صداي سخن عشق


سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ يَقُولُ 
أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ.
اى مردم بدانيد كمال دين طلب علم و عمل بدانست، بدانيد كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است، زيرا مال براى شما قسمت و تضمين شده. عادلى آن را بين شما قسمت كرده و تضمين نموده و بشما مي‌رساند ولى علم نزد أهلش نگهداشته شده و شما مأموريد كه آن را از اهلش طلب كنيد، پس آن را بخواهيد.
الكافي، ج‏1، ص 30
صفحه اصلی arrow شرح اصول کافی arrow باب ویژه در حال غیبت
باب ویژه در حال غیبت چاپ ايميل
26 بهمن 1398

بَابٌ نَادِرٌ فِي حَالِ الْغَيْبَةِ

و هو الباب الخامس و السبعون من كتاب الحجة و فيه ثلاثة احادیث

453- الحديث الاول و هو الواحد و الثمانون و سبعة مائة

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ: أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعِبَادُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَرْضَى مَا يَكُونُ عَنْهُمْ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ يَعْلَمُوا مَكَانَهُ وَ هُمْ فِي ذَلِكَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ لا مِيثَاقُهُ، فَعِنْدَهَا فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً فَإِنَّ أَشَدَّ مَا يَكُونُ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّتَهُ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِيَاءَهُ لا يَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ يَرْتَابُونَ مَا غَيَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لا يَكُونُ ذَلِكَ إِلا عَلَى رَأْسِ شِرَارِ النَّاسِ.

ترجمه: امام صادق علیه‌السلام فرمود: زمانی بندگان به خداى عز و جل نزدیك‌ترند و خدا از ایشان راضى‌تر است که حجت خداى عز و جل میان آن‌ها پیدا نباشد و آشكار نگردد و جاى او را هم ندانند و از طرفى هم بدانند كه حجت و میثاق خداى جل ذكره باطل نگشته و از میان نرفته است. در آن حال در هر صبح و هر شام به انتظار فرج باشید، زیرا سخت‌ترین موقع خشم خدا بر دشمنانش زمانى است كه حجت او میان بندگانش پیدا و آشكار نباشد و خدا مى‌داند كه اولیائش (در زمان غیبت امام هم) شك نمى‌كنند و اگر می‌دانست شك مى‌كنند، چشم به هم زدنى حجت خود را از ایشان نهان نمى‌داشت و ظهور امام جز بر سر بدترین مردم نباشد.

شرح

أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعِبَادُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَرْضَى مَا يَكُونُ عَنْهُمْ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ يَعْلَمُوا مَكَانَهُ وَ هُمْ فِي ذَلِكَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ لا مِيثَاقُهُ

1- تعابیری که با مضامین: بهترین، با فضیلت‌ترین، سودمندترین، پاک‌ترین و تعابیر عکس و ضد آن در آیات و روایات وارد شده است به معنی انحصار نیست بلکه به یکی از دو معنی است:

الف. با توجه به شرایط مشابه یا جای‌گزین یا مخاطب این تعابیر درباره آن گفته می‌شود. پس برای کسی دشمن‌ترین دشمنانش فرزندانش هستند و برای کسی دیگر، اموال یا همسر یا مقام و شهرتش و مانند آن. چنان‌که برای برخی با توجه به شرایط و موقعیت‌های مربوط به او بهترین و با فضیلت‌ترین عبادت برای او نماز است و برای دیگری، زکات و برای دیگری جهاد. آن‌چه سبب تقرب به خدای متعال می‌شود نیز برای افراد و گروه‌های مختلف همین‌گونه است؛ هر چیزی که مایه توجه کامل به خدای متعال و دل کندن از غیر خدا باشد یا هر چیزی که سبب ورود بیش‌ترین سختی و ریاضت بر نفس باشد.

ب. همه عقاید، اخلاق و اعمال با توجه به زمینه‌ها و قابلیت‌هایی که دارد و نیز با توجه به نتایج و آثاری به همراه دارد و بر نفس اثر می‌گذارد، همه بهترین، با فضیلت‌ترین، سودمندترین، پاک‌ترین است و عکس آن‌هم بر عکس خواهد بود. این چیزی شبیه به حقیقتی است که در دعای سحر امام محمد باقر صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه آمده است.

با توجه به آن‌چه گفته شد، ظهور چنین برتری و فضیلتی در اوقات سختی و گرفتار بدان سبب است که به دلیل غیبت حجت الهی، وجود سختی‌ها، گسترش شبهات و وسوسه‌های شیاطین انس و جن ایمان به ولی خدای متعال و تلاش در مسیر رعایت میثاق الهی سخت‌ترین کار است و در نتیجه موثرترین و عمیق‌ترین کارایی را بر نفس و عقاید و اخلاق و اعمال نفسانی دارد.

فَعِنْدَهَا فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً

با وجود مشکلات و شبهات بسیار اگر علم به امامت و حجیت امام و حرمت نهادن به میثاق به‌گونه تفصیلی وجود داشته باشد، امید فرج بسیار است. این همان شرایطی است که به‌طور کلی باید برای ظهور امام غایب علیه‌السلام تحقق یابد یعنی کمال عقل و علم و ایمان.

فَإِنَّ أَشَدَّ مَا يَكُونُ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّتَهُ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ

از این فراز از حدیث شریف نکته دیگری به‌عنوان پیش‌شرط ظهور استفاده می‌شود و آن عبارت است از فعلیت یافتن استعداد گرفتاری و ابتلای ستمگران به غضب الهی است که بر حسب ظاهر برخی از روایات در اثر گسترش و عمیق شدن ظلم فردی و اجتماعی، ظاهری و باطنی تحقق می‌یابد.

تنهایی، بی‌پناهی و ناتوانی بزرگ‌ترین سختی برای نوع انسان‌هاست و بدترین شکل آن‌ها فقدان رهبری با کفایت برای تدبیر دنیا و آخرت انسان‌هاست چنان‌که وجود رهبری با کفایت برای یک ملت ذلیل و شکست‌خورده، عزت، اقتدار و پیروزی به ارمغان می‌آورد. به همین سبب بدترین نوع یتیمی، نداشتن رهبر باکفایت است. در روایات بسیاری شیعیان به عنوان ایتام آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم معرفی شده‌اند و در روایات دیگر ظلم به یتیم، بدترین نوع ظلم است که دنیا و آخرت ظالم را تباه می‌کند و بساط ظلم را برمی‌چیند.

ظهور امام زمان صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه با هدایت اکثریت خلق همراه است ولی برای بسیاری از هدایت‌شدگان و نه اکثریت آن‌ها این هدایت از طریق نقمت الهی انجام می‌شود. پیش‌فرض این هدایت عام و تام که با رحمت انجام می‌شود تمامیت علم و عقل و ایمان است و پیش‌فرض این هدایت عام و تام که با نقمت انجام می‌شود گسترش و عمق ستم‌گری است. حال اگر هم شرایط هدایت از طریق رحمت فراهم شود و هم شرایط هدایت از طریق نقمت، ظهور امام زمان صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه قطعی و یقینی است ولی تحقق هر کدام از آن دو دسته از مقدمات به تنهایی امید به فرج را تقویت می‌کند ولی فرج را قطعی و یقینی نمی‌سازد.

وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِيَاءَهُ لايَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ يَرْتَابُونَ مَا غَيَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ

بیان واقعیتی است بس امیدوار کننده و آن این‌که مومنان هرگز در عقاید خود و از جمله در وجود امامی که از چشم خلق پنهان است، تردید نمی‌کنند و مهم‌تر این‌که اگر تردید می‌کردند حجت خدای متعال یه لحظه از آن‌ها غایب نمی‌شد.

