صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow تفسیر موضوعی قرآن و حدیث arrow شرح احادیث اصول کافی arrow توصیف اوصیاء در کلام امام صادق (ع)؛(قسمت اوّل)
توصیف اوصیاء در کلام امام صادق (ع)؛(قسمت اوّل) چاپ ايميل
25 آبان 1387
قال الصّادقُ عليه‌السَلام: الأوصياءُ هُم أبوابُ الله عزَّ وَ جَلَّ الّتي يُؤتي مِنها وَ لَولاهُم ما عُرِفَ الله عزَّ وَ جَلَّ وَ بِهِم إحتَجَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالي عَلي خَلقِهِ (اصول کافي، 1، 150)

توصیف اوصیاء در کلام امام صادق (علیه السّلام)؛ (قسمت اوّل)

شرح هر عبارت کوتاهي از بيانات نوراني و وحياني خاندان پيامبر(صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) به دليل تناسب و سنخيت گفته و گوينده و کلام و متکلم که خود زيرمجموعه تناسب و سنخيت فعل و فاعل است، چنان گسترده است که نه عمر نويسنده کفاف دهد و نه امکانات و نه حوصله خواننده.
کلام خاندان پيامبر(صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) ظلّ و رشحه وجود آنان است به همين دليل همانند وجود مطهرشان از آلودگي به غير حق در همه مراتب مطهر است، از اين‌رو، عين حق و صدق محض است و به همين سبب، نه تنها نقدناپذير است بلکه خود معيار و ابزار سنجش حقانيت و صدق هر کلامي است. هر کلامي به اندازه‌اي که با کلام آن خاندان مطهر تناسب و سنخيت دارد، حق و صادق است و به اندازه‌اي که با سخنان آنان مخالفت دارد، باطل و کاذب است.
سفارش به سنجش سخنان آنان با قرآن کريم به معني ارزيابي ميزان صدق و حقانيت آن نيست بلکه به معني شناسايي سخنان آنان و انتساب حديث با آن خاندان مطهر است. به تعبير ديگر، اگر سخن‌شناس نيستيم و نمي‌دانيم که کلامي و حديثي از سخنان آن خاندان مطهر هست يا نه، بايد آن را با قرآن بسنجيم ولي اگر بدانيم که سخن از آنان است خود عين صدق و حقانيت است و بنابراين، نه تنها سنجش لازم نيست بلکه سنجش و ارزيابي ممکن نمي‌باشد، زيرا خود عين حق است و دليلي بر خود و بي‌نياز از هر گونه‌ دليل و تاييدي است و بر فرض سنجش و ارزيابي، چيزي نمي‌تواند معيار و سنجه آن باشد.
اين تعبير گهربار حضرت ختمي‌مرتبت (صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) که فرمود: «عليّ مع الحقّ و الحقّ مع عليّ اللّهم أدر الحقّ أينما(حيثما) دار»[1] اولا بيان‌گر همين معناست که امير مؤمنان و آنان که چون اويند مانند فرزندان معصوم وي، عين حق و صدقند و معيار حقانيت و صدق همه حق‌ها و صادق‌ها هستند و حقانيت حق به ميزاني گردش به گرد آن حضرت و فرزندان معصوم وي است نه بالعکس. ثانياً اين سخن بيان واقع در قالب دعا به منظور تفهيم مخاطب است نه خواسته‌اي که تحقق نيافته باشد و طلب به منظور دستيابي به امري نايافته باشد.

به تعبير ديگر اين طلب دعاي اجابت شده يا اجابت نشده نيست بلکه بيان حقيقتي ازلي و ابدي در قالب زباني عرفي است. مانند آيه کريمه «و لاتقول لشيئ اني فاعل ذلک غداً إلاّ أن يشاء الله» است که حقيقتي ازلي و ابدي را در قالب زبان عرفي به مخاطب تعليم مي‌دهد و گرنه رسالت با مشيت برابر است؛ چنان‌که ختم نبوت و ختم ولايت با صدق و حقانيت برابر است و معيار حقانيت و صدق هر حق و صادقي است. اين سخن مانند بيان ديگري که از رسول‌خدا(صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده که فرمود: أَدِرِ الْحَقَّ عَلَى لِسَانِي و پيداست که پيش از اين خداي متعال فرموده است که «ماينطق عن الهوي إن هو إلاّ وحي يوحي»[2]
ثالثاً حتي کساني که در ايمان به خاندان پيامبر(صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) صداقت و اخلاص ورزيده باشند، البته در حوزه تاييد از سوي معصوم عليه‌السلام، معيار بهرمندي ديگرانان از حق و صدق هستند مانند عمار (رحمة‌الله‌عليه) که چنين است. چنان‌که رسول‌خدا (صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: الْحَقُّ مَعَ عَمَّارٍ يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُمَا دَارَ، وَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا افْتَرَقَ النَّاسُ يَمِيناً وَ شِمَالًا فَانْظُرُوا الْفِرْقَةَ الَّتِي فِيهَا عَمَّارٌ فَاتَّبِعُوهُ، فَإِنَّهُ يَدُورُ الْحَقُّ مَعَهُ حَيْثُمَا دَارَ.[3] البته اين دو تعبير رسول خدا (صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) و مقايسه آن دو به هم با توجه به تفاوت معيت حق با انسان و معيت انسان با حق، لطايف و دقايق بسيار دارد که بايد در جاي خود مورد توجه قرار گيرد. رابعاً معيار بودن حق و سنجيدن فکر و بيان کسي با آن به مراتب فرودين ايمان و تقوي ارتباط دارد.
به هرحال، به حکم سنخيت ميان کلام و متکلم و فعل و فاعل و نيز به حکم احاطه همه جانبه متکلم و فاعل و نامتناهي بودن وي بلکه فوق نامتناهي بودن وي، آن چه که در شرح احاديث خاندان مطهر حضرت حبيب الله(صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) گفته مي‌شود شايد جلوه‌اي از جلوات نامتناهي و پرتوي از خورشيد عالمتاب وجود مطهر آنان باشد و شايد به آن اندازه هم نباشد و شايسته نويسنده باشد نه آن خاندان پاک و مطهر. اگر ان‌چه گفته مي‌شود درست باشد يکي از معاني بي‌شمار سخنان آنان است و نه همه آن و اگر هم درست نباشد يا شايسته نباشد، چون رؤياي لالي است که با زبان بي‌زباني در پي بيان آن است.
اگرچه در همين بخش و نيز نوشته‌ها و گفته‌هاي ديگر درباره عظمت و طهارت ازلي و ابدي مراتب قدسي خاندان پيامبر(صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) نکاتي در حد توان خويش گفته و نوشته‌ام و بنابراين شايد تکرار ان بسي ضروري نباشد ولي هم به دليل وصف‌ناپذيري آن خاندان مطهر و هم به دليل قصور و ناتواني بيان و قلم نويسنده و هم بدين سبب که پس از رفع کسالت جسمي، اولين بار است که به شرح حديث مي‌پردازم، اشاره بدان‌چه گفته شد، تذکار و تذکري براي محبان خاندان پيامبر(صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) خواهد بود. در جلسات آینده به شرح حديث شريف که از امام صادق (صلوات‌الله‌عليه) نقل شده است، خواهیم پرداخت. انشاءالله


[1] رَحِمَ اللَّهُ عَلِيّاً، اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ (بحارالأنوار، 29، 343)
[2] نجم، 3-4
[3] (بحارالأنوار، 30، 372)

 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.