بطلان قیاس و آراء عوامانه
18 دي 1397

الحديث الثانى عشر و هو الثامن و الستون و المائة

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلالَةٌ وَ كُلُّ ضَلالَةٍ فِي النَّارِ

ترجمه: رسول خدا (ص) فرمود: هر بدعتى گمراهى و هر گمراهى در آتش است.

شرح

مشابه حدیث 8 همین باب است.

تفاوت «كُلُّ ضَلالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ» با «كُلُّ ضَلالَةٍ فِي النَّارِ» در این است که دومی اشاره به وجود بالفعل جهنم دارد اگرچه آشکار نیست و مانند آیات ذیل است:

إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ (مؤمنون، 74)، يُسْحَبُونَ فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ (غافر، 71-72) که نشان می‌دهد فقدان ایمان با لغزیدن بالفعل از صراط و ورود بالفعل در آتش برابر است نه آن‌که بالقوه چنین نتیجه‌ای داشته باشد.

الحديث الثالث عشر و هو التاسع و الستون و المائة

عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّا نَجْتَمِعُ فَنَتَذَاكَرُ مَا عِنْدَنَا فَلا يَرِدُ عَلَيْنَا شَيْ‏ءٌ إِلا وَ عِنْدَنَا فِيهِ شَيْ‏ءٌ مُسَطَّرٌ وَ ذَلِكَ مِمَّا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْنَا بِكُمْ ثُمَّ يَرِدُ عَلَيْنَا الشَّيْ‏ءُ الصَّغِيرُ لَيْسَ عِنْدَنَا فِيهِ شَيْ‏ءٌ فَيَنْظُرُ بَعْضُنَا إِلَى بَعْضٍ وَ عِنْدَنَا مَا يُشْبِهُهُ فَنَقِيسُ عَلَى أَحْسَنِهِ فَقَالَ وَ مَا لَكُمْ وَ لِلْقِيَاسِ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ هَلَكَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِالْقِيَاسِ ثُمَّ قَالَ إِذَا جَاءَكُمْ مَا تَعْلَمُونَ فَقُولُوا بِهِ وَ إِنْ جَاءَكُمْ مَا لا تَعْلَمُونَ فَهَا وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى فِيهِ ثُمَّ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ أَبَا حَنِيفَةَ كَانَ يَقُولُ قَالَ عَلِيٌّ وَ قُلْتُ أَنَا وَ قَالَتِ الصَّحَابَةُ وَ قُلْتُ ثُمَّ قَالَ أَ كُنْتَ تَجْلِسُ إِلَيْهِ فَقُلْتُ لا وَ لَكِنْ هَذَا كَلامُهُ فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَتَى رَسُولُ اللَّهِ ص النَّاسَ بِمَا يَكْتَفُونَ بِهِ فِي عَهْدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَقُلْتُ فَضَاعَ مِنْ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ فَقَالَ لا هُوَ عِنْدَ أَهْلِهِ

ترجمه: سماعه گوید: به امام هفتم عرض كردم: اصلحك الله ما انجمن مى‌كنیم و وارد مذاكره مى‌شویم، هر مطلبى كه پیش آید، راجع به آن نوشته اى داریم، این هم از بركت وجود شماست كه خدا به ما لطف كرده است، گاهى مطلب كوچكى پیش مى‌آید كه حكمش را حاضر نداریم و به یكدیگر نگاه مى‌كنیم و چون نظیر آن موضوع را داریم آن را به بهترین نظیرش قیاس مى‌كنیم. فرمود: شما را با قیاس چه كار؟! همانا پیشینیان شما كه هلاك شدند بواسطه قیاس هلاك شدند، سپس فرمود: چون مطلبى براى شما پیش آمد كه حكمش را مى‌دانید بگوئید و چون آن چه را  نمى‌دانید پیش آمد، این با دست به لب‌هاى خویش اشاره فرمود (یعنى سكوت كنید یا حكمش را از دهان من جوئید) پس فرمود: خدا ابوحنیفه را لعنت كند كه مى‌گفت على چنان گفت و من چنین گویم، اصحاب چنان گفتند و من چنین گویم، پس فرمود: در مجلسش بوده اى؟ گفتم: نه ولى این سخن اوست؟ پس گفتم اصلحك الله آیا پیغمبر احتیاجات مردم زمان خویش را كامل آورد؟ فرمود: بلى و آنچه را هم تا قیامت محتاجند، گفتم: آیا چیزى هم از دست رفت؟ گفت نه، نزد اهلش محفوظ است.

شرح‏

اصلحك اللّه، دعا یا احترام است.

ادعیه، صلوات و نذورات مومنان برای پیامبر و اهل بیت او مانند میوه‌هایی است که کارگر باغ برای مالک باغ و ارباب خود هدیه می‌کند.

مسطر: مكتوب فى الصحف عندنا

ضرورت پرهیز از اظهار نظر درباره آن‌چه که از منبع معتبر مانند کتاب و سنت به‌دست نیامده است یا بدین سبب است که موضوع مورد نظر از تعبدیات است یا بدین سبب که مخاطب تسلط بر مبانی و معانی فهم و فقه تسلط ندارد و آن‌چه که اظهار می‌کند در اندازه حدس و گمان و در بسیاری از موارد کم‌تر از آن است و شامل مجتهد و فقیه نمی‌شود. کم‌ترین توانایی و وظیفه مجتهد و صاحب‌نظر همین تفریع و استنباط ناگفته‌ها از گفته‌ها، مفصلات، از مجملات و اشارات است.