صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow نهج البلاغه arrow شرح خطبه پارسايان arrow درس پنجم
درس پنجم چاپ ايميل
16 مهر 1387
نکاتی درباره حسنه مطلق
حسنه مطلق كسي است كه هيچگونه غيريتي در ذات و صفات و خواسته‌هايش نيست. صفات الهي مانند كرم, گذشت, علم, حلم, صبر,مقاومت و عزت در وجود او هست و عاري از نقص و ضعف و حسادت و كينه و حقارت و پستي است. رنگش, رنگ خداست (صبغه الله) رفتارهايش نيز دقيقاً همان است كه خدا مي‌طلبد. رفتارهايش با بزرگي و عزت و كرامت سازگاري دارد و رفتارهاي نشان‌دهنده سود طلبي‌هاي كوچك و كم ارزش و خود برتربيني در وجودش نيست. بنده‌اي كه بدنبال كسب عينيت است بايد ايده‌هايش نيز الهي باشد, همه خلق را در آسايش و رفاه بخواهد گر چه خود سهمي نداشته باشد و هيچ فقر و بلا را براي خلق نخواهد گر چه خود در فقر و بلا باشد. چنين كسي حسنه مطلق است.

انواع حسنه مطلق
1ـ اگر انساني پاكي‌ها و طهارتهاي ذكر شده را از ازل داشته باشد و هر روز كه مي‌گذرد بر حسن و كمالش افزون شود, بالذّات حسن مطلق است و وجه الله تام است كه همه انبياء و اولياء و ملائك و قديسين در پي اويند, (اَينُ وُجهْ الله الّذي اِليهِ يُتوجُّه الاولياء), اينان واسطه فيض الهي‌اند مانند خاندان پيامبر صلوات الله عليهم اجمعين.
2ـ اما اگر كسي از ازل و در آغاز خلقتش عاري از هرگونه غيريتي نباشد و بواسطه كساني كه بالذّات حسن مطلقند به آن مقام برسد, بالتّبع حسن مطلق است.

اشاره‌اي به داستان حضرت آدم (عليه‌السلام)
در آيات مربوط به داشتان حضرت آدم عليه السلام در قرآن كريم آمده است كه به محض اينكه ‌‌آدم از آن ميوه چشيد, «بُدُتْ لَهْما سُوًاتُهْما» يعني زشتي‌هايش عيان شد. اين حاكي از آنست كه در ذاتش نقطه‌ضعف‌هاي بسياري وجود دارد, البته نه نقطه‌ضعف‌هاي ناشي از رفتارهاي ناپسند بلكه نقص‌هاي مربوط به محدوديتهاي ذاتي و صفاتي.
خداوند به حضرت آدم و حوا عليهما السلام فرمود: «لا تقربا هذه الشجره»(بقره/35) به اين درخت نزديك نشويد زيرا اگر به اين درخت نزديك شوند, توان خوردن از آن را ندارند و اگر فقط مزه‌اش به كامشان بنشيند, چنان آگاه و هوشيار خواهند شد كه تمامي نقص‌ها و آلودگيهاي پنهان وجودشان بر ايشان آشكار مي‌گردد. اين درخت حقيقت علم و كاشف اسرار است. اين درخت اختصاص به بهشت ندارد و در همه عوالم هستي تنزل پيدا كرده است, اما ويژگيهاي آن سري است سر به مْهر.
در روايت آمده است كه از ائمه معصومين عليهم السلام سئوال كردند چرا حضرت آدم با وجود اين همه نعمتهاي بهشتي, اين درخت را خورد؟ حضرت فرمود: بخدا قسم كه چنين نبود, آدم اهل خوردن نبود, او در بهشت از هيچ درختي نخورده است بجز همين يك درخت. سپس حضرت فرمود, اين درخت, درخت علوم خاندان پيامبر صلوات الله عليهم اجمعين است.
با توجه به اينكه حضرت آدم عليه‌السلام مورد تعليم مستقيم خداوند قرار گرفته است « و علّم آدم الاسماء كلّها » (بقره/31) و ملائكه هم تسليم او شده‌اند, هنوز توانايي نزديك شدن به شجره علم و آگاهي خاندان پيامبر صلوات الله عليهم اجمعين را ندارد. لذا به مجرد اينكه فقط از آن درخت چشيد, هبوط كرد و «تَلَقّي ادُمْ مِنً ربِّه كلمات»(همان) بلافاصله گفت: خدايا, اشتباه كردم نه بخاطر اينكه از اين درخت خوردم بلكه به اين دليل كه گمان بردم استعداد دسترسي به آن درخت را دارم. حضرت آدم عليه‌السلام از همان آغاز بوسيله كلمات تام الهي راه را طي كرد, استكمال يافت و بالتّبع به حسن مطلق رسيد.
دسته ديگر عموم مردم هستند كه علاوه بر نقص‌هاي ذاتي و صفاتي, لغزش‌هاي رفتاري هم دارند. اينان نيز به الطاف ويژه الهي و به كمك اولياء خدا مي‌توانند بالتبع به حسن مطلق دست يابند.

