صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow شرح دعا arrow ابوحمزه ثمالی arrow درس اول
درس اول چاپ ايميل
16 آذر 1387
درس اوّل: انواع دعا و كيفيت قرائت آن
دعاها دو دسته‏اند: 1- تقاضايي، 2- مناجاتي

دعـاي تقاضــايي
در اين نوع دعا شخص داعي از خدا تقاضايي دارد و به قصد برآورده شدن حاجت خدا را مي‏خواند.  حال چه اين تقاضا براي خود باشد مانند: تقاضاي عمل صالح و حج و غيره.... و چه اين تقاضا براي ديگران باشد مانند كسي كه دعا مي‏كند: خدايا مشكلات مسلمين را حل بفرما و به آنان عزّت عطا بفرما و يا مانند دعاي مشهوري كه در ماه رمضان خوانده مي‏شود: «اللهم ادخل علي اهل القبور السرور ....»
بهترين شيوه اين‏گونه دعاها اين است كه كسي بخواند و ديگران «آمين» بگويند و اين‏گونه دعا كردن ترجيح دارد بر اين‏كه همه با هم نجوا كنند و دسته جمعي بخوانند.
دعـاي منـاجــاتي
در اين‏گونه دعاها تقاضا و خواستن در كار نيست، بلكه صرفاً تكلم و سخن گفتن با خداست.  وصف حال گفتن و حمد محبوب سرودن است.  گاهي يك و دو كردن با خداست مانند: اين‏كه امام سجاد(ع) مي‏فرمايند: «خدايا اگر تو مرا با گناهم مؤاخذه كني، من هم تو را با كرمت مؤاخذه مي‏كنم».  اين‏گونه دعاها بهتر است گروهي، همراه با زمزمه و نجوا باشد.

شـرح دعــا
«بسم الله الرحمن الرحيم»
«اِلهي لا تودِّبني بعقوبتك و لا تمكر بي في حيلتك مِن اينَ لي الخير يارَبّ و لا يوجَدُ الاّ من عندك و مِن اَينَ لي النّجاه، لا تُستَطاعُ الاّ بك ....»
امام سجاد(ع) مي‏فرمايد: «معبودا مرا با عقوبتت ادب مكن و به حيله و مكرت مرا دچار مكر مكن، پرودگارا از كجا خير يابم جز از طرف تو و از كجا نجاتي يابم در حالي‏كه توانايي بر آن نيست جز به كمك تو...»

حضرت طبق اين نقل از خدا مي‏خواهد كه با عقوبت و مكر ادب نشود و نقطه‏ مقابل عقوبت و مكر اين است كه آنقدر لطفش را شامل حال بنده‏اش بفرمايد تا شرمنده درگاهش شوند، نمك ‏گير محبت و لطف او گردند تا ديگر شرم داشته باشند از اين‏كه خلاف رضاي او عمل كنند و البته اين بهترين راه  در امر تعليم و تربيت است.
«...مِن اين لي الخير يارب و لا يوجد الا من عندك....»
خدايا غير از حضور تو و نزد تو كجا چيزي كه خير باشد براي من وجود دارد؟ به تعبير ديگر خير در هيچ كجا يافت نمي‏شود مگر انحصاراً در نزد تو.  وقتي خير فقط يك جاست آنهم نزد تو، پس در جاي ديگر خيري وجود ندارد.
از چه كسي مي‏توان خير خواست؟

خيرها چند گونه‏‏اند:
1- خيري كه مربوط به آن بخش از زندگي زودگذر انساني ، گذرا و فاني است و حكايت دارد كه خير حقيقي نيست زيرا پايان مي‏يابد و زودگذر است و آنچه زودگذر است، غير خداست و غير خدا نمي‏تواند خير حقيقي باشد.

2- خيري كه آسايش دائمي را به دنبال دارد و حقيقي است.  «ما عندكم ينفد و ما عندالله باق...»(نحل/18)، آنچه نزد خداست باقي است.  پس خير باقي و حقيقي نزد خداست. آنچه نزد اوست عبارتست از حقيقت و هستي واقعي اشياء.  آنچه ظاهر است رفتني است و آنچه ماندگار و باقي است باطن است كه به «وجه الله» تعبير مي‏شود.

