صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow شرح دعا arrow ابوحمزه ثمالی arrow درس دوم
درس دوم چاپ ايميل
16 آذر 1387
درس دوم
لا الذي احسن استغني عن عونك ورحمتك ولا الذي اساء و اجترأعليك ولم يرضك خرج عن قدرتك

امام سجاد عليه السلام مي فرمايند: خدايا نه آنان كه اهل نيكي هستند بي نياز از تواند ونه آنان كه اهل بدرفتاري اند و رضايت تو را جلب نكرده اند ازحیطه قدرت و محضر  تو خارج شده اند و اين تعبيرديگري است از اينكه همه به تو نيازمندند چه نيكوكاروچه گناهكار.
آدمي كه در چاه اسفل السافلين افتاده؛  يعني درآخرينﭙله اي كه بعد از آن خبري نيست ایستاده است. خروج ازچنين جايي با عمل امكان ﭙذير نيست چنانچه بدون عمل هم شدني نيست. يعني انسان به تنهايي وبه وسيله عملش توانايي خروج از اين اسفل السافلين راندارد، چه آنكه در بين اعمالي كه انجام مي دهيم بهترين آنها نماز است كه بعد از آن در تعقيبات مشترك مي گوييم :

الهي هذه صلوتي صليتها لا لحاﺟﺓ منك اليها ولارﻏﺑﺓ منك فيها .
يعني خدايا اين نمازي كه خواندم خود مي دانم كه تو به آن رغبتي نداري يك معناي اين سخن آن است كه اين عمل شايسته  تو نيست ،شايسته اين نيست كه بتواند به آن جايي كه شایسته است ، مرا برساند مگر آنكه كمك و رحمت تو باشد . البته بدون عمل هم كسي  به جايي نخواهد رسيد . در واقع درست است كه بهترين وسيله براي حركت به سمت خدا رحمت و عنايت خود اوست اما آنانكه داراي فهم و معرفت نيكوتر باشند از رحمت وجذبه الهي عميقتري برخوردار خواهند بود.
چه آن كه اين راه را فقط با محبت الهي مي توان طي كرد كه اگر دوستي خدا باشد به دنبالش جذبه و نور و خواستن خواهد آمد. واگر ان دوستي نباشد با عمل وعبادت محدودبندگان هرچه قدر هم كه فراوان و دقیق  باشد ، كسي به جايي نمي رسد ولو اينكه فكر وعمل و ويژگي ها و صفات روحاني و نفساني اش همه درست باشند.
حال دراين فراز امام سجاد عليه السلام مي فرمايند: خدايا انسان نيكوكار هم در حركت به سوي تو نيازمند به عنايت وتوجه توست چون اﺼﻟﺃ انسان بدون رحمت تو چيزي نيست.
اگر انساني سخن مي گويد عنايت توست واگر مي شنود بازهم لطف و توجه توست.
ﭙس دو تعبير وجود دارد: يكي اينكه اﺼﻟﺃ با عمل نمي توانيم به جايي برسيم . تعبيردوم كه دقيقترهم است ،اين است كه ممكن است با عمل برسيم ولي اين عمل هم  كه از ما نيست . درست است كه آدمي با اعمال خود به سوي خدا مي رود اما اين اعمال ‘اعمال او نيستند. اعمال خود خدايند كاروعنايت او هستند.

«ﺇن تعدوا نعمت الله لا تحصوها »(نحل/18)‘ اگرنعمتهايي را كه خدا به شما عنايت كرده بشماريد‘ به شمارش نمي آيد. بعضي تصور كرده اند منظور نعمتهايي است كه در مجموعه  عالم خلقت است، در صورتي كه اين درمورد نعمتهايي كه درهرفردي به تنهايي موجود  است هم صدق مي كند. لحظه لحظه  حيات همانند لاﻣﭘﻰ است كه نور‘ آن به آن بدان مي رسد. البته خداوند نعمتهاي درشت را نام برده است مانند چشم و گوش و زبان :« ﺃلم نجعل لك عينين ولساﻧﺃ وشفتين».
اگر لحظه لحظه عنايت خدا نباشد‘ يك مقدار گوشت و ﭙﻰ و چربي است. ﭘس اگرمي بينيم و مي شنويم وحرف مي زنيم همه از عنايت وتوجه خداست . بحول الله و قوته است.
چرا اگر بخواهیم نعمتهاي خدا را بشماريم، نمي توانيم ؟ چون  باید براي شمارش آن چندين نعمت ديگر خدا را خرج كنيم تا شكر يك نعمت را به جا آوريم .خدا مي فرمايد: حال كه نمي توانيد شكر نعمتهاي مرا به جا آوريد ‘ فقط بدانيد كه نمي توانيد. «يا ايها الناس انتم الفقرا...»(فاطر/15)

