صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow تفسیر موضوعی قرآن و حدیث arrow شرح احادیث متفرقه arrow انسان میانه رو شباهتی به کفار و عاصیان ندارد
انسان میانه رو شباهتی به کفار و عاصیان ندارد چاپ ايميل
26 آبان 1387
انسان میانه رو شباهتی به کفار و عاصیان ندارد
انسان ميانه رو بايد به گونه اي زندگي كند كه زندگي اش به كفار و متمردان و عاصيان شباهت نداشته باشد يعني اگر اخلاق ، رفتار ، پوشش و مانند آنرا نگاه كنيد به ياد عاصيان وكافران نمي افتيد .
حضرت علي « عليه الصلاة و السلام» مي فرمايند : « لا تزال هذه الامة بخير ما لم يلبسوا لباس العجم و يطعموا اطعمة العجم .»

نكته اول
عجم در زبان عربي به معناي غير عرب مي باشد . يعني فارس زبانها ، هندي زبانها ، انگليسي زبانها و..را شامل مي شود .

نكته دوم
عجم علاوه بر اينكه مربوط به زبان است جنبه فكري و اعتقادي نيز دارد يعني هر ملتي كه غير مسلمانند و به لحاظ فكري در نقطه مقابل اسلام هستند ، عجم به حساب مي آيند . و هر ملتي كه مسلمان و متدين اند و آشناي به معارف الهي هستند اگر چه زبانشان زبان عربي نباشد عجم نيستنند .

معناي حديث شريف

امير مؤمنان « صلوات الله و سلامه عليه » مي فرمايند : اين امت اسلام (شامل عربها ، تركها ، فارسها و...) پيوسته در خير و خوبي و سعادت و نجات هستند تا زماني كه لباس عجم ها را نپوشيده اند ( عجم يعني كفار نه ايرانيان ) و غذاي عجم ها را نمي خورند .
اگر قرار باشد كه ظاهرمان شباهت به ديگران داشته باشد ممكن است باطنمان نيز شباهت داشته باشد . باطن انسان با يك كلمه تغيير نمي كند ، اينكه بگوييم ‹اشهد ان لا اله الا الله › و ديگري نگويد تفاوت اساسي به اين چند كلمه نيست . نبايد ظاهر شخصي ، فكري ، زندگي خانوادگي ، زندگي اجتماعي و هيچيك از اين امور به كفار و انسانهاي گنهكار شبيه باشد .

يك سؤال
آيا يك امر مباح ، جايز و روا كه انسان آن را انجام مي دهد يا استفاده مي كند سبب تشبهش به كفار شود حرمت قطعي دارد ؟
بنا براين كه اولا اين ظاهر هم بر باطن اثر مي گذارد و ثانيا هم از باطن اثر مي پذيرد فرموده اند كه حرام است .
ممكن است كاري تشبه به كفار نبوده و حرام نباشد اما از مصاديق لغو بوده و مطلوب نباشد.

استقلال مؤمن
مؤمن بايد مستقل باشد يعني در مورد نحوه پوشش و آرايش و.. خودش تصميم بگيرد ، منتظر نباشد تا ديگران آنها را تعيين كنند و او پيروي نمايد . البته آن نگاهي را كه عموما متدينين به دنيا دارند ، اينكه اصلا نبايد زينتها را استفاده كرد ، اينگونه نيست . ميانه رو بودن امري است و از زينتها و نعمتهاي الهي پرهيز كردن امر ديگر.

استفاده از علم و پيشرفت كفار با اين حديث شريف مغاير نيست
نخوردن غذاي عجم و نپوشيدن لباس او به معني استفاده نكردن از علم و پيشرفت آنها نيست . آن نعمتهاي دنيوي الهي كه ظهور پيدا كرده حداقل يكي از مهمترين عواملش عجم ها هستند. در عصر جديد ، تكنولوژي و صنعت جديد صنعت ، صنعت عجمي است يعني كفار آن را پديد آورده و توسعه داده اند و اكنون نيز پيش قدم هستند . اين روايت شريف به اين معنا نيست كه مسلمان تا زماني كه از اين امور دور است در خير و كمال و سعادت است و بنابراين مطلوب باشد كه انسان به اينها نزديك نشده و ازاين نعمتها استفاده نكند . در توضيح اين امر چند نكته را ياد آور مي شويم : اولا اگر مسلمانان امروز از پيشرفتهاي علمي و صنعتي مغرب زمين يعني عجم سود نبرند چيزي از اسلام و ايمانشان ، هويت و عزتشان باقي نخواهد ماند و اين اصلا مطلوب خدا نيست . « ان العزة لله و لرسوله و للمؤمنين » عزت بايد مال مؤمن باشد و يكي از مصاديق عزت اين است كه مؤمن توانايي ايستادن روي پاي خودش را داشته باشد . بايد به دنبال آباد كردن دنيا از راحت ترين و مستقيم ترين راه بود و نبايد از كفار عقب ماند و عزتي را كه خدا مخصوصا سفارش كرده كه متعلق به مؤمن است پايمال شود .
ثانيا و نكته مهم تر اينكه آنچه بد است آن لباس ، غذا ، رفتار و.. است كه وصف عجميت داشته باشد . كپي كردن در نشانه هاي فرهنگي بد است. اينكه انسان نشان بدهد كه در همه جهاتش بخصوص به لحاظ فكري ، انديشه و مانند آن از ديگران تبعيت مي كند ، پسنديده نيست .

