صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow تفسیر موضوعی قرآن و حدیث arrow شرح احادیث متفرقه arrow نشانه های دوستان خدا
نشانه های دوستان خدا چاپ ايميل
26 آبان 1387
نشانه ‏هاى دوستان خدا
رسول خدا - صلّى الله عليه و آله و سلم - در اوصاف بنده حقيقى خدا فرمود:
«هو أن يكون طاعةُ الله حلاوته و حبُّ الله لذّته و الی الله حاجته و مع الله حكايته و على الله اعتماده و حسن الخلق عادته و السّخاوة حرِفته و القناعةُ مالَه والعبادةُ كسبُه و التقوى زادُه و القرآنُ حديثُه و ذكرُ الله جليسُه و الفقرُ لباسُه و الجوعُ طعامُه و الظّمأُ شرابُه والحياءُ قميصُه و الدنيا سِجنُه والشيطانُ عدوُّه و اللهُ حارسُه و الموتُ راحتُه والقيامةُ نزهَتُه و الفردوسُ مسكنُه»
 بنده حقيقى كسى است كه شيرينى اش طاعت خدا، لذتش دوستى خدا، نيازش به خدا، درد دلش  با خدا، تكيه و اعتمادش بر خدا، حسن خلقش  رفتار هميشگى، شغلش سخاوت، ثروتش قناعت، كارش عبادت، توشه ‏اش پرهيزگارى، گفتمانش قرآن، همنشينش ياد خدا، پوشش وى  تهيدستى، خوردنى اش  گرسنگى، نوشيدنى‏ اش تشنگى، پيراهنش شرم و حياء، زندانش  دنيا، دشمنش  شيطان، نگهبانش  خدا، آسودگى‏ اش  مرگ، خوشى اش قيامت و جايگاهش  بهشت باشد .

با توجه به اين حديث شريف مى‏ توان نشانه ‏هاى دوستان خدا را چنين بر شمرد:
1- لذت‏ها و شيرينى ‏هاى زندگى آنان، طاعت و عبادت و محبت الهى است. لذت عبادت از هر لذت ديگرى چون شهوت، رياست، علم و معرفت و مانند آن برايشان لذيذتر است و شيرينى آن از هر شيرينى و خوشى عميق‏تر است؛ به همين خاطر است كه مى‏ گويند و پيوسته طلب مى ‏كنند كه:
«الهى أذقنى برد عفوك و حلاوة ذكرك و شكرك»؛ محبوب من، خنكى بخشش و شيرينى ياد و سپاست را به من بچشان.
 «الهى أذقنى حلاوَة عبادتك»؛ شيرينى بندگى‏ ات را به من بچشان .
«الهى أذقنى حلاوة مناجاتك»؛ شيرينى نجواى با تو را به من بچشان .
 «الهى من ذاالذى ذاق حلاوة محبتك فرام منك بدلا»؛ پروردگارم! كيست كه شيرينى محبت تو را چشيده باشد و غير تو را خواهد.
«الهمّ ارزقنا حلاوة الايمان»؛ بارالها! شيرينى ايمان را روزى ما بگردان .
 «وارزقنى فيه حلاوة ذكرك»، شيرينى يادت را نصيبم ساز.
 «متعَّنا بلذيذ مناجاتك» ؛ با نجوايت كاميابم فرما .

2- نيازشان به خداست و رفع نيازشان از اوست ؛ از غير هيچ نطلبند. هم از او طلب كنند و هم از او وسيله روايى طلب و حاجت خويش طلبند. اگر كارشان در دست ديگران باشد، اگر چه به ظاهر از آنان انجام آن را مى‏ خواهند، ولى در واقع از خدا مى ‏خواهند كه كارشان را به دست آن بنده خود به انجام رساند؛ اگر انجام شد، خدا را سپاس گويند و اگر نشد، از كسى شكايتى ندارند.
 3- توكّل و اعتماد بر خدا
 4- حسن خلق
 5- سخاوت
 6- قناعت
 7- عبادت
 8- تقوى
 9- تلاوت قرآن
10- ذكر
11- تحمل فقر، گرسنگى و تشنگى
12- حياء
13- دشمنى با شيطان
14- مرگ راحتى آنان است
15- دنيا زندان آنان است
16- جز از خدا از هيچكس ترس ندارند.
هزار دشمنم ارمى كنند قصد هلاك                گرم تو دوستى از دشمنان ندارم باك

17- خدمت به بندگان خدا. «ياداوود! اذا رأيت لى مريداً (طالباً) فكن له خادما.»
مرا عهدى است با جانان كه تا جان در بدن دارم                        هواداران كويش را چو جانم در بدن دانم

18- شب زنده دارى
19- مردم از آن‏ها آسوده ‏اند؛ چنان مشغولند كه فرصتى نمى ‏يابند تا در زندگى ديگران سرك بكشند و زندگى پنهانى ديگران را آشكار سازند. آن قدر از خود براى گفتن و چاره جويى كردن دارند كه به گفتن از زندگى ديگران نمى‏ پردازند. به فرموده امير مؤمنان (صلوات الله عليه): «انّ المومن من نفسه فى شُغلٍ والنّاس منه فى راحَة»؛ مردم از سوى او احساس ضرر و خطر نمى ‏كنند.
20- مؤمنان و دوستان خدا عزيز و سر بلند و در عين حال متواضع و فروتنند، ولى هرگز خوار و زبون نيستند. خدا هرچه براى دوستانش بخواهد، خوارى نمى‏ خواهد.ممكن است به دست افراد دون پايه و پست كشته شوند، ولى با سر بلندى كشته مى ‏شوند.
امام صادق (عليه الصلاة والسلام) فرمود: «انّ الله عز وجل فوَّض الى المؤمن أموره كلها و لم يفوض اليه أن يكون ذليلا؛ أما تسمع الله تعالى يقول: و لِلّه العزّةُ و لرسوله و للمؤمنين، فالمؤمنُ يكون عزيزا و لا يكونُ ذليلا ثم قال: ان المؤمن أعزُّ من الجبل، يستفلُّ منه بالمَعاول و المؤمنُ لا يستفلُّ من دينه شى‏ء.»
 خداى متعال كارهاى مؤمن را به او واگذار كرده است تا هر چه خواهد انجام دهد، ولى او را مجاز نگذاشته است كه خوارى پذيرد. مگر نشنيده‏ اى كه خداوند فرمود: عزت و سر بلندى از خدا و رسول خدا و مؤمنان است. از اين رو مؤمن عزيز است نه ذليل. آن گاه فرمود: مؤمن از كوه سخت‏تر است، چون از كوه مى ‏توان با كلنگ چيزى جدا ساخت و آن را تراشيد، ولى از دين مؤمن هيچ چيز نمى ‏توان جدا ساخت .

 امام صادق (صلوات الله وسلامه عليه) فرمود: «من رَوى على مؤمنٍ دواية يُريدُ بها شَينه و هَدمَ مرّوتهِ يسقُطُ من أمين النّاس، أخرَجه الله عزوجل من ولايته الى  ولاية الشيطان»؛ كسى كه چيزى از مؤمنى را براى ديگران بازگو كند تا او را خوار سازد و شخصي‏تش را تخريب كند تا از چشم مردم فرو افتد، خداوند او را از ولايت خودش بيرون مى ‏سازد و به ولايت شيطان مى ‏سپارد.
 عزت وسر بلندى مؤمن چنان اهميت دارد كه هر كارى كه بدان آسيب رساند، كارى شيطانى است و سبب بيرون شدن از رحمت الهى مى ‏شود و به لعنت ابليسى گرفتار مى ‏سازد .

 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.