3- آنچه كه همه مي‏خواهند و در اين خواستن مشتركند.ولی اين امر مشترک  مانند نان و آب و خواب و... نيست زيرا گروهي از موجودات در عالم هستي هستند كه هيچ نياز به آن ندارند و تمايلي به آن نشان نمي‏دهند،حتي عبادت بدين معنا نيز خير حقيقي نيست زيرا خدا ملائكه‏اي دارد كه در بُهم مطلق هستند و هيچ خبر ندارند كه چه شده است و چه مي‏شود.  حتي احساس حضور در محضر خدا نيز در برخي موارد چنين است.  حداقل براي اولياء خاص و برگزيده خدا اين احساس اختيار شده نيست.

سؤال اينجاست كه آن چيست كه مختار كل يا «مطلوب» همه عالم هستي حتي خود خدا باشد؟
پاسخ يك كلمه است، «خــدا»! در اين خدا خواستن خود او نيز شريك است (بلكه شركت معنا ندارد، تنها محبت اصيل و حقيقي، محبت خدا به ذات اقدس خود اوست).
اين معناي خير را در نظر داشته باشيد، حال امام سجاد(ع) مي‏فرمايند: «من اين لي الخير...»، در قرآن كريم نيز آمده است كه خداي تعالي مي‏فرمايد: «وان من شيءالاعندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم..»(حجر/21) ؛ يعني هر چه كه هست اصلش نزد ماست و ما رقيق شده‏ آن را تنزل داده‏ايم.  گر چه فاعليت هميشه تام است ولي قابليت هم شرط است.  بنابراين در اين ظرفهاي كوچك چه اندازه از آن آب بيكرانه دريا را مي‏توان ريخت؟ اندك است ولي همين اندك به همه‏ اجزاي عالم هستي رسيده كه حتي سنگها و چوبها هم داراي كمال لايق خويش هستند.
در مورد مجموعه‏ صفات خداوند نيز همين گونه است.  كمال، جمال، قدرت، علم، عزّت.... اصل آنها  نزد خداست وقتي اصل آنجاست پس خير كجا مي‏تواند باشد جز نزد او؟

خير يا عندالله است يا هوالله البته مي‏تواند هر دو نيز باشد.
غير او همه خيال است و سراب، دنيا تنها از اين جهت كه ما را از اصل‏اش غافل مي‏سازد و سبب مي‏شود نگاه استقلالي به آن داشته باشيم، دنيا خوانده شده است.  و سرچشمه‏ گرفتاريها، گرفتاري در خود ماست، در نگاه و فهم و معرفت ماست.  فرق اولياء خدا با غير ايشان در همين هاست.  اولياء خدا هر كاري كه مي‏كنند عبادت است.  عبادت يعني چه؟ يعني توجه آدمي به اصل خويش.  عبد در مقابل معبود و مالك خويش همين‏گونه است، يعني توجه به آن اصلي كه تمامي نعمتها از سوي اوست.  يعني آنچه را كه مي‏طلبد بدين خاطر است كه از اوست.

