صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow آثار و مقالات arrow مقالات arrow اراده از ديدگاه متكلمان و حكماء مسلمان
اراده از ديدگاه متكلمان و حكماء مسلمان چاپ ايميل
20 ارديبهشت 1387
Article Index
اراده از ديدگاه متكلمان و حكماء مسلمان
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17

ديدگاه معتزله
به نظر برخي از معتزله، اراده از جنس ادراك است و آن عبارت است از اعتقاد به نفع؛ چنان كه كراهت نيز از مقولة علم است و آن نيز عبارت است از اعتقاد به ضرر. مي‌گويند: پس از حصول قدرت كه نسبت آن به فعل و ترك برابر است، در قلب به يكي از دو طرف نفع و ضرر، اعتقادي پديد مي‌آيد كه سبب ترجيح همان طرف مي‌شود و در نتيجه فاعل، آن را ايجاد مي كند. ذهب اكثر المعتزلة الي انّ كلاً منهما من جنس الادراك،. ففسروا الارادة باعتقاد النفع و الكراهة باعتقاد الضرر؛ لانّ نسبة القدرة الي طرفي الفعل و الترك بالسوية فاذا حصل في القلب اعتقاد النفع لاحد الطرفين برجح بسببه ذلك الطرف و صار الفاعل موثراً مختاراً[26]. لازم به يادآوري است كه ترجيح ايجاد شده به وسيلة اراده، ترجيح وجوبي نيست‌، بلكه به گونة اولويت است. همان گونه كه اشاعره مي‌گفتند. با اين تفاوت كه، معتزله مرجح را امري بيرون از ذات فاعل مي‌دانند و اشاعره آن را عين اراده مي‌دانند:
اما القول بالمخصص و الداعي لفعله علي سبيل الاولوية دون الوجود – سواء كان امراً مبائناً لذاته و صفاته كما قالته قدماء المعتزلة او غير مبائن له كما قالته الاشاعرة من كون نفس الارادة مخصصة للفعل لاعلي سبيل البت و الوجوب [27] سخن ياد شده اگرچه مربوط به مرحج خلق عالم است ولي ملاك آن، با بحث حاضر هيچ تفاوتي ندارد.
به نظر برخي ديگر از معتزله: اراده عبارت است از ميل و شوقي كه پس از اعتقاد به سودمندي كار پديد مي‌‌آيد و نفس را مشتاق انجام آن مي‌سازد. در واقع اراده، نتيجه علم و آگاهي به سودمندي كار است نه خود علم و آگاهي.
هر دو نظريه معتزله از جهات متعددي، نقدپذير است و مورد نقد و ايراد واقع شده است.اما نظريه اول كه اراده را علم و آگاهي به سود و نفع كار مي‌داند: اولاً لازمه‌اش اين است كه علم و اراده در همه موارد، همراه باشند و هر جا اعتقاد و آگاهي به سودمندي باشد، اراده هم باشد و حال آن كه چنين نيست در بسياري از موارد، فاعل علم به سودمندي كاري دارد ولي آن را اراده نمي‌كند و نيز لازم است كه هر جا كه آگاهي به سودمندي نباشد و يا آگاهي به زيان آوري كاري باشد، اراده نباشد، بلكه كراهت و نفرت باشد و حال آن كه چنين نيست . مي‌شود كه كسي به زيان آور نبودن كاري آگاه باشد ولي انجام آن را اراده كند و از آن كراهت نداشته باشد. به گفتة آخوند(ره) انا كثيراً ما نعتقد النفع في كثير من الافعال و لانفعلها و لانريدها ولانعتقدها النفع في كثير منها بل نعتقد ضرّها و نريدها[28]
و ثانياً هر كسي بين مصاديق ادراك و اراده، فرق آشكار مي‌يابد و چنين نيست كه كسي بين مي‌دانم و مي‌خواهم، همساني قائل باشد، تفاوت در مصاديق نشان دهنده تفاوت در مفاهيم و ماهيات است. هر ذهن سليمي به راحتي بين مصاديق آن دو تفاوت مي‌گذارد. بنابراين نمي‌توان اراده را ادراك دانست و آن را به اگاهي به سودمندي، تفسير نمود.
نظريه دوم نيز مورد انتقاد واقع شده است و اشكالات آن، دقيقاً همان اشكالات نظريه نخست است، همو مي‌گويد: ان كثيراً ما يوجد هذا الميل و الشوق بدون الارادة كما في المحرمات [29] و اضافه مي كنم كه و ربما لا‌يوجد هذالميل و الشوق مع وجود الارادة كما في كثير من التكاليف الواجبة عند كثير من المكلفين و كما في الافعال العادية من تحريك الاعضاء و فرقعة الاصابع و كثير من الافعال العبثية و الجزافية و كما في تناول الادوية البشعة و غيرها[30]


 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.