باب این‌كه راهنمایان تنها ائمة هستند
24 ارديبهشت 1398

بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ(ع) هُمُ الْهُدَاةُ

باب این‌كه راهنمایان تنها ائمة هستند (باب دهم از کتاب حجت که 4 حدیث دارد)

و هو الباب العاشر من كتاب الحجة و فيه أربعة احاديث:

72- الحديث الاول و هو التاسع و التسعون و اربع مائة

عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ؟ فَقَالَ: كُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِي هُوَ فِيهِمْ (رعد، 7)

ترجمه: فضیل گوید از امام صادق علیه‌السلام درباره سخن خداى عزوجل (7 سوره 13) «و هر گروهى را رهبریست» پرسیدم، فرمود: هر امامى رهبر است در دوره‌ای كه در میان مردم است (رهبر مردم دوران خویش است)

شرح‏

قرن به‌معنی زمان، دوره‌ای از زمان، قوم، مردم و گروهی از مردم است.

73- الحديث الثانى و هو الخمس مائة

عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ(رعد، 7). فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ(ص)، الْمُنْذِرُ وَ لِكُلِّ زَمَانٍ، مِنَّا هَادٍ يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ(ص)، ثُمَّ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِهِ عَلِيٌّ، ثُمَّ الْأَوْصِيَاءُ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ.

ترجمه: برید عجلى گوید از امام باقر علیه‌السلام درباره سخن خداى عزوجل «همانا تو بیم دهنده‌اى و براى هر گروهى رهبریست» پرسیدم، فرمود: رسول خدا(ص) بیم دهنده است و در هر زمانى یكى از ما اهل بیت رهبری است كه مردم را به آن‌چه پیامبر از طرف خدا آورده رهبرى كند، رهبران بعد از پیامبر اول على است و پس از او اوصیائش یكى پس از دیگرى.

شرح‏

پیامبر که منذر است در صورتی باید وصی و هادی پس از خود داشته باشد که یا زمان بیان حقایق و معارف و شریعت به اندازه کافی نباشد.

یا پیامبر خاتم باشد که تفسیر دقیق و متعدد در گذر زمان و مناسب با آن برای معرفت و شریعت ضروری باشد.

یا مخاطب حقیقی پیامبر افراد خاصی باشند که آن‌ها واسطه در تبیین حقایق معارف و شریعت برای سایر مردم باشند و بیان اسرار و رموز معارف و شریعت برای همگان ممکن نباشد.

یا پیامبر در مقام بیان اجمالی باشد و هادی و وصی در مقام بیان تفصیلی باشد. این نکته اخیر یا مربوط به شرایط عصر و زمان است که چنین اجمال و تفصیلی را اقتضاء می‌کند یا مربوط به مرتبه پیامبر مقام جمعی داشته باشد و کتاب او قرآن باشد نه فرقان.

تفاوت منذر و هادی

1- دعوت منذر همگانی است ولی دعوت هادی این‌گونه نیست. مخاطب منذر، بالاصاله عموم است و بالتبع، خصوص ولی دعوت هادی، بالاصاله خواص هستند و بالتبع عموم.

2- دعوت منذر ناظر به دنیا و آخرت است ولی دعوت هادی مربوط به عمران و آبادی آخرت است.

3- دعوت منذر، اجمالی است ولی دعوت هادی، تفصیلی.

4- دعوت منذر به توحید الوهی و لوازم آن است که همه خلق باید آن را بدانند ولی دعوت هادی به توحید وجودی است که اکثریت خلق از ادراک آن ناتوانند.

5- پیام منذر مناسب با همه مردم است هم عوام و هم خواص. آن‌چه مربوط به عوام است تقریبا برای همگان قابل فهم است ولی آن‌چه مربوط به خواص است باید به‌وسیله هادی تبیین شود.

البته هرگاه پیام عمومی منذر در حال اندراس یا نسیان عموم باشد، هادی باید آن را احیاء کند و در این صورت، هادی مفسر پیام عمومی در حال فراموشی منذر هم خواهد بود مانند امام باقر و امام صادق علیهما‌السلام.

