صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow پرسش و پاسخ arrow فلسفه و كلام arrow سنت‌هاي الهي و خداي دست‌بسته!
سنت‌هاي الهي و خداي دست‌بسته! چاپ ايميل
24 فروردين 1390
پرسش (105):
سلام بر شما استاد ارجمند و تشکر از زحمات‌تان.
اگر قائل باشيم خدا سنت‌هاي لايتغير گذاشته و مجراي لطف و قهر خويش گسترده و به عبارتي جمال و جلال خويش عيان ساخته و راه و چاه نشان داده، حال انسان‌ها در هر راهي بروند، «اما شاکراً و اما کفوراً» يا به جمال مي‌رسند يا به جلال و براي خدا تفاوتي ندارد و به عبارتي او را آفريننده‌اي بدانيم که کليات را گذاشته و جزئيات را به مردم و انسان سپرده و به علاوه، سنت او جاري است که هر انساني در مجراي خاصي دقيقاً خواهد رفت و راه خاص و از پيش تعيين شده‌اي را دقيقاً خواهد پيمود، آيا دستان خدا را بسته ندانسته‌ايم؟ و آيا او يک خداي تماشاگر و غيرفعال نخواهد بود؟ البته با اين ديد که او مي‌رود و غير او نيست، باز هم آن‌ور قضيه تعطيل شده به نظر مي‌رسد. با تشکر و سپاس فراوان از لطف شما
پاسخ:
سنت‌های تغییرناپذیر خدای متعال هم از اوست و ظهور علم ذاتی اوست، نه چیزی تحمیل شده بر او. مجموع عالم هستی از کلیات تا جزئیات و از آسمان‌ها تا زمین و فروتر از آن، همه فعل اوست و مرتبه‌ای از مراتب نامتناهی وجود او و همان‌گونه که ذات اقدس او به ضرورت ازلی متصف است، افعال او نیز با ضرورت ازلی متصف است و این ضرورت ازلی که در افعال او وجود دارد که سنت‌های تغییرناپذیر نامیده می‌شود، یا عین رضای اوست و یا عین اراده‌ي او.
بنابراین دست‌بسته بودن برای خدا قابل تصور نیست و البته معنی بازدستی یا گشاده‌دستی به معنی ترک یا تغییر سنت‌های او یا انجام کار محال نیست. آنچه که به خدای متعال نسبت داده می‌شود یا با او سنجیده می‌شود، یا ضرورت دارد یا محال است و فعل ممکن آن‌گونه که در مورد انسان‌ها تصور می‌شود، درباره خدای متعال قابل تصور نیست؛ هرچه که ممکن است، برای او واجب است و آنچه که واجب و ضروری نیست، محال است.
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.