شرح اصول کافی
02 بهمن 1395

وسواس یا ناشی از فساد در عقل است یا ناشی از جهل به شرع

زیرا امتثال امر خدا مانند امتثال امر غیر اوست

تعظیم او نیز مانند تعظیم غیر اوست.

مثلا اگر به احترام عالمی از جای برخیزد و بگوید: من برای ورود این عالم و به خاطر فضلش برخاستم، برخاستنی مقارن با قصد وجه و ... چنین کسی را سفیه خواهند دانست.

الحديث العاشر

عن عبد اللّه بن سنان قال ذكرت لابى عبد اللّه عليه السلام: رجلا مبتلى بالوضوء و الصلاة، و قلت هو رجل عاقل، فقال ابو عبد اللّه عليه السلام: و اى عقل له هو يطيع الشيطان فقلت له: و كيف يطيع الشيطان؟ فقال: سله هذا الّذي يأتيه من اى شى‏ء؟ فانه يقول لك: من عمل الشيطان» (2)

شرح اصول الكافي، ج‏1، ص: 243

ابن سنان گوید بحضرت صادق علیه السلام عرض كردم: مردیست عاقل كه گرفتار وسواس در وضو و نماز مى باشد: فرمود چه عقلى كه فرمانبرى شیطان مى كند؟ گفتم: چگونه فرمان شیطان مى برد؟ فرمود از او بپرس وسوسه ایكه باو دست میدهد از چیست؟ قطعاً بتو خواهد گفت از عمل شیطانست.

شرح‏

وسواس یا ناشی از فساد در عقل است یا ناشی از جهل به شرع

زیرا امتثال امر خدا مانند امتثال امر غیر اوست

تعظیم او نیز مانند تعظیم غیر اوست.

مثلا اگر به احترام عالمی از جای برخیزد و بگوید: من برای ورود این عالم و به خاطر فضلش برخاستم، برخاستنی مقارن با قصد وجه و ... چنین کسی را سفیه خواهند دانست.

لان هذه المعانى و الصفات محظورة بالبال لا يستدعى حضورها جملة فى القلب طولا فى الزمان، 

فمن لم يفهم نية الصلاة على هذا الوجه فكأنه لم يفهم معنى النية،

فليس معناها الا انك دعيت بامر اللّه الى ان تصلى فى وقت معين، فاجبت و قمت، فالوسوسة محض الجهل.

قوله عليه السلام: فيقول لك من عمل الشيطان، هذا قوله بلسانه و لم يؤمن به قلبه، اذ لو عرف على وجه البصيرة ان الّذي يأتيه من عمل الشيطان لكان رجلا عاقلا لا موسوسا، و انما يقوله تقليدا او ضطرارا،

و ذلك على وزان ما حكى اللّه عن الكفار:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ* (لقمان- 25) هذا قولهم بافواههم و لم يؤمن به قلوبهم، اذ لو علموا ذلك لم يكونوا كفارا و انما قالوا ذلك تقليدا و سماعا من الناس على العادة و الرسم لا تحقيقا و عرفانا، فلذلك لا ينفعهم لا فى الدنيا و لا فى الآخرة

معنى الوسواس و سببه القابلى و مبدأه الفاعلى

تمهيد مقدمة: ان القلب و النفس الناطقة جوهر روحانى متوسط فى اوائل النشأة بين العالمين الملك و الملكوت كأنها نهاية هذا و بداية ذاك، يفعل فيما دونه و ينفعل عما فوقه

القلب بمثابة ارض تتكون فيها انواع المخلوقات على صورها المثالية، فيترااى فيها صور بعد صور و لا يخلو دائما عنها.

مداخل هذه الآثار

اما من الظواهر كالحواس الخمس؛ و اما من البواطن كالخيال و الفكر و الاخلاق النفسانية كالشهوة و الغضب و غيرهما

فاذا ادرك بالحواس شيئا حصل منه اثر فى القلب. كذلك اذا هاجت الشهوة بسبب كثرة الاكل او بقوة فى المزاج حصل منها اثر فيه و ان كف عن الاحساس، فالخيالات الحاصلة فى النفس لا ينقطع، و ينتقل الخيال من شى‏ء الى شى‏ء و بحسبه ينتقل القلب من حال الى حال.  فالقلب الانسانى محل الحوادث الادراكية و موضوع الاحوال النفسانية،

فالقلب فى التغير و التأثر دائما من آثار تلك الاسباب الخارجة و الداخلة و الخواطر انما هى ادراكات و علوم اما على سبيل التجدد او على سبيل التذكر و يسمى بالخواطر. فالخواطر محركات للارادات و الاشواق، و هى باعثات و دواعى للقوى و القدر، و هى فاعلات اى محركات للاعضاء و الجوارح و بها تظهر الافاعيل فى الخارج.

فمبدأ الفعل البشرى هو الخاطر و الخاطر يحرك الرغبة و هى تحرك العزم و النية و هى تبعث القدرة و القدرة تحرك العضو، فيصدر الفعل من هذه المبادى المترتبة كل ذلك باذن اللّه و مشيته و قدرته،

خواطر محرک اراده بر دو قسم است:

1- خواطری که دعوت به شر می‌کند و برای آخرت انسان زیان‌آور است

2-خواطری که دعوت به خیر می‌کند و برای آخرت انسان سودمند است

خاطر محمود و داعی به خیر و سودمند، الهام نام دارد

خاطر مذموم و داعی به شر و زیان‌آور، وسواس نام دارد

سبب الهام، ملک نام دارد

 سبب وسواس شیطان نام دارد

اثر و لطفی که قلب را برای پذیرش الهام آماده می‌کند، توفیق نام دارد

اثر و لطفی که قلب را برای پذیرش وسواس آماده می‌کند، اغواء و خذلان نام دارد

ملک، از آن دسته از مخلوقات خداست که نقش افاضه خیر و الهام حق و افاده علم و وعده به معروف دارد

شیطان، از آن دسته از مخلوقات خداست که نقش ضد آن را دارد، یعنی اغواء، ایحاء به غرور، وعده به شر، امر به منکر، ترساندن از فقر

وسوسه مقابل الهام است

شیطان مقابل ملک است

توفیق مقابل خذلان است.