راه رسيدن به حسنه مطلق
كساني كه علاوه بر نقص‌هاي ذاتي و صفاتي, آلودگيهاي عرضي هم دارند براي رسيدن به حسن مطلق نيازمند به صبر, بردباري و مقاومت هستند.
صبر اقسام مختلفي دارد كه براي ذكر آن ابتدا مراتب وجودي انسان شرح داده مي‌شود.

مراتب وجودي انسان
1ـ مرتبه نفس: مرتبه كشش‌‌هاي غريزي و ميل‌ها و طلب‌هاي مشترك با حيوانات است.
2ـ مرتبه قلب: مرتبه لذّت بردن انسان از نيُّت‌ها و آرزوها و خاطرات است.
3ـ مرتبه روح: مرتبه وجود كلّي است. در اين مقام شتهيات عرفاني مانند "انا الحق" و "سبحاني ما اعظم شأني" و ديگر سخنان رواست. اين مقام با نفي غيريت از خود و ديگران همراه است.
4ـ مرتبه سرِّ.
5ـ مرتبه خفّي.
6ـ مرتبه اَخفاء.

سه مرتبه آخر قابل بيان نمي‌باشد.

اقسام صبر
هر يك از مراتب وجود انسان صبر ويژه‌اي دارد. كساني كه مراتب صبر نفس و قلب و روح را طي مي‌كنند, به صبر ويژه‌اي مي‌رسند كه آنها را مستقيماً به حسن مطلق مي‌رساند و ملائكه كه جلوه‌هاي جمال الهي هستند تاب و تحمل مشاهده اين حسن مطلق را ندارند. آشكار شدن حسن حضرت يوسف-  عليه‌السلام-  خلق بسياري را به زحمت و مشقت انداخت. حال اگر حسن انساني كه حسنه مطلق است آشكار شود ديگر خلقي باقي نمي‌ماند. لذا اين انسانها نسبت به اغيار, هميشه در حجاب خواهند بود. اينكه مردم از حضرت پيامبر - صلي‌الله‌ عليه وآله و سلم -  سئوال مي‌كردند: تو زيباتري يا يوسف؟ حكايت از اين دارد كه آنان حتي جلوه‌اي از وجود و زيبايي پيامبر - صلي‌الله‌ عليه وآله و سلم-  را نيز درك نكرده‌اند.
اقسام صبر به شرح زير است:
1ـ صبر نفس (صبر في الله): صبر نفس شامل اين موارد است: انجام فرايض و نوافل, صبر بر محرمات و مكروهات شرعي و زيادات قولي و فعلي, رعايت اعتدال در زندگي و كتمان كرامات.
ابتدا بايد واجبات را بشناسيم و سپس به آنها عمل كنيم. واجبات فقط شامل نماز و روزه نيست بلكه وظايفي كه نسبت به بندگان خدا داريم نيز جزء فرايض است. انجام واجبات به تنهايي نيز در اين مرحله كفايت نمي‌كند بلكه انجام مستحبات و نوافل هم لازم است. بايد دقت كرد كه مستحبات اجتماعي مانند حل كردن مشكلات بندگان خدا و زدودن غمي از دل آنان بر مستحبات فردي مقدم است.