اين فقر به اين معني نيست كه نان ‘ قوت و سلامت نداريد‘ كه اگر همه ي اينها را هم داشتيد باز هم فقير هستيد. چون هرچه داريد از من داريد.
ﭘس خدايا اگر رحمت تو نبود‘ تا حمد تو را بگويم وستايشت كنم.
قسمت اول عبارت اين است : لا الذي احسن استغني عن عونك
وقسمت دوم : ولا الذي اساء و اجترأ عليك ولم يرضك خرج عن قدرتك
اساء يعني بد كرده واجترأ يعني جرأت به خرج داده است .  به نظر اهل معرفت هر كار بدي را كه انسان انجام مي دهد حتی اگر  خيلي كوچك باشد و لو  تصورآني فعل بدي باشد، در مقابل كبريا وعظمت خداوند عظيم است. اﺼﻟﺃ گناه صغيره در مقابل خداوند وجود ندارد.
البته اين جزء اولين قدمهاست كه اگر كسي بخواهد توبه كندبايد به اين برسد. كه كمترين كار برخلاف رضاي خدا گرچه اندك باشد ‘ بزرگترين جنايت است.

يك وقتي درغيرازمحضر قاضي كسي جرمي كرده ودر حضور قاضي عذر مي آورد كه نفهميدم چه کردم و نمي خواستم ، اما يك وقتي مجرم در محضر قاضي به او مي گويد: ببين حواست كه جمع هست، من الان مي خواهم اين جنايت را انجام دهم. به اين مي گويندجرأت به خرج دادن. جنايت كردن در حضور آنكه احاطه  بر همه  عالم دارد واقعا جرأت مي خواهد.
اينها همان هايي هستند كه رضايت تو را جلب نكردند. ولم يرضك خرج عن قدرتك .
ایشان هر جا  روند در حضور تو هستند واز قلمرو تو خارج نشده اند. از حضرت عزرائيل صلوات الله و سلامه عليه ﭘرسيدند : تو چگونه جانهاي آدميان را در يك لحظه- چه در شرق عالم باشند و چه در غرب عالم- مي گيري ؟ فرمود اين جهاني راكه شما درآن زندگي مي كنيد در حضور من همانند كاسه اي است بر كف دستم كه در قبضه يمن است . عزرائيل صلوات الله و سلامه عليه كه ملكي از ملائكه  ﭙرورد گاراست واز خودش چيزي ندارد ، اين گونه است، حساب كنيد خدا چگونه است. نسبت ممكنات را بنگريد با آن غني مطلق. هر نسبت ومثالي به كار ببريم مثل خودمان بي رمق و فقير خواهد بود.

اﺼﻟﺃ گويي كه نسبت خدا به بندگانش اين گونه است كه چنان به آنها توجه ورسيدگي دارد و آنها را تدبيرمي كند كه گويي فقط همين يك بنده را دارد .
فكر نكنيم كه اگر خدا حرف ما را مي شنودحرف دوم ‘ سوم ‘ چهارم و بي نهايت مخلوقات ديگرش را نمي شنود چه آنكه همه را آنگونه مي شنود كه گويي يك سخنگو بيشتردراين عالم نيست.
البته  از جهتي باعث اميدواري انسان مي شود . اما درجه  ديگري هم دارد كه سبب خوف مي شود و آن اين است كه همان طور كه در مراقبت خدا گويي تنها بنده  او هستيم اگر نفسي بي جا در اين عالم بكشيم گويي همه  توجه خدا به همين نفس كشيدن بي جاي ماست. در نتيجه اگر انساني در حضور خدا كمترين كوتاهي و قصور داشته باشد ،جنايت است .شخصي سالهاي سال براي الحمد لله اي كه گفته بود استغفار مي كرد . براي اينكه فهميده بود آتش بازاردر حجره  او نيفتاده ‘ ﭘرسيدند آخرچرا اين قدر استغفارمي كني ؟ يك بار‘دوبار‘ صد بار استغفار كافي نيست؟ جواب داد: اگر گناه معمولي  بود شايد مي شد ﭙاكش كرد اما جنايت در مقابل خداست.
شخصي از امام سجاد صلوات الله وسلامه عليه ﭘرسيد: من روزي توبه مي كنم و چندي ترك گناه مي كنم ولي بعد از مدتي دوباره گناه تكرار مي شود به عبارتي زورم به خودم نمي رسد. چه کنم ؟ حضرت فرمود : از سر سفره خدا بلند شو آنگاه هر کاری خواستی بکن .
در فراز قبلي دعا گفتيم كه ما خيلي جا ها كه خواسته ايم با همت بلندمان زورمان به خودمان رسيده است وكارها كرده ايم و اين بهانه اي بيش نيست. البته ما مي خواهيم دنبال راه راحت باشيم. هوس ها و خوشي هايمان را داشته باشيم در كنارش دنبال مرهمي هم مي گرديم.
ﭙاسخش اين است كه چه طوردر يك مورد مي توانيم جلوي خود را بگيريم ﭙس در بقيه  موارد هم شدنی است .

