صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow تفسیر موضوعی قرآن و حدیث arrow انسان شناسی در قرآن arrow درس هجدهم:آیا فعل خدا زمانمند است؟
درس هجدهم:آیا فعل خدا زمانمند است؟ چاپ ايميل
12 آذر 1387
درس هجدهم:  آيافعل خدا زمان‏مند است؟
متكلمين و علماء اهل ظاهر كه علم و آگاهى آنها آگاهيهاى عرفى و رسمى است، فعل خدا را زمان‏مند می ‏دانند. ايشان ظاهر قرآن را نيز شاهد بر اين نظر دانسته ‏اند.به عنوان نمونه، شب جمعه با شب غير جمعه و روز عرفه با ساير روزها تفاوت دارد.لطف خدا كه فعل اوست در اين روز تحقق پيدا می ‏كند و در روزهاى ديگر يا تحقق نمی ‏يابد يا كمتر تحقق می ‏يابد. ولى از ديدگاه عقلى و بويژه عقل تهذيب شده كه به عرفان نزديك است چنين چيزى امكان‏پذير نيست. توضيح اينكه، اگر فعل خدا زمانمند باشد و در زمان رخ دهد اين سؤال مطرح می ‏شود كه چرا پيش از اين زمان اين كار را انجام نداد و بعد از آن نيز انجام نمی ‏دهد؟ آيا شرايط زمانى و مكانى بر خدا تأثير گذاشته است؟ به تعبير عرفى آيا آنگاه كه جمعى دعا می ‏كنند، دعاى ايشان بر خدا تأثير می ‏گذارد و ميل و شوق خدا و در نتيجه فعل او را بر اجابت دعا تغيير می ‏دهد. اين كه در حديث قدسى آمده است كه «اياكم و ظلم من لا يبلى عليه غيرى» به كسي كه غير از من، سر پرستى ندارد ظلم نكنيد. اگر می ‏خواهيد دعوا كنيد با كسى دعوا كنيد كه او هم خويش و قوم داشته باشد. چه اين كه كسانى كه در دنيا ضعيف و مظلوم و بى كس هستند، كس و كارشان من هستم .اگر به اينها ظلم كنيد، طرف حسابتان من هستم. به اين معنا نيست كه اگر خداى ناكرده به چنين انسانى ظلم شود، خدا تحت تأثير قرار می ‏گيرد. به لحاظ عقلى گفته می ‏شود، موجودى تحت تأثير قرار می ‏گيرد كه انفعال پذير باشد و موجودى انفعال ‏پذير است كه مادى بوده و قوه واستعداد داشته باشد. يعنى فاقد برخى چيزها باشد و خدا مادى نيست و قوه و استعداد ندارد؛ هر چه هست داشتن و فعليت محض است. لذا چنين موجودى هيچ گاه تحت تأثير چيزى قرار نمی ‏گيرد. چيزى نمی ‏تواند موجب برانگيخته شدن رحمت يا غضب او شود، چيزى سبب دلسوزى او نمی ‏شود چراكه دلسوزى مربوط به موجود منفعل بوده و خداوند  «فعّال ما يشاء» است.

با در نظر گرفتن اين كه خداوند تحت تأثير هيچ موجودى قرار نمی ‏گيرد عالمان اهل ظاهر اين سؤال راكه چرا خداوند در آن شب لطفى كرده كه در ساير شبها نكرده است، چنين پاسخ می ‏دهند كه خداوند اراده كرده كه چنين باشد، هيچ كس خدا را مجبور به انجام كارى نكرده، چرا كه محال است كسى خداوند را به كارى مجبور كند. ولى سؤال همچنان باقى است كه اين خواست خدا كه لحظه و ساعت قبل نبود و اينك تحقق يافت، علت دارد يا خير؟ علت آن ذات اوست يا بيرون از ذات؟ اگر علت بيرون از ذات باشد كه سبب انفعال خداست و محال، اگر علت نداشته باشد هم لازمه آن اتفاق و تصادف است و اين هم محال است. پس بايد علت آن ذات او باشد. وقتى علت فعل خداوند ذات او  باشد، از آنجا كه ذات خداوند هميشگى است، علت آن نيز پيوسته و هميشگى است.
بنابراين، در پاسخ اين سخن كه آيا فعل خداوند زمانمند است، نمى توان گفت نه فقط زمانمند نيست، بلكه محال است كه چنين باشد.
با اين نظر بايد اين سؤال را پاسخ داد كه ما مشاهده می ‏كنيم برخى وقايع در زمان رخ می ‏دهد يا اين كه خداوند فرمود:«ادعونى استجب لكم»؛ دعا كنيد تا اجابت كنم، آيا دعاى ما تأثير گذار است يا خير؟ چرا در برخى مواقع به اجابت می ‏رسد و در غير آن به اجابت نمیرسد؟
در پاسخ اين سئولات چنين می ‏توان گفت كه رحمت خدا پيوسته از ازل تا به ابد در حال ريزش است و يك لحظه هم منقطع نمی ‏شود. او پيوسته «ارحم الراحمين» است.رحمت او پيوسته همچون باران بهارى در حال نزول و ريزش است. ولى ممكن است كسى در زير سقف باشد و نمى هم از آن باران به او نرسد.می ‏شود لطف و رحمت الهى از ازل تا به ابد بدون حد و اندازه در حال ريزش باشد ولى گروهى به خاطر داشتن موانع از آن رحمت برخوردار نشوند .جمال و جلال الهى پيوسته در حال نزول است، يعنى همچنان كه رحمت الهى پيوسته در حال نزول است غضب او نيز چنين است.كار هايى كه ما انجام می ‏دهيم در ما تغيير ايجاد می ‏كند به گونه ‏اى كه محل نزول رحمت يا غضب الهى قرار می ‏گيريم .