کریمه وَ مِنْ كُلِّ شَئ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ (الذاريات- 49) اشاره به همین دارد

تنها خداست که مقابل و ضد ندارد و خالق همه ازواج و مقابلات است

ممکنات امور متقابل و زوج هستند.

قلب و نفس تا زمانی که قلب و نفس هستند مورد جذب و توجه به ملک و شیطان است.

عن النبي صلّى اللّه عليه و آله: فى القلب لمتان: لمة من الملك وعد بالخير و تصديق بالحق، و لمة من العدو ايعاد بالشر و تكذيب بالحق و نهى عن الخير،

و عنه صلّى اللّه عليه و آله: قلب المؤمن بين اصبعين من اصابع الرحمن،

خداوند متعال جسم نیست تا انگشت جسمانی داشته باشد.

همان‌گونه که انسان با انگشتان خود کارها را انجام می‌دهد، خدای متعال نیز با تسخیر ملک و شیطان کارها را انجام می‌دهد.

این دو مسخر خدا برای تقلیب قلوب هستند.

تعبیر دیگر، جمال و جلال است.

اقتضای قلب

1- قلب در اصل آفرینش اقتضای مساوی برای پذیرش آثار ملک و شیطان را دارد

2- اقتضای قلب و سایر موجودات برای پذیرش آثار ملک بیش‌تر است

در هر صورت ترجیح یکی از آن دو به سبب پیروی از هوا، و شهوات یا دوری از آن دو است.

هر یک از ملک و شیطان، جنود و احزاب و اعوان و انصار دارد که در حدیث جنود آمده است.

با پیروی از جنود هر کدام، قلب جایگاه و آشیانه یکی از آن دو می‌شود.

الحديث الحادى عشر

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ فَنَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ وَ إِقَامَةُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى یَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ یَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِیعِ عُقُولِ أُمَّتِهِ وَ مَا یُضْمِرُ النَّبِیُّ ص فِی نَفْسِهِ أَفْضَلُ مِنِ اجْتِهَادِ الْمُجْتَهِدِینَ وَ مَا أَدَّى الْعَبْدُ فَرَائِضَ اللَّهِ حَتَّى عَقَلَ عَنْهُ وَ لَا بَلَغَ جَمِیعُ الْعَابِدِینَ فِی فَضْلِ عِبَادَتِهِمْ مَا بَلَغَ الْعَاقِلُ وَ الْعُقَلَاءُ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ مَا یَتَذَكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

ترجمه

پیغمبر فرمود: خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (به سوى حج و جهاد) بهتر است و خدا پیغمبر و رسول را جز براى تكمیل عقل مبعوث نسازد (تا عقلش را كامل نكند مبعوث نسازد) و عقل او برتر از عقول تمام امتش باشد و آنچه پیغمبر در خاطر دارد، از اجتهاد مجتهدین بالاتر است و تا بنده اى واجبات را به عقل خود در نیابد آنها را انجام نداده است همه عابدان در فضیلت عبادتشان بپاى عاقل نرسند. عقلا همان صاحبان خردند كه درباره ایشان فرموده: تنها صاحبان خرد اندرز مى گیرند.

شرح:

خواب عاقل از بیداری جاهل بهتر است به دلایلی که از این قرار است:

1- هدف عاقل از خواب وصول به مصلحت بدن است که مرکب روح برای سفر به عالم دیگر است مانند سلامت بدن، رفع خستگی و نیز بازیابی توان آن ولی جاهل چنین قصد و نیتی ندارد.

2- عاقل در خواب خود رویاهای صادق دارد که از اجزاء نبوت است.

3- عاقل بدین سبب می‌خوابد که خداوند از خواب او راضی است و اگر خدا راضی نبود نمی‌خوابید.

4- عاقل اگر چه می‌خوابد ولی خواب او در مرتبه بدن اوست و قلب او نمی‌خوابد بلکه با آن‌چه مناسب اوست اشتغال دارد.

5- روح اعمال، نیت و قصد تقرب به خدای متعال است. چنین نیتی پس از معرفت و یقین تحقق می‌یابد. معرفت و یقین از آثار عقل است و جاهل از چنین آثاری تهی است.

قوله عليه السلام: و ما يضمر النبي فى نفسه افضل من اجتهاد المجتهدين.

زیرا نهایت و هدف تلاش و اجتهاد مجنهدان، تحصیل علوم تفصیلی با ابتناء بر نظر و استدلال است. این کجا و علوم پیامبران کجا؟

حتی اگر مجتهدان (سالکان) در پی علوم حضوری و کشفی باشند، آن‌ها از اهل بدایتند و انبیاء از اهل نهایت.  

و قوله تعالى: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ

اشاره به راه مجتهدانی است که با استدلال از خلق به حق تعالی در پی معرفت به او هستند.

و قوله تعالى: أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَئ شَهِيدٌ (فصلت- 53).

اشاره به طریق حضرت ختمی مرتبت دارد، زیرا او به مرتبه‌ای رسیده است که خدای متعال را می‌بیند و با او بر همه اشیاء استشهاد می‌کند نا به وسیله اشیاء بر او استدلال کند.

مانند: ما رأيت شيئا الا و رأيت اللّه قبله.

قوله صلّى اللّه عليه و آله: و العقلاء هم أولو الالباب،

مقصود از عقلی که اینجا توصیف شده است،

عقل متعارفی که زیرکی و فهم در امور دنیاست نمی‌باشد

عقل و غریزه‌ای که سبب تمایر میان انسان و حیوان است نیز نمی‌باشد

عقل ورد کاربرد در اخلاق نیز نیست.

بلکه مقصود عقلی است که در کریمه وَ ما يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبابِ مطرح شده است.

از این کریمه می‌توان فهمید که عقلاء اهل ذکرند، یعنی اهل علم و عرفان هستند.

و اهل ذکر و علم و عرفان، مصداق کریمه فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ* (النحل- 43) هستند.