74- الحديث الثالث و هو الحادى و خمس مائة

عَنْ أَبِي‌بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي‌عَبْدِاللَّهِ(ع): إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِ‏ قَوْمٍ هادٍ، فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ(ص)، الْمُنْذِرُ وَ عَلِيٌّ، الْهَادِي. يَا أَبَامُحَمَّدٍ هَلْ مِنْ هَادٍ الْيَوْمَ؟ قُلْتُ: بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ، مَا زَالَ مِنْكُمْ هَادٍ بَعْدَ هَادٍ حَتَّى دُفِعَتْ إِلَيْكَ. فَقَالَ: رَحِمَكَ اللَّهُ يَا أَبَامُحَمَّدٍ لَوْ كَانَتْ إِذَا نَزَلَتْ آيَةٌ عَلَى رَجُلٍ ثُمَّ مَاتَ ذَلِكَ الرَّجُلُ مَاتَتِ الْآيَةُ مَاتَ الْكِتَابُ وَ لَكِنَّهُ حَيٌّ يَجْرِي فِيمَنْ بَقِيَ كَمَا جَرَى فِيمَنْ مَضَى.

ترجمه: ابوبصیر گوید به امام صادق علیه‌السلام آیه «همانا توئى بیم دهنده و براى هر گروهى رهبریست» را عرض كردم، فرمود: بیم دهنده رسول خدا(ص) است و رهبر على است. اى ابومحمد آیا امروز رهبرى هست؟ عرض كردم: آرى فدایت گردم، همیشه از شما خاندان رهبرى پس از رهبر دیگرى بوده تا به شما رسیده است، فرمود خدایت رحمت كند: اى ابامحمد: اگر چنین مى‌بود كه چون آیه‌اى درباره مردى نازل مى‌شد و آن مرد مى‌مرد آیه هم از بین مى‌رفت (و مصداق دیگرى نداشت) كه قرآن مرده بود ولى قرآن همیشه زنده است بر بازماندگان منطبق مى‌شود چنان‌که بر گذشتگان منطبق مى‌شد

شرح‏

1- در احادیث مختلف، پیامبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم مصداق منذر معرفی شده است و اميرالمومنين عليه السلام، مصداق هادی.

مقصود از این تعیین مصداق، بیان تمام مصادیق یا انحصار مصداق به آن دو نیست، زیرا اگر مصادیق شناخته شده آیات، تنها مصداق آن باشد، لازمه‌اش این است که با از دنیا رفتن آن‌ها آیات ناظر به آن‌ها فاقد مصداق و در نتیجه باطل باشند و این به بطلان تمام قرآن خواهد انجامید. و چون لازم باطل است، پس مصادیق شناخته شده آیات، تنها مصداق آن‌ها نیست.

2- منذر و هادی امری تشکیکی و ذومراتب است همان‌گونه که حجت الهی این‌گونه است. آن‌چه در این احادیث شریف به‌عنوان مصداق منذر و هادی معرفی شده است، اتم مراتب آن است نه همه مراتب آن.

ورثه انبیاء و اولیاء مراتب دیگری از منذر و هادی هستند، چنان‌که علماء با حفظ نوع و مرتبه علمی خود، از مراتب آن هستند.

75- الحديث الرابع و هو الثانى و خمس مائة

عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْمُنْذِرُ وَ عَلِيٌّ الْهَادِي، أَمَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتْ مِنَّا وَ مَا زَالَتْ فِينَا إِلَى السَّاعَةِ

ترجمه: قصیر گوید از امام باقر(ع) درباره گفته خداى تبارك و تعالى «همانا» توئى بیم دهنده و براى هر قومى رهبریست» پرسیدم فرمود: رسول خدا (ص) بیم دهنده است و على رهبر است، هان به‌خدا سوگند كه مقام هدایت و رهبرى از میان ما خاندان نرفته و تا اكنون هم در میان ما هست.

شرح‏

أَمَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتْ مِنَّا وَ مَا زَالَتْ فِينَا إِلَى السَّاعَةِ: ضمير در مَا ذَهَبَتْ وَ مَا زَالَتْ به هدايت که به‌طور ضمنی بیان شده است برمی‌گردد.