در این‌که مومنان امید خویش به اصلاح امور دینی و دنیوی را از دست نمی‌دهند تردیدی نیست و شواهد متعدد عقلی و نقلی بر آن‌ وجود دارد. اما این‌که چون در عقاید خود تردید نمی‌کنند، غیبت طولانی شده است به‌گونه‌ای که اگر تردید می‌کردند حجت الهی غایب نمی‌شد یا فورا ظهور می‌کرد نیاز به توضیح دارد.

1- ممکن است شرطیه امتناعیه باشد مانند کریمه «لو کان فیهما الهة الا الله لفسدتا»، یعنی تردید رخ نمی‌دهد و بر فرض رخ‌داد تردید، امام ظهور می‌کرد ولی این صرفا یک فرض است مانند فرض تعدد خدا.

2- ممکن است مقصود ظهور برای فرد و افرادی باشد نه ظهور به‌طور کلی به‌منظور رفع ستم و ایجاد عدالت، یعنی امام علیه‌السلام برای رفع تردید اجازه تشرف برخی از خواص را بدهد و اخبار آن میان اهل تردید پخش شود و از این طریق به رفع تردید بیانجامد.

وَ لا يَكُونُ ذَلِكَ إِلا عَلَى رَأْسِ شِرَارِ النَّاسِ

1- مقصود از علی راس شرار الناس، دوره قدرت اشرار است، یعنی آن حضرت زمانی ظهور می‌کند که اشرار بر همه جوانب زندگی مردم اعم از سیاست، اقتصاد، فرهنگ و بسا دین، تسلط و حکومت دارند.

2- مقصود این است ظهور علیه اشرار و براى از بین بردن آن‌ها و جایگزینى عدل و داد است.

3- مقصود این است که در دوره‌ای که شرارت به قله خود برسد و اشرار در شرارت حدی برای خود نشناسند، آن حضرت ظهور خواهد کرد.

4- ظهور به‌حسب ظاهر علیه اشرار است ولی در واقع، لطف خاص خدای متعال است که هم سبب رفع شرارت و در نتیجه سبب ایجاد ایمان و عمل صالح در اشرار می‌شود و هم سبب تکمیل ایمان و عمل صار اخیار.

454- الحديث الثانی و هو الثانی و الثمانون و سبعة مائة

عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع): أَيُّمَا أَفْضَلُ الْعِبَادَةُ فِي السِّرِّ مَعَ الْإِمَامِ مِنْكُمُ الْمُسْتَتِرِ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ أَوِ الْعِبَادَةُ فِي ظُهُورِ الْحَقِّ وَ دَوْلَتِهِ مَعَ الْإِمَامِ مِنْكُمُ الظَّاهِرِ؟ فَقَالَ: يَا عَمَّارُ الصَّدَقَةُ فِي السِّرِّ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِي الْعَلانِيَةِ وَ كَذَلِكَ وَ اللَّهِ عِبَادَتُكُمْ فِي السِّرِّ مَعَ إِمَامِكُمُ‏ الْمُسْتَتِرِ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَ تَخَوُّفُكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَ حَالِ الْهُدْنَةِ أَفْضَلُ مِمَّنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرُهُ فِي ظُهُورِ الْحَقِّ مَعَ إِمَامِ الْحَقِّ الظَّاهِرِ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ مَعَ الْخَوْفِ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مِثْلَ الْعِبَادَةِ وَ الْأَمْنِ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ. وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَنْ صَلَّى مِنْكُمُ الْيَوْمَ صَلاةً فَرِيضَةً فِي جَمَاعَةٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فِي وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ خَمْسِينَ صَلاةً فَرِيضَةً فِي جَمَاعَةٍ وَ مَنْ صَلَّى مِنْكُمْ صَلاةً فَرِيضَةً وَحْدَهُ مُسْتَتِراً بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فِي وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا لَهُ خَمْساً وَ عِشْرِينَ صَلاةً فَرِيضَةً وحدَانِيَّةً وَ مَنْ صَلَّى مِنْكُمْ صَلاةً نَافِلَةً لِوَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا عَشْرَ صَلَوَاتٍ نَوَافِلَ وَ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ حَسَنَةً كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِهَا عِشْرِينَ حَسَنَةً وَ يُضَاعِفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَسَنَاتِ الْمُؤْمِنِ مِنْكُمْ إِذَا أَحْسَنَ أَعْمَالَهُ وَ دَانَ بِالتَّقِيَّةِ عَلَى دِينِهِ وَ إِمَامِهِ وَ نَفْسِهِ وَ أَمْسَكَ مِنْ لِسَانِهِ أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ كَرِيمٌ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ وَ اللَّهِ رَغَّبْتَنِي فِي الْعَمَلِ وَ حَثَثْتَنِي عَلَيْهِ وَ لَكِنْ أُحِبُّ أَنْ أَعْلَمَ كَيْفَ صِرْنَا نَحْنُ الْيَوْمَ أَفْضَلَ أَعْمَالًا مِنْ أَصْحَابِ الْإِمَامِ الظَّاهِرِ مِنْكُمْ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ نَحْنُ عَلَى دِينٍ وَاحِدٍ؟ فَقَالَ: إِنَّكُمْ سَبَقْتُمُوهُمْ إِلَى الدُّخُولِ فِي دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى الصَّلاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ فِقْهٍ وَ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ سِرّاً مِنْ عَدُوِّكُمْ مَعَ إِمَامِكُمُ الْمُسْتَتِرِ مُطِيعِينَ لَهُ صَابِرِينَ مَعَهُ مُنْتَظِرِينَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ خَائِفِينَ عَلَى إِمَامِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ مِنَ الْمُلُوكِ الظَّلَمَةِ تَنْتَظِرُونَ إِلَى حَقِّ إِمَامِكُمْ وَ حُقُوقِكُمْ فِي أَيْدِي الظَّلَمَةِ قَدْ مَنَعُوكُمْ ذَلِكَ وَ اضْطَرُّوكُمْ إِلَى حَرْثِ الدُّنْيَا وَ طَلَبِ الْمَعَاشِ مَعَ الصَّبْرِ عَلَى دِينِكُمْ وَ عِبَادَتِكُمْ وَ طَاعَةِ إِمَامِكُمْ وَ الْخَوْفِ مَعَ عَدُوِّكُمْ فَبِذَلِكَ ضَاعَفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَكُمُ الْأَعْمَالَ فَهَنِيئاً لَكُمْ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا تَرَى إِذاً أَنْ نَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ وَ يَظْهَرَ الْحَقُّ وَ نَحْنُ الْيَوْمَ فِي إِمَامَتِكَ وَ طَاعَتِكَ أَفْضَلُ أَعْمَالًا مِنْ أَصْحَابِ دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ الْعَدْلِ فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ يُظْهِرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ فِي الْبِلادِ وَ يَجْمَعَ اللَّهُ الْكَلِمَةَ وَ يُؤَلِّفَ اللَّهُ بَيْنَ قُلُوبٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَرْضِهِ وَ تُقَامَ حُدُودُهُ فِي خَلْقِهِ وَ يَرُدَّ اللَّهُ الْحَقَّ إِلَى أَهْلِهِ فَيَظْهَرَ حَتَّى لا يُسْتَخْفَى بِشَئ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ؟ أَمَا وَ اللَّهِ يَا عَمَّارُ لا يَمُوتُ مِنْكُمْ مَيِّتٌ عَلَى الْحَالِ الَّتِي أَنْتُمْ عَلَيْهَا إِلا كَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ كَثِيرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ فَأَبْشِرُوا

ترجمه: عمار ساباطى گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض كردم: كدام‌یك از این دو بهتر است: عبادت پنهانى با امام پنهان از شما اهل بیت در زمان دولت باطل یا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشكار از شما؟ فرمود: اى عمار! به‌خدا كه صدقه دادن پنهانی بهتر است و به‌خدا عبادت شما در پنهانى با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و ترس شما از دشمن و در حال صلح با دشمن (و تقیه از او مانند دوران ائمه بعد از امام حسین علیهم‌السلام) بهتر است از كسی‌كه عبادت كند خداى عزّوجلّ ذكره را در زمان ظهور حق با امام بر حق آشكار و در زمان دولت حق. عبادت با ترس و در زمان دولت باطل مانند عبادت در زمان امنیت و دولت حق نیست (مانند زمان پیامبر و زمان ظهور امام عصر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، زیرا عبادت پنهانى علاوه بر مشقت و صعوبتش از ریا و سمعه دورتر و به اخلاص و تقرب نزدیك‌تر است).

