صداي سخن عشق

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله)

سَتُدفَنُ بَضعَةٌ مِنِّي بِأَرضِ خراسانَ لايَزُورُها مُؤمِنٌ إلا أَوجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّار
پاره‏‌اى از تنم در سرزمين خراسان دفن مي‌شود؛ هيچ مؤمنى او را زيارت نكند جز آن‌كه خداى عز و جل بهشت را بر او واجب كند و تنش را بر دوزخ حرام كند.
أمالي الصدوق، ص63
صفحه اصلی
درس بیست و پنجم: معنای سجده چاپ ايميل
13 آذر 1387
معنای سجده
یک تعبیر از سجده بر آدم قبله بودن او بود به گونه ای که باید به سوی او عبادت کنند. بنابراین، به ملائک نگفت برای او عبادت کنید. فرمود در حالی که همه مرا عبادت می کنید عبادتتان رو به آدم و به سوی او باشد.
در تعبیر دیگر، منظور از سجده فروتنی و انقیاد در برابر آدم است، یعنی نسبت به او خضوع داشته باشید و او را حجت و رهبر خود بدانید.
برخی تفاسیر مانند المنیر، سجده را به همین معنی دانسته اند، نظر برخی مانند ملاصدرا نیز همین است نماز خواندن رو به قبله حقیقی به این مفهوم نیست که چون بدن حضرت امیر- صلوات الله و سلامه علیه- در نجف به خاک سپرده شده است باید رو به نجف نماز خواند.
برای آن که بتوانيم مباحث مربوط به ولایت خاندان پیامبر- صلوات الله علیهم اجمعین- را بفهمیم باید حتماً زیارت جامعه کبیره را فهمیده باشیم.
اگر معنای اسماءکم فی الاسماء و اجسادکم فی الاجساد را درک کنیم. اولیاء خدا را تنها به جایی که جسم و بدنشان را در آنجا دفن کرده اند محدود نخواهیم دانست، بلکه آنها را در ذره ذره عالم خواهیم یافت. به تعبیر دیگر، همان گونه که در مورد صفات خدا می توان گفت داخل فی الاجسام یا اشیاء لا بلممازجه خارجٌ عن الأشیاء یا بائنٌ عن الاشیاء لا بالمبانیه، در مورد اولیاء خدا نیز همین گونه است یعنی حقیقتاً چنین است که اگر کسی به دنبال امام رضا- علیه الصلوة والسلام- می گردد لازم نیست زمان و مکان را طی کند. این خاندان تمام عالم را پر کرده اند به گونه ای که اگر سریان ولایت در عالم هستی نباشد نه عالمی خواهد ماند و نه آدمی.

سریان ولایت در مجموعه عالم هستی مانند سریان توحید است. با این دیدگاه باید به قبله حقیقی نظر داشت. یعنی ولایت را در همه جا حیّ و حاضر و عالم را پرشده از ولایت دانست، با این دیدگاه اگر عبادت کردید رو به ولایت خواهد بود که مظهر تامش امیر المؤمنین-صلوات الله و سلامه علیه- است.
رمی جمرات آخرین اعمال حج است که حاجی در آن آخرین قدمهای توحید را بر می دارد. در روایات و اشارات بزرگان آمده که رمي جمره سوم از مهمترین قدمهای توحید است، بدین خاطر که آخرین عمل حج است.
جمرۀ اول و دوم را باید به گونه ای سنگ زد که به سوی قبله باشد، ولی جمره سوم را باید در حالی رمی کرد که پشت به قبله باشد. در اینجا ولایت آشکار می شود. یعنی قبله ای که همه اعمالمان را رو به آن انجام می دهیم اگر راه هم می رویم رو به آن راه می رویم، در آخرین قدمهای توحید از او نیز باید گذشت. ولی از آنجا که عموم مردم به اسرار عبادات آشنا نیستند صرفاً به آنچه وارد شده عمل می کنند. البته آن نیز اثر خود را دارد، ولی این که آدمی بداند معنای گشتن دور خانه خدا چیست؟ مقصود از سعی بین صفا و مروه چیست؟
اگر چه گفته می شود که چون هاجر که اهل جهاد و سختی و گرفتاریها بوده و قربة الی الله در بیابان مانده بوده است چنین عمل کرده ما نیز این گونه عمل می کنیم، اعمال حج قدم به قدم اسراری دارد و البته هر عبادتی اسراری ویژه خود را دارد. چنان که در مورد نماز نیز از همان ابتدا که برای وضو به آب می نگریم و می گوییم« الحمدالله الذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا» ؛ سخنان غیبی و معارف سری الهی شروع می شود و تا آنگاه که از نماز خارج می شویم و می گوییم «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» ادامه دارد. ولی درک این اسرار چندان مورد توجه نیست.
در تعریف سوم که نسبت به دو تعریف قبل از دقت بیشتری برخوردار است سجده عبادت است از انقیاد در مقابل آدم و وجود عبدی و فرعی داشتن نسبت به او.

