صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow تفسیر موضوعی قرآن و حدیث arrow انسان شناسی در قرآن arrow درس یازدهم:معاد و نشانه های آن
درس یازدهم:معاد و نشانه های آن چاپ ايميل
08 آذر 1387
درس یازدهم:معاد و نشانه های آن
از دیگر ابزارهایی که منتهی به شناخت خداوند می شود، عبارتست از معاد و نشانه های آن.
چند نکته که اشاره به آن در ابتدای این بحث لازم است.
(این نکته بسیار مهم است، بویژه برای کسانی که اهل دقت و شناخت هستند .)
1- اگر چه معاد در مسیر حرکت پیوسته عالم هستی درمنتها و پایان واقع شده است ، ولی در سیر معرفتی در آغاز قرار دارد.
مجموع موجودات عالم هستی از خدا آغاز می شوند و بعد عوالم مختلف جبروت ، ملکوت و عالم طبیعت را پشت سر گذاشته، به عالم برزخ و در پایان به معاد می رسند . بنابراین ، اگر کسی بخواهد به معاد دست پیدا کند ، باید در پایان سیر پیوسته هستی بدان دست یابد.
اما در شناخت بالعکس است . اگر کسی بخواهد به شناخت توحید، انسان و دیگر معارف الهی یا معارف مورد نیاز انسان که هویت و حقیقت انسان را تشکیل می دهد، دست پیدا کند، باید از معاد شروع کند. شاهد بر این مطلب، اولین آیات و سوری است که بر انبیاء از جمله بر خاتم انبیاء – صلوات الله و سلامه علیه- نازل شده است که مربوط به معاد می باشد ؛ یعنی اولین سخن با کفار و کسانی که بت پرستند و کسانی که در جاهلیت به سر می برند ، درباره معاد است نه درباره مبدأ یا نبوت.
اگر کسی شناخت معاد و دقت و تفکر درباره آن و مشاهده معاد را مقدمه قرار بدهد ، می تواند به راحتی به توحید دست پیدا کند . و سپس در قدمهای بعدی به شناخت انسان ، ولایت، مبدأ و توحید دست یابد . پس توحید که در اوج معارف قرار دارد، نقطه آغازین نیست ، بلکه نقطه نهایی است.

2- یکی از بهترین راهها و بزرگترین گامها در شناخت معاد ، ژرف نگری در درون خود یا نفس شناسی است . به تعبیر دیگر ، اگر کسی بخواهد معاد را بشناسد ، باید نخست توانایی اندیشه پیوسته در خود و پرهیز از افکار پراکنده را به دست آورد. یعنی همچنانکه چشمش در اختیار خود اوست، هرگاه بخواهد ، می بیند و هرگاه نخواهد ، نمی بیند، باید فکرش نیز در اختیارش باشد و هرگاه تصمیم گرفت که فکر نکند، بتواند و به آن چیزهایی بیندیشد که می خواهد. اگر چه کنترل خواطر از مشکلات عموم مردم است ؛ اما امری امکان پذیر است.
بنابراین کسی می تواند در شناخت معاد قدمی بردارد که پیش از آن در شناخت نفس و عوالم آن قدمهایی برداشته باشد . اگر چه آشنایی با نفس و عوالم آن به صورت نظری باشد، که آنچه در مورد معاد می خوانیم ، معاد شناسی نظری است.

3- شناختی که در معاد سودمند است ، شناخت نظری نیست ؛ بلکه شناخت عملی است. و منظور شناخت حضوری است نه حصولی.
بنابراین، برای شناخت معاد برداشتن گامهای عملی ویژه معارف الهی لازم و سودمند است. به تعبیر دیگر، شرط مهم برای شناخت معاد، تقواست. تقوا به معنای عام که حضرت امیر المؤمنین – علیه الصلوه و السلام- در خطبه متقین نهج البلاغه به تفصیل بیان فرموده اند.
هر چه تقوا جامعتر باشد ، شناخت نیز تام تر و کامل تر است.