و بدانید هر كس از شما كه در این زمان نماز واجبش را در وقتش به جماعت گزارد و از دشمنش پنهان كند و آن را تمام و كامل به‌جا آورد، خدا براى او ثواب پنجاه نماز واجب به جماعت گزارده بنویسد و كسی‌كه از شما نماز واجبش را فرادى و در وقتش بخواند و درست و كامل به‌جا آورد و از دشمنش پنهان كند، خداى عزّوجلّ ثواب بیست و پنج نماز واجب فرادى برایش بنویسد و هر كس از شما كه یك نماز نافله را در وقتش بخواند و كامل ادا كند، خدا براى او ثواب ده نماز نافله نویسد و آن كه از شما كار نیكى انجام دهد، خداى عزّوجلّ براى او به‌جاى آن بیست حسنه نویسد و حسنات مؤمن از شما را خداى عزّوجلّ چند برابر كند، اگر حسن عمل داشته باشد و نسبت به دین و امام و جان خود به تقیه معتقد باشد و زبان خود را نگه دارد، همانا خداى عزّوجلّ كریم است.

عرض كردم قربانت گردم، به خدا كه شما مرا به عمل تشویق فرمودى و برانگیختى، ولى من دوست دارم بدانم دلیلش چیست كه اعمال ما از اعمال اصحاب امامی كه آشكار باشد، در زمان دولت حق بهتر است، با وجود این‌كه همه یك دین داریم؟ فرمود: زیرا شما در وارد شدن به دین خداى عزّوجلّ و انجام دادن نماز و روزه و حج و هر كار خیر و دانشى بر ایشان سبقت دارید و نیز نسبت به عبادت خداى عز ذكره در پنهانى از دشمن با امام پنهان سبقت دارید، در حالی كه مطیع او هستید و مثل او صبر مى‌كنید و در انتظار دولت حق مى‌باشید و درباره امام و جان خود از سلاطین ستمگر ترس دارید، حق امام (چون منصب امامت و خمس) و حقوق خود را (مانند زكوة و خراج) در دست ستمگران مى‌بینید كه از شما باز مى‌گیرند و شما را به كسب و زراعت در دنیا و طلب روزى ناچار مى‌كنند، علاوه بر موضوع صبر شما نسبت به دین و عبادتتان و اطاعت از امام و ترس از دشمنتان، بدین جهات است كه خداى عزّوجلّ ثواب اعمال شما را چند برابر فرموده است، گوارا باد بر شما.

عرض كردم: قربانت گردم، پس در صورتی‌كه ما در زمان امامت شما و فرمان‌بردارى از شما نیكوكارتر و با ثواب بیش‌تر از اصحاب دولت حق و عدالت باشیم، چرا آرزو كنیم كه ما از اصحاب حضرت قائم باشیم و حق ظاهر شود؟ فرمود: سبحان اللّه!! شما دوست ندارید كه خداى - تبارك و تعالى - حق و عدالت را در بلاد ظاهر كند؟ و وحدت كلمه پدید آورد؟ و میان دل‌هاى پراكنده الفت دهد؟ و مردم خدا را در روى زمینش نافرمانى نكنند؟ و حدود خدا در میان خلقش اجرا شود و خدا حق را به اهلش برگرداند تا حق آشكار شود و از ترس هیچ یك از مردم حق پوشیده نگردد، (این‌ها نتایجى است بسیار بزرگ و سودمند براى همگان كه از ظهور امام زمان و برقرارى دولت حق به دست مى‌آید و چگونه مى‌شود كه مسلمان این آرزو را نداشته باشد) هان به‌خدا، اى عمار! هر كدام از شما (شیعیان) بر این حالی‌كه اكنون دارید (عبادت با خوف و تقیه) بمیرد از بسیارى از شهداء بدر و احد بهتر و برتر است، پس مژده باد شما را.

شرح

أَيُّمَا أَفْضَلُ: الْعِبَادَةُ فِي السِّرِّ مَعَ الْإِمَامِ مِنْكُمُ الْمُسْتَتِرِ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ أَوِ الْعِبَادَةُ فِي ظُهُورِ الْحَقِّ وَ دَوْلَتِهِ مَعَ الْإِمَامِ مِنْكُمُ الظَّاهِرِ؟

پرسش: عبادت پنهانی با امام غایب یا مخفی و در حال تقیه و خائفانه در دولت باطل برتر است یا عبادت آشکار با امام آشکار و حاکم بر جامعه در دولت حق بدون هرگونه خوف و خطری؟

پیش از پاسخ باید به چند نکته اشاره نمود: 1- جز قوانین فلسفی و عقلی که در صورت تشخیص درست آن، استثناء‌پذیر نیست، سایر قوانین اعتباری و قراردادی در حوزه‌های مختلف استثناء دارد خواه موارد استثناء شناخته شده باشد و خواه شناخته شده نباشد.

2- همه احکام و گزاره‌های معرفتی در همه حوزه‌ها، مقید است خواه قید آن بیان شده باشد و خواه نشده باشد. حتی احکام و گزاره‌های توحیدی نیز که اصل و اساس همه معارف حقیقی است، مشروط است خواه کسی بدان تصریح کند و مثلا بفرماید بشروطها و انا من شروطها خواه چنین تصریحی بدان نشده باشد.

3- هدف از عبادت در أشکال مختلف آن خواه عبادت عام و خواه عبادت خاص، پرده‌برداری از کمالات وجودی عبادت‌کننده است و هر چه عبادت سخت‌تر و عالمانه‌تر و با اخلاص و حضور بیش‌تر باشد، تاثیر آن بر کشف حجاب از نفس بیش‌تر است.

4- شرط اصلی حقیقی تاثیر کامل یا مناسب عبادت بر نفس حضور عالمانه عبادت‌کننده در قلمرو ظاهر احاطه ولی خدای متعال است و اگر عبادت در قلمرو ظاهر احاطه طاغوت انجام پذیرد اگرچه بی‌تاثیر نیست ولی تاثیر آن نسبت به عبادتی که همراه با ولایت ولی خدای متعال انجام می‌شود در حد عدم و هیچ است.

5- عبادت در زمان ظهور امام زمان صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه یکی از استثناء‌های روایات عام و مطلق است به‌ویژه آن‌که عبادت‌کنندگان در آن عصر از علم و عقل و ایمان کامل یا نزدیک به کامل برخوردارند و همین سبب برتری عبادت آن‌ها در آن زمان می‌شود مانند فضیلت زیارت امام رضا صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه که هم‌تا و در برخی موارد برتر از زیارت امام حسین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه است.

فَقَالَ: يَا عَمَّارُ الصَّدَقَةُ فِي السِّرِّ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِي الْعَلانِيَةِ

پاسخ: اصل کلی در معارف الهی این است که اعمال پنهانی برتر از اعمال آشکار است و این نکته در مورد صدقه دادن چنان تصریح شده است که همه آن را به عنوان یک اصل پذیرفته‌اند از این‌رو مصادیق دیگر را با آن مقایسه می‌کنند. بنابراین همان‌گونه که صدق پنهانی و در نهان از صدقه آشکار و عیان برتر است، عبادات دیگر نیز همین‌گونه است. بدین سبب که اعمال پنهانی و نهان از آمیختگی به هوی و هوس و توجه به غیر خدای متعال محفوظ‌تر است و در نتیجه به اخلاص نزدیک‌تر است و چنان‌که در نکته سوم گفته شد، عملی که با اخلاص بیش‌تر همراه باشد، در کشف حجاب از نفس موثرتر است.

