صداي سخن عشق

آلُ محمد أئمّتُنَا فبِهِم نَأتَمُّ و إيَّاهُم نُوَالِي وَ عدوَّهُم عدُوَّ الله نُعَادِي

آل محمد امامان ما هستند؛ ما هم به آنها اقتدا كرده و آنها را دوست داريم و دشمن آنان را كه دشمن خدا است، دشمن داريم.
بخشي از دعاي روز عيد غدير
صفحه اصلی arrow عرفان arrow عرفان اسلامی arrow نشان توكل
نشان توكل چاپ ايميل
05 مهر 1387
از آن‌جا كه صاحب توكل، اسباب را از سبب‌سازي حق تعالي مي‌داند و براي آن‌ها حقيقتي جز آيت خداي متعال نمي‌شناسد، از اين‌رو متأثر از آنان نيست، بلكه همه تأثيرپذيري‌اش و توجّهش به خداي خويش.
گفته‌اند: لايثبت لاحد مقام في التوكل حتي يستوي عنده المدح و الذم من الخلق، فيسقطان و حتي يؤذي فيصبر علي الاذي، يستخرج بذلك منه رفع السلوك الي الخلق و النظر الي علم الخالق الذي سبق. [1]
صاحب توكل چند نكته را به يقين مي‌داند:
نخست اين‌كه خداي متعال كه وي را آفريده، حكيمانه آفريد و همان‌گونه كه در آفرينش از غير كمك نگرفت، در تدبير وي نيز بي‌نياز از اغيار است.
ديگر آن‌كه مي‌داند «جمله امور مقدر و مقسومند به تقدير مشيت كامله و قسمت عادله»[2]  كه نه كاهش‌پذير است و نه افزايش‌پذير، نه تغيير در آن ممكن است و نه تبديلي آن را شايسته است. ديگر اين‌كه آن‌چه او برايش خواسته است و مقدر نموده است، بهترين تقدير و اندازه‌ ممكن بود كه بهتر از آن با نظام احسن سازگار نبود.
ديگر اين‌كه خلق از خود جز ضعف و فقر ندارد و از ضعيف و فقير خيري نشايد، از اين‌روست كه زمام تدبير به رب و مالك خود سپارد.
سهل ابن عبدالله گفت: نشان توكل سه چيز است، آن‌كه سؤال نكند و چون پديدار آيد، باز نزند[3]  و چون فرا گيرد ذخيره نكند.[4]
و چون كسي گفتي: توكلت علي الله، بشر حافي گفتي: بر خداي عزوجل دروغ مي‌گويي، اگر بر خداي توكل كرده بودي، راضي بودي بر آن‌چه خداي بر تو راند.[5]
ذوالنون مصري را پرسيدند از توكل؟ گفت: از طاعت اغيار بيرون آمدن و به طاعت خداي پيوستن. گفت: زيادت كن. گفت: خويشتن به صفت بندگي داشتن و از صفت خداوندي بيرون آوردن.[6]
ابوموسي ديبلي از بايزيد پرسيد؟ ما التوكل؟ بايزيد گفت: ما تقول انت؟ ابوموسي گفت: قال اصحابنا: لو ان السباع عن يمينك و الافاعي عن يسارك، ما تحرك لذلك سرّك. بايزيد گفت: نعم هذا قريب و لكن لو ان اهل الجنة في الجنه يتنعمون و اهل النار في النار يعذبون، ثم وقع لك تمييز بينهما‌، خرجت من حد المتوكلين.[7]
ابوموسي ديبلي گويد: ابويزيد را از توكل پرسيدند. مرا گفت: تو چه گويي؟ گفتم: اصحاب ما گويند: اگر بر دست چپ و راست تو شير و اژدها باشد، بايد كه اندر سر تو هيچ حركت نباشد. بايزيد گفت: اين سهل است و لكن اگر اهل بهشت اندر نعمت بهشت مي‌نازند و اهل دورخ همي‌گذارند و تو تميز كني بر دل بر ايشان، از جمله متوكلان نباشي.[8]
يكي از اكابر طريقت در ميدان قتال بين دو گروه بخفت. از او پرسيدند اين چه حال است؟ گفت: اگر اين وقت را از وقت زفاف فرق داني، از جمله متوكلان نشمارند. [9]
دست به غير دراز كردن، عطا و هديه خلق را رد كردن، ثروت ذخيره كردن، راضي به حكم خداي متعال نبودن، در طاعت خلق بودن، پندار سروري و آقايي داشتن، بين سختي و راحتي فرق نهادن، نشان فقدان توكل است و نبودن توكل، نشان فقدان معرفت است و نبودن آن، نشان فقدان يقين.
 