«وگر نيك بنگري همه اوست....»
«... و من اين النجاه و لا تستطاع الاّ بك ...» خدايا جز به وسيله تو چگونه مي‏توانم نجات پيدا كنم؟ چه كسي نجات مي‏خواهد؟ كسي كه در جايي گرفتار است.  اصلاً سخن نجات كه به بيان مي‏آيد، حكايت دارد كه در جايي در بند است كه نجات مي‏خواهد.  اين در بند بودن و گرفتاري مراتبي دارد.  مرتبه‏اي از آن مخصوص عموم مردم است كه ابنياء الهي براي رهايي مردم از اين بندها مبعوث شده‏اند.  آن هم بند عادات و رسوم غير برهاني است.  اين كه مي‏گوييم ديگران اين‏گونه عمل مي‏كنند، ما هم مي‏خواهيم اين طور عمل كنيم، اين‏كه پسند ديگران شخصیت ما را شكل دهد. در حاليكه بايد طور ديگري شكل پيدا كنيم، ببينيم خدا چه شكلي مي‏پسندد، همان را بپسنديم.  البته رهايي از اين بندها فقط با همت بلند امكان پذير است.  نگوييم كه ما همت والا نداريم كه بارها ثابت كرده‏ايم براي آنچه خواسته‏ايم چه تلاش‏ها كه نكرده‏ايم.  گاهي سؤال مي‏كنند كه چه كنيم در نماز حضور قلب داشته باشيم؟ چه ‏طور وقتي با محبوبي سخن مي‏گوييم حواس ما جمع است و حضور قلب داريم؟ در ماه رمضان از مال حلال خودتان نمي‏خوريد، آيا مي‏شود مال حرام بخوريد؟ راستي اين همت بلند و دقت را از كجا آورده‏ايد؟ پس در شما نيز همت هست.  اصلاً هم اين‏كه انسانها قرار است دنبال يك معصوم باشند و از او پيروي كنند حكايت دارد كه بايد زندگي معصومانه را تچربه كرده باشند، چون بدون تجربه عصمت، ممكن نيست كسي معصوم را بشناسد و از او پيروي كند.  بايد جايي تمرين كرده باشد و همت خود را نشان داده باشد.  اولين قدم رهايي از اين بند عادات و رسوم است كه براي ديگران زندگي نكنيم.
دسته‏ ديگر از بندها، هواهاي نفساني است، كششها و اميال است.  يعني تا چشم باز كرديم گريه كرديم براي خوردن و آشاميدن.  آيا وقت توبه نرسيده كه محدوده‏ شادي و غم‏ها‏‏مان را گسترش دهيم؟

دسته‏ي ديگر از بندها، بند خود است.  تنها عبوديت است كه به حرّيت ختم مي‏شود.  آزاد كسي است كه از خود رسته باشد و از اميال نفساني رها شده باشد.
دو شخص را مقايسه كنيم كه يكي غصه و خوشي‏اش در انگشت‏ دانه‏اي جا مي‏گيرد و ديگري غصه و شادي‏اش در عالمي است كه عرضش به پهناي فاصله زمين تا آسمان است و طولش بي‏حد و اندازه است.  يعني يك شخص مؤمن.  زيرا مؤمن از لذتهاي كوتاه و گذرا مي‏گذرد چون او را ارضاء نمي‏كند.  درجات بالاتر اين‏كه لذت و آسايش بهشت را هم نمي‏خواهد كه در آن بخورد و بياشامد و استراحت كند، زيرا در اين صورت هنوز «ميم» « من» باقي است. حال آنكه قرار است كه «من» نباشد و همه او باشد.  «وجودُك ذنبُ و لا يقاس به ذنبٌ»، مي‏داني بزرگترين گناه تو چيست؟ اين است كه وجود داري، اين گناه يك بنده است.  در يك كلام، آدمي در اسفل سافلين است، مي‏خواهد نجات يابد و به اعلي عليين برود.  چگونه مي‏تواند؟ «...و لا تستطاع الاّ بك...»؛ كسي نمي‏تواند نجات پيدا كند مگر اين‏كه به كمك او باشد.  الهي چه‏طور مي‏توانم نجات پيدا كنم اگر تو دستم را نگيري؟ براي من ، اگر بخواهم سوي تو بيايم، ده متر و صدمتر  با هم تفاوت دارندولي براي تو 10متر با 100متر و بيشتر تفاوتي ندارد.
هر چه هست از توست، مهم نيست كجاي اسفل سافلين باشم اگر بخواهم از خود و صفات بد خویش  نجات يابم فقط تو بايد دستم را بگيري و بس.  ملاحظه مي‏فرماييد كه حضرت دعا را  بگونه‏اي خاص شروع مي‏كنند ، آهسته آهسته به جايي ختم مي‏شود كه ما حصل دعا اين باشد كه اي مردم همه بدانيد كه فقيريم، عبديم و بدون او هيچ هستيم.
خدايا ما مي‏دانيم كه بدون تو چيزي نيستيم و مي‏دانيم كه غير تو نيستيم، ما را به لطف و رحمت خويش براي خودت بپسند.
 
< بعد

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.