بعد از اين فراز كه كسي تورا راضي نكرده ،‘كسي كه خلاف كرده ازقدرت تو خارج نشده  حضرت مي فرمايد : آن قدر يا رب يارب بگوييد تا نفس قطع شود.
نكته  مهمي كه مطرح است اين است كه از خودمان دعا را كم وزياد نكنيم اگر مي خواهيم از خودمان حرف بزنيم آن هم دعاست‘ منتها دعاي كسي كه انسان را نمي شناسد ‘خدا را نمي فهمد‘بنابراين دركي ازآغازو انجام وابزار سير وسلوك ندارد. ما كه هستيم كجا مي خواهيم برويم وچگونه ؟
اگر انسان مي خواهد با سريعترين ابزارو مستقيم ترين راه به خدا برسد، به دنبال كسي مي گردد كه اين راه را طي كرده است. آن هم نه يك بار‘ دوبار وصد بار بلكه بيشتر وبيشتر.
چه طور است كه براي خواندن رياضي ومنطق به دنبال استاد واهلش مي گرديم‘در دعا هم همين طور است بايد از اهلش آموخت.
مناجات آن چوﭙان با خدا را در نظر آوريد .تو كجايي تا شوم من چاكرت ‘چارقت دوزم كنم شانه سرت. از طرفي سخن حضرت موسي عليه الصلوﺓ والسلام درست است كه گر نبندي زين سخن تو حلق را‘آتشي آيد بسوزد خلق را. اين ازديدگاه موسوي است و از طرفي اين سخن هم درست است كه هرچه مي خواهد دل تنگت بگو‘ در مقابل، همان چوﭙان كسي است كه به فهم موسوي نرسيده است.
وقتي انسان همراه با اهل دعا شد به مستقيم ترين و صحيح ترين راه وابزار دست يافته است اگر اين طوراز توحيد شروع كرديد كه الهي لا تؤذبني بعقوبتك به اينجا كه رسيديد آنقدر يارب بگوييد تا نفس تمام شود . البته عدد فردش بهتراست.

در جاهاي ديگر هست كه فرموده اند يك بار بگوييد. در بعضي دعاها سه بار‘كم وزياد كردن اينها از نزد خود ايراد دارد. اگر مي خواهيم فقط حرفي زده باشيم ايرادي نيست اما اگر قرار باشد اين يارب ما رابه جايي برساند وابزار سيرما باشد‘ حتما همان طوركه گفته شده بايد خوانده شود. در دعاهاي مأثور يعني رسيده از معصوم صلوات الله عليهم اجمعین  اين طور است.
نكته  ديگر اينكه بهترين دعا آن است كه تا آخر خوانده شود ،منتها ما گاهي حوصله  خواندن سه صفحه دعا را نداريم .چون مي خواهيم همه چيز سريع و مفت به ما برسد.
اگر ما قصد سفر طولاني داريم‘ زياد دنبال مفيد و مختصر بودن وسايل نمي گرديم. در سفرهاي كوتاه مي شود وسيله  كم ومفيد برداشت اما بااين مقصد طولاني چه طور؟
كساني كه حوصله ندارند مي توانند هر روز دو صفحه از اين دعا را بخوانند تا بالاخره در ماه مبارك رمضان يكي ‘دو سه بار اين دعا با تأمل ودقت خوانده شود ولي كساني كه حوصله دارند بهترين دعا آن است كه تمامش خوانده شود چون در مسير دعا به موقعيتهاي ويژه اي مي رسيم وبه حالاتي دست مي يابيم ولو اينكه خود به آن علم نداشته باشيم ، كه اين حالات نتيجه بخش هستند. واگر در اين حالت دعا را رها كنيم آن نتيجه را نمي دهد. بعضي اوقات مي گوييم اگرتلفن دو سه مرتبه  ديگر زنگ بزند معلوم مي شود، كار ضروري دارد. اينجا هم همين طور است . دعا را تا مي شود نا تمام رها نكنيم . مخصوصا اينكه با حالتي كه داريم سراغ دعاي ديگري نرويم چون سير در هر دعايي ابزار خودش را مي طلبد.
ﭙروردگارا  مي دانيم آنكه از لطف تو برخوردار بود به سوي تو رسيد و آنكس كه نبود با عمل وكار و كردار خويش به جايي نرسيد . آن لطف ويژه  خودت را شامل حال همه  ما بفرما.
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.