اقسام توكل
1ـ توكل عنايت.
2ـ توكل كفايت.

توكل عنايت، اعتماد بر حسن مشيت ازلي و ابدي خداي متعال است و او را احسن الخالقين و احسن المدبرين دانستن و واحد قهار را برتر از ارباب متفرقه خيالي شناختن است.
توكل كفايت يعني «اعتماد بر صدق كفالت»[10]  و اعتقاد به اين‌كه اگر زمام امور به خداي تعالي واگذار گردد، او در تدبير و به‌داشت آن كوتاهي نخواهد كرد.
 
نتايج توكل
1ـ دست يافتن به مقام محبت الهي و برخورداي از باطن نعمت‌هاي بي‌كران او كه همان دوستي وي است چنان‌كه فرمود: «إن الله يحبّ المتوكّلين».[11]
2ـ كفايت الهي بر او چنان‌كه فرمود: «و من يتوكّل علي الله فهو حسبه».[12]  رسول خدا   ( صلي الله عليه و آله و السلم) فرموند: «من انقطع الي الله كفاه الله مؤنته و رزقه من حيث لايحتسب و من انقطع الي الدنيا وَكَلَه اليها».[13]
3ـ رسيدن به عالي‌ترين درجه تقوي، چنان‌كه رسول خدا  ( صلي الله عليه و آله و السلم) فرمودند: «من أحب ان يكون أتقي الناس فيتوكّل علي الله».[14]
4ـ قدرت‌مند شدن و مغلوب اغيار نگشتن. امام باقر صلوات الله عليه فرمود: «من توكل علي الله لايغلب و من اعتصم بالله لايهزم».[15]
رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و السلم)  فرمودند: «من سرّه أن يكون أقوي الناس فليتوكل علي الله و من سرّه ان يكون أكرم الناس فليتّق الله و من سرّه ان يكون أغني الناس فليكن بما في يد الله اوثق منه مما في يديه» و قيل: حقيقة التوكل، الثقة بالله.[16]
5ـ بي‌نيازي؛ قيل: لو أن رجلاً توكل علي الله بصدق النية لاحتاجت اليه الاُمرا فمن دونهم فيكف يحتاج هو و مولاه الغني الحميد.[17]
گفته‌اند: هركه در ميدان تفويض افتد، مرادها نزد او برند، هم چنان‌كه عروس به خانه‌ داماد.[18]
و بالاخره ثمره ترك توكل و اعتماد به غير خداي تعالي، محروميت از عنايات او خواهد بود. چنان‌كه رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و السلم) فرمودند: «يقول الله عزوجل: ما من مخلوق يعتصم بمخلوق دوني الاّ قطعت اسباب السموات و الارض من دونه، فان سألني لم‌أعطه و ان دعاني لم اجبه و ما من مخلوق يعتصم بي دون خلقي الا ضمنت السموات و الارض رزقه فان سألني اعطيته و ان دعاني اجبته و ان استغفرني غفرت له».[19]
6ـ خلاصي از هموم متفرق و دست يافتن به همّ واحد، «و چه كرامتي بزرگ است كه حق تعالي با اهل توكل كرده است و ايشان را به نقد از عذاب تفرقه هموم خلاص داده و هموم ايشان را همي واحد گردانيده و فكر تدبير از دل ايشان برداشته است.
وقتي شخصي پيش شبلي رفت و از كثرت عيال شكايت كرد. شبلي گفت: إرجع الي بيتك و كل من ليس رزقه علي الله فاطرده؛[20]  با خانه رو و هر كه را روزي بر خداي نيست از خانه بيرون كن.[21]



[1]- همان، ص 14
[2]- مصباح الهدايه، همان، ص 396
[3]- رد احسان نكنيد.
[4]- ترجمه رساله قشيريه، همان، ص246
[5]- همان، ص 247
[6]- همان، ص 249
[7]- مصباح الهدايه، همان، ص 398
[8]- ترجمه رساله قشيريه، همان، ص246
[9]- مصباح الهدايه، همان، ص 398 (مضمون)
[10]- همان، ص 397
[11]- آل عمران، 159
[12]- طلاق، 3.
[13]- روضة الواعظين، همان، ص 426
[14]- همان، ص 225
[15]- همان
[16]- همان، ص226
[17]- همان
[18]- ترجمه رساله قشيريه، همان، ص 426
[19]- روضة الواعظين، همان
[20]-  مصباح الهدايه، همان، صص 399-398
[21]- ترجمه رساله قشيريه، همان، ص251

 
< بعد   قبل >

امکانات

نقشه سایت

آمار سايت

بازديدکنندگان: 2123215
حاضرين در سايت : 17 نفر مهمان

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.