حدیث 222 تا 224
06 اسفند 1395

الحديث الثانى و العشرون‏

عن عبداللّه بن سنان عن ابى‌عبداللّه عليه السلام قال: حجة اللّه على العباد النبي عليه السلام، و الحجة فيما بين العباد و بين اللّه العقل.

ترجمه :
حضرت صادق علیه السلام فرمود: حجت خدا بر بندگان پیغمبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است.

شرح‏

حجت بر دو قسم است:

1- حجت ظاهری 2- حجت باطنی

به‌گفته برخی، انسان‌ها بر دو دسته‌اند: 1- اهل بصیرت 2- غیر اهل بصیرت

1- حجت بر اهل بصیرت، عقل است.

اهل بصیرت، با عقل مقتبس از مشکات نبوت و مستنیر به نور کتاب و سنت، طریق الی الله را طی می‌کنند.

اهل بصیرت در همه مقاطع این طریق، به حجت خارجی نیاز ندارند. بلکه با نور عقل خود می‌توانند راه و تکالیف خود را دریابند.

2- حجت بر غیر اهل بصیرت، پیامبر است

به‌گمان حقیر، معنی «حجة اللّه على العباد النبي» این است که پیامبر، حجت بر بندگان خداست که عذر را از آن‌ها بر می‌دارد و تکلیف را بر آن‌ها تمام می‌کند

ولی معنی « الحجة فيما بين العباد و بين اللّه العقل » این است که عقل حجت میان بندگان خدا و خداست. بدین معنی که اگر پیامبران را با عقل شناختند، حجت نبوت بر آن‌ها تمام و عذر از آن‌ها منقطع می‌شود و اگر نتوانستند با عقل انبیاء را بشناسند، حجت تمام نیست و عذر خواهند داشت.

بر این اساس، عقل حجت خدا برای شناسایی پیامبر است

و پیامبر حجت خدا برای شناسایی تکالیف است.

حق این است که تکالیف انسان بر دو دسته است:

1- تکالیف پیش از دستیابی به نبی 2- تکالیف پس از دستیابی به نبی

تکالیف پیش از دستیابی به نبی نیز بر دو قسم است:

1- شناخت خدا، صفات خدا، امکان ارتباط خدا با خلق، شناخت پیامبر و صفات او مانند عصمت

2- شناخت تکالیف فردی و اجتماعی در صورت فقدان پیامبر یا تحریف آموزه‌های او

تکالیف پس از دستیابی به نبی نیز بر دو قسم است: 1- تعبدیات 2- غیر تعبدیات

غیر تعبدیات نیز بر دو قسم است: 1- امضائیات 2- تاسیسیات

1- در تعبدیات، عقل ورود ندارد، بنابراین، حجت بر بندگان خدا، پیامبر است.

2- در امضائیاتی که عقول پیش از پیامبر هم مصالح و مفاسد آن را درک کرده، حجت خدا، عقل است.

تاسیسیاتی که عقول پیش از پیامبر مصالح و مفاسد آن را درک نکرده است بر دو قسم است:

1- تاسیسیاتی که عقول پس از پیامبر، مصالح و مفاسد آن را درک می‌کند، حجت بر بندگان خدا، عقل است.

2- تاسیسیاتی که عقول پس از پیامبر مصالح و مفاسد آن را درک نکرده یا نمی‌کند، حجت خدا، پیامبر است.

الحديث الثالث و العشرون‏

قال ابوعبداللّه عليه السلام: دعامة الانسان العقل، و العقل منه الفطنة و الفهم و الحفظ و العلم، و بالعقل يكمل و هو دليله و مبصره و مفتاح امره، فاذا كان تأييد عقله من النور كان عالما حافظا ذاكرا فطنا فهما، فعلم بذلك كيف و لم و حيث و عرف من نصحه و من غشه، فاذا عرف ذلك عرف مجراه و موصوله و مفصوله و اخلص الوحدانية للّه و الاقرار بالطاعة، فاذا فعل ذلك كان مستدركا لمافات و واردا على ما هو آت، يعرف ما هو فيه و لاى شى‏ء هو هاهنا و من اين يأتيه و الى ما هو صائر و ذلك كله من تأييد العقل.

ترجمه:

امام صادق (ع) فرمود: پایه شخصیت انسان عقل است و هوش و فهم و حافظه و دانش از عقل سرچشمه مى گیرند. عقل انسان را كامل كند و رهنما و بینا كننده و كلید كار اوست و چون عقلش به نور خدائى مؤید باشد دانشمند و حافظ و متذكر و با هوش و فهمیده باشد و از این رو بداند چگونه و چرا و كجاست و خیرخواه و بدخواه خود را بشناسد و چون آنرا شناخت روش زندگى و پیوست و جدا شده خویش بشناسد و در یگانگى خدا و اعتراف بفرمانش مخلص شود و چون چنین كند از دست رفته را جبران كرده بر آینده مسلط گردد و بداند در چه وضعى است و براى چه در اینجاست و از كجا آمده و به كجا مى رود؟ اینها همه از تأیید عقل است.

شرح‏

دعامه: ستون و دیواری که سقف بر آن قرار می‌گیرد

اصل هر چیزی که فروع و اوصاف و کمالات آن از آن پدید می‌آید

دعامة انسان، عقل اوست، زیرا صفات پسندیده، ملکات، استعدادها و قوای او از آن نشأت می‌گیرد

اصل و ریشه همه خیرات انسان عقل اوست.

كيف، پرسش از صفات شئ است

لم، پرسش از وجود شئ است.

حيث، پرسش از جهت و سمت و سوی شئ است.

ما، پرسش از ماهیت حقیقی یا مشهوری یا شرح الاسمی شئ است.

اى، پرسش از فصل ممیز شئ است، خواه ممیز ذاتی و خواه ممیز عرضی.

اين، پرسش از آغاز و انجام شئ است.

كم، پرسش از مقدار شئ است.

دینداران بر دو دسته‌اند: 1- اهل توقف 2- اهل سیر

واقف کسی است که ملتزم آستانه صورت‌هاست و درب عالم معنی و ملکوت بر او گشوده نشده.

چنین کسی، اهل تقلید است

و حوزه سعی و تلاش وی، عالم معاملات بدنی است.

او راهی به عالم عقل و معاملات عقلی ندارد.

اهل سیر، مسافران از عالم صورت به عالم معنی و از تنگنای محسوسات به فراخنای معقولات هستند.

این‌ها خود بر دو دسته‌اند: 1- سيار و طيار،

سيار کسی است که با قدم شرع و عقل بر جاده آخرت و راه بهشت حرکت می‌کند

طيار کسی است که با دو بال عرفان و عشق به عالم ربوبيت پرواز می‌کند و با تمام وجود خود به خدا توجه دارد و از ماسوا روگردانده است.

الحديث الرابع و العشرون‏

عن ابى‌عبداللّه عليه السلام: العقل دليل المؤمن

ترجمه:

حضرت صادق علیه السلام فرمود عقل راهنماى مؤمن است.

شرح‏

راهنمای مومن عقل و برهان است نه تقليد یا سماع روايت یا شهادت یا حكايت و دیگر اموری که محسوسات بازمی‌گردد،

زیرا این‌گونه امور ممکن است مبدأ عمل صالح و پرهیز از سيئات شود و سبب نجات از عقاب و دست‌یابی به ثواب باشد، ولی آن‌چه سبب قرب به خدا و ارتقاء به عالم قدس می‌شود، تنها نور بصيرت عقلي است