صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow شرح دعا arrow ابوحمزه ثمالی arrow درس سی ام
درس سی ام چاپ ايميل
22 آذر 1387
درس سی ام
بعد از هشت اسمی که حضرت سیدالساجدین صلوات الله و سلامه علیه، خداوند را به آنها می خواند نوبت به تقاضاهای چهارده گانه می رسد.
قبلاً حضرت عرضه داشت: خدایا! تو خیرالساترین هستی، اینک عرضه می دارد: کجاست آن پوشش زیبایت؟ این سترک الجمیل؟

ستر جمیل دارای مراتب مختلف است.
قبلاً گفته شد که وقتی خداوند خیرالساترین است، یعنی؛ به طور کامل، زشتی ها و نقص ها را می پوشاند. آن زشتی هایی که به تعبیر امیر مؤمنان صلوات الله و سلامه علیه، «لو تکاشفتم ما تدافنتم» اگر حقیقتان برای هم آشکار شود، حتی حاضر نیستید که مرده ی یکدیگر را دفن کنید. اگر ستر الهی نبود، هیچ کس آسایش نمی داشت.
اگر هفتاد هزار حجاب نورانی و ظلمانی از خداوند برداشته شود و «سُبحات» وجهِ خدا عالم را فرا گیرد همه هالک و ذوب می شوند. برای همین است که انسانهای معمولی، از اینکه این حجابها بر اعمالشان بیفتد، راضی و خشنودند. ولی اگر کسی در مسیر حرکت به سوی خدا باشد جز با رفع حجاب به کمال خویش، نمی رسد این است سرّ آنکه انبیاء و اولیاء الهی، تقاضای رفع حجاب دارند. رفع حجاب تا آنجا که فقط خدا باشد و خودش. «من و مايي» در میانه نباشد.
پس منظور امام سجاد صلوات الله و سلامه علیه از ستر جمیل چیست؟

مراتب ستر جمیل
گاهی پوشش زیبا بدين معنی است که خداوند نقص ها را به گونه ای می پوشاند که چشم مخاطب یا ناظر مستقیم متوجه آن نقص و زشتی نگردد. مانند دو لب متناسب و زیبا که دندانهای سیاه را می پوشاند. گاهی نه تنها اینگونه نقص ها پوشیده می شود، بلکه این پوششِ زیبا به زیبایی فرد، نیز می افزاید. مانند گردنبندی زیبا بر گردنی زیبا. یعنی نور علی نور. اما شق سوم هم دارد که مطلوب ولی کامل است. نوع اول و دوم شامل حال ولی کامل خدا نمی شود، چه آنکه او از قلمرو امکان خارج است.
«آنانکه دچار صعقه ی قیامت نمی شوند»:
«اذا نفخ فی الصور، من فی السموات و من فی الارض» آنگاه که در صور دمیده می شود، صعق، صور اول است. همه آن کسانی که در زمین و آسمان هستند، دچار صعقه ی مرگ و هلاکت می شوند. حتی جناب عزرائیل علیه الصلوة والسلام. به گونه ای که دیگر مرگی در عالم وجود ندارد و همه چیز به فنا رسیده است. اما دسته ای هستند که نه عزرائیل را با آنها کاری است و نه مرگ. آن کسانی که از فزع و صعقه در امان هستند: «من جاء بالحسنه فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون». کسانی که حسنه آورده باشند، حد و نقص و زشتی و آلودگی در وجودشان نباشد، اینها از فزع آن روز در امانند. چه آنکه مرگ برایشان معنا ندارد. به تعبیر امام زمان صلوات الله و سلام علیه در توقیع مبارکشان «لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک». یعنی؛ جمعی از بندگان خدا هستند که با خدا هیچ تفاوتی ندارند، وقتی چنین باشند ستر جمیل آن دو مرتبه که ذکر شد، خواستِ ولی کامل نخواهد بود.

تقاضای ولی کامل بستگی به این دارد که در کدام نقطه سیر و سفرش باشد.
گاهی ممکن است به ذهن ما برسد که تقاضاهای ولی کامل نیز درخواست همین آب و نان و سلامتی و دنیاست. این امر بدین خاطر است که ولی کامل در سیر و سفر است. این است که تقاضاهایش بنابر اینکه در کدام منزل از منازل عوالم هستی باشد، متفاوت خواهد بود. در اینجا امام سجاد صلوات الله و سلامه علیه، تقاضای سترجمیل می نماید. ستر جمیلی که نه فقط آلودگی ها را بپوشاند که اولیاء خدا از آن مبرّا هستند و نه فقط بر زیبائی بيفزايد که آنها حسنه ی مطلق اند و بر نور اضافه شدن، معنا ندارد. بلکه معنای عمیق تری داشته باشد که متناسب با خواست ولی کامل باشد. این سترجمیل چیست؟ خودشان دانند و اولیائشان. «رزقنا الله و ایاکم و جمیع المؤمنین و المؤمنات».

