فوق تمامی صبرهاست. امام صادق – علیه السلام – می فرمایند : « خداوند پیامبرانش را سفارش به صبر نمود و عالی ترین مقام صبر را به پیامبر اسلام – صلوات الله و سلامه علیه- عنایت فرمود.» چنانچه در قرآن می فرماید: « واصبر و ما صبرک الا بالله»(نحل/127) یعنی (تو نیستی که صبر می کنی، بلکه دیگری است.)در توحید افعالی، چنین است که کارها بحول الله و قوته انجام می شود.
همه اعمال به اراده و اذن الهی ، تحقق می پذیرد . اگر کسی از این مرتبه بالاتر رفته، چنان شود که بین عبد و رب هیچ گونه وساطتی، حتی در اعتبار نباشد؛ به مقام «بالله» رسیده است.
صبر بالله مخصوص کسانی است که به عالی ترین درجه فنا دست پیدا کرده اند. آنهم به طور مستقل ؛ نه بالتبع . کسانی که به واسطه حب خاندان پیامبر و پیروی از آنان به کمالات و مراتب خاندان پیامبر – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین- می رسند، (مانند سلمان و فضه)نیز به این صبر دست نمی یابد؛ چون این درجه از صبر ویژگی ذاتی و نتیجه شایستگی ذاتی حبیب خدا و خاندان پاک اوست.


نکاتی در ارتباط با استغفار رسول خدا – صلوات الله و سلامه علیه-
بسیار سفارش شده است که هنگامی که به دقایق و لطایف معرفتی دست پیدا کردید، ذکر استغفار را مکرر بگویید.
«أستغفر الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر و اتوب الیه». حضرت حبیب خدا – صلوات الله و سلامه علیه – نیز با آنکه تمامی گناهانش بخشیده شده و به فتوح سه گانه ، دست پیدا کرده است، روزی 70 بار طلب مغفرت می نماید. بدین سبب که بین عبد و رب فاصله ای باید باشد. شخصی از حضرتش پرسید: «سبب استغفار شما چیست؟» حضرت فرمود:«الم اکن عبداً شکوراً؟» یعنی مگر من نباید بنده سپاسگذاری باشم؟ و در جای دیگر ، در پاسخ این پرسش چنین می فرمایند:« در آسمان ملایکی هستند ، که اگر ما استغفار نکنیم ، بین ما و خدا تفاوتی قایل نمی شوند و به جای رب خویش ، مارا پرستش می کنند.» این همان نکته ای است که در توقیع مبارک امام زمان – صلوات الله و سلامه علیه- این چنین بیان شده است:«لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک»؛ یعنی فرقی بین تو و بندگان تو نیست، مگر در بندگی ایشان و ربوبیت تو.

(و ما احلی اسمائکم ...)
در شأن و منزلت زیارت جامعه کبیره، همان بس که سفارش شده است ، برای زیارت هر امام معصومی ، از دور یا نزدیک این زیارت را بخوانید . نام جامعه بر آن نهادند زیرا حاوی عمیق ترین و جامع ترین معانی در وصف و قدر ولایت و امامت است. این زیارت معرفی خاندان پیامبر – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین- است. در عبارتی از این زیارت شریف ، چنین آمده است:«...ارواحکم فی الارواح اسمائکم فی الاسماء اجسادکم فی الاجساد قبورکم فی القبور...» معنی این فراز، این نیست که روح شما در بین بقیه ارواح است و جسم و اسم و قبر شما نیز در میان جسم و اسم و قبر دیگر خلق خداست. بلکه معنای آن بسیار مرتبط با معنای این روایت شریف از امیر مؤمنان – علیه السلام- است که می فرماید: « ما رأیت شیئاً الا و قد رایت الله قبله و بعده و معه و فیه.» یعنی به هر چه که نگریستم، پیش از آن علی را دیدم ، پس از آن هم علی را دیدم ، درون و برون آن هم علی را دیدم. یعنی عالم هستی را سراسر علوی و ولوی یافتم.

تویی آن جوهر پاکیزه که در عالم قدس           ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک

در سوره احزاب،آیه 33 حضرت رب اعلی چنین می فرماید:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»(احزاب/33) خداوند اراده کرده است که هر گونه رجس و پلیدی و نقص و سیئه را از وجود شما پاک کند و شما را مطهر سازد. در این آیه کریمه ، طهارت خاندان پاک پیامبر – صلوات الله و سلامه علیهم- را با چندین تأکید ، بیان می فرماید. این تأکیدات به خاطر فهم بهتر مخاطب نیست بلکه هر کدام ، مرتبه ای از طهارت را بیان می کند. سؤالی که در اینجا طرح می شود ، این است که آیا اراده صفت فعل حضرت حق است یا صفت ذات؟ برخی از حکما ، اراده ذات را از جنبه فلسفی (نه عرفانی) انکار کرده اند اما از نظر شارح، «انما یرید الله» یعنی خداوند به اراده ذاتی ، از ازل تا به ابد چنین خواسته است. زیرا تصور اراده زمانمند برای خدا، مستلزم تغییر و تحول در خداست که جزء محالات است. یکی از ویژگی های اراده الهی این است که اراده خدا با مراد خدا با هم هستند و آنچه را که خداوند، اراده کرده باشد، به همان گونه که او خواسته است تحقق پیدا می کند ، پس مراد حق تعالی ازلی و ابدی است. تطهیر ، لحظه به لحظه از جانب او می آید. بنابراین پاکی و طهارت خاندان پیامبر - صلوات الله و سلامه علیهم ـ در صحنه عوالم هستی که مقدارش به لحاظ طولی و عرضی نامتناهی در نامتناهی است، ازلی و ابدی می باشد. خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) حسن مطلق و زیبایی مطلق اند.
و در ذات و صفت و فعلشان ، هیچ گونه سیئه ای نیست. «انما» نشان دهنده این است که حسن مطلق ، اصالتا منحصر در خاندان پیامبر است و انبیا و اولیا و هر کس که به مقام مخلصین دست پیدا کند ، بالتبع به حسنه مطلق رسیده است. باید به این سؤال پاسخ گفت که خداوند چه آلودگی و گناهی را از اهل بیت عصمت و طهارت پاک می کند؟