حديث دوم
امام صادق «عليه الصلاة و السلام » لباسهاي روئينشان لباسهايي خوب و فاخر بوده است .( البته بايد اين نكته را مد نظر داشت كه آن حضرت نه موقعيت اجتماعي داشتند و نه رفتار و روابط اجتماعي جز در همين حد كه جمعي از علاقه مندانشان را تعليم مي دادند .)
در دو سه مورد وارد شده كه حضرت لباس خز مي پوشيد كه البته اين خز را نبايد به زبان امروزي معنا كنيم و بايد معناي ديگري باشد . يا اينكه در برخي موارد آمده كه ايشان لباسي مي پوشيد كه پرز داشت يا لطيف بود ، در هر صورت آنرا كه در ظاهر مي پوشيد لباس فاخر بود.

اعتراض صوفيه
صوفيه در زمان امام صادق « عليه الصلاة و السلام » كما بيش رواج پيدا كرده بود ، اينان به خود اجازه مي دادند كه به فرزند پيامبر نيز تذكر اخلاقي بدهند ، نه تنها تذكر اخلاقي بلكه به ايشان اعتراض هم مي كردند بنا بر اين بدين خاطر كه لباسهايشان فاخر بود از او جدا هم شده بودند . به ايشان مي گفتند اگر لباسهاي تو خوب است چرا امير المؤمنين نمي پوشيد ، لباسهاي امير المؤمنين ساده و مانند ما آدمهاي معمولي بود .
حضرت فرمودند : « ان علي ابن ابيطالب« عليه الصلاة و السلام» كان يلبس ذلك في زمان لاينكرو لو لبس مثل ذلك اليوم لَشَهِر به»

امير المومنين(ع) لباسهايي را در آن عصر مي پوشيد كه لبا سهاي منكر نبود بنا بر اين اگر در تاريخ مي بينيد كه حضرت بازار رفتند ودوتا پيراهن خريدند يكي هشت درهم و ديگري چهار درهم ، اينها البته نكات بسيار ولطيف ودقيقي دارد .اين هشت درهم وچهار درهم را به يك مهريه معمولي بسنجيم ببينيم چه معنايي دارد.اگر بخواهيم به قيمت حالا بگوييم قيمت يك پيراهن چقدر ميشود؟
وقتي امير المومين (ع) دوپيراهن هشت وچهار درهمي از بازار خريدند آن هشت درهمي را به غلامشان قنبركه در واقع منشي حضرت بود دادند وآن چهار درهمي را خودشان پوشيدند.هرچه قنبر اصرار كرد حضرت فرمودند كه نه تو جواني بايد لباست شيك تر باشد ولي براي من ديگر اهميتي ندارد كه لباسم ارزان باشد يا گران ، معنايش اين است كه من هر گونه كه لباس بپوشم مورد توجه ديگران نيستم .حضرت لباس را پوشيد ديد آستينش بلند است بلندي آستين را پاره كرده و دور انداخت البته بدين معنا نيست كه اين سنت پسنديده الهي و وليّ الهي است وتا قيام قيامت بايد چنين عمل كرد، بلكه بدين معنا است كه انسان بايد لباسي بپوشد كه لباس معروف باشد نه منكرو آنچنان نباشد كه نظر وتوجه ديگران را جلب كند . حضرت فرمود كه لباسي را كه حضرت امير« صلوات الله و سلامه عليه » در آن زمان پوشيده بود منكر نبود بلكه لباس معمولي بود و ديگران نيز چنان مي پوشيدند.
« ولو لبس مثل ذلك » اگر آنچه را كه امير المؤمنين آنروز مي پوشيد امروز بپوشد « لشهر به » ، مي شود لباس شهرت ولباس شهرت هم ممنوع است وحرام.