4 - علم بر دو قسم است: 1- حضوری 2- حصولی . هدف از علم حصولی یا آبادی دنیاست که خود وسیله است برای امر دیگری و یا وسیله است برای رسیدن به علم حضوری که البته آبادی دنیا نیز خود زمینه ای است برای تماشای حقایق عالم که نامش همان علم حضوری است.
آبادی دنیا از این جهت مورد سفارش قرار گرفته و در متن معارف الهی قرار گرفته است که در صورت تحقق آن مظاهر تام تر و کامل تری از اسماء و صفات الهی مشاهده خواهد شد. و الا هدف این نیست که کسی جایی را بسازد و آباد کند تا دیگری آن را خراب کند. باید در این آبادی فایده ای باشد. این که طلب کرده است که دنیا، یعنی جهان طبیعت را آباد کنید، بدین خاطر است که هر ذره ای از این جهان طبیعت که آشکار شود، جلوه ای از مظاهر الهی ظهور پیدا می کند.
علوم جدید از این جهت باارزش است که می توان به وسیله آن قوانین، احکام، فرمولها و بالاخره برآیندهایی از این جهان طبیعت را که هر یک جلوه ای از جلوه ها و تجلیات اسماء الهی است، آشکار کرد.
به عنوان نمونه، کسی که تلویزیون را اختراع کرد و کسی که اولین فیلم را ساخت، زمینه را برای ظهور تجلیات اسماء و صفات الهی فراهم کرد. اگر چه اینها برای اکثر اهل دنیا سرگرمی است، اما از جنبه دیگری هم می توان نگاه کرد ؛ این که هر عملی در آن صورت می گیرد، جلوه ای است که در پس پرده صاحبی دارد و اوست که خود را در شکل این جلوه ها آشکار می کند . از این دیدگاه ، فیلم بهترین کتاب خداشناسی است. و البته همه عالم طبیعت همین گونه خواهد بود. بنابراین با این دید ، آبادی دنیا ، علوم جدید و قدیم ، همه، باارزش خواهد بود ، چرا که اینها تصاویر عنایات الهی ، آن هم عنایات تامه ازلی او را آشکار می کنند.
علم حضوری گاه خود هدف نهایی است و گاه در عین حال که هدف است ، ابزار علم حضوری قویتری است ؛ یعنی شناخت حضوری هم هدف است ، هم وسیله . گاهی شخص تماشا می کند  برای آن که تماشا کند ، اینجا علم حضوری خود هدف است .
گاه شخص تماشا می کند برای آن که لذت ببرد ، اینجا علم حضوری وسیله است و این بیانگر کوچکی و خود خواهی است . این که گاه گفته می شود اهل دنیا و آخرت تفاوت چندانی ندارند ، زیرا هر دو در پی لذت اند ، اما یکی لذت چند روزه را می طلبد و دیگری لذت بی نهایت را می خواهد، صحیح است.
در «بسم الله الرحمن الرحیم» ،(الله)،(رحمن) و (رحیم) آمده است.جمعی طالب رحمانند، گروهی طالب رحیمند و جمعی طالب الله. تفاوت بین طالبان رحمان و رحیم در شدت و ضعف و کمیت و کیفیت است ، نه بیشتر. اینان تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند. برخی به سفره کوچک دنیا قناعت می کنند و می گویند : «آتنا فی الدنیا حسنه و ما لهم فی الاخره من خلاق» (بقره/200)؛ اما جمع دیگری به دنبال سفره بزرگتری هستند و می گویند :«ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخره حسنة»(بقره/201)؛ هم نعمت دنیا و هم نعمت آخرت را می طلبند . البته حسنه معنای خاصی دارد ، اما یکی از معانیش همین است . اما جمع دیگری هستند که نه دنیا می خواهند ، نه آخرت. اینان تفاوت های ماهوی با دیگران دارند.
اینان در هر جایی خدا را می خواهند ، نه نعمت و سفره خدا را.«انما نطعمکم لوجه الله»(انسان/9)؛ نه لنعمة الله.

هدف از شناخت
پس از بیان موضوعات شناخت که همان شناخت خدا و اسماء و صفات او و نیز شناخت همه ابزار و وسایل و موجوداتی است که به شناخت خدا و اسماء و صفاتش منتهی گردد، اکنون به بیان هدف از این شناخت ها از نظر قرآن می پردازیم:

خشیت
خشیت به معنای خوف رقیق، خوف عالمانه یا به بیان بهتر خوف لذیذ است ، خوفی که در عین حال که وحشت دارد و از خائف هیچ چیز باقی نمی گذارد ولی در اوج لذت است. همانند عشق است، با این تفاوت که عشق لذت همراه رنج است؛ یعنی لذت بر رنج تقدم دارد. اما خشیت ، ترس همراه لذت است.
سوره فاطر، آیه 28: «انما یخشی الله من عباده العلماء.»
خشیت ویژه عباد است، آن هم عباد علماء. منظور از این علم، علم حضوری است ، زیرا عالمی که سرمایه اش علم حصولی است به خشیت دست پیدا نمی کند و افکار ، اندیشه، خواسته ها و غم و شادی اش با عوام تفاوتی ندارد . این که فرمودند : «العلم هو الحجاب الاکبر»؛ بیانگر انحصار است . بزرگترین حجاب میان حق و خلق علم است . پس آن علمی که به خشیت منتهی می شود ، جز علم حضوری نخواهد بود.
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.