هم‌چنین عقلا که اهال علم هستند، راسخون در علم نیز هستند و مصداق کریمه وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبابِ (آل عمران- 7)،

هم‌چنین حکیمان الهی هستند و مصداق کریمه يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبابِ (البقرة- 269)

مقصود از عاقل در این سخن عقلی که به همه این ویژگی‌هایی که خداوند منعال اولوا الالباب را توصیف کرده است، دارد یعنی عاقل، عالمِ حکیمِ راسخ در علمِ کامل در حکمت و ایمان است.

الحديث الثانى عشر

أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع:

یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ

یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَكْمَلَ لِلنَّاسِ الْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ نَصَرَ النَّبِیِّینَ بِالْبَیَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِیَّتِهِ بِالْأَدِلَّةِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ. إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِیها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَ آیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ

یَا هِشَامُ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ دَلِیلًا عَلَى مَعْرِفَتِهِ بِأَنَّ لَهُمْ مُدَبِّراً فَقَالَ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذلِكَ لَ آیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ وَ قَالَ هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ یُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ قَالَ إِنَّ فِی اخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ تَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَ السَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ لآَیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ وَ قَالَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْ آیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ قَالَ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ یُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِی الْأُكُلِ إِنَّ فِی ذلِكَ لَ آیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ وَ قَالَ وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِی ذلِكَ لَ آیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ وَ قَالَ قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ قَالَ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِی ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِیهِ سَواءٌ تَخافُونَهُمْ كَخِیفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْ آیاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ی

َا هِشَامُ ثُمَّ وَعَظَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ رَغَّبَهُمْ فِی الْ آخِرَةِ فَقَالَ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْ آخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

یَا هِشَامُ ثُمَّ خَوَّفَ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ عِقَابَهُ فَقَالَ تَعَالَى ثُمَّ دَمَّرْنَا الْ آخَرِینَ. وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ. وَ بِاللَّیْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ. وَ قَالَ إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا یَفْسُقُونَ وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ فَقَالَ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ

یَا هِشَامُ ثُمَّ ذَمَّ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ فَقَالَ وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ وَ قَالَ وَ مَثَلُ الَّذِینَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ وَ قَالَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا یَعْقِلُونَ وَ قَالَ أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا وَ قَالَ لا یُقاتِلُونَكُمْ جَمِیعاً إِلَّا فِی قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ وَ قَالَ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

یَا هِشَامُ ثُمَّ ذَمَّ اللَّهُ الْكَثْرَةَ فَقَالَ وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ قَالَ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ وَ قَالَ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ

یَا هِشَامُ ثُمَّ مَدَحَ الْقِلَّةَ فَقَالَ وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّكُورُ وَ قَالَ وَ قَلِیلٌ ما هُمْ وَ قَالَ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَكْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَ قَالَ وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ وَ قَالَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ وَ قَالَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ وَ قَالَ وَ أَكْثَرُهُمْ لَا یَشْعُرُونَ

یَا هِشَامُ ثُمَّ ذَكَرَ أُولِی الْأَلْبَابِ بِأَحْسَنِ الذِّكْرِ وَ حَلَّاهُمْ بِأَحْسَنِ الْحِلْیَةِ فَقَالَ یُؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً كَثِیراً وَ ما یَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَ آیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ وَ قَالَ أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما یَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْ آخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ مُبارَكٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْهُدى وَ أَوْرَثْنا بَنِی إِسْرائِیلَ الْكِتابَ هُدىً وَ ذِكْرى لِأُولِی الْأَلْبابِ وَ قَالَ وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ

یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ فِی كِتَابِهِ إِنَّ فِی ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ یَعْنِی عَقْلٌ وَ قَالَ وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ قَالَ الْفَهْمَ وَ الْعَقْلَ

یَا هِشَامُ إِنَّ لُقْمَانَ قَالَ لِابْنِهِ تَوَاضَعْ لِلْحَقِّ تَكُنْ أَعْقَلَ النَّاسِ وَ إِنَّ الْكَیِّسَ لَدَى الْحَقِّ یَسِیرٌ یَا بُنَیَّ إِنَّ الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ قَدْ غَرِقَ فِیهَا عَالَمٌ كَثِیرٌ فَلْتَكُنْ سَفِینَتُكَ فِیهَا تَقْوَى اللَّهِ وَ حَشْوُهَا الْإِیمَانَ وَ شِرَاعُهَا التَّوَكُّلَ وَ قَیِّمُهَا الْعَقْلَ وَ دَلِیلُهَا الْعِلْمَ وَ سُكَّانُهَا الصَّبْرَ

یَا هِشَامُ إِنَّ لِكُلِّ شَیْ ءٍ دَلِیلًا وَ دَلِیلُ الْعَقْلِ التَّفَكُّرُ وَ دَلِیلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ وَ لِكُلِّ شَیْ ءٍ مَطِیَّةً وَ مَطِیَّةُ الْعَقْلِ التَّوَاضُعُ وَ كَفَى بِكَ جَهْلًا أَنْ تَرْكَبَ مَا نُهِیْتَ عَنْهُ

یَا هِشَامُ مَا بَعَثَ اللَّهُ أَنْبِیَاءَهُ وَ رُسُلَهُ إِلَى عِبَادِهِ إِلَّا لِیَعْقِلُوا عَنِ اللَّهِ فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجَابَةً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلًا وَ أَكْمَلُهُمْ عَقْلًا أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِی الدُّنْیَا وَ الْ آخِرَةِ

یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ الَّذِی لَا یَشْغَلُ الْحَلَالُ شُكْرَهُ وَ لَا یَغْلِبُ الْحَرَامُ صَبْرَهُ

یَا هِشَامُ مَنْ سَلَّطَ ثَلَاثاً عَلَى ثَلَاثٍ فَكَأَنَّمَا أَعَانَ عَلَى هَدْمِ عَقْلِهِ مَنْ أَظْلَمَ نُورُ تَفَكُّرِهِ بِطُولِ أَمَلِهِ وَ مَحَا طَرَائِفَ حِكْمَتِهِ بِفُضُولِ كَلَامِهِ وَ أَطْفَأَ نُورَ عِبْرَتِهِ بِشَهَوَاتِ نَفْسِهِ فَكَأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَى هَدْمِ عَقْلِهِ وَ مَنْ هَدَمَ عَقْلَهُ أَفْسَدَ عَلَیْهِ دِینَهُ وَ دُنْیَاهُ