نازنین تر ز قدرت در چمن ناز نرست                خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود

حضرت ختمی مرتبت – صلوات الله و سلامه علیه و آله- رحمة للعالمین است یعنی او مبنای عالم هستی است. اولین خلق خدا ، کاملترین خلق خداست، بنابراین نقصی در آن وجود مبارک نیست. و نیز در مورد خاندان پاک آن حضرت که مکرراً و به خصوص در مورد امیرمؤمنان و حضرت حجت – صلوات الله و سلامه علیهم- ذکر شده است که ایشان ولی کامل الهی اند.
پس تصور رجس برای افرادی که خود کاملند ، آنهم در مورد انجام امری خلاف امر الهی در عمل و گمان ، تصوری باطل و بی اساس است. بلکه رجس چیزی نیست بجز مطلق غیریت.

حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار                         خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد

بدترین آلودگی ها، غیریت است. خداوند تمامی گناهان را می بخشد الا شرک, «ان الله لا یغفر ان یشرک به» خداوند شرک را نمی پسندد و نمی پذیرد. زیرا شرک نشان غیریت است و حق تعالی «غیور» است . خداوند برای هر موجودی ، فقط و فقط یک دل قرار داده و از هر موجودی ، فقط و فقط دلش را می خواهد. نشان پاکی فرد این است که «غیر او»در وجود و ذهن و فکر و دلش نباشد. هر موجودی در آغاز ورودش به جهان طبیعت بدوی غیریت دارد و به همین سبب باید، در مسیر حرکت به سوی خدا پاک شود و به جایی برسد که قابلیت دریافت ولایت را داشته باشد . چنانچه حضرت ابراهیم – علی نبینا و آله و علیه السلام- امتحان ها و ابتلاهای متعدد را با موفقیت به پایان رساند، سپس به دریافت درجه و مقام ولایت مفتخر شد.

ولایت ولی کامل ، پایه و اساس ایمان است
امام باقر- صلوات الله و سلامه علیه- به زراره فرمود: «بنی الاسلام علی خمسه اشیاء:زکاه، صلاه، حج، صوم و ولایه» قال زراره:  الله عز و جل یقول : « من یطع الرسول فقد اطاع الله و من تولی و ما ارسلناک علیهم حفیظا» اما لوو ای شی ء من ذلک افضل؟قال: الولایه افضل لانها مفتاحهن ... ثم قال : ضربت العقل و سلامه و مفتاحه و باب الاشیاء و رضا الرحمن ... ان ان رجلا قام لیله و صام نهاره و تصدق بجمیع ماله و حج جمیه دهره و لم یعرف ولایته ولی الله ... و یکون جمیع اعماله بدلالته ، کان علی الله عز و جل می ثوابه و لا کان من اهل الایمان. ثم قال : اولئک المحسن منهم یدخله الله الجنه بفضل رحمة.»
امام باقر – علیه السلام- می فرماید: « اسلام پنج پایه دارد: نماز ، زکات، حج و روزه و ولایت. زراره که این سخن را از امام ، شنیده بود ، پرسید: « کدام یک از این پنج پایه بر دیگران فضیلت دارد ؟» حضرت فرمود: «ولایت از همه آنها مهمتر است. به این دلیل که ولایت ، کلید نماز و روزه و حج و زکات ، بلکه کلید تمامی عبادات و اعمال انسان است. در ادامه امام می فرماید: « ولایت حقیقت همه عالم هستی و قله همه کمالات است، کلید گشایش تمام درهای ملکوت و جبروت است. به عبارتی ، حقیقت هستی و قله همه کمالات ، مفتاح باب معرفت و رضوان الهی عبارت است از اطاعت کردن از ولی خدا پس از شناختن او. سپس امام باقر فرمود: « خداوند عزو جل می فرماید: « تنها کسانی که پیرو رسول هستند ، مطیع خدایند و کسی را که از ولایت روبرگرداند ، رها کن که تو ضامن آنان نیستی.»
کلید پذیرش تمامی اعمال و اعتقادات ، ایمان به ولایت ولی خداست.
اگر کسی تمامی شبها بیدار بوده و به عبادت بپردازد ، روزهایش را به روزه بگذراند و تمام دارایی خویش را در راه خدا صدقه دهد و تمام دوره زندگیش را به حج مشغول باشد ؛ ولی ولایت ولی خدا را نشناسند و اعمال و رفتارش به هدایت و راهنمایی او نباشد ، در ثواب و پاداش هیچ حقی بر خدا ندارد و از اهل ایمان نیست. سپس فرمود: « اینان (اهل ولایت)محسن هستند و خدا به فضل و رحمت خویش ایشان را به بهشت وارد می کند.
ذکر نکات مهم و مفید این روایت لازم است:
1- تمام عبادات با شرط ولایت قابل پذیرش است. 2- توحید، در گرو پذیرش ولایت است. 3- محسن کسی است که یا خود ولی باشد و یا پیرو و تابع ولی. 4- زیبایی مطلق و کمال مطلق ، در ولایت و پیروی از ولایت است.
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.