وَ كَذَلِكَ وَ اللَّهِ عِبَادَتُكُمْ فِي السِّرِّ مَعَ إِمَامِكُمُ‏ الْمُسْتَتِرِ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَ تَخَوُّفُكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَ حَالِ الْهُدْنَةِ أَفْضَلُ مِمَّنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرُهُ فِي ظُهُورِ الْحَقِّ مَعَ إِمَامِ الْحَقِّ الظَّاهِرِ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ، وَ لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ مَعَ الْخَوْفِ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مِثْلَ الْعِبَادَةِ وَ الْأَمْنِ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ

هم‌چنین است عبادت در عصر دولت باطل و امام غایب یا مخفی نسبت به عصر دولت حق و امام حاضر به همان جهت که به عنوان اصل کلی گفته شد مبنی بر این‌که هر چه عبادت سخت‌تر و همراه با ترس و نگرانی و اخلاص بیش‌تر باشد، تاثیر آن بر کشف حجاب از نفس بیش‌تر است.

همین‌جا باید به نکته اول و دوم و چهارم توجه ویژه نمود و در نتیجه هم استثاءپذیری آن را از نظر دور نداشت و هم مقید بودن آن را به شروطی که ممکن است در جای دیگر بدان تصریح شده باشد یا حتی تصریح هم نشده باشد و بالاخره توجه به این نکته که دولت حق و ولایت ظاهر ولی حق نقطه مقابل دولت باطل و ولایت طاغوت است و از آثار تکوینی و تشریعی ظهور دولت حق در ارتقاء نفس و کشف حجاب از آن نباید چشم‌پوشید.

البته برتری هر یک از دو عبادت در دو وضعیت یادشده مقید است به این‌که در هر دو صورت ولایت الهی پذیرفته شده باشد و ولایت طاغوت طرد و رد شده باشد.

وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَنْ صَلَّى مِنْكُمُ الْيَوْمَ صَلاةً فَرِيضَةً فِي جَمَاعَةٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فِي وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ خَمْسِينَ صَلاةً فَرِيضَةً فِي جَمَاعَةٍ

نمونه‌هایی از برتری عبادات مخفی به‌ویژه در شرایط سخت و خطرناک بر عبادات آشکار در شرایط سهل و بی‌خطر از این قرار است: 1- کسی که از ترس دشمن، به‌صورت پنهانی یک نماز واجب را در وقتش به جماعت به‌جا آورد، خدای متعال به‌اندازه پنجاه نماز واجب به‌جماعت برایش مقرر می‌کند.

وَ مَنْ صَلَّى مِنْكُمْ صَلاةً فَرِيضَةً وَحْدَهُ مُسْتَتِراً بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فِي وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا لَهُ خَمْساً وَ عِشْرِينَ صَلاةً فَرِيضَةً وحدَانِيَّةً

2- کسی که از ترس دشمن، به‌صورت پنهانی یک نماز واجب را در وقتش به‌جا آورد، خدای متعال به‌اندازه بیست و پنج نماز واجب به‌صورت فرادی برایش مقرر می‌کند.

وَ مَنْ صَلَّى مِنْكُمْ صَلاةً نَافِلَةً لِوَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا عَشْرَ صَلَوَاتٍ نَوَافِلَ

3- کسی که یک نماز نافله را در وقتش به‌جا آورد، خدای متعال به‌اندازه ده نماز نافله برایش مقرر می‌کند.

وَ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ حَسَنَةً كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِهَا عِشْرِينَ حَسَنَةً

4- کسی که یک کار پسندیده به‌جا آورد، خدای متعال به‌اندازه بیست کار پسندیده برایش مقرر می‌کند.

وَ يُضَاعِفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَسَنَاتِ الْمُؤْمِنِ مِنْكُمْ إِذَا أَحْسَنَ أَعْمَالَهُ وَ دَانَ بِالتَّقِيَّةِ عَلَى دِينِهِ وَ إِمَامِهِ وَ نَفْسِهِ وَ أَمْسَكَ مِنْ لِسَانِهِ أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً

5- هر گاه مومن اعمالش را به درستی انجام دهد و مراقب حفظ دین، امام و جان خود باشد و زبانش را از طغیان و بیهوده نگه‌دارد، کارهای درست او را برایش چندین و چند برابر مقرر خواهد داشت.

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ كَرِيمٌ

دلیل آن هم این است که خدای متعال، کریم مطلق است و عفو و بخشش او حد و اندازه‌ای ندارد.

کَرَم خدای متعال در دنیا و آخرت همین اقتضا را دارد به همین سبب است که از یک دانه گندم که در طبیعت کاشته می‌شود در صورت فراهم بودن زمین‌ها و معدات، چندین خوشه روییده می‌شود که هر خوشه‌ای نیز ده‌ها و صدها دانه دارد و هسته یک میوه در شرایط مناسب به درختی تنومند تبدیل خواهد شد. آن‌چه در طبیعت رخ می‌دهد نتیجه قوانین حاکم بر آن است و آن قوانین هم نتیجه لطف و رحمت و کرم خدای متعال است. هم‌چنین است عفو و ستر و غفر و کفر و اذهاب و تبدیل که از سوی خدای متعال در صورت وجود زمینه‌ها و معدات بر بندگانش نازل می‌شود و علت پاک شدن همه گناهان به‌وسیله توبه نیز همین است. این وضع اعمال شایسته در دنیاست و در آخرت با توجه به گستره آن که بی‌نهایت برابر دنیا و طبیعت است، آثار لطف و رحمت خدای متعال هم بی‌نهایت برابر لطف و رحمت او در دنیاست.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ وَ اللَّهِ رَغَّبْتَنِي فِي الْعَمَلِ وَ حَثَثْتَنِي عَلَيْهِ

همان‌گونه که علم به سود و نتیجه فراوان عمل در دنیا سبب رغبت به آن می‌شود علم به سود و منفعت اعمال در آخرت نیز همین‌گونه است. سرمایه‌گذاری‌ها در دنیا اغلب تابع اندازه سود آن‌هاست در اخرت نیز اعلب همین‌گونه است.

وَ لَكِنْ أُحِبُّ أَنْ أَعْلَمَ كَيْفَ صِرْنَا نَحْنُ الْيَوْمَ أَفْضَلَ أَعْمَالًا مِنْ أَصْحَابِ الْإِمَامِ الظَّاهِرِ مِنْكُمْ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ نَحْنُ عَلَى دِينٍ وَاحِدٍ؟

پرسش: با این‌که کسانی که در شرایط سخت و همراه با ترس به عبادت و اعمال پسندیده می‌پردازند با کسانی که در شرایط راحت و بدون ترس عمل می‌کنند یک دین دارند و پیرو پیامبر و امام واحد هستند، علت تفاوت آثار عبادات و اعمال آن‌ها چیست و چرا عبادات و اعمال کسانی که در عصر غیبت به وظایف خود عمل می‌کنند از کسانی که در عصر ظهور به وظایف خود عمل می‌کنند، برترند؟

فَقَالَ: إِنَّكُمْ سَبَقْتُمُوهُمْ إِلَى الدُّخُولِ فِي دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى الصَّلاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ فِقْهٍ

پاسخ: 1- تقدم مومنان عصر غیبت بر مومنان عصر ظهور

هر گروه مقدمی زمینه‌ساز حیات فردی و اجتماعی و دینی و فرهنگی گروه متاخر است و بنابراین بر آن‌ها حق حیات در همه اقسام آن دارند. در واقع گروه‌های پسین در حکم اعمال و حسنات گروه‌های پیشین  و مدیون و ابسته به آن‌ها هستند. آمرزش پدران و مادران به خاطر اعمال پسندیده فرزندان به همین سبب است و در واقع فرزندان بخشی از اعمال پدران و مادران هستند.

