حدیث 37 تا 40
18 ارديبهشت 1396

الحديث الثالث و هو السابع و الثلاثون‏

سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ ع هَلْ يَسَعُ النَّاسَ تَرْكُ الْمَسْأَلَةِ عَمَّا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ فَقَالَ لا

ترجمه :آیا بر مردم رواست که از آنچه بدان نیاز دارند نپرسند؟ فرمود: نه.

الحديث الرابع و هو الثامن و الثلاثون

عن أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ: أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ

ترجمه: اى مردم بدانید كمال دین، طلب علم و عمل بدانست، بدانید كه طلب علم بر شما از طلب مال لازم تر است، زیرا مال براى شما قسمت و تضمین شده. عادلى (كه خداست) آنرا بین شما قسمت كرده و تضمین نموده و به شما مى‌رساند ولى علم نزد اهلش نگهداشته شده و شما مأمورید كه آنرا از اهلش طلب كنید، پس آنرا بخواهید.

شرح

علم بر دو قسم است:

1- علم به حقایق وجودی متعلق ایمان مانند علم به ذات، صفات و افعال حق تعالی. این قسم مطلوب و غایت بالذات است.

2- علم به کیفیت انجام اعمال، عبادات و ترک معاصی. این قسم مطلوب و غایت بالعرض است.

به‌گفته برخی از بزرگان عمل تنها وسیله است نه غایت، زیرا دنیا و آن‌چه در آن است وسیله وصول به آخرت است. بنابراین، اعمال و علم به آن‌ها باید مقدمه علوم حقیقی باشد و به‌اندازه مقدمیت آن ارزشمند است

گمان می‌رود که عمل به علم مرتبه‌ای از عبودیت و در نتیجه مطلوب بالذات است اما علم به آن مقدمه عمل است نه غایت.

نسبت علم به روح مانند نسبت مال به بدن است. البته با تفاوت‌های بسیار

همان‌گونه که مال سبب تغذیه و رشد و بقائ بدن استف علم نیز برای روح همین‌گونه است.

با توجه به اشرفیت روح نسبت به بدن، علم مغذی و مکمل روح نیز اشرف از علم مربوط به بدن است.

تفاوت این دو علم:

روح از جهات متعددی اشرف از بدن است:

1- از جهت مرتبه وجودی

2- از حیث دوام و بقاء

3-  از حیث تعدد کمالات یا عدم تناهی روح و تناهی بدن

بنابراین، علم نسبت به مال از جهات متعددی برتر است

مقصود از «ان المال مقسوم مضمون لكم قد قسمه عادل بينكم و ضمنه و سيفى لكم و العلم مخزون عند اهله» نیاز اندک به مال،  سهولت در کسب آن و نیاز به علم بسیار و دقت و ظرافت مراتب علم است وگرنه به حسب مبانی عقلی همه چیز مقسوم است و مضمون و البته به‌وصف اختیار و تلاش.

الحديث الخامس و هو التاسع و الثلاثون ‏

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلا وَ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْمِ (مانند حدیث اول این باب)

ترجمه: پیغمبر (ص) فرمود طلب علم واجب است و در حدیث دیگر فرمود: طلب علم بر هر مسلمانى واجب است. همانا خدا دانش‌جویان را دوست دارد.

شرح

اگرچه روایت مطلق است ولی با توجه به مراتب تشکیکی محبت، هر کدام از آن مراتب به مرتبه‌ای از مراتب علم و قسمی از اقسام آن تعلق می‌گیرد

‏الحديث السادس و هو الاربعون‏

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ تَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ مِنْكُمْ فِي الدِّينِ فَهُوَ أَعْرَابِيٌّ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ‏(توبة، 122)

ترجمه: على بن أبى حمزه گوید شنیدم كه حضرت صادق علیه السلام مى‌فرمود دین را خوب بفهمید زیرا هر كه دین را خوب نفهمد مانند صحراگرد است. خداوند در كتابش مى‌فرماید (124 سوره 9) تا در امر دین دانش اندوزند و چون بازگشتند قوم خود را بیم دهند شاید آنها بترسند.

شرح‏

اعرابی: عوام نادان

علت عوام و نادان بودن آن‌ها دور بودن آن‌ها از شهر به‌ویژه شهرهای بزرگ است

مهاجر در برابر اعرابی است، چون برای کسب دین و علوم مربوط به دین از بادیه و مانند آن هجرت کرده است.

بر همین اساس، شهرهایی نیز که از دین و علوم دینی تهی باشد، در حکم بادیه است و اهل آن نیز اعرابی هستند اگر چه از جهات دیگر، مدنیت داشته باشند، زیرا مدنیت و انسانیت از نگاه دینی، داشتن و شناختن عوامل سعادت، کمال و قرب خداوند متعال است.