باب مشیت و اراده حدیث 5
26 آذر 1398

174- الحديث الخامس و هو الرابع و الثمانون و ثلاث مائة

عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع) يَقُولُ: شَاءَ وَ أَرَادَ وَ لَمْ يُحِبَّ وَ لَمْ يَرْضَ؛‏ شَاءَ أَنْ لا يَكُونَ شَيْ‏ءٌ إِلا بِعِلْمِهِ وَ أَرَادَ مِثْلَ ذَلِكَ وَ لَمْ يُحِبَّ أَنْ يُقَالَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ وَ لَمْ يَرْضَ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ.

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمود: خدا خواسته و اراده كرده ولى دوست نداشته و نپسندیده، خواسته است كه چیزى نباشد مگر این‌كه او بداند و هم‌چنین هم اراده كرده و دوست نداشته كه او را سوم سه خدا گویند و كفر را براى بندگان خود نپسندیده است.

شرح مترجم: راده و خواست خدا تعلق گرفته است كه آن‌چه در عالم واقع می‌شود از كوچكت‌رین و بزرگ چنان‌كه هست بداند و حتى می‌داند كه نصارى او را خداى سوم دانند ولى آن را دوست ندارد و می‌داند كه بعضى از بندگانش به او كافر شوند ولى او كفر را براى بندگانش نمى‌پسندد.

شرح‏

پیش‌تر در تفاوت میان اراده و رضایت توضیح داده شد.

اما اراده و محبت: محبت عبارت است از ادراک ملائم یا کمال، بدون حجاب و بدون غفلت.

اگر چه همه عالم هستی ملائم با حق تعالی است، زیرا همه ظهورت صفات و کمالات او هستند، ولی رحمت و جمال حق تعالی مقدم بر نقمت و جلال اوست.

اگر جلال مقدم بود، هیچ موجودی آفریده نمی‌شد.

اگر جلال و جمال با هم برابر بودند، هیچ موجودی دوام و بقاء نمی‌یافت.

به همان‌اندازه که جمال مقدم بر جلال است، رحمت هم محبوب‌تر برای اوست.

چون کفر، مستلزم نقمت و عذاب است و آن‌هم نشان جلال حق تعالی و جلال متاخر از جمال و رحمت است، پس کفر مرضی نیست، چون با رحمت او تناسب و ملائمت ندارد.

علاوه بر این، هر چه مراد بالذات حق تعالی باشد، محبوب بالذات او نیز هست و هر چه مراد بالعرض باشد، محبوب بالعرض است.

محبوب حق تعالی خیرات عالم است: ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله؛ و الله يحب التوابين و يحب المتطهرين؛يحبّهم و يحبّونه.

اما شرور عالم محبوب او نیست: و لا يرضى لعباده الكفر؛ ان الله برئ من المشركين؛ لايحب الله الجهر بالسوء من القول.