عفو جمیل
عفو جمیل هم دارای مراتبی است که نه فقط خدای می بخشد و در می گذرد بلکه به روی بنده هم نمی آورد. بلکه خجالتش هم نمی دهد، از آن بالاتر با سلام و صلوات هم با بنده برخورد می کند.این عفو شامل حال چه گروهی می شود آنان که در ایمانشان صداقت داشته باشند. یعنی؛ در حضور یار به غير او ننگرند.اگر بسیاری از بندگان از این عفو سهمی ندارند، حکایت از این دارد که اصلاً در راه نبوده اند. آنچه خدا از بنده می خواهد آن است که در خانه ی دلش که مختص به اوست، دیگری را راه ندهد. روایاتی با این مضمون وجود دارد که خداوند فرموده آن خانه ای که در طبیعت درست کردم به نام کعبه و در عالم دیگر به نام بیت المعمور و در جای دیگر به نام بیت عتیق و همین طور تا انتهای عالم هستی، همه ی اینها نشانه هایی است از دل بنده ی من. خانه ی حقیقی من، دل بنده ی من است. خانه کعبه را بنگرید که چگونه از خشت و گل محکم شده و روزنه ای ندارد. بلکه حتي در آن دو سه متری بالاتر از سطح زمین است. به این نشان، که هر کسی سرش را پائین نیندازد و وارد شود. خانه ی مجازی که این باشد، تکلیف خانه ی حقیقی خدا چیست؟ همان طور که گرد آن خانه هفت دور می چرخند به نشان کثرت، تمام ملائکه هم پیوسته به گرد دل بنده ی خدا می چرخند اما جرأت ورود بدان را ندارند که مخصوص خداست.

این فرجک القریب
فرج یعنی گشایش و راه خروج یافتن. این حکایت از آن دارد که انسان در هر مرتبه ای که باشد میل به خروج و فرار از محدودیت آن دارد. این مرتبه می تواند خروج از طبیعت، نفس، قلب و حتی سرّ خفی و اخفی باشد.
جبرئیل علیه الصلوة و السلام از آسمان هفتم، گذر کرد. اما روزنه ی خروج نیافت. آیا امکان این وجود دارد که مرتبه ای یافت شود که در آن هیچ حد و ضیقی وجود نداشته باشد؟
پاسخ مثبت است. «دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی، دنواً و اقترابا من العلی الاعلی» نکته ی قابل توجه این است که اولاً فرج قریب را ولی کامل خدا می طلبد. کسی که به جایی رفته که تصورش برای دیگران امکان پذیر نیست. ثانیاً: حضرت، فرج نزدیک را می طلبد، نه آنکه مربوط به قیامت و انتهای عالم هستی است.

این غیاثک السریع
بنده در هر مرتبه ای که باشد، بالاخره فریادی دارد، گاهی از دست خودش و نفسش، گاهی شیطان. گاهی کمی سرعتش، گاهی بی بهرگی اش. حتی اگر به آسمان هفتم هم برسد، باز بسي فریاد دارد. خدا هم «غیاث المستغیثین» است. فریاد خالصانه را می شناسد. سریع الاجابه است. اجازه نمی دهد بنده خجالت عذر خواهی را زیاد تحمل کند. لازم نیست حتی سر به زمین بگذارد اگر از خجالت چشمانش را هم به زمین بدوزد، خدا راضی نمی شود بیشتر از آن، بنده اش را شرمگین بگذارد. سفارش بسیار شده که عذر دوست خویش را قبل از اینکه عذر خواهی کند بپذیرد. چون عذر خواهی باعث کوچک شدن می شود. آن وقت داشتن دوست کوچک شده، لطفی ندارد که هیچ، از آنجا که دوستی نشان سنخیت است، باعث کوچکی خود انسان هم می شود. کبوتر با کبوتر ، فیل با فیل. در روابط بین همسران نیز چنین است. همسری که برای عذر خواهی به ذلت کشیده شود، قرار است، همسر بماند. همسر خوار و خفیف شده، باعث کوچکی خود انسان است. منش و روش خدا چنین است.

این رحمتک الواسعه
از آنجا که وجود مبارک حضرت ختم صلوات الله و سلامه علیه و آله رحمة للعالمین است. همه ی عالم رحمت واسعه می باشد، اما اینجا مطلوب دستیابی به آن رحمت واسعه و برخوداري از آن است.
«این عطایاک الفاضله»کجاست هدیه هایی که روز به روز، لحظه به لحظه فزون تر می شود؟
«این مواهبک الهنیۀ» هدایای گوارا و دلپذیرت، کجاست؟
«این صنائعک السنیه» کاردستی های عالم و بزرگت کجاست؟
«این فضلک العظیم» آن فضل بزرگتر کجاست؟
«این منک الجسیم» آن منت عالی و فرا گیرت کجاست؟
«این احسانک القدیم» یا کریم!

خدایا! آنچه داريم از دست ولی و حبیب تو داریم، همراهی با حبیبت را همیشه و هر آن و هر لحظه، نصیب و روزیمان بگردان.
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.