یَا هِشَامُ كَیْفَ یَزْكُو عِنْدَ اللَّهِ عَمَلُكَ وَ أَنْتَ قَدْ شَغَلْتَ قَلْبَكَ عَنْ أَمْرِ رَبِّكَ وَ أَطَعْتَ هَوَاكَ عَلَى غَلَبَةِ عَقْلِكَ

یَا هِشَامُ الصَّبْرُ عَلَى الْوَحْدَةِ عَلَامَةُ قُوَّةِ الْعَقْلِ فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ اعْتَزَلَ أَهْلَ الدُّنْیَا وَ الرَّاغِبِینَ فِیهَا وَ رَغِبَ فِیمَا عِنْدَ اللَّهِ وَ كَانَ اللَّهُ أُنْسَهُ فِی الْوَحْشَةِ وَ صَاحِبَهُ فِی الْوَحْدَةِ وَ غِنَاهُ فِی الْعَیْلَةِ وَ مُعِزَّهُ مِنْ غَیْرِ عَشِیرَةٍ

یَا هِشَامُ نَصْبُ الْحَقِّ لِطَاعَةِ اللَّهِ وَ لَا نَجَاةَ إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَ الطَّاعَةُ بِالْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ وَ التَّعَلُّمُ بِالْعَقْلِ یُعْتَقَدُ وَ لَا عِلْمَ إِلَّا مِنْ عَالِمٍ رَبَّانِیٍّ وَ مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ بِالْعَقْلِ

یَا هِشَامُ قَلِیلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعَالِمِ مَقْبُولٌ مُضَاعَفٌ وَ كَثِیرُ الْعَمَلِ مِنْ أَهْلِ الْهَوَى وَ الْجَهْلِ مَرْدُودٌ

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ رَضِیَ بِالدُّونِ مِنَ الدُّنْیَا مَعَ الْحِكْمَةِ وَ لَمْ یَرْضَ بِالدُّونِ مِنَ الْحِكْمَةِ مَعَ الدُّنْیَا فَلِذَلِكَ رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعُقَلَاءَ تَرَكُوا فُضُولَ الدُّنْیَا فَكَیْفَ الذُّنُوبَ وَ تَرْكُ الدُّنْیَا مِنَ الْفَضْلِ وَ تَرْكُ الذُّنُوبِ مِنَ الْفَرْضِ

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ نَظَرَ إِلَى الدُّنْیَا وَ إِلَى أَهْلِهَا فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ وَ نَظَرَ إِلَى الْ آخِرَةِ فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ فَطَلَبَ بِالْمَشَقَّةِ أَبْقَاهُمَا

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعُقَلَاءَ زَهِدُوا فِی الدُّنْیَا وَ رَغِبُوا فِی الْ آخِرَةِ لِأَنَّهُمْ عَلِمُوا أَنَّ الدُّنْیَا طَالِبَةٌ مَطْلُوبَةٌ وَ الْ آخِرَةَ طَالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ فَمَنْ طَلَبَ الْ آخِرَةَ طَلَبَتْهُ الدُّنْیَا حَتَّى یَسْتَوْفِیَ مِنْهَا رِزْقَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الدُّنْیَا طَلَبَتْهُ الْ آخِرَةُ فَیَأْتِیهِ الْمَوْتُ فَیُفْسِدُ عَلَیْهِ دُنْیَاهُ وَ آخِرَتَهُ

یَا هِشَامُ مَنْ أَرَادَ الْغِنَى بِلَا مَالٍ وَ رَاحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ السَّلَامَةَ فِی الدِّینِ فَلْیَتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ یُكَمِّلَ عَقْلَهُ فَمَنْ عَقَلَ قَنِعَ بِمَا یَكْفِیهِ وَ مَنْ قَنِعَ بِمَا یَكْفِیهِ اسْتَغْنَى وَ مَنْ لَمْ یَقْنَعْ بِمَا یَكْفِیهِ لَمْ یُدْرِكِ الْغِنَى أَبَداً

یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ حَكَى عَنْ قَوْمٍ صَالِحِینَ أَنَّهُمْ قَالُوا رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ حِینَ عَلِمُوا أَنَّ الْقُلُوبَ تَزِیغُ وَ تَعُودُ إِلَى عَمَاهَا وَ رَدَاهَا إِنَّهُ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ یَعْقِلْ عَنِ اللَّهِ لَمْ یَعْقِدْ قَلْبَهُ عَلَى مَعْرِفَةٍ ثَابِتَةٍ یُبْصِرُهَا وَ یَجِدُ حَقِیقَتَهَا فِی قَلْبِهِ وَ لَا یَكُونُ أَحَدٌ كَذَلِكَ إِلَّا مَنْ كَانَ قَوْلُهُ لِفِعْلِهِ مُصَدِّقاً وَ سِرُّهُ لِعَلَانِیَتِهِ مُوَافِقاً لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ اسْمُهُ لَمْ یَدُلَّ عَلَى الْبَاطِنِ الْخَفِیِّ مِنَ الْعَقْلِ إِلَّا بِظَاهِرٍ مِنْهُ وَ نَاطِقٍ عَنْهُ

یَا هِشَامُ كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْ ءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ وَ مَا تَمَّ عَقْلُ امْرِئٍ حَتَّى یَكُونَ فِیهِ خِصَالٌ شَتَّى الْكُفْرُ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونَانِ وَ الرُّشْدُ وَ الْخَیْرُ مِنْهُ مَأْمُولَانِ وَ فَضْلُ مَالِهِ مَبْذُولٌ وَ فَضْلُ قَوْلِهِ مَكْفُوفٌ وَ نَصِیبُهُ مِنَ الدُّنْیَا الْقُوتُ لَا یَشْبَعُ مِنَ الْعِلْمِ دَهْرَهُ الذُّلُّ أَحَبُّ إِلَیْهِ مَعَ اللَّهِ مِنَ الْعِزِّ مَعَ غَیْرِهِ وَ التَّوَاضُعُ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الشَّرَفِ یَسْتَكْثِرُ قَلِیلَ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَیْرِهِ وَ یَسْتَقِلُّ كَثِیرَ الْمَعْرُوفِ مِنْ نَفْسِهِ وَ یَرَى النَّاسَ كُلَّهُمْ خَیْراً مِنْهُ وَ أَنَّهُ شَرُّهُمْ فِی نَفْسِهِ وَ هُوَ تَمَامُ الْأَمْرِ