بهترين لباس در هر عصر و زمان
بعد حضرت فرمود كه « خير لباس كل زمان لباس اهله » ، اين نكته به لحاظ عملي بسيار مهم است يعني بهترين لباس درهر زمان لباسي است كه اهل آن زمان مي پوشند. لباس رايج وبهترين لباس در هر عصر وزماني آن است كه متوسط مردم مي پوشند.البته ممكن است استثناء وجود داشته باشد كه به گمان من چنين است كه امام صادق « صلوات الله و سلامه عليه » در آن عصر وزمان كه حاكميت طاغوت است با توجه به اينكه عزت وغلبه دنيايي اهميت دارد وموجب مي شود كه جمع زيادي به طاغوت بگرايند لباسهاي حضرت فاخر بوده است اگر چه ظاهر برخي روايات اين است كه لباس اهل زمانش بوده ولي با توجه به برخي نكات مي توان فهميد كه لباس فاخري بوده بدين خاطر كه در هر عصروزماني مؤمنين عزتشان در كسي تجلي پيدا مي كند اين تجلي را معصوم مي داند وما اكنون نمي توانيم بفهميم و مصاديق را به راحتي تشخيص بدهيم ولي امام صادق « عليه الصلاة والسلام » مي تواند به راحتي تشخيص دهد.
البته حضرت لباس ظاهرشان اينگونه بود، وقتي يك نفر خيلي سماجت كرد وگفت آخر رسول خدا و اجداد شماهيچ كدام اينگونه لباس نپوشيده اند،حضرت لباس زيرين خود را به او نشان دادند كه لباسي خشن واز جنس پشم بود و فرمودند اين لباس خود من است اما اين لباس رو لباس شماست لباسي را كه بايد خلق ببينند اين است وآنرا كه بايد خدا ببيند اين لباس ديگر است.
در هر صورت لباس شهرت داشتن امر مطلوب وپسنديده اي نيست علتش هم اين است كه به كبر و خودخواهي ومانند آن منتهي مي شود.

پاسخ امام به گروه ديگر معترضين
از آنجا كه پاسخهاي امام به معترضين متعدد و با تعابير مختلف بيان شده است معلوم مي شود كه معترضين بسيار بوده اند.آنها سبك لباس پوشيدن امام را مي ديدند و مورد اعتراض قرار مي دادند ولي از زندگي شخصي امام يا خبر نداشتند يا اينكه اگر هم با خبر بودند جاي اعتراض نبود يعني به خوراك امام به عبادت امام اعتراض نداشتند در يكي از موارد كه افراد اعتراض كردند،حضرت در پاسخشا ن فرمود كه « قل من حرم زينت الله التي اخرج العباده والطيبات من الرزق » بعد دنبالش فرمود: « و لم يكن من حلال » شايد اين بتواند تابلوي اقتصاد درمعيشت ولباس وخوراك ومانند آن باشد . آن بخشي را كه آيه قرآن است اين كه آن نعمتها و زينتهايي را كه خداوند براي بندگانش خلق كرده است را تحريم نكنيد. يعني پرهيز مجدانه نداشته باشيد به گونه اي كه به هيچ وجه به آن نزديك نشويد هم طيبت رزق را خداوند براي بندگانش آفريده است وهم ديگر نعمتها و زينتها را.

اگر چه زينت به رزق ، طيبات رزق وخوراك هم تعلق مي گيرد ولي در عين حال فرمود كه تحريم نكنيد چه خوراك باشد چه پوشاك يا هر امكان ديگري را كه مربوط به سطح ظاهر زندگي انسان است . اگر نخواستيد استفاده نكنيد اما تحريم هم نكنيد . بعد فرمود « و لم يكن من حلال » آن طيبات رزق الهي را ( طيب يعني دلپذير و آنچه موافق با طبيعت و لطافت روح آدمي است ) تحريم نكنيد يعني استفاده از اينها مجاز است ولي آنچه را كه استفاده مي كنيد ثمره خودتان باشد ، نتيجه كار خودتان باشد . مواظب باشيد طيبات رزق حلال الهي را خبيث نسازيد ، آلوده نكنيد . آنچه را كه رزق طيب است ، با روح آدمي سازگاري دارد و دلپذير است با رفتارهاي نا آگاهانه يا غلط يا افكار نادرست آلوده به غير نسازيد ، آلوده به هوي و هوس و شهوات و غرايز نكنيد بنابر اين مي توان گفت كه ميانه رو بودن ، زياده روي و افراط و تفريط نكردن مطلوب است در همه سطوح زندگي جز در يك مواردي را كه استثناء وجود دارد.

 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.