الباب الثالث فی صفة العلم و فضله و فضل العلماء
28 ارديبهشت 1396

الحديث الاول و هو السابع و الاربعون‏

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا هَذَا فَقِيلَ عَلامَةٌ فَقَالَ وَ مَا الْعَلامَةُ فَقَالُوا لَهُ أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَيَّامِ الْجَاهِلِيَّةِ وَ الْأَشْعَارِ الْعَرَبِيَّةِ قَالَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص ذَاكَ عِلْمٌ لا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ ص إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ.

چون رسول خدا(ص) وارد مسجد شد دید جماعتى گرد مردى را گرفته اند فرمود: چه خبر است گفتند علامه اى است. فرمود: علامه یعنى چه؟ گفتند: داناترین مردم است به دودمان عرب و حوادث ایشان و به روزگار جاهلیت و اشعار عربى. پیغمبر فرمود: اینها علمى‌است كه نادانش را زیانى ندهد و عالمش را سودى نبخشد سپس فرمود: همانا علم سه چیز است: آیه محكم، فریضه عادله، سنت پابرجا، و غیر از این فضل است.

شرح‏

تقسیم علم: 1- علم معاملات 2- علم مکاشفات یا 1- علم به اعمال 2- علم به مراتب وجود، ذات و صفات حق تعالی

علم معاملات، عام المنفعه و سهل الادراک است ولی علم مکاشفات عسیر الادراک است.

به همین سبب، گویی حضرت ختمی مرتبت اقسام علم معاملات را بیان فرمودند.

علم معاملات بر سه قسم است: 1- علم به اصول اعتقادی (آية محكمة) 2- علم به فروع عملی

علم به فروع عملی بر دو قسم است: 1- علم به اعمال جوارح (فريضة عادلة) 2- علم به احوال جوانح (سنة قائمة).

علم به جوانح از این جهت سنة قائمة است که این علم مربوط به سنن و نوافل است که سبب تغییر احوال جوانح می‌شود

معیار ارزش علم سودمندی آن برای انسان است.

علمی که سودمند نباشد، مذموم است.

البته مذموم بودن برخی از علوم نه به سبب علم بودن آن بلکه به خاطر زیان‌آوری آن برای انسان است، چنان‌که جلال و قهر الهی کمال است ولی برای انسان زحمت‌آور و مکروه است.‌و

 

چنان‌که پیامبر (ص) فرمود: ان من العلم جهلا و ان من العقل عيا.

گاهی علم چنان ضرر دارد که با ضرر جهل تفاوت ندارد بلکه بیش‌تر از آن است.

چنان‌که فرمود: قليل من التوفيق خير من كثير من العلم

الحديث الثانى و هو الخامس و الاربعون‏

عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ ذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لا دِينَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَئ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ فَإِنَّ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ فِي كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ

ترجمه: دانشمندان وارثان پیمبرانند براى اینكه پیمبران پول طلا و نقره به ارث نگذارند و تنها احادیثى از احادیثشان بجاى گذارند هر كه از آن احادیث برگیرد بهره بسیارى بر گرفته است. پس نیكو بنگرید كه این علم خود را از كه میگیرید، زیرا در خاندان ما اهل بیت در هر عصر جانشینان عادلى هستند كه تغییر دادن غالیان و بخود بستگى خرابكاران و بد معنى كردن نادانان را از دین برمى‌دارند.

شرح

روایت ضعیف است هم از نظر سند و هم محتوا. ابوالبختری، فرزند همسر امام صادق (ع) بود و عامی المذهب و ضعیف. تا جایی که فضل ابن شاذان می‌گوید: كان ابو البخترى من اكذب البرية.

از نظر محتوا نیز لم‌یورثوا درهما و لادیناراً به معنی متعارف درست نیست.

ولی باقی حدیث در نقل‌های دیگر آمده است.

حدیث، سخن معصوم است خواه نبی باشد خواه ولی.

انتحال، نسبت دادن نادرست و باطل به کسی.

اقسام ولادت: 1- ولادت صوری 2- ولادت معنوی

حضرت عیسی فرمود: لن يلج ملكوت السموات من لم يولد مرتين.

وراثت نیز بر دو قسم است: 1- وراثت مالی 2- وراثت علمی

انبیاء از جهت نبی بودنشان درهم و دینار به ارث نمی‌گذارند اگر چه از نظر نسبت صوری برای اهلشان درهم و دینار هم به ارث می‌گذارند

ميراث انبیاء از جهت نبوتشان، علم است و معرفت.

با توجه به نوع ارث آن‌ها، وارثانشان، علما هستند نه غیر آن‌ها.

سهم همه وراث معنوی و علمی نیز مانند سهم وراث صوری مساوی نیست. هر یک از وراث به اندازه قرابت با آن حضرت، از علم و کلام آن‌ها سهم خواهد داشت.

روشن است که مقصود از میراث آن حضرت، الفاظ و کلمات نیست بلکه الفاظ حاکی از معانی علمی است.

فانظروا علمكم هذا عمن تأخذونه. علاوه بر این‌که علوم با هم تفاوت دارند، منابع آن‌ها نیز با هم تفاوت دارند بلکه همه جهاتی که علم و انتقال آن بدان ارتباط دارد مانند زمان، مکان، معلم، هم‌کلاسی و ... در تاثیر‌گذاری علم موثر است.

الحديث الثالث و هو السادس و الاربعون‏

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ

ترجمه: چون خدا خیر بنده اى خواهد او را در دین دانشمند كند.

شرح

علم از موجودات حقیقی است که هم نیاز به فاعل حقیقی دارد و هم نیاز به قابل و معد.

علم مانند همه موجودات دیگر، فعل خدای متعال است اگرچه قابل و معد آن انسان و دیگر عوامل دخیل باشد.

الحديث الرابع و هو السابع و الاربعون‏

عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ (ای المصیبه) وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ

ترجمه : كمال انسان و نهایت كمالش دانشمند شدن در دین و صبر در بلا و اقتصاد در زندگى است.

قال حماد بن عيسى: دخلت على ابى الحسن الاول فقلت: جعلت فداك، ادع اللّه ان يرزقنى دارا و زوجا و ولدا و خادما و الحج فى كل سنة فقال: اللهم صل على محمد و آل محمد و ارزقه دارا و زوجة و ولدا و خادما و الحج خمسين سنة، فلما شرط خمسين سنة علمت انى لا احج اكثر من خمسين سنة، قد رزقت كل ذلك و حججت ثمان و اربعين سنة. قال الراوی: فحج بعد هذا الكلام حجتين تمام الخمسين ثم خرج بعد حاجا، فلما صار فى موضع الاحرام دخل يغتسل فجاء الوادى فحمله فغرقه الماء رحمه اللّه.

شرح

تقدیر: بین الاسراف و التقتیر

وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً (الفرقان- 67)