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ لَا یَكْذِبُ وَ إِنْ كَانَ فِیهِ هَوَاهُ

یَا هِشَامُ لَا دِینَ لِمَنْ لَا مُرُوَّةَ لَهُ وَ لَا مُرُوَّةَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَهُ وَ إِنَّ أَعْظَمَ النَّاسِ قَدْراً الَّذِی لَا یَرَى الدُّنْیَا لِنَفْسِهِ خَطَراً أَمَا إِنَّ أَبْدَانَكُمْ لَیْسَ لَهَا ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِیعُوهَا بِغَیْرِهَا

یَا هِشَامُ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع كَانَ یَقُولُ إِنَّ مِنْ عَلَامَةِ الْعَاقِلِ أَنْ یَكُونَ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ یُجِیبُ إِذَا سُئِلَ وَ یَنْطِقُ إِذَا عَجَزَ الْقَوْمُ عَنِ الْكَلَامِ وَ یُشِیرُ بِالرَّأْیِ الَّذِی یَكُونُ فِیهِ صَلَاحُ أَهْلِهِ فَمَنْ لَمْ یَكُنْ فِیهِ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ الثَّلَاثِ شَیْ ءٌ فَهُوَ أَحْمَقُ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ لَا یَجْلِسُ فِی صَدْرِ الْمَجْلِسِ إِلَّا رَجُلٌ فِیهِ هَذِهِ الْخِصَالُ الثَّلَاثُ أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ فَمَنْ لَمْ یَكُنْ فِیهِ شَیْ ءٌ مِنْهُنَّ فَجَلَسَ فَهُوَ أَحْمَقُ وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع إِذَا طَلَبْتُمُ الْحَوَائِجَ فَاطْلُبُوهَا مِنْ أَهْلِهَا قِیلَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَنْ أَهْلُهَا قَالَ الَّذِینَ قَصَّ اللَّهُ فِی كِتَابِهِ وَ ذَكَرَهُمْ فَقَالَ إِنَّما یَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ قَالَ هُمْ أُولُو الْعُقُولِ وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع مُجَالَسَةُ الصَّالِحِینَ دَاعِیَةٌ إِلَى الصَّلَاحِ وَ آدَابُ الْعُلَمَاءِ زِیَادَةٌ فِی الْعَقْلِ وَ طَاعَةُ وُلَاةِ الْعَدْلِ تَمَامُ الْعِزِّ وَ اسْتِثْمَارُ الْمَالِ تَمَامُ الْمُرُوءَةِ وَ إِرْشَادُ الْمُسْتَشِیرِ قَضَاءٌ لِحَقِّ النِّعْمَةِ وَ كَفُّ الْأَذَى مِنْ كَمَالِ الْعَقْلِ وَ فِیهِ رَاحَةُ الْبَدَنِ عَاجِلًا وَ آجِلًا

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ لَا یُحَدِّثُ مَنْ یَخَافُ تَكْذِیبَهُ وَ لَا یَسْأَلُ مَنْ یَخَافُ مَنْعَهُ وَ لَا یَعِدُ مَا لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ وَ لَا یَرْجُو مَا یُعَنَّفُ بِرَجَائِهِ وَ لَا یُقْدِمُ عَلَى مَا یَخَافُ فَوْتَهُ بِالْعَجْزِ عَنْهُ

ترجمه

هشام بن حكم گوید: موسى بن جعفر علیهم السلام به من فرمود:

اى هشام خداى تبارك و تعالى صاحب عقل و فهم را در كتاب مژده داده است و فرموده (20 سوره 39) آن بندگانم را كه هر سخن را شنوند و از نیكوترش پیروى كنند مژده بده، ایشانند كه خدا هدایتشان كرده و ایشانند صاحبان عقل.

اى هشام همانا خداى متعال بواسطه عقل حجت را براى مردم تمام كرده و پیغمبران را بوسیله بیان یارى كرده و بسبب برهانها بر ربوبیت خویش دلالتشان نموده و فرموده است (160 سوره 2) خداى شما خدائیست یگانه كه جز او خدائى نیست و رحمان و رحیم است. در آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت شب و روز و كشتى هائیكه به سود مردم در دریا روانست و آبى كه خدا از آسمان فرو آورد كه زمین را بعد از موات شدنش زنده گرداند و از همه جنبندگان در آن پرا كند و گردش بادها و ابرى كه بین آسمان و زمین زیر فرمانست نشانه ایست بر ربوبیت ما براى مردمى كه تعقل كنند.

