صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow تفسیر موضوعی قرآن و حدیث arrow حدیث سوم
حدیث سوم چاپ ايميل
11 مهر 1396

الحديث الثالث و هو الخامس و الستون‏

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) أَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقِّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ‌يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ‌يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ لَمْ‌يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اللَّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ الْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ أَلا لاخَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلا لاخَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلا لاخَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَكُّرٌ

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَلا لاخَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلا لاخَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلا لاخَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لافِقْهَ فِيهَا أَلا لاخَيْرَ فِي نُسُكٍ لاوَرَعَ فِيهِ

ترجمه: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: آیا از آنكه به حقیقت فقیه است به شما خبر ندهم؟ او كسى است كه مردم را از رحمت خدا ناامید نكند و از عذاب خدا ایمن نسازد و به آن‌ها رخصت گناه ندهد و قرآن را ترك نكند از روى اعراض و به چیز دیگر متوجه شود. همانا در علمى كه فهم نباشد خیرى نباشد؛ همانا در خواندنى كه تدبر نباشد خیرى نباشد همانا در عبادتى كه تفكر نباشد خیرى نباشد. و در روایت دیگریست: همانا در علمی كه فهم نباشد خیرى نیست؛ همانا در خواندنی كه تدبر نباشد خیرى نیست؛ همانا در خداپرستى كه فقه نباشد خیرى نیست؛ همانا در عبادتی كه در آن پرهیزكارى نباشد خیرى نیست.

شرح‏

فقه در لغت: فهم، علم است. در اصطلاح عصر حدیث به معنی علم به حقائق دين و معارف ايمان و آخرت و كيفيت سلوك راه آن بود.

پس از آن به معنی علم به فروع شرعي رایج شد. در این اصطلاح علم به مسائل فرعي عبادات و معاملات فقیه نام گرفت اگر چه به اصول و مبانی معارف الهی و حقایق مربوط به مبدأ و معاد دانا نباشد.

گاهی هم فقه را بر دو قسم و دو اصطلاح می‌دانستند: 1- فقه اکبر 2- فقه اصغر

قنوط، شدیدتر از یأس و ناامیدی است.

ألا: حرف تنبيه است.

مقصود از فقیه در این حدیث شریف، همان فقیه در عصر حدیث است نه معنی مورد نظر متأخران

نشانه‌های فقیه:

1- مردم را از رحمت خدا ناامید نکند.

2- آن‌ها را مامون از عذاب الهی نسازد.

3- انجام معاصی را برای آن‌ها مجاز نشمارد.

4- تلاوت قرآن را به خاطر رغبت به چیزی (کتابی) غیر از آن، ترک نکند.

نکات

1- از این‌که در این حدیث شریف از نشانه‌های فقیه تنها نشانه‌های سلبی آن آمده است می‌توان فهمید که تعریض به کسانی است که عنوان فقیه دارند ولی سهمی از معارف الهی و قرآنی ندارند بلکه نهایت اطلاعات آن‌ها نقل آثار دیگران است.

2- پیداست که مقصود جایگزین نکردن منبعی برای قرآن است نه مطالعه نکردن آثار دیگران که به حقایق معارف وجودی ارتباط دارد، زیرا بسیاری از این‌گونه آثار بدون عنوان، تفصیل معارف الهی است.

علاوه بر این‌که قرآن هم کتاب عقلی است و استفاده از آثار عقلی می‌تواند به فهم بیش‌تر و دقیق‌تر قرآن بیانجامد.

3- مقصود از ناامید نکردن مردم از رحمت خدا،( مَنْ لَمْ‌يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ) دیدگاه‌های ناظر به وجوب وعید، خلود اهل کبایر در عذاب (مانند معتزله) و نادیده انگاشتن رحمت واسعه الهی و نادیدن آیاتی چون: لاتقنطوا من رحمة الله إنّ الله یغفرالذنوب جمیعاً* إنّ الله لایغفر أن یشرک به و یغفر مادون ذلک و مانند آن است.

4- مقصود از مأمون نساختن مردم از عذاب الهی،( لَمْ‌يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ) دیدگاه‌های ناظر به گستره شفاعت و نفی عذاب (مانند مرجئه) است.

5- مقصود از مجاز نشمردن انجام معاصی برای مردم (لَمْ‌يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اللَّهِ) اشاره به دیدگاه‌های ناظر به جبر و اعتباری بودن اوامر و نواهی و جایگزینی معرفت به جای اطاعت و مانند آن است.

6- مقصود از ترک نکردن تلاوت قرآن، جایگزین نکردن هیچ منبعی به‌جای قرآن است (مانند اهل قیاس و حنفیان) نه نفی هرگونه منبعی هر چند زمینه‌ساز فهم قرآن باشد.

7- مقصود از علمی که فهم در آن نباشد (لاخَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ) دو نوع علم است: 1- علوم تقلیدی. 2- علوم نقلی و تاریخی و غیربرهانی. هر دو در یک جهت اشتراک دارند و آن حفظی بودن و فهم و فقه نداشتن است. این‌گونه علوم مایه خودبین‌ و خودپسندی است و مصداق اعجاب المرء بنفسه من المهلكات است.

نسک: عبادت یا عبادت موکد است

ورع: عبادت همراه با زهد است.

منشأ زهد حقیقی، معرفت است

 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.