همچنان كه برخى از فصول ويژگى خاص خود را دارند - مثلاً در يك فصل بخاطر رطوبت زياد، خستگى ، خواب زياد، يعنى غفلت را به همراه دارد و فعل ما بخاطر احاطه اين قوانين با غفلت در آميخته است، ولى در شرايط ديگر اين ويژگى وجود ندارد - در برخى ماهها مانند ماه رجب، ماه شعبان، ماه رمضان يا برخى ايام، قوانين ويژه ‏اى وجود دارد. در اين ايام انسانها بيشتر استعداد برخوردارى از رحمت الهى و نجات از عذاب او را پيدا مى ‏كنند.
خداوند فرمود:«فذكرهم بايام الله»؛ ايام الله را به يادشان بياور. وقتى همه عالم هستى از خداست، بنابراين همه روزها نيز از اوست. پس اين كه فرموده برخى ايام ويژه انتساب به من دارد به چه معنى است؟ يعنى يك اتفاقات و حوادثى در آن رخ داده است كه هر كه به اين حوادث توجه كند مى ‏تواند از رحمت ويژه الهى برخوردار شود.«انّ فيها لآياتٍ لكل صبّار شكور»، يوم الله روزى است كه اگر كسى آن را ياد آورى كند مشروط بر آن كه صبّار باشد. يعنى در ايام الله سختى ‏هاى زيادى رخ داده است.چنان كه به حضرت موسى - عليه السلام - نيز ايام الله را سفارش فرمود كه همان اعياد يهوديان است. تمام اين روزها مصيبت و گرفتارى بوده ولى پايان آن مصيبتها خوشى بوده است .

لآياتٍ به اين معنا نيست كه تغييرى در وجود خدا ايجاد مى ‏شود بلكه در شماست كه تغيير ايجاد مى ‏شود. پس همچنانكه در طبيعت بين روزها و شب‏ها و فصول تفاوت وجود دارد، در روزهاى معنوى و حوادث معنوى هم چنين است.همچنان كه تابستان فصل رسيدن ميوه ها است در وجود آدمى نيز ميوه هايى وجود دارند كه در فصل تابستان خودش كه رجب و شعبان و رمضان است خواهند رسيد و شب قدر، شب ميوه چينى آن خواهد بود.
اگر اين قوانين، قوانين قراردادى باشد ممكن است شبهه لغو بودن بر آن وارد گردد ولى صحبت از قرارداد نيست، بلكه قوانين هم تكوينى است. اين كه فرمودند در شب قدر بندگان را از آتش آزاد مى ‏كنند، اين چنين نيست كه چند كاتب داشته باشند، بندگان يكى يكى بيايند اسامى آنها را ياد داشت كنند...، سخن از تكوين است. همچنان كه در فصل بهار درختان مرده زنده مى ‏شوند مى ‏توان بهار ديگرى هم تصور كرد كه بهار قرآن باشد و درختانِ مرده جان و دل انسانها را زنده كند. تغييراتى كه در اين ايام در طبيعت و ماوراء طبيعت رخ مى‏ دهد تأثيرى بر انسان مى ‏گذارد كه دل و جانش زنده مى ‏شود .
ماوراء طبيعت درجات متعدد دارد. يك درجه آن عالم برزخ است كه نيمه مادى و نيمه مجرد مى‏ باشد و خود متغير است و تغييراتش مى ‏تواند سبب تغييرات جدى و اساسى در طبيعت شود و همين طور درجات بالاترى هم مى ‏توانند چنين باشند. درجه‏ اى از ماوراء طبيعت مجرد تام و تغييرناپذير است و تاثير پذيرى از آن به آمادگى و استعداد و لياقت باز مى ‏گردد.بدن‏ها و ارواح ما نيمه مجرد و نيمه مادى اند و از قوانينى كه بر اين عالم حاكم است تأثير مى ‏پذيرند. به عنوان نمونه، در ماه رمضان شرايط به گونه‏ اى است كه تاثير مستقيم بر آدميان مى ‏گذارد .همچنان كه اگر چه خورشيد هميشه هست، امّا در زمستان هوا سرد و در تابستان هوا گرم است.ماه رمضان، دعا، انديشه و انابه و... از منت‏هاى الهى است كه تغييرات مطابق آنها صورت مى ‏گيرد .
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.