یعنی آدم را اصل خویش دانستن. به تعبیردیگر، همان گونه که عبد نسبت به مولای خویش اعتقاد و عمل  دارد ملائک نسبت به آدم بايد همان گونه باشند. يعني عبد و بنده اي از بندگان او باشند. يعني وجود ملائك فرع وجود آدم است. اگر آدم به آنها وجود نداده بود اصلاً نبودند. و البته در بقاء و دوام و در رسیدن به کمال، رشد و سعادت نیز فرع اویند. با این تعبیر، نتیجه سجده عبارت است از خدمت گذاری فرشتگان نسبت به آدم، یعنی فرشتگان خدمت گذاران آدمند تا آدم به کمال و مقصد خویش برسد.
به عنوان نمونه، ملائک رزاق وظیفه شان رساندن روزی به فرزندان آدم است. ملائکه وحی وظیفه شان رساندن علوم الهي به انبیاء و اولیاء الهی  و وطیفه ملائک مدبرفراهم کردن زندگی دنیایی آدمیان است؛ بر آمدن خورشید و ماه، رساندن باران، رویاندن گیاهان و ....
علامه طباطبایی و صدرالمتألصین نیز در تفاسیر خود معنای سجده را خدمت گذاری ملائک نسبت به آدم دانسته اند.

عمومیت سجده
آیا ملائک فقط حضرت آدم را سجده کردند یا سجده آنها عمومیت داشته و همه فرزندان آدم را نیز شامل می شده است.
اگر سجده تنها بر آدم می بود بعید به نظر می رسید که ابلیس او را سجده نکند. هر چند ابلیس کبر ورزیده و ادعای برتری نموده، ولی خود او گفته با مخلصین کاری ندارد و اگر او حداقل فهم و آگاهی را داشته است می دانسته که آدم جزء مخلصین است. بنابراین، مخلصین از دائره مکر و فریب و سلطۀ ابلیس بیرون است. یعنی آنها محیط بر ابلیس هستند. بنابراین، اگر قرار بود  سجده او تنها برای آدم باشد از آن ابا نداشت. بویژه اگر در وجود آدم پیامبر خاتم- صلوات الله و سلامه علیه – را می دید تسلیم محض بود.
در زیارت جامعه کبیره می گوییم بخع کل متکبر...؛ همۀ آن کسانی که نسبت به دیگران کبر ورزیدند در مقابل شما به خاک افتاده اند. منظور از آن کسان معاویه، یزید و مروان نیست، تمام گردنکشان عالم شعبه وشاخه ای از ابلیس اند. در روایات هم آمده است که حضرت ختمی مرتبت- صلوات الله وسلامه علیه- فرمودند: همه نفس دارند، همه شیطان دارند که آنها را وسوسه می کند. از حضرت سؤال شد شما هم شیطان دارید؟ حضرت فرمودند: بله، من هم شیطان دارم، ولی او در همان آغاز به من ایمان آورده و تسلیم من شده است. نه این شیطان که اگر هر شیطانی در عالم باشد کمال خود را در وجود مبارک پیامبرمی بیند. بنابراین، مشتاق به سجده خواهد بود. به نظرمی رسد وقتی ابلیس به آدم نگاه کرد ما و سایر ذریه آدم را در او دید. اگر سجده می کرد هر چند در ظاهر آدم را سجده کرده بود، ولی در واقع کسانی را سجده کرده که در جای دیگر گفته است من از آنها بدم می آید برین خاطر که من از خدا می ترسم،«انی اخاف الله رب العالمین».