اى هشام خدا اینها را دلیل بر شناسائى خود قرار داده كه مسلماً مدبرى دارند، پس فرموده است (160 سوره 25) و شب و روز خورشید و ماه را به خدمت شما گماشت و ستارگان تحت فرمان اویند در اینها براى گروهى كه عقل خود را بكار اندازند نشانه ها است و باز فرمود (70 سوره 40) اوست كه شما را از خاكى آفرید آنگاه از نطفه اى آنگاه از پاره گوشتى سپس شما را بصورت طفلى بیرون آورد تا هنگامیكه به كمال نیرو برسید و بعداً پیر شوید و بعضى از شما پیش از پیرى بمیرد و به مدتى معین برسد شاید تعقل كنید. و باز فرموده: همانا در گردش شب و روز و رزقیكه خدا از آسمان فرستاد كه زمین را بعد از موات شدنش زنده كرد و در گردش بادها (و ابر مسخر در فضا) براى آنها كه تعقل مى كنند نشانه هائیست و باز فرمود (16 سوره 57) زمین را بعد از موات شدنش زنده مى كند، این آیات را براى شما بیان مى كنیم شاید تعقل كنید. و نیز فرمود(4 سوره 13) و باغها از تاك و كشتزار و نخلستان جفت هم و جدا از هم كه همه از یك آب مشروب مى شوند لیكن میوه بعضى را بر بعضى دیگر برترى داده ایم در اینها آیاتیست براى كسانیكه تعقل كنند و فرمود (24 سوره 30) از جمله آیه هاى وى این است كه برق را براى بیم و امید به شما بنمایاند و آسمان آبى نازل كند تا زمین را پس از موات شدنش زنده كند در اینها براى مردمى كه تعقل مى كنند نشانه هائى است و باز فرمود (153 سوره 6) بگو بیائید آنچه را پروردگارتان به شما حرام كرده بخوانم: اینكه چیزى را با او شریك مى كنید و با پدر و مادر نیكى كنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى نكشید كه شما و آنها را ما روزى مى دهیم و به كارهاى زشت چه عیان و نهانش نزدیك نشوید و تنى را كه خدا محترم داشته نكشید مگر به حق. اینها است كه خدا شما را به آن سفارش كرده شاید تعقل كنید. و نیز فرمود (28 سوره 30) مگر بعضى از بردگان شما نسبت به اموالیكه به شما داده ایم شریكتان مى باشند تا دارائى برابر باشید و از آنها چنانچه از یكدیگر مى ترسید بترسید آیات خود را اینگونه براى مردمى كه تعقل مى كنند شرح مى دهیم.

اى هشام پس خداوند صاحبان عقل را اندرز داده و به آخرت تشویقشان نموده (33 سوره 6) زندگى دنیا جز بازیچه و سرگرمى نیست و سراى آخرت براى پرهیزگاران بهتر است چرا تعقل نمى كنید.

اى هشام سپس خدا كسانى را كه كیفرش را تعقل نمى كنند بیم داده و فرموده (138 سوره 37) سپس دیگران را هلاك ساختیم شما صبحگاهان و هنگام شب به آنها مى گذرید پس چرا تعقل نمى كنید و فرموده (35 سوره 29) ما به مردم این دهكده بسبب گناهى كه مى كرده اند عذابى از آسمان فرمود آریم از این حادثه براى آنها كه تعقل مى كنند نشانه اى روشن بجا گذاشته ایم.

اى هشام عقل همراه علم است و خدا فرموده (43 سوره 29) این مثلها را براى مردم میزنیم و جز دانشمندان تعقل نمى كنند

اى هشام سپس كسانى را كه تعقل نمى كنند نكوهش نموده و فرموده (166 سوره 2) و چون به مشركان گویند از آنچه خدا نازل كرده پیروى كنید گویند: نه، بلكه از آئینى كه پدران خویش را بر آن یافتیم پیروى میكنیم. و گرچه پدرانشان چیزى تعقل نكرده و هدایت نیافته بودند و فرموده داستان كافران چنانستكه شخصى به حیوانى كه جز صدائى و فریادى نمى شنود بانگ زند ایشان كرانند و لالانند، كورانند پس تعقل نمى كنند، و فرموده (43 سوره 10) بعضى از آنها بسویت گوش فرا دهد اما مگر تو میتوانى بكران در صورتیكه تعقل هم مى كنند بشنوانى و باز فرموده (47 سوره 25) مگر گمانبرى بیشتر آنها مى شنوند یا تعقل مى كنند؟!ایشان جز به مانند چارپایان بلكه روش ایشان گمراهانه تر است. (15 سوره 49) با شما دسته جمعى كار زار نكنند مگر از درون دهكده اى مستحكم یا از پشت دیوارها، دلیرى ایشان میان خودشان با شدت است، گمانبرى باهمند اما دلهاشان پراكنده است، چنین است زیرا آنها گروهى هستند كه تعقل نمى كنند. و فرموده (44 سوره 2) خود را از یاد مى برید در صورتى كه كتاب آسمانى مى خوانید مگر تعقل نمى كنید

اى هشام خدا اكثریت را نكوهش نموده و فرموده (117 سوره 6) اگر بخواهى از اكثریت مردم زمین پیروى كنى ترا از راه خدا به در برند. و فرمود (25 سوره 31) و اگر از آنها بپرسى كه آسمانها و زمین را آفریده مسلماً مى گویند: خدا، بگو ستایش مخصوص خداست اما اكثریت آنها نمى دانند. و فرمود: (63 سوره 29) و اگر از آنها بپرسى كه از آسمان باران فرستد و زمین مواترا بدان زنده كند قطعاً مى گویند: خدا، بگو: حمد خدا را اما اكثریت آنها تعقل نمى كنند.

اى هشام سپس اقلیت را ستوده و فرموده (13 سوره 34) و كمى از بندگانم شكر گزارند و فرموده (24 سوره 38) (بسیارى از شریكان به یكدیگر ستم كنند مگر كسانیكه ایمان دارند و كار شایسته كنند) و آنها كمند و فرموده (29 سوره 4) تنها یك مرد با ایمان از خاندان فرعون كه ایمانش را پنهان میداشت گفت: میخواهید مردى را بكشید كه مى گوید: پروردگارم خداست؟! و فرموده (43 سوره 11) جز اندكى بنوح ایمان نیاوردند و فرمود: (38 سوره 6) لیكن بیشترشان نمى دانند و فرموده (103 سوره 5) و بیشترشان تعقل نمى كنند. فرموده (؟) و بیشترشان ادراك نمیكنند.

اى هشام سپس خداوند از صاحبان عقل به نیكوترین وجه یاد نموده و ایشان را بهترین زیور آراسته و فرموده (282 سوره 2) خدا بهر كه خواهد حكمت دهد و هر كه حكمت گیرد خیر بسیار گرفته است و جز صاحبان عقل در نیابند. و فرموده (5 سوره 3) آنها كه دانش ریشه دارند گویند بقرآن ایمان داریم تمامش از نزد پروردگار ما است ولى جز صاحبان عقل در نیابند. و فرموده (187 سوره 3) همانا در آفرینش آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز براى صاحبان عقل نشانه هاست. و فرموده (20 سوره 13) مگر آنكه میداند آنچه از پروردگارت بتو نازل شده حق است، مانند شخص كور است تنها صاحبان عقل در میبابند. و فرموده (10 سوره 39) مگر آنكه در اوقات شب در حال سجده و قیام مشغول عبادت است و از آخرت بیم دارد و برحمت پروردگارش امیدوارست (مانند غیر او است) بگو مگر كسانیكه دانند با كسانیكه ندانند یكسانند صاحبان عقل در مى یابند. و فرموده (29 سوره 38) كتاب پر بركتى را بسویت فرستادیم تا در آیاتش تدبر كنند و تا صاحبان عقل متذكر شوند. و فرموده (57 سوره 40) موسى را هدایت دادیم و آن كتاب را كه هدایت و پند صاحبان عقل بود میراث بنى اسرائیل كردیم. و فرموده (56 سوره 51) و پند ده كه پند دادن مؤمنان را سود دهد.