وَ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ سِرّاً مِنْ عَدُوِّكُمْ مَعَ إِمَامِكُمُ الْمُسْتَتِرِ مُطِيعِينَ لَهُ صَابِرِينَ مَعَهُ مُنْتَظِرِينَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ خَائِفِينَ عَلَى إِمَامِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ مِنَ الْمُلُوكِ الظَّلَمَةِ تَنْتَظِرُونَ إِلَى حَقِّ إِمَامِكُمْ وَ حُقُوقِكُمْ فِي أَيْدِي الظَّلَمَةِ قَدْ مَنَعُوكُمْ ذَلِكَ وَ اضْطَرُّوكُمْ إِلَى حَرْثِ الدُّنْيَا وَ طَلَبِ الْمَعَاشِ مَعَ الصَّبْرِ عَلَى دِينِكُمْ وَ عِبَادَتِكُمْ وَ طَاعَةِ إِمَامِكُمْ وَ الْخَوْفِ مَعَ عَدُوِّكُمْ فَبِذَلِكَ ضَاعَفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَكُمُ الْأَعْمَالَ فَهَنِيئاً لَكُمْ.

2- شرایط سخت و همراه با ترس و وحشت در عصر غیبت برای هر انسان مومنی زیمنه تحولات عمیق نفسانی را فراهم می‌کند به‌گونه‌ای که آثار و نتایج اعمال در شرایط مختلف متفاوت خواهد بود.

3- انتظار دولت حق و فراهم ساختن زمینه‌های ظهور و استقرار آن خود از اعمال پسندیده‌ای است که مختص به عصر غیبت است و در عصر ظهور معنا ندارد و هر عمل پسندیده‌ای هم اثر خاص خود را بر استکمال نفس دارد.

4- پرداختن به کارهایی که میل و اشتهای نفسانی در آن نیست و از سر ناچاری و اضطرار انجام می‌شود، تاثیر منحصر به‌فردی بر تحولات نفسانی دارد. اجابت دعا در شرایط اضطرار نیز به همین جهت است. پرداختن به آبادی دنیا در عصر غیبت که ارتباطی به زمینه‌سازی برای ظهور نداشته باشد برای مومنان، از سر اضطرار و ناچاری است.

5- صبر و شکیبایی در انجام وظایف اثر ویژه‌ای دارد که مراتب متعددی از خان مختص عصر غیبت است.

6- اطاعت از امام مخفی و غایب و دور از دست‌رس با اطاعت از امام حاضر تفاوت بسیار دارد، یکی همانند ایمان به غیب است و دیگری همانند ایمان به معجزه و تفاوت میان این دو بیش‌تر از آن است که به تصور درآید.

7- علاوه بر همه این‌ها لطف و رحمت خدای متعال را نباید نادیده گرفت. رحمت خدای متعال با محرومیت همه‌جانبه سازگار نیست و ممکن نیست که از الطاف خدای متعال در دنیا محروم باشد و نتیجه اعمالش نیز آن محرومیت را جبران نکند. بزرگ‌ترین محرومیت، دوری از امام معصوم است چنان‌که این دوری، یتیمی واقعی دانسته شده است.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا تَرَى إِذاً أَنْ نَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ وَ يَظْهَرَ الْحَقُّ وَ نَحْنُ الْيَوْمَ فِي إِمَامَتِكَ وَ طَاعَتِكَ أَفْضَلُ أَعْمَالًا مِنْ أَصْحَابِ دَوْلَةِ الْحَقِّ وَ الْعَدْلِ؟

پرسش: حال که اعمال پسندیده مومنان در عصر غیبت از اعمال پسندیده مومنان در عصر حضور برتر است چرا آرزوی عصر ظهور را داشته باشند و برای رسیدن به آن تلاش و زمینه‌سازی کنند؟

فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ يُظْهِرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ فِي الْبِلادِ وَ يَجْمَعَ اللَّهُ الْكَلِمَةَ وَ يُؤَلِّفَ اللَّهُ بَيْنَ قُلُوبٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَرْضِهِ وَ تُقَامَ حُدُودُهُ فِي خَلْقِهِ وَ يَرُدَّ اللَّهُ الْحَقَّ إِلَى أَهْلِهِ فَيَظْهَرَ حَتَّى لا يُسْتَخْفَى بِشَئ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ؟

پاسخ: خودِ انتظار عصر ظهور از جمله اعمالی است که تقریبا یا تحقیقا از همه اعمال پسندیده دیگر برتر است بدین سبب که: 1- کمک به سایر انسان‌ها در انجام اعمال پسندیده به‌منظور آمادگی برای عصر ظهور است.

2- کمک به سایر انسان‌ها در دست‌یابی به کمالات انسان‌های عصر (علم، عقل و ایمان) ظهور است.

3- خواستن و متحقق ساختن مهم‌ترین زمینه تعالی انسان‌هاست که عبارت است از عدالت‌خواهی به منظور ایجاد اعتدال وجودی برای انسان‌هاست.

4- زمینه‌سازی ظهور ربوبیت خدای متعال و عبودیت خلق است.

5- زمینه‌سازی اجرای حدود و شریعت و شعائر الهی است.

6- کمک به ظهور کمالات تفصیلی اسماء حق تعالی در زمین بلکه در طبیعت است.

7- کمک به ظهور و احیاء حق و پوشیده شدن و محو باطل است.

در هیچ عصر و زمانی و در رکاب هیچ نبی ولی‌ای زمینه انجام این‌همه اعمال پسندیده حقیقی فراهم نبوده است و این لطف ویژه خدای متعال بر شیعیان و محبان اهل بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است که نه در اعصار گذشته همانند داشته و نه در آینده خواهد داشت.

به همین سبب است که در فراز بعدی مرگ چنین کسانی را همانند یا برتر از شهادت شهدای بدر و احد دانستند.

 أَمَا وَ اللَّهِ يَا عَمَّارُ لا يَمُوتُ مِنْكُمْ مَيِّتٌ عَلَى الْحَالِ الَّتِي أَنْتُمْ عَلَيْهَا إِلا كَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ كَثِيرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ فَأَبْشِرُوا

در وضعیتی که منتظران ظهور هستند مرگ هر یک از آن‌ه نزد خدای متعال از شهادت بسیاری از شهدای بدر و احد برتر است.

1- قدر و جای‌گاه شهدای بدر و احد معیار ارزیابی مهم‌ترین مقامات و فضیلت‌هاست به همین سبب است که در بسیاری از روایات برای بیان ارزش و مقام کسی یا عمل آن به مقام شهدای این دو جنگ به‌ویژه جنگ بدر مقایسه شده است و در برخی روایات، مقام آن‌ها و مقام شفاعت آن‌ها برتر از همه شهدا دانسته شده است.

2- شهدای بدر اولین کسانی هستند که در رویارویی با کفار و دشمنان خدای متعال از جان خود گذشتند و به لقاء الهی رسیدند. اگر چه پیش از جنگ بدر هم برخی از مسلمانان به شهادت رسیده بودن ولی شهادت در میدان جنگ با شهادت در غیر میدان متفاوت است و شاید بدین جهت که کسی که در میدان جنگ آن‌هم نابرابر شرکت می‌کند خود را برای کشته شدن و سختی‌های پس از آن برای اهل خود آماده می‌کند.

3- شهدای بدر اولین کسانی هستند که در شرایط غربت پیامبر و اسلام از آن حضرت حمایت کردند.

4- آن‌ها بودند که با خون نثار خود شجره طیبه اسلام را چنان آبیاری کردند که قرن‌ها پس آن بلکه تا قیامت میوه عبودیت، سعادت و ایمان را در دورترین نقاط مسکون زمین نثار خلق خواهد کرد بنابراین آن‌ها در اجر و پاداش هدایت عام و اجمالی خلق تا روز قیامت شریکند.

5- منتظران ظهور حضرت ولی الله اعظم صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه نیز همین‌گونه هستند و با فراهم ساختن زمینه ظهور آن حضرت در اجر و پاداش هدایت خاص و تفصیلی خلق تا روز قیامت شریکند.