اگر علم خشیت را به دنبال داشته باشد او علم دارد، علم او هم علم ربوبی است. مگر می شود کسی رب العالمین را بشناسد و خوف نداشته باشد. در جای دیگر آمده است که «انما یخش الله من عباده العلماء»، و شیطان هم از علماء بوده؛ وقتی معلم ملائکه بوده حتماً از علم سهمی داشته است. وقتي عزت خدا را مي شناسد و به آن قسم مي خورد نشان آن است كه چيزهايي مي داند؛ وقتی به او خطاب می شود «أُخرج فانک رجیم»، آنگاه که رانده شد هم تقاضای مهلت می کند، ولی این درخواست مهلت او در رجم نیست، یعنی چیزهایی می داند که ما اصلاً خبر نداریم. اگر احتمال هم بدهیم، به زبان هم که بیاوریم اعتراض همگان را بر انگیخته ایم. او مهلت دور شدن از خدا را خواسته در حالی که می گوید «انی اخاف الله رب العالمین»، ممکن است این مهلت آثار و ثمرات دیگری داشته باشد که ما تصور آن را هم نمی کنیم.

نتیجه این که سجده ملائکه عام بود و آدم و ذریه او را شامل می شد. برخی شواهد که مؤید این نظر است عبارت اند از:
الف: با توجه به وجوب ذریه آدم در آدم – البته به وجود جمعی- هر که مسجود ملائکه باشد با همه وجود خویش مورد سجده قرار گرفته، بنابراین، آدم با ذریه اش مسجود ملائکه قرار گرفته است. یعنی آدمی که ما می شناسیم آدمی است که ذریه او تا قیام قیامت در وجود او جمعند، پس هر کس که آدم را سجده کند ذریۀ او را هم سجده کرده است. یکی از علتهای عمده مخالفت ابلیس با این سجده هم همین بوده است.

ب: گفته شد سجده بر آدم، یعنی در خدمت تکامل او بودن، فراهم ساختن لوازم زندگی و بر آوردن نیازهای او که این امور اختصاص به آدم نداشته و فرزندان او را هم شامل می شود. خود داری ابلیس از سجده و خصومت و دشمنی او اختصاص به آدم نداشته و ذریه او را هم شامل می شود. سجده ملائک نیز اختصاص به آدم نداشته و فرزندان او را هم شامل می شود.

ج: خودداري ابليس از سجده و خصومت و دشمني او اختصاص به آدم نداشته و ذريه او را هم شامل مي شود. سجده ملائك نيز اختصاصي به آدم نداشته و شامل فرزندان او نيز مي شود.
سورۀ اعراف: آیه 16 و 17: «قال فبما اغویتنی لأ قعدن لهم صراطک المستقیم.ثم لآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن أیمنهم و عن شمائلهم و لا تَجد أکثرهم شاکرین
من بر راه راست تو در کمین ایشان نشسته و راه برایشان می بندم. آنگاه از سمت راست، سمت چپ، از مقابل و پشت سر به آنها حمله خواهم نمود. ابلیس تمام جهات را گفته و تنها زیر پا و روی سر مانده است؛ کسی که توان حمله از یمین و یسار داشته باشد از زیر پا به طریق اولی حمله خواهد کرد. همانطور که در جای دیگر اشاره شده که «تحت ارجلهم» از زیر پایشان هم حمله می کند. ولی کسی می تواند از بالا حمله کند که محیط و مسلط باشد و چون ابلیس به لحاظ وجودی محیط بر آدم و آدمیان نیست. بنابراین، از بالا به آنها حمله نخواهد کرد.
در آیه 16 اگر «لهم» را علی الاطلاق در نظر بگیریم شامل همۀ فرزندان آدم خواهد شد و اگر علی القاعده در نظر گرفته و آدم را استثناء کنیم، باز هم شامل فرزندان او خواهد شد.

د: تعبیر بشر بجای آدم. مانند آنه 28 و 30 سورۀ حجر.
«و اذ قال ربک للمالئکه انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون» می خواهم بشری از خاک بیافرینم. در این تعبیر جنبه عمومیت، یعنی زمینی و خاکی بودن آن مد نظر است که هم آدم و هم فرزندان او را شامل می شود .

ه: در آیه دیگرآمده است «و لقد خلقناکم ثم صوّرناکم»؛ ما شما را خلق کردیم- نه آدم را- و تسویه و پیکر بندی نمودیم. آنگاه به ملائکه گفتیم سجده کنید.
«کم» در این آیه تصریح دارد که مخاطب در خلقت و تسویه همه افراد بشر است، یعنی اگر فرمود بر آدم سجده کنید منظور این است که بر آدمیان سجده کنید.
این آیه و آیات مشابه آن که در مورد خلقت عموم آدمیان است عدم انحصار سجده بر آدم را نشان می دهد.
 
< بعد   قبل >

امکانات

نقشه سایت

آمار سايت

بازديدکنندگان: 6529769
حاضرين در سايت : 2 نفر مهمان

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.