اى هشام خداى تعالى در كتابش مى فرماید (37 سوره 50) همانا در این كتاب یاد آورى است براى كسى كه دلى دارد (یعنى عقل دارد) و فرموده (12 سوره 31) «همانا بلقمان حكمت دادیم» فرمود مقصود از حكمت عقل و فهم است.

اى هشام لقمان بپسرش گفت: حق را گردن نه تا عاقلترین مردم باشى همانا زیركى در برابر حق ناچیز است پسر عزیزم دنیا دریاى ژرفى است كه خلقى بسیار در آن غرقه شدند (اگر از این دریا نجات مى خواهى) باید كشتیت در این دریا تقواى الهى و آكنده آن ایمان و بادبانش توكل و ناخدایش عقل و رهبریش دانش و لنگرش شكیبائى باشد.

اى هشام براى هر چیز رهبرى است و رهبرى عقل اندیشیدن و رهبر اندیشید خاموشى است و براى هر چیزى مركبى است و مركب عقل تواضع است، براى نادانى تو همین بس كه مرتكب كارى شوى كه از آن نهى شده ئى.

اى هشام خدا پیغمبران و رسولانشرا بسوى بندگان نفرستاد مگر براى آنكه از خدا خردمند شوند (یعنى معلومات آنها مكتسب از كتاب و سنت باشد نه از پیش خود) پس هر كه نیكوتر پذیرد معرفتش بهتر است و آنكه بفرمان خدا داناتر است عقلش نیكوتر است و كسیكه عقلش كاملتر است مقامش در دنیا و آخرت بالاتر است:

اى هشام خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت آشكار و حجت پنهان، حجت آشكار رسولان و پیغمبران و امامانند علیه السلام و حجت پنهان عقل مردم است.

اى هشام عاقل كسى است كه حلال او را سپاسگزارى باز ندارد و حرام بر صبرش چیره نشود.

اى هشام هر كه سه چیز را بر سه چیز مسلط سازد بویرانى عقلش كمك كرده است: آنكه پرتو فكرش را به آروزى درازش تاریك كند و آنكه شگفتیهاى حكمتش را بگفتار بیهوده اش نابود كند و آنكه پرتو اندرز گرفتن خود را بخواهشهاى نفسش خاموش نماید (هر كه چنین كند) گویا هوس خود را برویرانى عقلش كمك داده و كسى كه عقلش را ویران كند دین و دنیاى خویش را تباه ساخته است.

اى هشام چگونه كردارت نزد خدا پاك باشد كه دل از فرمان پروردگارت باز داشته و علیه عقلت از هوست فرمان برده باشى.

اى هشام صبر بر تنهائى نشانه قوت عقل است. كسى كه از خدا خردمندى گرفت از اهل دنیا و دنیاطلبان كناره گیرد و به آنچه نزد خداست بپردازد و خدا انیس وحشت او و یار تنهائى او و اندوخته هنگام تنگدستى او و عزیز كننده اوست بى فامیل و تبار.

اى هشام حق براى فرمانبردارى خدا بپا داشته شد، نجاتى جز بفرمانبردارى نیست و فرمانبردارى بسبب علم است و علم با آموزش بدست آید و آموزش بعقل وابسته است و علم جز از دانشمندان الهى بدست نیاید و شناختن علم بوسیله عقل است.

اى هشام كردار اندك از عالم چند برابر پذیرفته شود و كردار زیاد از هواپرستان و نادانان پذیرفته نگردد.

اى هشام همانا عاقل به كم و كاست دنیا با دریافت حكمت خشنود است و با كم كاست حكمت و رسیدن به دنیا خشنود نیست از این رو تجارتشان سودمند گشت.

اى هشام همانا خردمندان زیاده بر احتیاج از دنیا را كنار نهادند تا چه رسد به گناهان با اینكه ترك دنیا فضیلت است و ترك گناه لازم.

اى هشام عاقل به دنیا و اهل دنیا نگریست و دانست كه دنیا جز با زحمت دست ندهد و به آخرت نگریست و دانست كه آن هم جز با رحمت نیاید پس با زحمت در جستجوى پاینده تر آن برآمد (یعنى چون دید به دست آوردن دنیا و آخرت هر دو احتیاج به زحمت دارد با خود گفت چه بهتر كه این زحمت را در راه تحصیل آخرت پاینده متحمل شوم).

اى هشام خردمندان از دنیا رو گردانیده به آخرت روى آوردند زیرا ایشان دانستند كه دنیا خواهان است و خواسته و آخرت هم خواهان است و خواسته و كسى كه خواهان آخرت باشد دنیا او را بجوید تا روزیش را بطور كامل از دنیا برگیرد و كسى كه دنیا طلبد آخرت او را جوید یعنى مرگش در رسد و دنیا و آخرتش را تباه سازد.

اى هشام كسى كه ثروت بدون مال و دل آسودگى از حسد و سلامتى دین خواهد باید با تضرع و زارى از خدا بخواهد كه عقلش را كامل كند زیرا عاقل به قدر احتیاج قناعت كند و آنكه به قدر احتیاج قناعت كند بى نیاز گردد و كسى كه بقدر احتیاج قناعت نكند هرگز بى نیازى نیابد.

