صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow تفسیر موضوعی قرآن و حدیث arrow شرح احادیث اصول کافی arrow حدبث 16 تا 18
حدبث 16 تا 18 چاپ ايميل
15 بهمن 1395
قال امير المؤمنين عليه السلام: ان قلوب الجهال يستفزها الاطماع و يرتهنها المنى و يستعلقها الخدائع

الحديث السادس عشر

قال امير المؤمنين عليه السلام: ان قلوب الجهال يستفزها الاطماع و يرتهنها المنى و يستعلقها الخدائع.

ترجمه:

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: دلهاى نادانان را طمع ها از جا بر مى كنند و آرزوهاى بى جا در گروشان مى گذارند و نیرنگها به دامشان مى اندازند

شرح‏

يستفزها اى يستخفها، و رجل فزاء اى خفيف،

المنى بضم الميم جمع المنية يعنى التشهى و المنى بفتح الميم القدر و منى له اى قدر و دارى منى داره اى مقابلتها، و المنية الموت لانها مقدرة و الجمع المنايا، و الامنية واحدة الامانى

الحديث السابع عشر

قال ابوعبداللّه عليه السلام: اكمل الناس عقلا احسنهم خلقا

ترجمه :

حضرت صادق علیه السلام فرمود با عقل ترین مردم خوش خلق ترین آنها است.

شرح‏

حُسن خُلق تابع حسن عقل است

حُسن خلق عبارت است از اجتماع فضایل اخلاقی

فضایل اخلاقی عبارت است از کنترل قوا و غرایز نفس

هر چه عقل کامل‌تر باشد، کنترل قوا بیش‌تر و بهتر انجام می‌شود.

عقل بر دو قسم است:

1- فطری و ذاتی  2- کسبی و صنعی

خُلق نیز بر دو قسم است:

1- فطری و طبیعی  2- کسبی

خلق فطری و طبیعی تابع عقل فطری و طبیعی است

خلق کسب هم تابع عقل کسب است.

نکته: همان‌گونه که عقل امری اشتدادی است، خلق نیز همی‌گونه است.

عقل با کسب معرفت و یقین به کمال می‌رسد

با به‌کمال رسیدن عقل، خُلق هم به کمال می‌رسد.

و بالعکس

الحديث الثامن عشر

عن ابى هاشم الجعفرى قال: كنا عند الرضا عليه السلام فتذاكرنا العقل و الادب فقال: يا أباهاشم: العقل حباء من اللّه و الادب كلفة، فمن تكلف الادب قدر عليه و من تكلف العقل لم يزد بذلك إلا جهلا

ترجمه :
ابو هاشم گوید: خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم و از عقل و ادب گفتگو مى كردیم حضرت فرمود: اى ابو هاشم عقل موهبت خدا است و ادب با رنج سختى بدست آید پس كسى كه در كسب ادب زحمت كشد آن را بدست آرد و كسى كه در كسب عقل رنج برد بر نادانى خویش افزاید.

شرح‏

الحباء بالكسر العطاء،

و الادب، ادب النفس و هو التعلم و الدرس و المراد به السيرة العادلة،

عن ابى يزيد الادب اسم يقع على كل رياضة محمودة يتخرج بها الانسان فى فضيلة من الفضائل

و الكلفة ما يتكلفه الانسان و يتجشمه و امره بما يشق عليه.

سخن حضرت چند احتمال دارد:

1- همان که از ظاهر آن به دست می‌آید، یعنی عقل امری طبیعی و غریزی و فطری است که کسب در آن تاثیر ندارد. ولی ادب امری اکتسابی است و انسان ادب را به دست آورد اگرچه در طبیعت و ذات او نباشد

2- مقصود از عقل برخی از نتایج آن باشد. بر این اساس می‌توان با زحمت کسب ادب نمود ولی برخی از نتایج عقل بیرون از اکتساب است.

به عنوان نمونه مقدمات فعل اختیاری که از نتایج عقل است، بیرون از اختیار است.

چنان‌که ایمان از اختیار بیرون است. به همین سبب فرمود: لااکراه فی الدین

زیرا ممکن است کسی به زبان اقرار نماید ولی ایمان که تصدیق به قلب است بیرون از اختیار است.

زیرا ایمان عبارت است علم یقینی به متعلق آن و تصدیق قلبی به آن. و این خارج از اختیار است

تفاوت میان اسلام و ایمان هم همین است

اسلام با جوارح مانند زبان و دست و پا انجام می‌شود ولی ایمان با جوانح

جوارح از عالم مُلک است در اختیار انسان

جوانح از عالم ملکوت است در اختیار خدا.

اگر کسی بخواهد شهادت دهد یا نماز و روزه بجا آورد یا حج رود و صدقه دهد، هر وقت بخواهد ممکن است

ولی اگر کسی بخواهد ایمان آورد ممکن نیست مگر آن‌که با الهام الهی قلبش نورانی شود.

همان‌گونه که ایمان و اشتداد آن عطای الهی است، عقل و تکمیل آن نیز عطای الهی است

محبت و نفرت نیز همین‌گونه است.

همان‌گونه که ایمان در واقع متعلق امر و نهی واقع نمی‌شود، محبت و نفرت نیز در واقع متعلق امر و نهی قرار نمی‌گیرد

آن‌چه که متعلق امر و نهی قرار می‌گیرد مقدمات این افعال است نه خود آن‌ها.

3- دستیابی به ادب با زحمت و کلفت انجام می‌شود ولی زحمت آن، امری متعارف است که با تکرار رفتارهای مناسب آن به دست می‌آید و زحمت اکتساب یا ازدیاد عقل از امور متعارف و قابل پیش‌بینی و کنترل نیست.

گویی هر دو زحمت دارد ولی یکی زحمت متعارف و دیگری غیر متعارف.

4- مقصود از عقل، قوه کسب معلومات و فنون نباشد، زیرا این قوه با ازدیاد ملائمات و مناسبات آن، قابل ازدیاد و اشتداد است، بلکه مقصود از آن، بصیرت و نورانیت باطنی است که ازدیاد و اشتداد آن و نیز عوامل مربوط به آن بیرون از اختیار بلکه بیرون از شناسایی انسان است.

عوامل کسب بصیری و نورانیت باطنی اذکار و افعال و اقوال و علوم نیست.

این‌گونه امور می‌تواند به جهل مرکب، ضلالت و ظلمت انجامد

چنان‌که اهل جهل و ضلالت و ظلمت نیز اعمال و اذکار و افکار دارند
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.