6- از آن‌جا که میان هدایت عام و خاص و نیز اجمالی و تفصیلی تفاوت اساسی و همه‌جانبه وجود دارد و هدایت خاص و تفصیلی مقصد و غایت همه بعثت‌ها، نبوت‌ها و ولایت‌ها بوده و هست و هدایت‌های عام و اجمالی له‌وسیله انبیاء و اولیاء علیهم‌السلام مقدمه و زمینه‌ساز هدایت‌های خاص و تفصیلی است، هدایت‌های خاص و تفصیلی بر همه آن‌ها برتری دارد آن‌هم برتری از نوع برتری نتیجه و غایت بر وسائل و مقدمات و این فضیلت تنها نصیب و روزی منتظران حقیقی ظهور حضرت ولی الله اعظم صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه خواهد بود.

7- همان‌گونه که انسان‌ها در اصل وجود با هم تفاوت‌های اساسی دارند، در کمالات وجود نیز تفات‌های عمیق و اساسی دارند و به همین جهت در غایات و نتایج نیز همانند نیستند، ازاین‌رو در مرگ و شهادت و در نتیجه در حیات اخروی نیز با هم متفاوند. نه همه عالمان با هم برابرند و نه همه مومنان  و نه همه مجاهدان و شهیدان با هم برابرند. از این‌رو ممکن است در میان منتظران حقیقی کسانی باشند که مرگ آن‌ها همانند زندگی‌ها برتر از حیات و شهادت شهدای بدر و احد باشد و ممکن است کسانی هم باشند که فروتر از آن‌ها باشند.

8- از آن‌جا که امام علیه‌السلام برتری را در مورد همه منتظران ظهور به‌صورت عام و فراگیر بیان کرد و فرمود: لا يَمُوتُ مِنْكُمْ مَيِّتٌ عَلَى الْحَالِ الَّتِي أَنْتُمْ عَلَيْهَا، که شامل همه منتظران است و در نکته قبلی گفته شد که انسان‌ها در اصل وجود و نیز کمالات وجود با هم تفاوت‌های اساسی دارند، حکم برتری را به بسیاری از شهدای بدر و احد اختصاص داد نه بر همه آن‌ها و فرمود: إِلا كَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ كَثِيرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ، یعنی در میان منتظران کسانی هستند که بر همه شهدای بدر و احد برتری ندارند و در میان شهدای بدر و احد کسانی هستند که بر برخی از منتظران ظهور برتری دارند.

455- الحديث الثالث و هو الثالث و الثمانون و سبعة مائة

عَنْ أَبِي‌إِسْحَاقَ قَالَ: حَدَّثَنِي الثِّقَةُ مِنْ أَصْحَابِ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ(ع) أَنَّهُمْ سَمِعُوا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ(ع) يَقُولُ فِي خُطْبَةٍ لَهُ: اللَّهُمَّ وَ إِنِّي َلاَعْلَمُ أَنَّ الْعِلْمَ لا يَأْرِزُ كُلُّهُ وَ لا يَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ وَ أَنَّكَ لا تُخْلِي أَرْضَكَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ لَيْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ كَيْلا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ لا يَضِلَّ أَوْلِيَاؤُكَ بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَهُمْ بَلْ أَيْنَ هُمْ وَ كَمْ أُولَئِكَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ الله جَلَّ ذِكْرُهُ قَدْراً الْمُتَّبِعُونَ لِقَادَةِ الدِّينِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ الَّذِينَ يَتَأَدَّبُونَ بِآدَابِهِمْ وَ يَنْهَجُونَ نَهْجَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَهْجُمُ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ فَتَسْتَجِيبُ أَرْوَاحُهُمْ لِقَادَةِ الْعِلْمِ وَ يَسْتَلِينُونَ مِنْ حَدِيثِهِمْ مَا اسْتَوْعَرَ عَلَى غَيْرِهِمْ وَ يَأْنَسُونَ بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْمُكَذِّبُونَ وَ أَبَاهُ الْمُسْرِفُونَ أُولَئِكَ أَتْبَاعُ الْعُلَمَاءِ صَحِبُوا أَهْلَ الدُّنْيَا بِطَاعَةِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ أَوْلِيَائِهِ وَ دَانُوا بِالتَّقِيَّةِ عَنْ دِينِهِمْ وَ الْخَوْفِ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَأَرْوَاحُهُمْ مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى فَعُلَمَاؤُهُمْ وَ أَتْبَاعُهُمْ خُرْسٌ صُمْتٌ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مُنْتَظِرُونَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ وَ سَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَ يَمْحَقُ الْبَاطِلَ هَا هَا طُوبَى لَهُمْ عَلَى صَبْرِهِمْ عَلَى دِينِهِمْ فِي حَالِ هُدْنَتِهِمْ وَ يَا شَوْقَاهْ إِلَى رُؤْيَتِهِمْ فِي حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِمْ وَ سَيَجْمَعُنَا اللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ

ترجمه: ابى اسحاق گوید: جمعى از موثقین اصحاب امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل كردند كه شنیدیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام در یكى از خطبه‌هایش چنین مى‌فرمود: بار خدایا می‌دانم كه بساط علم و دانش برچیده نمی‌شود و مایه‌هایش از میان نمی‌رود (یعنى هیچ‌گاه روى زمین را كفر و ضلالت محض فرا نمی‌‌گیرد و همیشه كم و بیش آثارى از توحید و هدایت یافت می‌شود) و می‌دانم كه زمینت از حجت الهی خالى نشود حجتی  كه یا آشكار باشد و فرمانش نبرند (مانند امیرالمؤمنین و امام حسن علیهما‌السلام در دوران خلافت خود) و یا ترسان و پنهان (مانند امام زمان علیه‌السلام) تا حجت تو باطل نگردد (و مردم بر تو حجت نداشته باشند) و دوستانت بعد از آن كه هدایتشان فرمودى گمراه نشوند، ولى آن‌ها كجایند و چقدر؟ ایشان از لحاظ شماره بسیار اندك و از لحاظ ارزش نزد خداى - جل ذكره - بسیار بزرگند، ایشان پیرو پیشوایان دین و امامان رهبرند. همان امامانى كه به آدابشان پرورش یافته و به‌راه آن‌ها رفته‌اند.

این‌جاست كه علم و دانش ایشان را به‌حقیقت ایمان آگاه ساخته و روحشان نداى پیشوایان دانش را لبیك گوید و همان احادیثى كه بر دیگران مشكل آید براى ایشان دل‌نشین باشد و به آن‌چه تكذیب كنندگان، از آن وحشت دارند و متجاوزان سرباز می‌زنند انس و الفت دارند. آن‌ها پیرو دانشمندانند، براى اطاعت خداى تبارك و اولیائش با اهل دنیا معاشرت كنند و نسبت به دین و براى ترس از دشمن خویش تقیه را آئین خود سازند، روح‌هاى ایشان به‌مقام بالا مربوط است و دانشمندان و پیروانشان در زمان دولت باطل لال و خاموشند و همیشه به انتظار دولت حق نشسته‌اند، خدا هم با كلمات خود (ائمه یا آیات قرآن و یا تقدیر خود) حق را ثابت كند و باطل را از میان ببرد.

هاى، هاى، خوشا به‌حالشان كه در زمان صلح و آرامش بر دینشان شكیبائى ورزیدند، هان از اشتیاق به دیدارشان در زمان ظهور دولتشان، خدا ما و ایشان و پدران و همسران و فرزندان نیكوكارشان را در بهشت برین جمع خواهد كرد.