اى هشام خدا از مردمى شایسته حكایت كند كه آنها گفته اند (8 سوره 3) «پروردگارا بعد از آنكه ما را هدایت فرمودى دلهاى مان را منحرف مساز و ما را از نزد خویش رحمتى بخشاى كه تو بخشاینده اى» چون دانستند كه دلها منحرف شوند و به كورى و سرنگونى گرایند. همانا از خدا نترسد كسى كه از جانب خدا خردمند نگردد و كسى كه از جانب خدا خرد نیابد دلش بر معرفت ثابتى كه بدان بینا باشد و حقیقتش را دریابد بسته نگردد و كسى كه به دین سعادت رسد كه گفتار و كردارش یكى شود و درونش با برونش موافق باشد زیرا خدایى كه اسمش مبارك است بر عقل درونى پنهان جز به ظاهرى كه از باطن حكایت كند دلیلى نگذاشته است.

اى هشام امیر المؤمنین علیه السلام مى فرمود: خدا با چیزى بهتر از عقل پرستش نشود و تا چند صفت در انسان نباشد عقلش كامل نشده است مردم از كفر و شرارتش در امان و به نیكى و هدایتش امیدوار باشند. زیادى مالش بخشیده زیادى گفتارش بازداشت شده باشد. بهره او از دنیا مقدار قوتش باشد. تا زنده است از دانش سیر نشود. ذلت با خدا را از عزت با غیر خدا دوست تر دارد. تواضع را از شرافت دوست تر دارد. نیكى اندك دیگران را زیاد و نیكى بسیار خود را اندك شمارد همه مردم را از خود بهتر داند و خود را از همه بدتر و این تمام مطلب است.

اى هشام عاقل دروغ نگوید اگر چه دلخواه او باشد.

اى هشام كسى كه مردانگى ندارد دین ندارد كسى كه عقل ندارد مردانگى ندارد. با ارزش ترین مردم كسى است كه دنیا را براى خود منزلى نداند. همانا براى هدفهاى شما بهائى جز بهشت نیست پس آنرا به غیر بهشت نفروشید.

اى هشام امیر المؤمنین علیه السلام مى فرمود: از جمله علامات عاقل این است كه سه خصلت در او باشد.

1- چون از او پرسند جواب دهد 2- و چون مردم از سخن در مانند او سخن گویند 3- و رأیى اظهار كند كه به مصلحت همگنان باشد كسى كه هیچ یك از این صفات ندارد احمق است، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: در صدر مجلس نباید نشیند مگر مردى كه این سه خصلت یا یكى از آنها را داشته باشد و كسى كه هیچ ندارد و در صدر نشیند احمق است. و حسن بن على علیه السلام فرمود حاجات خود را از اهلش خواهید عرض شد اهلش كیانند اى پسر پیغمبر؟ فرمود: آنها كه خدا در كتابش بیان كرده و یاد نموده و فرموده: تنها صاحب دلان پند گیرند. و آنها خردمندانند. و على بن حسین علیهما السلام فرمود: همنشینى با خوبان صلاح انگیز است و حسن اخلاق دانشمندان عقل خیز و فرمانبرى از حاكمان عادل كمال عزت است و بهره بردارى از ما كمال مردانگى و رهنمائى مشورت خواه اداى حق نعمت است و خوددارى از آزار نشانه كمال عقل است و آسایش تن در دنیا و آخرت.

اى هشام عاقل به كسى كه بترسد تكذیبش كند خبر ندهد و از آنكه نگرانى مضایقه دارد چیزى نخواهد و به آنچه توانا نیست وعده ندهد و به آنچه در امیدواریش سرزنش شود امید نبندد و به كارى كه بترسد در آن درماند اقدام نكند.

شرح

این حدیث شامل مهم‌ترین صفات و خواص عقل است.

1- خدای متعال اهل عقل بشارت داده است که در بدایت حالشان، استعداد تعلم و قابلیت دریافت نور هدایت از خداوند را دارند، هم‌چنین طالب هدایت و رشدند.

قوله عليه السلام: فقال: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ‏ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ» (الزمر- 17 و 18) (1)،

نکات مستفاد از این کریمه

أ- وجوب نظر و استدلال

چون هدایت و انتخاب احسن در اغلب موارد، جز از طریق حجت و برهان ممکن نیست.

ب- حصول هدایت در عقل و روح امر حادثی است که باید قابل و فاعل داشته باشد.

فاعل آن خداوند است چنان که فرمود: أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ

دلیل بر این‌که فاعل خداست:

نفس همان‌گونه که قابلیت اعتقاد حق را دارد، قابلیت اعتقاد باطل را نیز دارد و نسبت آن به هر دو برابر است

چیزی که قابل امری است، ممکن نیست مقتضی و فاعل و مرجح آن نیز باشد.

قابل آن نیز عقلا هستند چنان‌که فرمود: أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ.

انسان از جهت جسم و بدن قابل معرفت نیت چون از این جهت با سایر حیوانات مشترک است.

پس باید عقل و فهم کامل وجود داشته باشد تا این معارف بلند در قلب او حاصل شود.

2- خداوند نفوس پیامبران و حجت‌های خود را با عقول کامل تکمیل نمود.

قوله عليه السلام: يا هشام: ان اللّه تبارك و تعالى اكمل للناس الحجج بالعقول و نصر النبيين بالبيان و دلهم على ربوبيته بالأدلّة فقال: وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ» (البقرة- 163)، (1)

راه‌های دلالت بر ربوبیت

1- از طریق علم به اسباب و علل او

2- از طریق علم به آثار و لوازم او

3- از طریق مشاهده ذات حق تعالی

از آن‌جا که خدای متعال اسباب و علل ندارد، پس دلالت بر ربوبیت از این طریق ممکن نیست

و از آن‌جا که مشاهده ذات حق تعالی نیز تنها برای کسانی ممکن است که هویت امکانی آن‌ها فانی و انیت آن‌ها متلاشی شده باشد.

 چنین چیزی هم تنها برای حضرت ختمی مرتبت در شب معراج رخ داده است که بدون هرگونه حجابی با خدای متعال سخن گفت و برای دیگران ممکن نیست.

پس تنها راه دلالت بر ربوبیت هدایت از طریق علم به آثار و لوازم اوست.

چنان‌که خدای متعال درباره حضرت خلیلی الرحمن علیه‌السلام فرمود:

وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ (الانعام- 175).