در روايتي داريم كه حضرت پيامبر  - صلي‌الله‌ عليه وآله و سلم -  وارد مسجد شدند و ديدند دو گروه در مسجد مشغول هستند, گروه اول به عبادت و گروه دوم به مباحث علمي. حضرت فرمود: هر دو گروه در حال عبادت هستند ولي مباحث علمي مهمترست و من براي تعليم مبعوث شده‌ام و در جمع آنان نشست.
محرمات و مكروهات را نيز ابتدا بايد بشناسيم و سپس آنها را ترك كنيم. توهين به مومن بزرگترين گناه كبيره است. در روايات آمده است كه توهين به شخصيت مومن از تخريب خانه كعبه بدتر است.
آزردن ديگران, تهمت زدن, خوردن مال حرام و دروغ گفتن همه حرام است ولي منحصر به اينها نمي‌شود. مكروهات نيز متنوع است مانند اينكه انسان با پاي آلوده روي فرش تميز قدم بردارد, آب دهان در خيابان بيندازد و آداب اجتماعي را رعايت نكند.
ديگر اينكه بايد بر زيادات فعلي و قولي صبر كند ؛ يعني از گفتن سخنان لغو و بيهوده پرهيز نمايد. اعتدال داشتن و ميانه روي در زندگي اجتماعي, اقتصادي, خوراك و پوشاك و امكانات زندگي, شرط موفقيت در صبر نفس است. قدم ديگر در صبر نفس كتمان كرامات و احوال است. كسي كه در اين مسير قدم برمي‌دارد يقيناً صاحب كرامات است كه حتي در سخت‌ترين شرايط نبايد آنها را اظهار كند. زيرا اول معجزه‌گر در عالم هستي خداست و اگر مي‌خواست, مي‌كرد.
حالاتي مانند حزن و خوف و ... را هم نبايد آشكار كرد. بيان روياها و خوابها ضرورتي ندارد. عدم انتقال غم خود به ديگران, اخفاء فقر, پنهان كردن مصيبتها و نعمتها نيز جزء صبر نفس است.
2ـ صبر قلب (صبر لله): به سه دسته تقسيم مي‌شود:
الف ـ صبر بر دوام تزكيه نيُّت: بايد در تمام اعمال, نيت را پاك و خالص نمود, زيرا هيچكس جزء خدا شايستگي اينكه كاري براي او انجام شود ندارد.
يكي از راههاي پاك كردن و خالص كردن نيت اين است كه هر كاري بدون استثناء با نام و ياد خدا شروع شود. آغاز كردن همه كارها با (بسم ‌الله الرحمن الرحيم) مقدمه تزكيه نيت است.

سخني درباره (بسم ‌الله الرحمن الرحيم)
"بسم ‌الله الرحمن الرحيم" كليد بستن شرور و آفتها و نقايص است. در روايات آمده است كه هر كس, "بسم ‌الله الرحمن الرحيم" بگويد تمام ملائكه و خَزَنه جهنم را به كنترل خويش درآورده است.
طبق قرآن, 19 ملك, موكل پيوسته دميدن و گرم كردن جهنم هستند و در علم حروف نيز گفته شده كه هر كدام از 19 حرف (بسم ‌الله الرحمن الرحيم) توانايي احاطه و سلطه بر يكي از ملائك جهنم را دارند
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.