شرح

عَنْ أَبِي‌إِسْحَاقَ قَالَ: حَدَّثَنِي الثِّقَةُ مِنْ أَصْحَابِ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ(ع) أَنَّهُمْ سَمِعُوا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ(ع) يَقُولُ فِي خُطْبَةٍ لَهُ: اللَّهُمَّ وَ إِنِّي َلاَعْلَمُ أَنَّ الْعِلْمَ لا يَأْرِزُ كُلُّهُ وَ لا يَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ

علم همانند همه جنبه‌های عوالم هستی و انسان پیوسته در حال گسترش و ارتقاء است. همان‌گونه که اصل هستی بدین سبب که تجلی و ظهور حق تعالی است از همه جهات ظاهر و باطنی پیوسته در حال افزایش، گسترش و انبساط است وگرنه به توقف در ظهور حق تعالی خواهد انجامید در حالی که ظهور خدای متعال عین ذات اوست نه چیزی زائد و عارض بر او، هم‌چنین تعینات، کمالات و ظهورات حق تعالی در همه عوالم هستی اعم از دنیا و آخرت نیز پیوسته در حال افزایش، گسترش و انبساط است به همان دلیل که اشاره شد. یکی از تعینات و کمالات حق تعالی، علم است به همان دلیل که گفته شد علم نیز در همه مراتب وجود و ظهور پیوسته در حال گسترش و انبساط است. حتی اگر عالمی یا عوالمی هم از میان برود یا به کمون عالم منتقل شود باز هم عوالم وجود در حال گسترش و انبساط خواهد بود، زیرا اگر عالمی جمع شود یا به زبان عرفی از بین برود عوالم بیش‌تر و کامل‌تری جای آن را خواهد گرفت.

آن‌چه در این فراز از سخن حضرت مولی الموحدین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه بدان تصریح شده است این است که علم از میان نمی‌رود و پیوسته وجود خواهد داشت هم اصل و ماده آن که علم الهی و مستند به انبیاء و اولیاء او و وحیانی است و هم شاخه‌های آن که علوم بندگان او و الهامی و عقلی و تجربی است. حدیث شریف دلالت می‌کند که علم از بین نمی‌رود اما نسبت به افزایش آن ساکت است.

1- ممکن است مقصود از این‌که تمام علم از بین نمی‌رود این باشد که همیشه چیزی از علم باقی می‌ماند که به‌وسیله بندگان خدای متعال توسعه و گسترش یابد.

2- ممکن است مقصود این باشد که اگرچه برخی از علوم به‌دلایلی از بین می‌رود ولی جای‌گزینی بهتر از آن خواهد داشت و تبدیل به احسن خواهد شد.

علت از بین رفتن برخی از علوم، کاسته شدن از کارآیی و سودمندی آن برای انسان است که این فقدان کارایی سبب تبدیل شدن آن به لغو و زخرف است که به از بین رفتن آن می‌انجامد.

وَ أَنَّكَ لا تُخْلِي أَرْضَكَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ لَيْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ كَيْلا تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ لا يَضِلَّ أَوْلِيَاؤُكَ بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَهُمْ

همان‌گونه که علوم از بین نمی‌رود حجت‌های الهی نیز از بین نمی‌رود و هر کدام که از دنیا می‌روند، یا جای‌گزینی بهتر خود می‌یابند و یا دست‌کم حجتی دیگر جای آن‌ها را خواهد گرفت و حجیت را بر انسان‌ها تمام خواهد کرد. البته این بهتر بودن مربوط به جای‌گزینی حجت‌های غیرمعصوم و غیرمنصوص است اما درباره حجت‌های معصوم و منصوص کسی توان داوری درباره آن را ندارد جز خود حجت معصوم و منصوص.

زمین هرگز از حجت الهی خالی نبوده و نیست خواه حجت معصوم باشد و خواه نباشد.

انسان‌ها یا خود حجت الهی هستند و یا حجت الهی دارند:

1-  هر چه انسان‌ها از کمال بیش‌تری برخوردار باشند، حجت‌های خدای متعال بر آن‌ها نیز از کمال بیش‌تری برخوردار خواهد بود بنابرای آخرین حجت‌های معصوم الهی که تا پایان دوره تکلیف در دنیا حجیت دارند به همه انبیاء و اولیاء گذشته برتری دارند.

2- حجت اعم از نبی و رسول ولی منصوص است و همان‌گونه که عقل حجت الهی است، مظاهر و مصادیق آن نیز (مانند عرفا، حکما، علما و عقلا) در عصرهای مختلف حجت هستند. حجت‌های الهی در اصل حجیت با هم تفاوت ندارند بنابراین ظاهر باشند یا مخفی، مطاع باشند یا نباشد، حاکم باشند یا نباشند در اصل حجیت آن‌ها تفاوتی ایجاد نمی‌کند.

بَلْ أَيْنَ هُمْ وَ كَمْ أُولَئِكَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ الله جَلَّ ذِكْرُهُ قَدْراً

حجت‌های معصومِ منصوص و کسانی که علم آن‌ها بدون مجاری عادی و طبیعی از جانب حکیمِ خبیر بر آن‌ها نازل شده باشد از نظر تعداد همیشه اندک بوده و هستند، چنان‌که تعداد انبیاء و اولیاء منصوص همین‌گونه بودند اما علماء ربانی اعم از عرفا، حکما، عقلا و فقها بیش از آن بودند که خلق بدان‌ها نیاز داشته و دارد. البته تعداد آن‌ها نسبت به عموم مردم اندک است و شاید مقصود حدیث شریف همین باشد.

اگر چه تعداد آن‌ها نسبت به عموم مردم یا نسبت به حجت‌های معصوم در اعصار گذشته اندک است ولی عظمت آن‌ها و جای‌گاه رفیع آن‌ها نزد خدای متعال و نیز تاثیرگذاری آن‌ها بر انسان‌ها به سبب قابلیت آن‌ها بزرگ‌تر از آن است که قابل بیان باشد. تا این‌جا حدیث شریف به حجت‌های الهی پرداخت که به حسب ظاهر اعم بود از حجت معصومِ منصوص و غیر منصوص و غیر معصوم و اعم از انبیاء و امامان معصوم صلوات‌الله‌علیهم اجمعین ولی عبارات بعدی نشان می‌دهد که مقصود از وجود پیوسته حجت‌های الهی در همه اعصار و تمامیت حجیت خدای متعال بر خلق اعم از این‌که ظاهر باشد یا مخفی، حجت‌های غیر منصوص هستند خواه معصوم باشند و خواه نباشند و در واقع نکات گفته شده در این حدیث شریف هم‌چون عظمت قدر و جای‌گاه آن‌ها نزد خدای متعال، ناظر به آن دسته از حجت‌های الهی است که با سعی و تلاش به مرتبه حجیت رسیده‌اند یعنی علماء ربانی اعم از عرفا، حکما، فقها و عقلا. فراز بعدی شاهدی بر این مطلب است.

الْمُتَّبِعُونَ لِقَادَةِ الدِّينِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ الَّذِينَ يَتَأَدَّبُونَ بِآدَابِهِمْ وَ يَنْهَجُونَ نَهْجَهُمْ

ویژگی‌های حجت‌های الهی که مورد بحث بودند، عبارت است از: 1- پیروی از ائمه معصوم علیهم‌السلام که در هدایت خلق معصوم هستند و هیچ خطای در هیچ مرتبه و مصداقی از هدایت برای آن‌ها رخ نمی‌دهد. این گروه از حجت‌های الهی اگر چه حجت بر خلق هستند ولی در عین حال امامان معصوم علیهم‌السلام حجت بر آن‌ها هستند و آن‌ها در اطاعت از حجت‌های الهی بر خود، با سعی و تلاش بسیار پیروی می‌کنند و از توان متعارف خود چیزی کم نمی‌گذارند. 2- هم به آداب آن‌ها پای‌بند هستند و خود را مودب به آداب آن‌ها می‌کنند. در این جهت نیز تمام توان و تلاش متعارف خود را به‌کار می‌گیرند. در حفظ و پای‌بندی به شریعت و راه‌های مربوط به ظاهر شریعت به اولیاء خود اقتدا می‌کنند و تلاش خود را در انجام هر آن‌چه را که مورد محبت و اراده خدای متعال است، به‌کار می‌گیرند.

