صداي سخن عشق

آلُ محمد أئمّتُنَا فبِهِم نَأتَمُّ و إيَّاهُم نُوَالِي وَ عدوَّهُم عدُوَّ الله نُعَادِي

آل محمد امامان ما هستند؛ ما هم به آنها اقتدا كرده و آنها را دوست داريم و دشمن آنان را كه دشمن خدا است، دشمن داريم.
بخشي از دعاي روز عيد غدير
صفحه اصلی arrow عرفان arrow عرفان اسلامی arrow اقسام محبت
اقسام محبت چاپ ايميل
05 مهر 1387
محبت را به دو نوع ديگر نيز تقسيم نموده‌اند:

1ـ محبت اهل اهتداء
2ـ محبت اهل اجتباء


«اهل محبت بر دو نوعند: اهل اهتدا و اهل اجتبا. اهل اهتداء جمعي باشند كه به قدر تزكية نفس و تصفيه دل و تجلية روح، بساط اطوار مقامات طي كنند ... و اهل اجتباء، قومي باشند كه حق سبحانه و تعالي به وجود الهي و كمال پادشاهي و حكم كرم و جذبة لطف، خلعت خاص محبت در ايشان بپوشاند. از تجلي آن جمال جلال، معمورِ نورِ آن محبت شوند و سوخته اين جمال گردند و زبان وقتشان بدين ترانه سرايان شود:

اي جمالت جمله جان‌ها سوخته        عــزت نــامـــت زبـــان‌هـا سـوخته
لفظ و معني در جلالت گمشده        پـرتـو قــدرت نـشــان‌ها سـوخته
عارفانــت بـا بـــلا در سـاخــتـــه        زاهدانــت خـان و مـان‌ها سـوخته
آتش عشقت فتـاده در ميان        خرمن ايـن‌ها و آن‌ها سـوخته
من كـيـم در راه تــو، بـيــچـاره‌اي         دل شكسته، استخوان‌ها سوخته
خرج كرده در رهت عمري دراز        و ز يقين تــو گـمـان‌ها سـوخته
بـا تـو خـو كرده ز خـود سير آمده        بي‌حجاب اندر عيان‌ها سوخته
[1]

سيد شهيدان شاهد، حسين بن علي صلوات الله و سلامه عليه فرمودند: « و اجعل حبّك أحبّ الاشياء اليّ» [2] كه به محبت خاص در تعابير رايج و به محبت اخص الخواص به تعبير نگارنده اشاره دارد.ّ
ابوعبدالله قرشي گويد: المحبة ان‌تهب كلك لمن احببت و لايبقي لك منك شئ؛[3] محبت آن بود كه خويشتن را جمله به محبوب خويش بخشي وي را هيچ باز نماند از تو. [4] علي رودباري گويد: ما لم‌تخرج من كليتك لم‌تدخل في حد المحبة[5]

انا من اهوي و من اهوي انا     نحن روحان حللنا بدنا
فاذا ابصرتني ابصرته       و اذا ابصرته ابصرتنا
[6]

كه هم محبت است و هم ثمره و غايت محبت.

عوامل محبت
1ـ توحيد: هرچه معرفت سالك به يگانگي و حضور فراگير خداي متعال بيشتر باشد، مظاهر جمال وي و رحمت گستردة او آشكارتر بيند و هرچه جمال وي بيشتر و بي‌پيرايه‌تر بيند، او را دوست‌تر دارد كه اگر در اين دوستي عنان از دست دهد و از كنترل ذهن و بدن خويش ناتوان شود، عاشق گردد. برخي گفته‌اند: اذا تمّ التوحيد، تمّت المحبة.[7]
2ـ ترك مخالفت: برخي از اهل معرفت، انجام موافقت را سبب محبت ندانند بلكه ترك مخالفت را سبب دانند و گفته‌اند: ليس كل من عمل بطاعة الله صار حبيباً لله ولكن كل من اجتنب ما نهاه، صار حبيباً و هذا كما قال: ان المحبة تستبين بترك المخالفة و لاتبين بكثرة الاعمال[8]
3ـ انجام نوافل: در برخي از روايات، انجام نوافل را عامل يا نشان حب الهي معرفي نموده است مانند: «لايزال يتقرب الي العبد بالنوافل حتي أحبه»؛[9] بندة من هميشه به من تقرب كند به نافله‌ها تا او را دوست گيرم[10]
4ـ تهي بودن دل از تعلق به غير. روايت شده است كه «خداوند تعالي به عيسي  ( ( علیه السلام وحي فرستاد كه «من چون دل بنده‌اي خالي بينم از دوستي دنيا و‌ آخرت، از دوستي خويش آن دل را پر كنم.»[11]
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده كه: «من أراد ان يحبّه الله، فليزهد في الدنيا»[12]



[1]ـعوارف المعارف، ، ص 188.
[2]ـ بحار الانوار، ج 101، ص 287.
[3]ـ مصباح الهدايه، همان، ص 405.
[4]ـ ترجمه رساله قشيريه، همان، ص 560.
[5]ـ مصباح الهدايهﭭ، همان، ص 406.
[6]ـ عوارف المعارف، همان، ص 188.
[7]ـ قوت القلوب، همان، ص 86.
[8]ـ همان، ص 90.
[9]ـ جامع الاخبار، ص 81.
[10]ـ ترجمه رساله قشيريه، همان، صص 553- 552.
[11]ـ همان، ص 566.
[12]ـ قوت القلوب، همان، ص 92.

 
< بعد   قبل >

امکانات

نقشه سایت

آمار سايت

بازديدکنندگان: 2123195
حاضرين در سايت : 10 نفر مهمان

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.