فَعِنْدَ ذَلِكَ يَهْجُمُ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ فَتَسْتَجِيبُ أَرْوَاحُهُمْ لِقَادَةِ الْعِلْمِ وَ يَسْتَلِينُونَ مِنْ حَدِيثِهِمْ مَا اسْتَوْعَرَ عَلَى غَيْرِهِمْ وَ يَأْنَسُونَ بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْمُكَذِّبُونَ وَ أَبَاهُ الْمُسْرِفُونَ

نتیجه این پیروی سخت‌کوشانه عبارت است از:

1- اولا به‌جای آن‌که آن‌ها به سوی علم بروند و آن را کسب کنند، علم به آن‌ها هجوم می‌آورد و جان و روح آن‌ها را جای‌گاه خود قرار می‌دهد. ثانیا این علم آن‌ها را به‌سوی حقیقت ایمان به‌پیش می‌برد و آنان را از مومنان حقیقی قرار می‌دهد و بسا به عالی‌ترین مرتبه ایمان که مختص به انبیاء و اولیاء معصوم علیهم‌السلام است هر چند بالتبع برساند.

2- روح آن‌ها دعوت و سفارش راه‌بران  علم را اجابت می‌کند.

3- آن‌چه از معارف الهی که فهم و پذیرش و عمل به آن‌ها برای دیگران سخت است برای آن‌ها آسان بلکه دل‌نشین می‌شود و با آن‌چه که دیگران به سبب ناتوانی در فهم، تكذیب می‌كنند و از آن وحشت دارند روگردان هستند، سرباز می‌زنند انس و الفت دارند.

این دسته از معارف الهی که فهم، پذیرش و عمل به لوازم آن فوق توان و استعداد اکثریت خلق است و اکثریت نه تنها در دنیا نمی‌توانند بدان دست‌یابند بلکه در عوالم فراتر از طبیعت نیز که حقایق در حجاب و پوشش است، از دست‌یابی به آن ناتوانند، کم نیست. حقایقی مانند توحید، علم حق تعالی، قضاء، قدر، سرّ قدر، رضایت، اراده، مشیت، ولایت، شریعت، تکلیف و همه حقایق مربوط به عوالم پس از طبیعت از همین دسته از معارف الهی است که اکثر انسان‌ها عطر آن را نیز استشمام نمی‌کنند تا چه رسد به آن‌که آن را دریابند و به حقیقت معنی کلمه آن را بفهمند.

أُولَئِكَ أَتْبَاعُ الْعُلَمَاءِ

4- آن‌ها پیروان علما هستند. این عبارت معانی متعددی می‌تواند داشته باشد:

أ- اگر مقصود از علما، اولیاء معصوم باشد. در این صورت آن‌ها در برابر آن اولیاء معصوم، اهل تسلیم و رضا هستند و هرگز به اجتهاد و استدلال متوسل نمی‌شوند چه رسد به قیاس و تمثیل و تشبیه و مانند آن.

ب- در این صورت، آن‌ها به همان درجه‌ای از کمال می‌رسند که اولیاء معصوم علیهم‌السلام رسیده‌اند و تنها تفاوت آن‌ها با اولیاء معصوم علیهم‌السلام در اصالت و تبعیت است.

ج- اگر مقصود از علما همتایان خودشان باشد در این صورت برای افتاء یا صدور حکم و مانند آن بر دیگران سبقت نمی‌گیرند و تا ضرورت اقتضا نکند و در کارهایی که وجوب عینی ندارد تا اهل کفایت وجود داشته باشد، پیشوای دیگران نمی‌شوند.

صَحِبُوا أَهْلَ الدُّنْيَا بِطَاعَةِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ أَوْلِيَائِهِ وَ دَانُوا بِالتَّقِيَّةِ عَنْ دِينِهِمْ وَ الْخَوْفِ مِنْ عَدُوِّهِمْ

4- اولا با اهل دنیا متارکه نمی‌کنند و گوشه‌گیر و زاویه‌نشین نمی‌شوند، ثانیا در مصاحبت و هم‌نشینی با اهل دنیا از علم و ایمان خود فاصله نمی‌گیرند. ثالثا این‌گونه رفتار را از طریق اطاعت از خدای متعال انجام می‌دهند و کارشان عبادت است.رابعا با تقیه را هم برای حفظ خود آئین خود می‌سازند و هم به‌خاطر حفظ دین خود.

فَأَرْوَاحُهُمْ مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى فَعُلَمَاؤُهُمْ وَ أَتْبَاعُهُمْ خُرْسٌ صُمْتٌ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مُنْتَظِرُونَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ

5- ایشان در عین حضور در دنیا و زیستن چون دیگران، آسمانی‌ هستند، شاید بدین سبب که آن‌چه را انجام می‌دهند از روی فهم و شناخت شرائط زمان و مکان و بر اساس دستورات خدای متعال و برای رسیدن به کمالات شایسته روحی و معنوی خود و دیگران است.

6- ویژگی دیگر منتظران این است که عالمان و پیروان آن‌ها در عصر انتظار و با توجه به شرایط حاکم، ساکت و خاموشند و تابع تصمیمات احساسی نیستند و همیشه به انتظار دولت حق نشسته‌اند.

وَ سَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَ يَمْحَقُ الْبَاطِلَ

سنت تکوینی خدای متعال که بر عالم طبیعت حاکم است در این مورد این است که حق را نگه‌می‌دارد و باطل را واژگون می‌سازد. ممکن است کسانی در عصر غیبت و حکومت باطل، در متن جامعه حضور داشته باشند و عالمانه تصمیم بگیرند و به تعالیم الهی با همه وجود وفادار باشند ولی رفتار آن‌ها در پیدایش و گسترش مقدمات ظهور حق تاثیر نداشته باشد.

هَا هَا طُوبَى لَهُمْ عَلَى صَبْرِهِمْ عَلَى دِينِهِمْ فِي حَالِ هُدْنَتِهِمْ

7- از چنان صبری برخوردارند که امیر مومنان علیه‌السلام آن‌ها را به بهترین تعبیر تشویق می‌کند.

وَ يَا شَوْقَاهْ إِلَى رُؤْيَتِهِمْ فِي حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِمْ

8- آن حضرت مشتاق دیدارشان در زمان ظهور دولتشان است، شاید بدین جهت که در زمان قدرت و دولت خود نیز کمالات شایسته خود را نه تنها حفظ می‌کنند بلکه آن را ارتقاء می‌دهند. خدا ما و ایشان و پدران و همسران و فرزندان نیكوكارشان را در بهشت برین جمع خواهد كرد.

وَ سَيَجْمَعُنَا اللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ

9- این یکی از عالی‌ترین ویژگی‌های منتظران حقیقی است که همراه با پدران و همسران و فرزندان و نسل صالح خود در بهشت هم‌نشین حضرت ولی الله اعظم صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه هستند. هم‌نشینی پدران و بستگان آن‌ها با آن حضرت به خاطر تشریف و تکریم منتظران است نه به‌خاطر خودشان، یعنی کسانی که صالح هستند ولی بدون لحاظ نسبت آن‌ها با منتظران شایستگی هم‌نشینی با آن حضرت را ندارند به‌خاطر انتساب به آن‌ها بدان حضرت ملحق می‌شوند.

تعبیر وَ سَيَجْمَعُنَا اللَّهُ هم می‌توان دعا باشد و هم خبر. در هر دو صورت محقق خواهد شد. اگر دعا باشد، دعای مستجاب است و اگر خبر باشد، خبر صادق است و در مورد دعا و خبر امیر مومنان صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه جز این نه می‌توان انتظار داشت و نه ممکن است.
 
< بعد   قبل >

Copyright © 2008 Tahour.net . All rights reserved.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی طهور محفوظ می باشد. استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و پیوند منبع مجاز است.